ماجرای ما و آل سعود/ با عربستان چه باید کرد؟

ایران و عربستان,عربستان,حادثه منا حج 1394شمسی

در خصوص فاجعه منا و نوع واکنش هایی که نسبت به این موضوع در چند روز اخیر اتخاذ شد موارد ذیل قابل تامل است:

 

همسایگی قابل تغییر نیست

موضوع رابطه ایران و عربستان، و دامن زدن یا کنترل اختلافات و منازعات طرفین از ابعاد دیگری هم قابل مطالعه است. چه دوست داشته باشیم و چه خیر، ایران و عربستان در یک تعریف جغرافیایی مشترک قرار گرفته اند و این همجواری را با هیچ فرمولی نمی توان تغییر داد. تا بوده ایران و اعراب در کنار یکدیگر زیسته اند و تا گیتی ادامه داشته باشد این همزیستی استمرار خواهد داشت. مطالعه تجربیات کشورهای اروپایی در این رابطه می تواند مفید واقع باشد. آلمان و فرانسه سالها و دهه ها با یکدیگر اختلاف داشتند و حتی نوع نگاه بعضا نژادپرستانه یکی به دیگری جنگ ها و مجادلات نه چندان کم تعدادی را در تاریخ فرانسه و پروس و آلمان رقم زده است. اما نهایت این همه تنش و درگیری چه شد؟ آلمان در سر جای خود حضور دارد و فرانسه هم همچنین. هزینه های مادی و معنوی و جانی فراوانی در این منازعات نصیب طرفین شد اما نه ژرمن ها از صفحه روزگار محو شدنی هستند و نه لاتین ها را می توان به منطقه ای دیگر منتقل کرد. ایران و عربستان را نمی توان از این منطقه تکان داد و این کنار هم بودن دائمی و لایتغیر است. حال این همجواری می تواند  با اختلاف و تنش و درگیری و هزینه باشد و هم می تواند به یک همزیستی مسالمت آمیز تغییر وضعیت دهد.

تاثیر متقابل همسایگان

پیشتر در تحلیل های روزنامه ای و ژورنالیستی فراوان دیده شده که کارشناسان داخلی آرزوی مرگ پادشاه سالمند عربستان را داشتند. بخشی از ناظران سیاسی در این اندیشه به سر می بردند که با فوت ملک عبدالله شرایط تازه ای بر سپهر سیاسی عربستان سعودی حکمفرما خواهد شد. این انگاره البته صحیح از آب در نیامد و آمدن سلمان به جای عبدالله تغییری در مناسبات قدرت و نگرش نخبگان آل سعود در سیاست داخلی و خارجی ایجاد نکرد. اما صرف نظر از این بعد، بودند و هستند تحلیلگرانی که تنش و به هم خوردگی اوضاع در سرزمین حجاز را زمینه پرور افزایش نقش آفرینی جمهوری اسلامی در معادلات منطقه ای ارزیابی می کنند. بر همین مبنای تحلیلی نوشته و بیان شده که با تغییر جامعه شناسی سیاسی حکومت در عربستان و آمدن نسل سوم خاندان آل سعود این کشور در بحران جانشینی و درگیری های داخلی غرق خواهد شد. صرف نظر از اینکه این انگاره تا چه اندازه صحیح است و آیا اساسا سیستم حکومت داری در عربستان تا این اندازه متزلزل و لرزان است که تغییر نسل از فرزندان عبدالعزیز به نوادگانش بنیان قدرت و حکومت را در سعودی متحول و دگرگون خواهد کرد پرسشی کلیدی پیرامون سود و زیان این شرایط پیش روی ما نقش می بندد. آیا به هم ریختگی اوضاع در شبه جزیره عرب لزوما کار را برای ما ساده تر می سازد و جمهوری اسلامی ایران با خیالت راحت می تواند در منطقه خاورمیانه آمد و رفت داشته باشد؟ شاید مطالعه نمونه های تاریخی در این رابطه بتواند به ما در یافتن پاسخ به این پرسش مهم کمک کند. کمتر از یک قرن پیش و بر اساس قرارداد سایکس پیکو و دیگر عهدنامه های پیوست به آن در پایان جنگ جهانی اول امپراطوری عثمانی به تکه های متعدد و حتی بعضا میکروسکوپی تجزیه شد. اندیشه غالب در آن زمان این بود که رقیب قدرتمند و بعضا خطرناک ایران از میان برداشته شده و در نتیجه ما باید از یکه تازی خود در تحولات منطقه ای شادمان باشیم. (هرچند از خاطر نمی بریم که حکومت های فرومانده و ضعیف در ایران آن زمان در گذران امور داخلی خود هم درمانده بودند) اما نتیجه آن تنش و بحران داخلی در سرزمین امپراطوری عثمانی چه بود؟ پیدایی موجی از کشورها که بدون طی کردن فرآیند دولت - ملت سازی به صورت مصنوعی سر بر آوردند و بسیاری از آنها در مقام یک بحران برای منطقه نقش آفرین شدند. ضمن اینکه بخشی از این حکومت های تصنعی هم برای پیشبرد و پیگیری اهداف دول استعماری پدیدار گشتند. نمونه های تازه تر این قصه را هم می توان در تنش ها و ناآرامی های اخیر منطقه ای جستجو کرد. حمله به افغانستان، جنگ داخلی و ناآرامی در سوریه و یا نزاع های لبنان و اسرائیل چه دست آوردی جز تنش و ناآرامی در منطقه برای جمهوری اسلامی ایران به ارمغان آورده است. 

در نتیجه شاید این باور که با ورود عربستان به چرخه بحران و نزاع داخلی امتیازاتی قابل تامل برای تهران به ارمغان خواهد آمد، تصوری غیر دقیق و قدری هم ساده انگارانه باشد. در شرایطی که ایران و عربستان به عنوان دو همسایه جدا نشدنی در کنار یکدیگر حضور دارند حتما تضادهای یکی بر دیگری اثرگذار خواهد بود. هرچند این تاثیر می تواند در کوتاه مدت نباشد. اما وقتی جهان نظاره کند که یکی از قدرت های منطقه ای با آن حجم از وسعت سرزمینی تجزیه شده و به چندین بخش تقسیم گشته حتما به سراغ این اندیشه خواهد رفت که «چرا ایران نه؟» وقتی سعودی چند تکه شده حتما می توان این رویه را برای ایران هم پی گرفت.  

 چگونه باید روابط ایران و عربستان را ترمیم کرد

برای مطالعه روابط ایران و عربستان چندین اصل را نمی توان نادیده گرفت.

1- شرایط خاورمیانه نسبت به یک دهه قبل بسیار متفاوت شده و ایران از ضریب نفوذ بیشتری در منطقه برخوردار شده و این افزایش نقش آفرینی با کاهش حضور عربستان همراه شده است. در نتیجه حتما سعودی نمی خواهد نظم جدید را بپذیرد.

2  - دولت یازدهم از روز نخست بنای تنش زدایی با جهان و به ویژه با همسایگان خاورمیانه ای خود را پی گرفت. اما عملا توفیق چندانی در این مهم به دست نیاورده است.

با ذکر آنچه گفته شد و تاکید ویژه ای که بر لزوم تلطیف فضای جنگ سرد میان ایران و عربستان گفته شد و همچنین با در نظر گرفتن مولفه های دوگانه فوق الذکر چه باید کرد تا این رابطه نامطلوب بازتعریف شود؟ این پرسش کلیدی می تواند پاسخ مشخصی نداشته باشد چرا که در آن صورت دولت یازدهم که از ابتدا عزم خود را در بهبود مراودات با همسایگان و به ویژه عربستان سعودی جزم توصیف کرد تا کنون در این امر به توفیق دست می یافت. می توان لیستی از موارد محتمل را ذکر کرد. از توجه ویژه به نگرانی های سعودی در منطقه، یا در دستور کار قرار دادن گفتگوهای سطح بالا و انتقادی برای حل صریح و بی پرده حوزه های اختلاف دو طرف. حتی می توان از تعریف منابع و اهداف مشترک در معادلات منطقه ای با تبیین و تدوین ساز و کارهای همگرایانه منطقه ای سخن گفت. اما شاید پاسخ دادن به این سوال ساده تر باشد که دست کم چه کارهایی را نکنیم و چه گام هایی می تواند ما را بیشتر در این منازعه درگیر سازد. 

1 -   حتما دست زدن به رفتارهای احساسی با افق دید کوتاه مدت کمکی به حل این بحران نخواهد کرد. دامن زدن به موج عرب ستیزی و آریایی محوری امتیازی جز تنش آلوده تر کردن فضای تهران - ریاض به همراه نخواهد داشت. فاجعه منا حتما تلخ است، داستان فرودگاه جده دیگر قصه دردناک در مراودات دوجانبه ایران و سعودی به شمار می رفت، اما شعارهای ضد سعودی دادن، پر شدن پیام های ضد عربی در شبکه های اجتماعی، رواج توهین های نژادپرستانه و توهین و تحقیر نسبت به قومی دیگر چه کمکی به حل این ماجراها و بحران ها می کند؟ 

2  - تهدیدات نظامی حتی در بیان و به صورت لفظی زیان های جدی برای ترمیم رابطه تهران و ریاض به همراه خواهد داشت و فضای مانور را برای تندروهای سعودی باز خواهد کرد. به این معنا که اگر بندر بن سلطانی وجود دارد که از ایرانی و شیعه فقط خونش را می خواهد، هستند آل سعودی که باورها و تمایلات اعتدالی دارند. 

3- حتما، یقینا و قطعا میدان در این شرایط نباید با واکنش های احساسی تند و خصوصا واکنش هایی که تضاد شیعه و سنی و عرب و عجم را دامن می زند و نگاه سیاسی را بر هر نگاه دیگری غالب می کند باعث منزوی شدن صدای اعتدال روحانی و ظریف شد. مطالعه تاریخ به خوبی نشان داده که فضای تنش آلود و مبتنی بر احساسات تند از بین برنده ظرافت و تدبیر دیپلماسی است.


در توییتر: jafariysaeid@

 

کد N972868