• ۱۵بازدید

نقش درآوردن پیراهن و نمایش قطر بازو در استدلال!

واقعش این است که از همان اول هم معلوم بود کمیسیون برجام ،فرجامش ارائه گزارشی ضعیف،جناحی،غیرکاربردی و... خواهد بود. یعنی به قول ضرب المثل معروف:کوه،موش می زاید.

 گزارش که منتشر شد همه فهمیدند بدون این همه دنگ و فنگ و تلف کردن این همه وقت و بدون آوردن و بردن این همه مقام و مسئول، و بدون این همه تبلیغ از سیما و...می شد عین این گزارش را - حتی بدون کسر یک واو - از قبل نوشت و ارائه کرد. کما اینکه بعدا معلوم شد تقریبا همین گونه بوده است.
از همان روزهای اول ، فرجام کمیسیون برجام قابل پیش بینیبود.  پیش بینی اش هم هیچ هوشمندی نمی خواست. همین که مجلس ،آن را شوخی گرفته بود و حتی اعضای کمیسیون در انتخاب رئیس برای خودشان، بیشتر باب مزاح را باز کرده بودند عاقبت کار معلوم بود. آخرش هم 5عضو کمیسیون صراحتا محتوای گزارش را رد کردند و شنیده ها حاکی است حدود همین تعداد هم به گزارش کمیسیون - که توسط چند دانشجو نوشته شده- ایرادهای جدی دارند.
حالا که ناکامی کمیسیون حتی برای رئیسش هم روشن شده تهدید کرده است که چون عده ای می خواهند دیکتاتوری کنند پیراهنش را در می آورد و توی خیابان فلان می کند و بهمان. صرفنظر از اینکه آیا دیکتاتور،کسی نیست که یک گزارش غیرواقعی را به اکثریت دیکته می کند، باید گفت پیراهن درآوردن در فرهنگ آدمهایی که ایشان خوب می شناسندشان چه معنایی دارد. آیا رئیس کمیسیون برجام، به کارهایی که [...]معمولا بعد از درآوردن پیراهن انجام می دادند، ملتزم است؟! و آیا قرار است  استدلال گزارش برجام،با ستبری بازوان رئیس کمیسیون اثبات شود؟!

شاید نیازی نباشد به گوینده این تهدید، این بیت معروف سعدی را گوشزد کرد که:دلایل قوی باید و معنوی/نه رگهای گردن به حجت قوی. و حتی شاید باز هم لازم نباشد از قول سعدی به حضرت ایشان بگوییم:دریغ آیدم با چنین مایه‌ای/که بینم تو را در چنین پایه‌ای

بلکه حسن ظن ایجاب می کند که تصورکنیم جناب آقای دکتر زاکانی در گفتن چنین جمله ای تدبیر به خرج نداده و عجله کرده است؛دقیقا مشابه همان رفتاری که در تهیه گزارش کمیسون برجام کرده است.

 

 

وبگردی