رئیس شورای اروپایی فتوا در گفتگو با مهر:

وهابیت و صهیونیسم مبنای مشترک دارند/ وهابیت دشمن شیعه و سنی

سیاسی

رئیس شورای اروپایی فتوا ریشه اختلافات کنونی در امت اسلام را وهابیت و رژیم صهیونیستی دانست و ایران هراسی را به واسطه قدرت نفوذ این کشور و نقش محوری آن در دستور کار جبهه استکبار قلمداد کرد.

دکتر «عبدالرحمن میهالفی» رئیس شورای اروپایی فتوا در معاملات حلال دانش آموخته رشته کشاورزی ژنتیک است که علوم اسلامی را نیز در الازهر مصر به پایان رسانده و اکنون کارشناس حوزه شریعت است. وی در گفتگو با خبرنگار مهر دلایل تلاش دشمنان در جبهه استکبار برای جلوگیری از وحدت در میان امت اسلام را برشمرد. همچنین، وی در ادامه به قدرت نفوذ و تأثیرگذاری ایران اشاره کرد و آن را از دلایل مهم دامن زدن استکبار به مقوله ایران هراسی بر شمرد. متن کامل مصاحبه با دکتر میهالفی به شرح زیر است:

رخدادهای بین المللی کنونی لزوم وحدت مسلمانان از فرق مختلف را بیش از پیش مورد تأکید قرار می دهد. به نظر شما چرا دشمنان اسلام تمام تلاش خود را به تفرقه افکنی در میان مسلمانان معطوف داشته اند؟

همه چیز به پول، قدرت، منافع و سلطه گری بر می گردد. امروزه، بانک ها، فراماسون ها و صنعت جنگ در جهان دست به دست هم داده تا منافع خود را تأمین کنند. شاید لزوماً این امر به معنی تنفر آن ها از ما نباشد، اما چون می خواهند به حداکثر تأمین منافع خود دست یابند، ارزش های بشری را نادیده می گیرند. آنچه اسلام را برای آنان خطرناک می کند قدرت این دین در افشاء توطئه های آن ها است. اسلام؛ نگرش، جهان بینی و ایدئولوژی را در اختیار شما قرار می دهد که بهتر ببینید، بیندیشید و با علم و آگاهی از نقشه های دشمنان آگاه شوید. طبیعی است که با چنین دینی به مخالفت و عناد برخاسته و اهتمام لازم را برای ضربه زدن به آن از طرق مختلفی به کار ببندند. مهمترین نحوه ای که آن ها می توانند با اسلام به مبارزه بپردازند این است که وحدت امت اسلام را نشانه رفته و به انحاء مختلف از آن جلوگیری کنند.

این قدرت های مستکبر- نه فقط آمریکا یا اسراییل-بلکه بالاتر از آن ها که بر ادیان ساختگی مانند وهابیت تأکید دارند، در تلاشند تا انشقاق میان امت واحد اسلام را از بین ببرند. می دانیم، از زمانیکه محمد ابن عبدالوهاب با عبدالعزیز معاهده ای را منعقد کردند و فرقه جعلی وهابیت در ۱۹۰۱ توسط انگلیسی ها خلق شد؛ پایه دسیسه تفرقه افکنی نیز در اسلام بنیان گذاری گردید.

در آن زمان به جای عربستان سعودی کنونی، تنها نجد وجود داشت. انگلستان می خواست، اسلامی را درست کند که هم علیه تسنن و هم علیه تشیع باشد. خانواده سلطنتی به خلق این فرایند شوم کمک کرد. در ۱۹۱۷ و متعاقب اعلامیه «بالفور» اسراییل ایجاد شد؛ و این دومین گام اساسی آن ها در این توطئه بود. جالب این جاست همان کسانی که با هدف تأسیس وطن ملی یهودیان، کشور فلسطین را به اسرائیل بخشیدند، همان کسانی بودند که مشورت های زیادی را نیز به ملک عبدالعزیز می دادند. لذا می توان گفت که اسراییل و عربستان سعودی تاریخچه، ریشه و تأسیس کنندگان واحدی دارند. عربستان بر اساس اسلام صهیونیستی و علیه سایر مسلمانان ایجاد شد. با کمک این اسلام، موفق شدند هاشمیون اهل تسنن و نیز شیعیان در مناطق شرقی این کشور را از بین برده و یا آن را در حاشیه نگه دارند. نفوذ سیا در لایه های تصمیم گیری انگلستان باعث شد تا این تکفیری ها در فرایند تکاملی وهابیت نیز دخالت کرده و بر آن ها تأثیر بگذارند.

*دشمنان اسلام در تلاشند تا بذر نفاق را در میان مذاهب و فرق اسلامی بگسترانند. نقش علمای اسلامی در ممانعت از این تفرقه افکنی ها چیست؟

خداوند در قرآن کریم می فرماید، «ان الله لایغیر ما به قوم حتی یغیروا ما بانفسهم»؛ خداوند تا زمانیکه ملتی خود نخواهند، تحولی در اوضاع آن ها ایجاد نخواهد کرد. درست است که ما دشمنان شناخته شده ای داریم؛ اما دشمن دیگر خودمان هستیم. وقتی می گوییم که تعداد ما ۱/۶ میلیارد نفر مسلمان است، به آن افتخار می کنیم. اما من موافق این موضوع نیستم. شاید ما فقط ۲۰۰ یا ۳۰۰ یا ۵۰۰ نفر باشیم. هر منطقه ای از ما مسلمانان، یک فرقه جداگانه بوده و گاهاً با منطقه دیگر رابطه برادری ندارد. به این شکل نمی توانیم آینده روشنی را تصور کنیم. به این شکل، وحدتی که مورد نظر امام خمینی (ره) بود، دست نیافتنی است. هیچ مشکلی میان اهل تسنن، تشیع یا دیگر فرقه های مسلمانان وجود ندارد؛ جز وهابیت که موضوعی خلق شده و جعلی است. علماء ما در برنامه ریزی و شفاف سازی برای رفع اختلافات فِرَق مسلمانان با یکدیگر نقش برجسته ای دارند. آن ها باید در گام اول به آسیب شناسی و یافتن راه حل هایی مناسب برای این اختلافات مبادرت ورزیده و در گام بعد، برای حل و فصل مشکلات ما با مسیحیان و یهودیان نیز اقدام کنند. از دیدگاه کلان، اسلام به ما آموخته است که تنها یک دین واحد وجود دارد (اِن الدین عند الله الاسلام)، اما شریعت های سه گانه یهود، مسیحیت و اسلام وجود دارد. لذا می توان برای یکپارچگی با هدف مقابله با دشمنان به این اقدامات نیز دست زد.

*نقش جمهوری اسلامی در مدیریت تحولات کنونی در منطقه چیست؟

بر این اعتقادم که محور لبنان، سوریه، عراق و جمهوری اسلامی ایران در واقع تضمین موجودیت و حفظ اسلام است. اسلام راستین اکنون زیر چتر حمایتی جمهوری اسلامی قرار گرفته است. آینده اسلام به نحوه حفظ این محور بستگی دارد. نقش جمهوری اسلامی، کمک به احیاء مجدد اسلام واقعی با هدف تجلی آن است. بدون حمایت این کشور، سایر کشورها از این هدف عاجز خواهند بود.

*دلایل دامن زدن غرب به ایران هراسی هم زمان با اسلام هراسی چیست؟

غرب به این اقدامات نیاز دارد. دیدید که چگونه کشورهایی که با عنوان ابرقدرت های ۱+۵ بودند در مذاکرات هسته ای در برابر ایران به زانو در آمدند. آن ها برای برخورداری از شانس حصول توافق با ایران تلاش زیادی کردند؛ چرا که ایران قدرت برتر اسلامی با قدرت تأثیرگذاری و نفوذ بسیار زیاد در جهان است. اگر ایران را از جهان اسلام حذف کنیم، تفوق اسلام نیز کم رنگ خواهد شد. لذا علیرغم اینکه آن ها تلاش کردند تا ایران را نابود کنند، با شکست مواجه شدند. زمانی که امام راحل به تأسیس جمهوری اسلامی ایران مبادرت نمودند، برخی بر این باور بودند که این حکومت اسلامی ۲ یا ۳ سال بیشتر ادامه نخواهد داشت؛ چرا اولاً دو ابرقدرت شوروی سابق و آمریکا قدرت در جهان را بین خود تقسیم شده می دانستند. سپس جنگ تحمیلی علیه ایران را به راه انداختند و در همین دوران به صورت هم زمان تحریم ها و توطئه های فراوانی را علیه ایران اسلامی برنامه ریزی کردند. اما در نقطه مقابل نه تنها ایران از بین نرفت، بلکه در زمینه های مخلتفی از نانو تا حوزه هسته ای توسعه نیز پیدا کرد. اگر تحریم ها نبودند، از توسعه همه جانبه ایران هم خبری نبود. ایران با این محدودیت ها ارتقاء یافت و اروپا و آمریکا خود را از منافع ارتباط با ایران محروم کرد. با این نگاه, دلایل اهتمام غرب به ایران هراسی و حتی اسلام هراسی به وضوح مشخص می شود.

*می دانیم که ائتلاف به اصطلاح مبارزه با داعش به رهبری آمریکا مدتی است ایجاد شده است. سؤال این است که آیا آمریکا واقعاً مایل به از بین بردن داعش است؟

با دلیل می گویم، نه. آن ها در حال ادامه خلق تروریست های داعش هستند. همانطور که پیشتر نیز گفتم، بانک ها و صنایع وابسته به جنگ در دنیای کنونی اهمیت مضاعف یافته اند. آمریکا خط ایجاد ترس را دنبال می کند. با ایجاد ترس، مثلاً از طریق گروه های تروریستی الشباب در سومالی، بوکوحرام در نیجریه و داعش در خاورمیانه به دنبال تقویت نظام مالی و سیاسی خود هستند؛ به دنبال فروش تسلیحات خود و کسب انواع درآمدها هستند. عربستان سعودی و برخی دولت های مرتجع عربی، به تأمین مالی این جریان ها می پردازند؛ چون آمریکا از آن ها می خواهد. منافع آمریکا بر این محور قرار گرفته است. حتی وقتی که آمریکا به آن ها حمله هوایی می کند، این حمله جعلی است؛ یا کمک هایی را به صورت هوایی برای آن ها ارسال می کند و یا با استفاده از بنگاه های شایعه پراکنی به مظلوم نمایی در برابر جهانیان می پردازد و لذا هیچگاه مایل به از بین بردن داعش نیست.

*آیا آمریکا و حامیان غربی داعش نمی ترسند که روزی خطر افراطیون داعشی گریبان گیر خودشان بشود؟

این ترس وجود دارد. اما آمریکا همواره به ایجاد مشکلات در مناطق مختلف جهان مبادرت می نماید، تا به پیدا کردن راه حلی برای مشکلات. نقش آمریکا ایجاد بی ثباتی در جهان است. اروپایی های داعشی که اکنون در سوریه یا عراق با دولت های قانونی این کشور ها مبارزه می کنند، روزی گریبان گیر اروپا خواهند شد؛ اما آنچه آمریکا به آن فکر می کند، رقابت آینده با اروپا از این طریق است.

*به نظر شما چرا سازمان ملل و به صورت کلی جامعه جهانی تهاجم عربستان سعودی به یمن را محکوم نمی کنند؟

سکوت بین المللی در این باره در جهان حکم فرماست. عربستان سعودی در پی نقش آفرینی در منطقه به گونه ای است که به ایران نشان دهد در برابر نفوذ ایران قدرتمندانه عمل می کند. در این توازن قدرت، عربستان تنها نیست، بلکه صهیونیست های اروپایی را نیز همراه خود دارد. حتی اروپا در حال حاضر در سیطره نفوذ صهیونیست ها قرار گرفته است. وقتی ما به اتحادیه اروپا پیوستیم، استقلال مان را از دست دادیم؛ چرا که برخی از تصمصم گیری ها در پارلمان کشورهای ما باید به تصویب بروکسل برسد. حال سؤال مطرح این است که چگونه می توانیم برای اعتراض به یک قانون به بروکسل برویم؟ در چنین فضایی که اروپا نیز به این شکل درآمده است، عربستان با حمایت برخی کشورها و در فضای سکوت ایجاد شده منافع خود در یمن را به شکل تهاجم تعقیب می کند.

*پیش بینی شما از آینده تقابل غرب با جهان اسلام چیست؟

کشورهای اسلامی و مسلمانان در آینده به دو دسته تقسیم خواهند شد؛ منظور من شیعه یا سنی نیست. بلکه، منظور صهیونیسم یا ضد صهیونیسم است؛ اسلام صهیونیستی در برابر اسلام واقعی، مسیحیت صهیونیستی در برابر مسیحیت واقعی و ... . بنابراین، اگر ما مسلمانان همانند امروز در فرهنگ، آموزش و باورهایمان عقب بمانیم، در دسته اسلام صهیونیستی و در صورت بیداری و هشیاری در برابر توطئه ها؛ در زمره مسلمانان واقعی خواهیم بود. لذا آینده ما به خودمان بستگی دارد.

گفتگو: مهدی ذوالفقاری