۰

روایت فرزند آیت الله مهدوی کنی از اختلافات پدرش با آیت مصباح یزدی و مسائل سال 88

  • ۱۵بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه

تسنیم نوشت: فرزند آیت الله مهدوی کنی گفت:برخی به آیت‌الله مهدوی‌کنی به‌دلیل همکاری با اساتید روشنفکر خرده می‌گرفتند. حاج آقا در پاسخ به این دسته از منتقدین می‌گفتند: "اگر ما بخواهیم همپای علوم روز پیش برویم حضور چنین اساتیدی در دانشگاه مانعی ندارد.

اهم اظهارات مهدیه مهدوی‌ در اولین سالگرد رحلت آیت‌الله مهدوی‌کنی را در ادامه می خوانید:

جاذبه حاج آقا خیلی عجیب بود، افراد تعجب می‌کردند چطور جوانان با سبکهای فکری وگرایش‌های مختلف در مسجد جلیلی دور حاج آقا جمع می‌شوند و خیلی از همین جوانان پس ازانقلاب بعدها مسئولیت‌های مختلفی را در انقلاب به‌عهده گرفتند. حاج آقا روش تربیتی خاصی داشتند، هیچ‌گاه مسایل اخلاقی را اجبار نمی‌کردند. ما را با روش‌های تربیتی صحیح خانواده مدیریت کردند و بستر رشد اسلامی را برای ما و دوستان و شاگردانشان فراهم می‌کردند.


حاج آقا به‌طور خاص به تلفیق حوزه و دانشگاه اعتقاد داشتند و می‌گفتند که تنها افراد با بار علمی نمی‌توانند مؤثر واقع شوند و باید ایمان لازم را برای حضور در عرصه سیاست، اجتماع، فرهنگ، اقتصاد و... داشته باشند. منظور ایشان از نیروهای کارآمد و مؤثر، نیروهایی هستند که علاوه بر علم، ایمان نیز دارند، حاج آقا همیشه می‌گفتند اینکه فردی مؤمن باشد و تهذیب داشته باشد برای مدیریت کافی نیست و افراد مؤمن باید مسلط به علم روز باشند و بتوانند در حوزه‌های علمی نیز همانند کسب تهذیب موفق عمل کنند.

حاج آقا همیشه می‌گفتند: "توقع ما از دانشجو تنها این نیست که نماز و قرآن بخواند و سلوک اخلاقی داشته باشد بلکه توقع داریم یک دانشجوی عالم و فاضل و در عین حال مؤمن و باتقوا داشته باشیم". ایشان همیشه به ما می‌گفتند: "ما تنها دانشجوی مؤمن نمی‌خواهیم که فقط نماز بخواند و یا تنها دانشجوی نخبه‌ای نمی‌خواهیم که در ابعاد ایمانی خود اهمال ورزد".

برخی به آیت‌الله مهدوی‌کنی به‌دلیل همکاری با اساتید روشنفکر خرده می‌گرفتند. حاج آقا در پاسخ به این دسته از منتقدین می‌گفتند: "اگر ما بخواهیم همپای علوم روز پیش برویم حضور چنین اساتیدی در دانشگاه مانعی ندارد چرا که اگر فضا و بستر ما معنوی و روحانی باشد، آن استاد هم در این فضا خودش را تعریف می‌کند و در چارچوب‌های معنوی و مذهبی تدریس کرده و عمل می‌نماید".

در تربیت دانشجویان هرگز از رعایت باورها و ارزش‌ها چشم نمی‌پوشیدند اما افراط و تفریط را نمی‌پسندیدند، نمی‌گویم ما قوانین اجباری مثل حجاب یا عدم‌آرایش برای دختران نداریم اما حاج آقا می‌گفتند: "باید به‌گونه‌ای عمل کنید این چادر پوشیدن‌‌ها و عفاف برای دانشجویان دختر اعتقاد و باور قلبی باشد نه اینکه در دانشگاه چادر سر کنند و خارج این فضا سر نکنند".

حاج آقا، اهل تعارف نبودند. همیشه می‌گفتند: "من رک و صریح هستم". ایشان همواره میزان را حق قرار می‌دادند و می‌گفتند، ولایت فقیه میزان حق است یعنی هرکس با ولی فقیه نباشد و از ولی فقیه زاویه بگیرد از حق زاویه گرفته است. در جریان انقلاب، برخی دوستانی داشتند که کنارشان مبارزه کرده بودند و با هم در زندان بودند اما بعد از انقلاب و در برخی برهه‌‌های حساس همچون فتنه 88، وقتی دیدند حتی دوست قدیمی‌شان از ولی فقیه فاصله گرفته، فوراً جبهه خود را جدا کرده علیه او موضع صریح گرفتند. ایشان می‌گفتند: "من آنجا که احساس کنم اصل ولایت فقیه لطمه بخورد با هیچ‌کس تعارف نمی‌کنم". برای حاج آقا، اصل ولایت فقیه، شخص ولی فقیه، رسالت روحانیت و ارزش‌های انقلاب یک اصل بسیار مهم و غیرقابل اغماض بود.

البته حاج آقا، ضمن اینکه موضع محکم علیه کسانی که از ولی فقیه زاویه داشتند، اتخاذ می‌کردند بعضاً هم وقتی می‌دیدند مثلاً تخریب یا تضعیف بیش از حد یک شخص موجب تضعیف نظام می‌شود، ورود می‌کردند. ایشان می‌گفتند نباید برای دفع یک شر کوچک، شر بزرگتر رقم بخورد؛ حاج آقا در مقابل برخی اشتباهات که برخی‌ها داشتند، می‌گفتند: "اینها اشتباهاتی دارند اما نباید خدماتشان را نادیده بگیریم"، حاج آقا حتی به خانواده خود اجازه تحلیل‌های سوگیرانه درباره شخصیت‌های انقلاب نمی‌دادند و خودشان نیز حرمت این آقایان را حفظ می‌کردند".

حاج آقا، می‌گفتند: "ممکن است به‌طور طبیعی بین ماها (ایشان و آیت الله مصباح) اختلاف سلیقه‌هایی هم باشد اما این دلیل نمی‌شود که برخی بگویند ما اختلاف یا تفرقه داریم، ما باید مراقب باشیم و قدر بزرگان را بدانیم" لذا ایشان در ایامی که برخی دنبال سوءاستفاده بودند، مدام می‌گفتند باید حرمت‌‌ها حفظ شود و خودشان هم، حرمت بزرگانی چون علامه مصباح را داشتند. حاج آقا واقعاً به علما و روحانیت به‌عنوان جناحی و حزبی نگاه نمی‌کردند و مدام می‌گفتند: "ما روحانیون، این جناح و آن جناح نیستیم. من نه حزب راست می‌خواهم باشم نه حزب چپ و یک روحانی هستم و در سلک روحانی وظیفه‌ای دارم، وظیفه من هدایت مردم براساس اصول مذهب و دین است".

17214

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.