هافینگتون‌پست: چرا سیاست ایران در قبال عربستان تغییر کرد؟

واحد مرکزی خبر نوشت: هافینگتون پست در تحلیلی این سئوال را مطرح کرد که چرا ایران به دنبال تشدید تنش با عربستان است.

شهیر شهید ثالث در تحلیلی برای این روزنامه آمریکایی نوشت: مرگ حدود پانصد ایرانی در حادثه برخورد جمعیت در مراسم سالانه حج در 24 سپتامبر با واکنش شدیدی از سوی آیت الله علی خامنه ای رهبر معظم ایران مواجه شد. آیت الله خامنه ای در یک سخنرانی بعد از این حادثه، عربستان سعودی را به واکنش سخت و خشن تهدید کرد.

به دنبال اظهارات آیت الله خامنه ای، سردار محمد علی جعفری فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در سوم اکتبر تهدید عربستان را به سطح دیگری برد و گفت: برای تحقق اراده رهبر جمهوری اسلامی ایران، سپاه از همه ظرفیت های خود برای واکنش سریع و خشن برای پاسخگو کردن آل سعود به فاجعه منا و بازگرداندن حقوق زائران قربانی شده در منا استفاده خواهد کرد و منتظر اجرای دستور هستیم.

همانطور که در اظهارات آیت الله خامنه ای اشاره شده است، ایران پیش از حادثه منا در قبال اقدامات عربستان خویشتنداری می کرد. اما سئوالی که اکنون مطرح می شود این است که دلیل تغییر سیاست ناگهانی ایران در قبال عربستان چیست و چرا ایران موضع منفعل خود در گذشته را کنار گذاشته است و هدف از موضع تهاجمی فعلی ایران در حال حاضر چیست. در ابتدا باید به این پرسش پاسخ داد که آیا اساسا یک موضع جدید در رفتار ایران بروز کرده است یا خیر؟

برای چندین دهه، عربستان سعودی در سیاستهای خود بسیار محتاطانه عمل می کرد و از نظر ژئوپلیتیک هم یک بازیگر محافظه کار در صحنه بین المللی بود. ازماه ژانویه که ملک سلمان به عنوان پادشاه جدید عربستان سعودی روی کار آمد، عربستان سعودی به طور قابل ملاحظه ای سیاست خارجی خود را تغییر داده است. دولت جدید یک سیاست تهاجمی را در قبال ایران پیش گرفت و با حمله هوایی علیه حوثی ها مورد حمایت ایران در یمن در ماه مارس، این سیاست به اوج خود رسید. در حالیکه سعودی ها، جنگ لفظی خود علیه ایران را تشدید می کردند، به نظر می رسید، سیاست خارجی ایران به زور و بازو نشان دادن عربستان محتاطانه پاسخ می دادند و به آنها توصیه می کرد که از این رویکرد غیرسازنده خود دست بردارند. در همین حال ‌رهبر معظم ایران در آن زمان هم گاهی اوقات از سیاستهای عربستان انتقاد می کرد، ولی هرگز آنها را به استفاده از زور تهدید نمی کرد.

دلیل رویکرد محتاطانه ایران کاملا روشن بود. آنها نمی خواستند به مذاکرات هسته ای لطمه وارد شود و ایران به عنوان تهدیدی برای ثبات منطقه در نظر گرفته شود. چرا که چنین وضعیتی می توانست سعودی ها، اسرائیلی ها و حامیانش را برای ضربه زدن به مسیر مذاکرات مجهز کند. ایران به شدت نیازمند یک توافق هسته ای برای برداشته شدن تحریم ها بود. با امضای توافق هسته ای بین ایران و شش قدرت جهانی، ایران به عنوان کشوری ظاهر شد که می تواند مذاکراتی منطقی و هوشمندانه را پیش ببرد و تا جایی در این مسیر موفق می شود که می تواند نیروهای قدرتمند در داخل و خارج آمریکا از جمله سعودی های و اسرائیل را که به شدت مخالف هرگونه توافقی با ایران بودند، شکست دهد.

علاوه بر این، برخی تحلیلگران پیش بینی می کردند که با به دست آمدن توافق هسته ای، مسیر ایران به سمت تبدیل شدن به یک قدرت جهانی هموار شده است و این دقیقا چیزی بود که مایه نگرانی اسرائیل و عربستان سعودی شده بود. در حالی که در چهار سال گذشته آمریکا همواره نقش ایران در بحران سوریه را نادیده گرفته بود، باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل در 28 سپتامبر اعلام کرد آمریکا قصد دارد با همکاری ایران و روسیه، جنگ در سوریه را پایان دهد.
این مسئله از چشم ایرانی ها پنهان نیست که اگر میان ایران و عربستان سعودی یک درگیری رخ دهد، عربستان به شدت به آمریکا متکی است. توافق هسته ای، موضع آمریکا در قبال تهران را به طور کامل تغییر داد و همین مسئله موجب خشم عربستان و باطل شدن محاسبات آنها شد.
اوباما در یک کنفرانس مطبوعاتی بعد از نشست رهبران کشورهای عربی در حاشیه خلیج فارس موسوم به شورای همکاری خلیج فارس در کمپ دیوید در ماه می ، پارادایم جدید آمریکا در منطقه خاورمیانه را مطرح کرده و گفت: هدف همکاری های امنیتی با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به معنای ادامه درگیری های طولانی مدت با ایران و یا حتی به حاشیه راندن ایران نیست. هیچ یک از کشورهای ما علاقه ای به درگیری های بی پایان با ایران ندارد.

اما چرا اوباما چنین چیزی را گفت؟ به دلیل حفظ و بقای توافق هسته ای که پیش بینی می شود مانع دستیابی ایران به تسلیحات هسته ای شود و این مسئله به بقا و ثبات حاکمیت ایران مرتبط است. به عبارت دیگر هر تلاشی برای بی ثبات کردن دولت ایران، این هدف را شکست می دهد، ضمن این که این مسئله می تواند معادل تضعیف توافق هسته ای باشد. به طور ساده می توان گفت، تحقق توافق هسته ای به طور قابل ملاحظه ای موضع عربستان سعودی را در درگیری با ایران تضعیف می کند. ایران هم که از این مسئله آگاه است، از امتیاز فضای ژئوپلیتیک جدید برای مقابله و شاید خنثی کردن اقدامات عربستان سعودی استفاده می کند که از زمان روی کار آمدن ملک سلمان به قدرت به شدت ایران را تحت فشار قرار داده است.

سئوال بعدی این است که چرا ایران در حال حاضر، یک موضع خصمانه در قبال عربستان اتخاذ کرده است؟‌ اگر ایران در واکنش به زور و بازو نشان دادن عربستان و تشدید لفاظی های این کشور همچنان موضع انفعالی خود را ادامه می داد، حکومت ایران هم در سطح منطقه ای و هم در داخل این کشور مورد تردید قرار می گرفت. تداوم این موضع انفعالی می توانست دوستان و متحدان ایران در منطقه را نومید و دشمنانش را برای اتخاذ موضع تهاجمی تر در قبال ایران تشویق کند.

در عین حال باید به این نکته نیز توجه کرد که سیاست خارجی ایران از زمان آغاز مذاکرات هسته ای در سال 2013 در دست نیروهای میانه رو بوده و تندروها در این کشور به حاشیه رانده شده اند. اتهامات عربستان سعودی با واکنش ملایم دولت ایران مواجه شد. از نظر رهبر معظم ایران، این رویکرد تا زمانی که مذاکرات هسته ای در جریان بود، معقول بود. اما با به نتیجه رسیدن این مذاکرات دیگر هیچ دلیلی برای ادامه این سیاست و مدیریت مسائل کلیدی سیاست خارجی توسط تندروها وجود ندارد، بویژه این که او از نظر سنتی همواره کنترل مواد حساس سیاست خارجی را برعهده دارد.

رویکرد آیت الله خامنه ای از میانه روها متفاوت است. او مخالف اتخاذ یک رویکرد نرم در قبال آنهایی است که از نظر او دشمن ایران محسوب می شوند و این مسئله را در سخنرانی خود در بیست و هشتم سپتامبر نیز مطرح کرد.

52310

کد N985552

وبگردی