۰

وقتی سردمدارتحصن جلوی مجلس نمی توانست متحصنین را قانع کند که باید بازی را تمام کرد

  • ۳۳بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه

هفته نامه مثلث نوشت: تحصن شش روزه دلواپسان در برابر ساختمان مجلس شورای اسلامی پس از رایزنی از سوی دفتر مقام معظم رهبری پایان یافت اما این پایان یافتن، بی حاشیه نبود.

خبرنگار هفته نامه مثلث در جمع تحصن کنندگان حضور یافته و شاهد تلاش عمارلو، بازیگردان اصلی و آغاز کننده تحصن برای راضی کردن سایر متحصنان بود تا قبول کنند پیامی که از طرف دفتر رهبر معظم انقلاب برای پایان یافتن تحصن رسیده، معتبر است یا خیر.

بخشی از گفت و گوهای متحصنان در ساعات پایانی به شرح زیر است:

   زن: شما از کجا مطمئنید که این پیام از طرف دفتر رهبری بوده؟

عمارلو: یک نفر به موبایل آقای ... زنگ زده، او هم گوشی را به من داد. فردی پشت خط بود گفت من وحیدی هستم. من سوال کردم مگر دفتر آقا وحیدی دارد؟

زن: آقای وحیدی که تکلیفش روشن است و منبع موثقی نیست.

عمارلو: آقای حسین شریعتمداری که سال هاست در روزنامه کیهان قلم می زند، به من گفت که اگر آقای وحیدی پیام را به شما گفته باشد، کاملا موثق است و مو لای درزش نمی رود.

زن: شما مطمئن هستید که آقای وحیدی بود؟

***

مرد: حاج آقا ما نمی توانیم برویم از دفتر رهبری استعلام کنیم؟

عمارلو: چون آقا گفته اند ادامه ندهید، از نظر من تحصن تمام است.

زن: آقا چطور به شما گفته اند؟

جوان: حاج آقای پناهیان گفته اند ما به این حرف ها اعتماد نداریم.

عمارلو: آقای پناهیان خودش هر چه صلاح بداند انجام می دهد. ما ایشان را دعوت کردیم و حالا هم می گوییم برنامه لغو شده است.

زن: حاج آقا! اصلا حرف شما مورد تایید است اما روش تان خوب نبود.

عمارلو: ما باید چه کار می کردیم؟ باید کارت پستال می دادیم؟

***
مرد جوان: حاج آقا! شما این کار را زخمی کردید. اگر... هم بگویید مردم بیایند و تجمع کنند، کسی نمی آید.

زن: ما پنج روز است اینجا هستیم.

عمارلو: ما از دفتر آقا پیام دریافت کرده ایم.

مرد جوان: چرا آقا باید مخفیانه بگویند؟

عمارلو: تو خیلی عاشق آقایی؟

مرد جوان: اگر حرفی داشته باشند علنی می گویند.

عمارلو: آقا نماینده دارند.

مرد جوان: چه دلیلی دارد که آقا برای این مساله مهم نماینده بفرستند؟

زن: ما نباید از آقا هزینه کنیم.

مرد جوان: حداقلش این بود که نماینده رسمی می فرستادند. ولی واقعا دیگر کسی نمی آید. الان همه آمده اند و ما را با تردید نگاه می کنند.

عمارلو: آقا دیدند ما تابعیم و به ما پیام دادند.

***

عمارلو: بروید. کسی نایستد.

زن: ما نگران شما هستیم.

عمارلو: نگران نباشید، بروید.

زن: ما به این پیام اعتماد کنیم؟

عمارلو: آقای شریعتمداری، آقای رسایی، سردار ساجدی نیا همه و همه از دفتر آقا استعلام کرده اند. از دفتر آقا هم نماینده فرستاده اند. دیگر چه اتفاقی باید بیفتد؟ خود آقا هم باید بیایند؟!

***
زن: چرا تحصن را ناتمام گذاشتید؟

عمارلو: به خاطر مصلحت کشور.

زن: شما خودتان تاریخ را خوانده اید. پایان این تحصن به ضرر ماست.

***
بسیجی 1: نهایتش این است که باتوم می خوریم؟

بسیجی 2: کسی غلط می کند به ما باتوم بزند.

29213

 

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.