۰

استفان والت: اوباما معتقد نیست که ایران و آمریکا تا ابد دشمن می مانند

  • ۱۷بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه

ایرنا - استفان والت، یکی از ده متفکر برتر جهان در سالهای 2009 و 2010 به انتخاب «پالس مدیا» می گوید اوباما معتقد نیست ایران و آمریکا مقدر است تا ابد دشمن بمانند.

صاحب کرسی پروفسوری روابط بین الملل رنه بلفر در مدرسه کندی دانشگاه هاروارد، در گفت و گو با ماهنامه ایرانی «دیپلمات» همچنین اوباما را آمیزه ای از «ایده آلیسم» و «رئالیسم» می داند که شیوه تعاملش با قدرتهای منطقهای مانند ایران با نحوه برخوردش با قدرتهای جهانی تفاوت دارد.

در ادامه بخش هایی از این مصاحبه مفصل استفان والت با ماهنامه دیپلمات می آید:
س - جایگاه ایران در سیاست خارجی آقای اوباما چیست؟ آیا او پیگیر عادی سازی کامل روابط با ایران است یا در واقع در تلاش برای مهار ایران است؟ پروژه او برای ایران چیست؟

من فکر می کنم که رئیس جمهور اوباما معتقد نیست که ایالات متحده و ایران مقدر است دشمن بمانند و دشمنی تنها رابطه ممکن بین این دو کشور است. او از اوائل ریاست جمهوری خود می خواسته که امکان برقراری روابطی متفاوت بین ایالات متحده و ایران را بررسی کند. این امر عمدتا بر برنامه هسته ای ایران متمرکز بود و ما اکنون توافقی داریم که می تواند این مشکل را به کناری بگذارد.
من فکر می کنم که اوباما دوست دارد ببیند آیا پایه ریزی روابطی سازنده تر بین دو کشور ممکن است یا نه. اینکه این اقدام ممکن باشد یا نه به آنچه ایران و همچنین آمریکا خواهند کرد بستگی دارد، اما به نظر من او پذیرای امکان روابط بهتر با ایران است و باور دارد که چنین موضوعی برای ایالات متحده و همچنین ایران و همین طور برای دیگر کشورهای منطقه بهتر است.

س - یعنی توافق هسته ای چنان که برخی از کارشناسان می گویند برای مهار ایران در درازمدت نیست؟

من فکر نمی کنم که توافق هسته ای بخشی از یک برنامه مهار باشد، بلکه فکر میکنم این توافق برای محدود کردن یکی از جنبه های قدرت بالقوه ایران طراحی شده است. توافق هسته ای با حذف احتمال دستیابی سریع ایران به سلاح هسته ای در صورتی که ایران در مقطعی در آینده چنین تصمیمی بگیرد، این احتمال را کنار می گذارد. بنابراین من معتقد نیستم که مهار ایران در وجوه دیگر ، هدف درازمدت آمریکا یا دست کم خواسته دولت آمریکا باشد. آنها می خواهند مطمئن شوند که ایران بر کل منطقه خاورمیانه غلبه پیدا نمی کند. دیدگاه من این است- و این لزوما نظر اوباما نیست- که ایران قادر نخواهد بود بر کل منطقه غلبه پیدا کند و بنابراین ما باید قادر باشیم روابطی سازنده تر با ایران برقرار کنیم.

س - تهران و واشنگتن ممکن است در موضوعاتی مانند مقابله با داعش نگاه مشترک داشته باشند، اما در موضوعاتی مانند سوریه تفاوت دیدگاههای مهمی وجود دارد. به نظر شما اوباما چگونه میتواند توازنی میان این موضوعات برقرار کند؟

بازسازی نظمی پایدار در خاورمیانه اقدامی نیست که یک کشور، بتواند انجام دهد. نه ایالات متحده و نه عراق، ایران، عربستان سعودی و ... هیچ کدام به تنهایی نمی توانند چنین کنند. چنین امری با خارج کردن هر کدام از بازیگران مهم منطقه از دور و بی توجهی به منافع آنها هم ممکن نیست. اگر ما یا دیگران چنین کنند، کسانی که محروم شده اند، هر کاری می کنند تا مانع این اقدام شوند و جلوی آنچه را در حال روی دادن است بگیرند. به نظرم اکنون فرصتی برای تمام کشورهای منطقه به وجود آمده است که کار کردن با هم را شروع کنند تا بعضی از کشمکشهای موجود را پایان دهند و نظمی پایدارتر را بازسازی کنند. اگر چنین نکنیم، باید با چالش هایی در تمام منطقه سروکله بزنیم. باید اضافه کنم که در این شرایط، ایران کشور بسیار باثبات تری از برخی از همسایگان خود به نظر میرسد، بنابراین من امیدوارم-این امید من است و نمیتوانم چنین چیزی را تضمین کنم- که توافق هسته ای در را به روی همکاری بر سر دیگر موضوعات نیز باز کند.

س - به نظر شما آیا لابی اسرائیل هم اکنون قدرت به چالش کشیدن توافق هستهای را دارد؟

آشکار است که رئیس جمهور اوباما در سنا از حمایت کافی برای به سرانجام رساندن توافق برخوردار است. شاید تلاشی برای منحرف کردن توافق با اشکال دیگری از قانون گذاری در کار باشد، اما اگر ایران و ایالاتمتحده آرام بمانند و تنها پیگیر اجرای توافق باشند، توافق به سرانجام خواهد رسید و هر دو طرف نفع خواهند برد.

س- شما ایشان را یک «ایده آلیست» میدانید یا یک «رئالیست» یا چنان که برخی میگویند آمیزهای از هر دو؟

من هم مانند بسیاری از افراد فکر میکنم که او آمیزه ای از هر دوی اینها است. او به وضوح اهدافی رئالیستی دارد: به رسمیت شناختن که قدرت نظامی ابزاری غیرقابل پیش بینی است، دریافت او مبنی بر اینکه شما نمی توانید سیاست خارجی را بر این اساس جلو ببرید که همه چیز همان طور که شما می خواهید پیش میرود، به رسمیت شناختن این واقعیت که قدرت واقعا اهمیت دارد و داشتن نیات خوب کافی نیست. همه اینها عناصر رئالیستی هستند، همچنین درک این که اگر شما بیش از اندازه تهاجمی عمل کنید، دیگران عموما به نیروهایی می پیوندند که در تلاشند جلوی شما را بگیرند. اما او تحت تاثیر اهداف ایده آلیستی نیز هست: او به عدالت و به حقوق بشر اهمیت می دهد. اینها باعث شده که او بعضا کار درست را انجام دهد و بعضا باعث شده او گامهایی را بردارد که به خوبی جواب نداده است. بنابراین چنان که گفتم او مخلطوطی از ایده آیسم و رئالیسم است.

4949

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.