• ۶۱بازدید

روایت واعظ موسوی از جلسات خصوصی اعضای خبرگان با رهبری و نارضایتی ایشان از برخی نهادهای تحت امرشان

مجلس خبرگان,آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب,حوزه علمیه

نشست های مجلس خبرگان، در حد دو اجلاسیه سالانه دو روزه و دیدار پایانی با رهبری انقلاب نیست.

نسرين وزيري: در فاصله شش ماه ميان اين اجلاسيه ها کميسيون هاي مختلف اين مجلس فعال هستند. از جمله کميسيون تحقيق که کميته اي براي نظارت بر عملکرد رهبري و نهادهاي تحت امر ايشان مطابق با شرح وظايف مجلس خبرگان رهبري دارد. «اعضاي اين کميسيون اگر نياز به تذکر، بحث يا توضيحي باشد، آن را در جلساتي با رهبري در ميان مي گذارند که هيچ گاه رسانه اي نمي شود. اين ديدارها وراي ديدارهاي عمومي پايان هر اجلاسيه برگزار شده و نقطه نظرات اعضاي مجلس خبرگان در آن بيان مي شود و اگر توضيحي بخواهند تا اقناع شوند در اين جلسات غيررسمي غيرعلني عنوان مي شود». اين را حجت الاسلام سيدمحمود واعظ موسوي نماينده ...در مجلس خبرگان رهبري به خبرآنلاين گفت و با برشماري شرايط احراز رهبري در مقام معظم رهبري افزود: هيچ کس انتظار ندارد که با وجود شرايط مقام معظم رهبري در بالاترين سطح ممکن، کسي در مقام انتقاد از ايشان برآيد. البته اين به معناي استبداد نيست، به معني عدم وجود اشکال است.

او اگرچه نماينده مردم آذربايجان شرقي در مجلس خبرگان است اما ساکن قم است و با توجه به کرسي تدريسي که در حوزه دارد هرازگاهي هم به حوزه انتخابيه اش سفر مي کند. البته با اتوبوس. او ميزبان خبرآنلاين در خانه اش بود، چون دفتر کار مجزايي نداشت و براي ارتباط با مردم هم از اتاقي از همين خانه استفاده مي کرد. خانه اي که در دست تعمير بود و ساده زيستي در آن موج مي زد و صاحبخانه از هر تجملي بري بود. با شيريني تبريزي پذيرايي کرد و با حوصله به سوالات بسياري پاسخ داد. از شرح آزمون اجتهاد براي نامزدهاي خبرگان گرفته تا نحوه نظارت بر رهبري و نهادهاي تحت امر ايشان. از نحوه مواجهه با آنانکه از جايگاه رهبري در راستاي مطامع خود خرج مي کنند تا نحوه برخورد با آنانکه عليه جايگاه ولايت فقيه مقاله مي نويسند. از منبرهاي سنتي تا استفاده از ابزارهاي نوين ارتباطي با جوانان و در نهايت هم درباره دلواپساني که به گفته او «مصلحت در مذاکرات» را نبايد پتکي بر سر نظام کنند.

نایب رئیس کمیسیون سیاسی-اجتماعیو عضو کمیسیون پاسداری از ولایت فقیه، استاد سطوح عالی و خارج حوزه علمیه قم و رئیس انجمن ارتباطات و تبلیغ حوزه علمیه نيز هست. تنها روحاني عضو مجلس خبرگان که صفحه اختصاصي در آپارات دارد.

مشروح گفت و گوي خبرآنلاين با حجت الاسلام واعظ موسوي را در ادامه بخوانيد:

آزمون انتخابات خبرگان براي تشخيص اجتهاد نامزدهاي اين انتخابات است. اما از آنجا که آيين نامه داخلي مجلس خبرگان در دسترس عموم نيست، سوالات زيادي درباره چند و چون اين آزمون در افکار عمومي وجود دارد که در قالب کامنت هايي که برا يخبرآنلاين مي گذارند، ديده مي شود. سوالاتي از اين دست که در اين آزمون چه سوالاتي مطرح مي شود؟ اعضاي کنوني مجلس خبرگان هم بايد در اين آزمون شرکت کنند؟ مگر اجتهاد داشتن از بين رفتني است که يک نفر در انتخاباتي تاييد صلاحيت مي شود اما در انتخابات دور بعد، اجتهادش مورد تاييد قرار نمي گيرد؟

کف صلاحيت براي نامزدهاي انتخابات مجلس خبرگان رهبري، برخورداري از «اجتهاد» است که بايد به نوعي براي شوراي محترم نگهبان احراز شود. چرا که مجري اين انتخابات شوراي نگهبان است. يا اجتهاد افراد مشخص است و يا اينکه اجتهاد آنان از سوي شوراي نگهبان احراز نشده و از آنان دعوت به حضور در امتحان مي شود. در دوره هاي قبل، بعد از ثبت نام از نامزدها در وزارت کشور، آزمون اجتهاد برگزار مي شد. برخي از افراد حاضر نبودند که اينگونه در معرض امتحان قرار بگيرند. چون مشخص مي شد که چه کساني براي ثبت نام به وزارت کشور رجوع کرده اند و وقتي اسامي آنها در فهرست نهايي نامزدهاي مورد تاييد شوراي نگهبان نبود، يعني اينکه صلاحيت آنها تاييد نشده است و يا در آزمون رد شده اند. اين بار شوراي نگهبان تدبيري انديشيد و از نيمه مردادماه تا پايان آن، زماني را براي ثبت نام اوليه قرار داد و سپس آزموني با حضور بيش از 220 نفر برگزار شد که امسال مجري آن دبيرخانه خود مجلس خبرگان بود. به اين ترتيب اسامي افراد کمتر عنوان شد و اگر هم کسي در آزمون، نمره لازم را کسب نکند اين مساله جايي درز نمي کند. کساني هم که در اين آزمون نمره لازم را اخذ مي کنند سپس براي مصاحبه دعوت مي شوند. به اين ترتيب صلاحيت علمي نامزدها احراز مي شود.

از آنجا که کارهاي اجرايي انتخابات خبرگان از اواخر آذرماه کليد مي خورد ولي آزمون سنجش اجتهاد نامزدها اواخر مردادماه برگزار شد، ممکن است شوراي نگهبان از برخي اعضاي کنوني مجلس خبرگان دعوت کرده باشد که بار ديگر بايد در اين آزمون شرکت کنند؟

افرادي که با احراز شرايطي يک بار تاييد شده و نماينده مجلس خبرگان مي شوند، علي القاعده براي ادوار بعد نبايد نيازي به امتحان مجدد داشته باشند. اما گاهي شوراي نگهبان مي گويد که برخي در دوره قبل بنا به اضطرار مجاز به نامزدي شده اند وگرنه شرايط واقعي را احراز نکرده بودند، از اين رو لازم است که بار ديگر در آزمون شرکت کنند. اين موضوع در ادوار مختلف برگزاري انتخابات مجلس خبرگان سابقه داشته است.

 

افرادي که با احراز شرايطي يک بار تاييد شده و نماينده مجلس خبرگان مي شوند، علي القاعده براي ادوار بعد نبايد نيازي به امتحان مجدد داشته باشند. اما گاهي شوراي نگهبان مي گويد که برخي در دوره قبل بنا به اضطرار مجاز به نامزدي شده اند وگرنه شرايط واقعي را احراز نکرده بودند، از اين رو لازم است که بار ديگر در آزمون شرکت کنند. 

ببخشيد من متوجه نشدم «تاييد اجتهاد افراد بنا بر اضطرار» از سوي شوراي نگهبان يعني چه؟

کساني که در مرز صلاحيت بودند و گاهي نياز به حضور آنها بوده، از سوي شوراي نگهبان اجازه يافتند که يک بار تاييد صلاحيت شده و در معرض راي مردم قرار بگيرند. هرچند اين شبهه وجود دارد که اگر اجتهاد افرادي احراز شده، چه نيازي به آزمون مجدد از آنها است و اگر احراز نشده، اصلا چرا دور قبل اجازه نامزدي به اين افراد داده شده است؟ اما معمولا شوراي نگهبان مي گويد که بنا به ضرورت اين کار را کرده است.

دقيقا همين شبهه اي که به آن اشاره کرديد در ذهن مردم هم هست که مگر مي شود کسي مجتهد باشد ولي 8 سال بعد اجتهادش تمام شود؟!

بله. اين اشکال مطرح است و برخي اعضاي شوراي نگهبان هم اين اشکال را قبول دارند و با نظر ديگر اعضا در باب «ضرورت» موافق نيستند.

پس از شکل گيري مجلس خبرگان، کميسيون هايي در اين مجلس تشکيل مي شوند. اما اطلاعات دقيقي در فضاي رسانه اي مطرح نمي شود که در اين کميسيون ها چه اقداماتي انجام مي شود. گزارشات اين کميسيون ها در اجلاسيه هاي خبرگان نيز در بخش هاي غيرعلني ارائه مي شود. شما هم عضو کميسيون سياسي و اجتماعي مجلس خبرگان هستيد و هم عضو پاسداري از ولايت فقيه. در اين دو کميسيون چه مواردي را بررسي مي کنيد؟

 هر کميسيون بر اساس آيين نامه وظايف خاصي دارند و جلساتي را براي انجام اين وظايف تشکيل مي دهد. بر اساس آيين نامه مجلس خبرگان هر کميسيون حداقل هر دو هفته يکبار، جلسه اي را برگزار مي کند. مثلا در کميسيون سياسي و اجتماعي، به بررسي مسائلي در همين حوزه در کشور و منطقه مي پردازيم. وظيفه ذاتي اين کميسيون اين است که دستور کار اجلاسيه هاي خبرگان را تعيين کرده و به هيات رئيسه خبرگان اعلام کند. علاوه بر اين مهمانان مدعو براي هر اجلاسيه و افرادي که لازم است گزارشاتي به اعضاي خبرگان بدهند را به هيات رئيسه پيشنهاد مي دهد تا براي ارائه توضيحاتي به اجلاسيه ها دعوت شوند. هيات رئيسه مجلس خبرگان هم گاهي با تغييراتي در ليست ارائه شده، مهمانان هر اجلاسيه هاي عمومي شهريور و يا اسفند ماه را دعوت مي کند.

پس دعوت از آقايان جليلي و عراقچي براي حضور در اجلاسيه اخير، بنا به پيشنهاد کميسيون شما بود؟ يا اينکه هيات رئيسه تغييري در اسامي مهمانان داده بود؟

پيشنهاد ما اين بود که در مسائلي از اين دست، چهره هاي مخالف و موافق دعوت شوند تا نمايندگان با بينش و اطلاع بيشتري درباره مسائل کلان کشور تصميم گيري کنند. در کميسيون سياسي و اجتماعي مجلس خبرگان نيز گاهي از طيف هاي مختلف دعوت مي کنيم تا به جلسات ما بيايند و نمايندگان عضو کميسيون با ديدگاه هاي طرفين يک موضوع آشنا شوند. مثلا همين افراد در کميسيون سياسي و اجتماعي نيز حضور يافتند. آقايان ديگري هم آمدند. براي حضور در اجلاسيه رسمي البته از آقاي ظريف دعوت شده بود اما چون ايشان سفر خارجي داشتند، آقاي عراقچي به نمايندگي از ايشان آمدند.

در کميسيون پاسداري از ولايت فقيه چه کارهايي صورت مي گيرد؟

در اين کميسيون راه هاي نهادينه کردن ولايت فقيه در جامعه مورد بررسي قرار مي گيرد. در اين کميسيون نيز ميهماناني همچون نماينده مقام معظم رهبري در آموزش و پرورش يا دانشگاه ها و ديگراني که براي نهادينه کردن اين فرهنگ، بايد نقش آفرين باشند دعوت مي شوند. اين موضوع به عنوان يک فرهنگ بايد با زبان خاص هر سن، آموزش داده شود. گاهي با زبان شعر در سنين پايين تر و گاهي با زبان منطق و استدلال در سنين بالاتر تا وقتي يک جوان ايراني به سنين بالاتر در دانشگاه ها مي رسد، با اين مقوله آشنا باشد و به شبهاتي که در اين باره ممکن است مطرح باشد، بتواند پاسخ بدهد.

چون بناي مجلس خبرگان، رسانه اي کردن فعاليت هايش نيست و جو حاکم بر آن، معنوي و عقلايي است، به شهروندان عزيزمان حق مي دهيم که اين سوال در ذهنشان باشد که ما در اين مجلس چه مي کنيم.

در هر دو اين کميسيون هايي که شما عضويت داريد، آقاي روحاني نيز عضو هستند.

بله ولي اخيرا به دليل کثرت مشغله اي که دارند، نمي توانند در جلسات کميسيون ها شرکت کنند. رفت و آمدهاي ايشان نيز به دليل مسئوليتي که دارند با تدابير امنيتي اي همراه است و از آنجا که تکبري در کار نيست، ما يکي دو بار جلسات کميسيون را به دفتر ايشان برده ايم. حضور ايشان در تبيين مسائل کشور بسيار موثر بوده و هست.

 

اگر فرد يا افرادي در مقام عمل يا گفتار به نحوي عمل کنند يا حرفي بزنند که در تضاد و تناقض با جمهوريت نظام باشد، به سليقه شخصي وي بر مي گردد و ارتباطي با جايگاه وي به عنوان نماينده مجلس خبرگان ندارد. چون او اگر عضو مجلس خبرگان نباشد هم باز چنين افکاري دارد و نمي توان آن را به حساب و اعتبار مجلس خبرگان گذاشت.

با اينکه براي مجلس خبرگان در قانون اساسي، وظايف مشخصي تعريف شده است، اما گاهي برخي اعضاي اين مجلس مواضعي فراتر از آنچه در قانون تعيين شده است را در نطق هايشان از تريبون اين مجلس مطرح مي کنند. اين موضوع، جايگاه مجلس خبرگان به عنوان يک نهاد بي طرف را خدشه دار نمي کند؟

مجلس خبرگان شاکله گران قيمتي دارد. اکثر مسئولين قبلي و مسئولين فعلي که در کسوت روحانيت بوده و شرايط خبرگان را دارند، در اين مجلس عضويت دارند. از روساي قواي پيشين گرفته تا برخي روساي قواي فعلي و نمايندگان رهبري در استان ها و نهادها و علماي طراز اول و صاحب نفوذ در کشور که اعتماد مردم را جلب کرده و به عنوان نماينده مردم در اين مجلس حضور دارند. لذا انتظار از يک مجموعه با برکت و بزرگ اينچنيني، آن است که در مسائل مختلف ورود پيدا کرده و نصايحي را نسبت به همه کساني که مسئوليت هايي در کشور دارند، ابراز کند.

منظور من اظهارنظرهايي است که ممکن است مجلس خبرگان را از نهادي فراجناحي خارج کند.

معتقدم شخصيتي که 30 سال در حوزه هاي علميه فقه آموخته، به اين راحتي اسير جناح بازي ها نمي شود. اگر هم قرار بر جناحي باشد، نماينده همه جناح ها به عنوان منتخبين مردم در مجلس خبرگان هستند که مسائل را خوب مي فهمند و به گونه اي اظهار نظر نمي کنند که روال کار، روال جناحي مرسوم در کشور باشد. البته برخي افراد ممکن است اظهارنظري بکنند که جناحي به نظر بيايد، اما اين يک اظهارنظر شخصي است. تلاش مي شود که مواضع مجلس خبرگان که از سوي دبيرخانه و هيات رئيسه در قالب بيانيه هاي پاياني اجلاسيه هاي خبرگان ارائه مي شود، فراجناحي بوده و وابستگي اي به طيف يا جناح مشخصي نداشته باشد.

در موضع گيري برخي اعضاي مجلس خبرگان، شاهد زواياي ديدگاه آنان با ديدگاه امام و رهبري هستيم. مشخصا درباره نقش و اهميت آراي مردم و دو بعد جمهوريت و اسلاميت نظام. کما اينکه مثلا از سوي آيت الله مصباح يزدي شاهد اين عبارت هستيم که «امام براي اقناع طرف مقابل به راي مردم تکيه کرده بود». اين نوع اختلاف مواضع با ديدگاه هاي رهبران انقلاب را چگونه ارزيابي مي کنيد؟

همه کساني که نمايندگي مجلس خبرگان را دارند در مرتبه اول، قانون اساسي را پذيرفته و به اجراي آن پايبند هستند. جمهوريت و اسلاميت دو رکن غير قابل تشکيک در نظام ما هستند. بنابراين قاطبه نمايندگان حاضر در مجلس خبرگان پذيرفته اند که نظام جمهوري اسلامي يک نظام مردمي ديني است. اما اگر فرد يا افرادي در مقام عمل يا گفتار به نحوي عمل کنند يا حرفي بزنند که در تضاد و تناقض با جمهوريت نظام باشد، به سليقه شخصي وي بر مي گردد و ارتباطي با جايگاه وي به عنوان نماينده مجلس خبرگان ندارد. چون او اگر عضو مجلس خبرگان نباشد هم باز چنين افکاري دارد و نمي توان آن را به حساب و اعتبار مجلس خبرگان گذاشت. چرا که او به عنوان نماينده مجلس خبرگان بايد به قانون اساسي عمل کند و اين قانون، نظام حاکم بر کشور را جمهوري اسلامي قلمداد کرده که بر آرا مردم مبتني است و به ارکان نظام اعتبار مي دهد. بدون آراي مردم هيچ يک از ارکان نظام جمهوري اسلامي نمي توانند ارزش نهادينه خود را داشته باشند.        

در سخنانتان اشاره کرديد که مردم به دليل اينکه بناي مجلس خبرگان بر اطلاع رساني از اقداماتش نيست، سوالاتي درباره نحوه عملکردهاي اين مجلس دارند. يکي از سوالات رايج در اين باره که در قالب کامنت هاي کاربران خبرآنلاين ذيل اخبار مجلس خبرگان معمولا فرستاده مي شود، اين است که اين مجلس چگونه بر عملکرد رهبري و نهادهاي زير نظر ايشان نظارت دارد؟ چون نماي بيروني اي که از اين مجلس ديده مي شود آن است که هر شش ماه يک بار اجلاسيه دو روزه اي برگزار مي کنند که اکثر نشست هاي آن همچون نشست هاي کميسيون ها در فاصله دو اجلاسيه، غير علني است و در پايان هر اجلاسيه هم اعضا به ديدار رهبري مي روند و مستمع سخنان ايشان هستند. به عنوان يک عضو مجلس خبرگان که عضو کميسيون پاسداري از ولايت فقيه هم هستيد، روند نظارت مجلس خبرگان بر رهبري را تشريح مي فرماييد؟

ما نمايندگان مجلس خبرگان، در بطن جامعه و متن ملت هستيم. همه آنچه را که در جامعه از زواياي مختلف در عملکرد رهبري و نهادهاي مرتبط با ايشان مي بينند را ما هم مي بينيم و در جريانش هستيم. کميسيوني با عنوان کميسيون «تحقيق» که کميته اي در اين زمينه دارد نيز تمام عزمش را براي بررسي کارهاي رهبري و نهادهاي وابسته به ايشان جزم کرده و بررسي هاي لازم را انجام مي دهد. اعضاي اين کميسيون اگر نياز به تذکر، بحث يا توضيحي باشد، آن را در جلساتي با رهبري در ميان مي گذارند که هيچ گاه رسانه اي نمي شود. اين ديدارها وراي ديدارهاي عمومي پايان هر اجلاسيه برگزار شده و نقطه نظرات اعضاي مجلس خبرگان در آن بيان مي شود و اگر توضيحي بخواهند تا اقناع شوند در اين جلسات غيررسمي غيرعلني عنوان مي شود.

ملت بزرگ مردم فهيمي هستند و به القائات خارجي که ممکن است از سوي برخي در داخل نيز تکرار شود، توجه نمي کنند. اگرچه اصل چنين مقايسه اي غلط است اما اگر بخواهيم رهبري نظام جمهوري اسلامي را چه در زمان امام (ره) و چه در زمان مقام معظم رهبري با رهبري هر نظام ديگري که الان حاکميت دارد، مقايسه کنيم، متوجه تفقه و برتري و مزاياي موجود در رهبر نظام اسلامي مي شويم. رهبري که از بينش بالا، علم، بصيرت، تدين، اخلاق و معنويات برخوردار است و سالهاي سال با مشقت در حوزه هاي علميه به خود سازي پرداخته و علم دين آموخته، هرگز قابل مقايسه با ديگر رهبران نيست. نظريه اکثريت قريب به اتفاق مردم همين است که به لطف خدا در اين سه دهه رهبري مقام معظم رهبري، چقدر خوب ايشان به لطف خدا، نظام را از گردنه هاي مهم عبور داده اند. ايشان شرايط رهبري را از علم و درايت، مديريت و شجاعت و توانمندي در عرصه هاي مختلف به بهترين نحو ممکن، دارا هستند. هيچ کس انتظار ندارد که با وجود شرايط ايشان در بالاترين سطح ممکن، کسي در مقام انتقاد از ايشان برآيد. البته اين به معناي استبداد نيست، به معني عدم وجود اشکال است.

 

اگر اشکالات عمده اي در نهادهاي زير نظر رهبري باشد که با تذکر قابل اصلاح نباشد، مسلما ممکن است به عزل آن طرف از مسئوليت منجر شود. البته تا کنون چنين سابقه اي نبوده اما معمولا هيچ کس حاضر نيست به اين راحتي طرف خطاب مجلس خبرگان باشد و معمولا تلاش مي کنند که کار به تذکرات مجلس خبرگان نرسد. 

درباره نهارهاي زير نظر رهبري، چظور مجلس خبرگان به وظيفه نظارتي خود عمل مي کند. مثلا نظارت بر صداوسيما که برخي ديگر آن را رسانه ملي نمي دانند و آن را «رسانه ميلي» مي نامند.

مثال خوبي زديد. به عنوان يک نمونه عيني و بارز، شهادت مي دهم که در يکي از اجلاسيه ها در دوره مسئوليت آقاي ضرغامي در صداو سيما او به مجلس خبرگان دعوت شد و اشکالات و حرف ها آنقدر زياد بود که در يک جلسه تمام نشد و او مجبور شد دوبار به مجلس خبرگان بيايد. در کميسيون هاي مختلف هم رئيس سازمان صداوسيما و معاونانش و مسئولين بخش هاي مختلف اين رسانه دعوت مي شوند و انتظارات و انتقدات به آنها منتقل و پيشنهاداتي هم مطرح مي شود. تا جايي که مي توانيم مطالباتمان را به آنها منتقل مي کنيم.

البته برخي بزرگان نظام از جمله شخص مقام معظم رهبري هم نسبت به برخي برنامه هاي صداوسيما و نهادهاي تحت امرشان انتقاداتي دارند. انتخاب يک فرد به معني تاييد کامل وي از سوي ايشان نيست.

ابزار اجرايي مجلس خبرگان براي اعمال وظايف نظارتي اش چيست؟ مثلا اگر شما اعتراضي به عملکرد روساي صداوسيما داشته باشيد و آن را به رهبري هم منتقل کنيد، چه ضمانت اجرايي اي وجود دارد که اين دستگاه، به اعتراض شما توجه کند؟ ممکن است اعتراض شما، منجر به عزل وي از سوي رهبري شود؟

بستگي به اشکال او و اعتراض ما دارد. اگر اشکال، قابل اصلاح است، تذکري داده مي شود و طرف مقابل هم ملتزم به رفع اشکال است. اما اگر اشکال وارده، اشکال عمده اي است که با تذکر قابل اصلاح نيست، مسلما ممکن است به عزل آن طرف از مسئوليت منجر شود. البته تا کنون چنين سابقه اي نبوده اما صرف حضور افراد در مجلس خبرگان و شنيدن انتقادات و پيشنهادات اعضاي مجلس، براي مسئولين خيلي مهم است. هيچ کس حاضر نيست به اين راحتي طرف خطاب مجلس خبرگان باشد و معمولا تلاش مي کنند که کار به تذکرات مجلس خبرگان نرسد.

در مورد مطالبي که به نقل از رهبري، مطرح مي شود و اينکه برخي قرائت خودشان از سخنان رهبري را به عنوان نظر ايشان از تريبون هاي عمومي مطرح مي کنند، مجلس خبرگان چه مي تواند بکند؟ منظورم در مواردي است که برخي از تريبون مجلس گرفته تا نماز جمعه و برخي روزنامه ها اعلام مي کنند که رهبري در فلان جلسه خصوصي حرفي زده اند و از نگاه خودشان به تشريح آن مي پردازند. آيا مجلس خبرگان به اين افراد تذکر مي دهد؟

قطعا. وظيفه مجلس خبرگان تنها انتخاب رهبري نيست. بلکه صيانت از رهبري و حراست از او نيز از وظايف مجلس خبرگان است. بنابراين اگر مجلس خبرگان در موردي احساس کند که فرد يا نهادي در صدد تضعيف رهبري است وظيفه دارد با او برخورد کند تا به حراست از ولايت فقيه بپردازد.

تاکنون در اين زمينه تذکري داده ايد؟

بله گاهي مواردي پيش مي آيد. گاهي برخي کاري مي کنند که در کوتاه يا بلند مدت ممکن است به ضعف جايگاه ولايت فقيه منجر شود که در آن مورد تذکرات لازم داده مي شود.

 مثلا به چه کساني؟

نمي توانم اسم ببرم.

در دوره اصلاحات مطالب تئوريکي در برخي نشريات منتشر مي شد که به دليل آنکه به زعم دستگاه قضايي منجر به تضعيف جايگاه ولايت فقيه مي شد، آن نشريات توقيف مي شدند. اما هم اکنون از تريبون علني مجلس، مطالبي از جانب رهبري اعلام شده و به استناد آن اعضاي تيم مذاکره کننده هسته اي «خائن» تلقي مي شوند. آيا اين اظهارات منجر به تضعيف جايگاه رهبري نيست؟ برخورد مجلس خبرگان با کساني که اينگونه از جايگاه رهبري خرج مي کنند، چگونه است؟

در اين موارد معمولا به فرد يا افرادي که در مقام سوء استفاده از جايگاه رهبري بر مي آيند و در صدد هستند که رهبري را در صدد مطامع خودشان خرج کنند، هم از طرف رهبري و دفتر ايشان و نهادهاي وابسته به رهبري و هم از سوي مجلس خبرگان رهبري، حساسيت هاي لازم به خرج داده مي شود. با اعلام صريح مواضع يا صدور بيانيه و اطلاعيه و به تعبير رهبري با صدور قطعنامه، انجام وظيفه کرده و از محور اصلي نظام اسلامي حراست مي کنيم.

کلمه «دلواپس» از آن کلماتي است که مظلوم واقع شده است. به معني واقعي کلمه، همه ما دلواپسيم. کيست که دلواپس خودش، آينده فرزندان و کشورش نباشد؟ همه ما دلواپس و نگرانيم، اما اين نگراني نبايد باعث شود که خودمان به خودمان آسيب بزنيم.

مسلما کم نيستند کساني که در صدد بداخلاقي و بدرفتاري و کج سليقگي هستند و با ايجاد تنش در صدد ايجاد ناهنجاري در جامعه و تضعيف جايگاه رهبري هستند. آنها بايد توجه داشته باشند که کارشان بازي با اعتقادات مردم است و مطمئنا نتيجه خوبي در دنيا و آخرت نخواهد داشت. مجلس خبرگان وظيفه خود مي داند که با اين افراد برخورد کند.

سوال من اين است که مجلس خبرگان فقط به بيان تذکر شفاهي و حداکثر صدور بيانيه در اينگونه موارد اکتفا مي کند؟ آيا همچون قوه قضاييه از ضابطي براي اجراي نظراتتان برخوردار هستيد تا تذکراتتان مانع از تکرار مواردي از اين دست شود؟

مجلس خبرگان رهبري، بازوي اجرايي ندارد و همچون «مجلس بزرگان» در کشور تلقي مي شود که جايگاه اجرايي ندارد. شان اين مجلس، آنچنان که در قانون اساسي تعريف شده است، شان اجرايي نيست بلکه شانش نصيحت کردن، ارائه تذکر و دعوت به خير و صلاح و انجام کارهاي تئوريک و فرهنگي است. اگر کسي مقاله اي عليه ولايت فقيه مي نويسد، مجلس خبرگان وظيفه خود مي داند که به نحو علمي به موضوع ورود پيدا کند و از صاحبنظران و انديشمندان و صاحبان قلم بخواهد که به صورت علمي و تئوريک پاسخ شبهات را بدهند. قرار نيست که مجلس خبرگان «چماقي» وارد ميدان شود و با برخورد فيزيکي پاسخ بدهد. مجلس خبرگان بايد نقش پدري در مسائل مختلف براي جناح هاي موجود در کشور که خودشان را در چارچوب قانون اساسي حفظ کردند، ايفا کند.

حاج آقا شما رئيس انجمن ارتباطات و تبليغ حوزه علميه هستيد. در موضوع تبليغات ديني چقدر از ابزارها و وسايل ارتباط جمعي جديد استفاده مي کنيد؟ شما از معدود اعضاي مجلس خبرگان و علماي قم هستيد که صفحه آپارات داريد. در شرايط کنوني که فضاي مجازي چنين گستردگي اي يافته، ارتباطي ميان حوزه هاي علميه و مجامع مذهبي با نسل جوان از طريق شبکه هاي مجازي برقرار شده است؟

يکي از وظايفي که انجمن علمي ارتباطات و تبليغ براي خودش تعريف کرده است، «سامان دهي» امر تبليغ و به روز رساني اين وظيفه بسيار مهم و اساسي است. وظيفه ذاتي حوزه هاي علميه از ديرباز تبليغ مسائل اعتقادي و اخلاقي بوده است. حوزه ها متولي امور اخلاقي و اعتقادي هستند. هرچند نهادها و ارگان هاي مختلفي در برنامه ها و آمارهايشان خود را متولي امور تبليغ دين مي دانند اما اولا بايد موازي کاري ها را از بين برد و با هم افزايي تلاش ها و استفاده از امکانات و عناصر موفق حوزوي، سامان خوبي به امر تبليغ داد و ثانيا بايد مثل بقيه مطالب، از ابزار به روز استفاده کرد. امروزه نمي توانيم فقط با منبرهاي سنتي اعتقادات مردم را بالانس کنيم. مسلما بايد از ابزارهاي پيشرفته و روزمره استفاده کنيم. کما اينکه شاهد دغدغه مقام معظم رهبري در اين زمينه نيز در روزهاي گذشته بوديم که اعضاي شوراي عالي فضاي مجازي را مشخص کردند.

ما هم در انجمن، کميته رسانه داريم که عرصه هاي بسيار نو و وسيعي را شامل مي شود. بايد حوزه هاي علميه و متوليان تبليغ در رساندن مواضع خودشان و مبارزه با خرافات و پاسخ به شبهات و معرفي اسلام ناب و مکتب اهل بيت از ابزارهاي تبليغي مناسب استفاده بهينه کنند. اگر تبليغ را مثل گذشته منحصر در مساجد و حسينيه ها بدانيم بسياري از مخاطبين خود را از دست خواهيم داد. بايد با استفاده از ابزارهاي به روز و کار آمد و متخصصين اين ابزارها داخل زندگي مردم شويم و شبهاتي که القا مي شود را پاسخ دهيم و راهکارهاي لازم فرهنگي و اجتماعي را به کاربران اين ابزارها ارائه دهيم.

در حد «بايد» که حرف و سخن بسيار است. اما خيلي از اين «بايد»ها فقط در حد حرف زدن باقي مي ماند و اصلا اجرايي نمي شود. حتي برخي علماي قم فضاهاي مجازي را بر نمي تابند و خواهان فيلترينگ کل اين فضاها هستند.

چون به موقع نجنبيديم. اگر به موقع جنبيده بوديم و فرهنگ صحيح استفاده از ابزارهاي روز را مي يافتيم، نياز به محدوديت نداشتيم. پس ما بايد يک حرکت سريعي را در امر تبليغ به وسيله رسانه هاي نوين آغاز کرده و عقب ماندگي ها را جبران کنيم تا به جاي محدوديت، از همان چيزهايي که «تهديد» تلقي مي شود به عنوان «فرصت» استفاده کنيم.

شان مجلس خبرگان، نصيحت کردن، ارائه تذکر و دعوت به خير و صلاح و انجام کارهاي تئوريک و فرهنگي است. اگر کسي مقاله اي عليه ولايت فقيه مي نويسد، مجلس خبرگان به صورت علمي و تئوريک پاسخ شبهاتش را مي دهند. قرار نيست که مجلس خبرگان «چماقي» وارد ميدان شود و با برخورد فيزيکي پاسخ بدهد. 

 

در باب اينکه بايد «فرهنگسازي» شود، افراد و مسئولان بسياري سخن گفته اند. به قول شما متولي امر تبليغ زياد داريم از صداوسيما تا وزارت ارشاد، حوزه هاي علميه، دانشگاه ها و ... اما اينکه بالاخره کدام يک بايد به فرهنگسازي بپردازند، معلوم نيست و معمولا هر نهادي، ديگري را مسئول اين کار مي داند.

ما در انجمن بعد از آنکه چارت تشکيلات را طراحي کرديم، کميته هايي را تعريف کرديم که يکي از آنها کميته رسانه است که در آن از نظرات صاحبنظران و اساتيد ارتباطات و آشنايان با عرصه هاي رسانه اي دعوت کرده ايم و اميدواريم با يک جمع بندي نهايي، ارتباطاتمان را با نهادهاي مختلف عرصه تبليغ از سازمان تبليغات گرفته تا صداوسيما و مطبوعات، اوقاف و نهادهاي حوزوي، برقرار کرده و هماهنگي هاي لازم را انجام دهيم و با استفاده از نظرات همه دلسوزان عرصه ارتباط، اخلاق و دين، امر تبليغ را ساماندهي کنيم.

در يکي از مصاحبه هايتان گفته بوديد که دولت سرلوحه کارش را رفع تحريم ها قرار داده و شما اين را يک امر مثبت خوانده بوديد اما اخيرا آيت الله مصباح يزدي از اعضاي مجلس خبرگان گفته بودند که «نبايد خداي نکرده تمام هم و غم ما رفع تحريم ها باشد». شما همچنين گفته بوديد که در مسير مذاکرات نبايد سنگ اندازي کرد، اما هم اکنون برخي که خود را دلواپس مي نامند، اين مذاکرات و نتيجه آن را بر نمي تابند. چطور مي توان دامنه نقد چنين افرادي را منصفانه تر کرد؟

کلمه «دلواپس» از آن کلماتي است که مظلوم واقع شده است. به معني واقعي کلمه، همه ما دلواپسيم. کيست که دلواپس خودش، آينده فرزندان و کشورش نباشد؟ همه ما دلواپس و نگرانيم، اما اين نگراني نبايد باعث شود که خودمان به خودمان آسيب بزنيم. دغدغه رهبري هم در نشست اخير با اعضاي مجلس خبرگان رهبري، همين بود که ما به دنبال لغو تحريم ها در مذاکارت بوديم و مي فرمودند اگر تحريم ها برچيده نشود، معامله اي صورت نگرفته است. پس معلوم مي شود که نظام جمهوري اسلامي به مديريت اعلاي مقام معظم رهبري، براي برداشته شده تحريم ها وارد مذاکرات هسته اي شده و اينگونه نبوده که تحريم ها برداشته نشود و ما همچنان به مذاکرات ادامه دهيم.

در حين مذاکرات و پسا برجام، برد نظام جمهوري اسلامي در اين خواهد بود که  بحث هسته اي به عنوان يک بحث ملي مربوط به کل نظام تلقي شود و نه وابسته به يک دولت و هيات مذاکره کننده خاص. دولت ها و هيات هاي مذاکره کننده مي آيند و مي روند و آنچه که هميشه خواهد ماند، اصل نظام است. با چنين نگاهي بايد انسجام و هماهنگي ملي ايجاد شود. در اين صورت دشمن نمي تواند راه نفوذي بيايد. اما اگر ما در موضوعي به اختلاف نظر برسيم و اين اختلاف را به فضاي عمومي جامعه بياوريم، مسلما تنها کسي که سودش را مي برد، دشمن خواهد بود. نه هيچ يک از دو طرف اختلاف.

از همين روست که مقام معظم رهبري پس از اعلام برجام، تاکيدشان بر حفظ وحدت و انسجام داخلي و ملي بود تا راه هاي نفوذ دشمن بسته شود.

چطور مي توان از سنگ اندازي دلواپسان جلوگيري کرد؟

مذاکره يک معامله و بده بستان است. همه مي دانيم که 10 هزار سانتريفيوژ با 19 هزار سانتريفيوژ فرق دارد. همه مي دانيم که غني سازي 5 درصدي تا 50 درصدي فرق داد. اما اگر نظام براي حل برخي مشکالات و رسيدن به موقعيت هايي مصلحت مي داند که 60 هزار سانتريفيوژ نداشته باشيم، نبايد اين را پتک کنيم توي سر نظام بزنيم! و به بهانه اينکه ما مي توانستيم 60 هزار سانتريفيوژ داشته باشيم ولي الان نداريم، به گونه اي سخنراني کنيم که انگار دنيا به آخر رسيده!

معمولا به فرد يا افرادي که در مقام سوء استفاده از جايگاه رهبري بر مي آيند و در صدد هستند که رهبري را در صدد مطامع خودشان خرج کنند، هم از طرف رهبري و دفتر ايشان و نهادهاي وابسته به رهبري و هم از سوي مجلس خبرگان رهبري، حساسيت هاي لازم به خرج داده مي شود.  

 

الان راه تحقيق و پژوهش باز است و علم هسته اي در کشور ما بومي شده است. دانشمندان هسته اي ما هر وقت نظام صلاح بداند و رهبري دستور دهد، در فاصله زماني اندکي مي توانند نتيجه تحقيقات و دانششان را ارائه دهند. علم و پژوهش تمام شدني نيست و همه قبول داريم که براي از بين رفتن تحريم ها و براي اينکه نشان دهيم نظام جمهوري اسلامي نظامي مبتني بر منطق و ارتباط دو سويه با جهان است و ما اهل مراوده هستيم، از يکسري چيزها دست برداشتيم و معناي سياسي مذاکره همين است.

درباره رياست آتي مجلس خبرگان چه گزينه هايي را محتمل مي دانيد؟ به نظرتان از ميان آقايان يزدي، هاشمي رفسنجاني، هاشمي شاهرودي، مصباح يزدي، جنتي و ... چه کسي احتمال رياستش در مجلس بعدي خبرگان بيشتر است؟

قضاوت در اين زمينه خيلي زود است اما انشالله انتخابات مجلس خبرگان در اسفند ماه صورت مي گيرد و بعد از آن در اين باره صحبت مي کنيم. معمولا بزرگان اهل رقابت نيستند و فضاي داخلي مجلس خبرگان فضاي صميمت و دوستي است و دوستان هر يک ديگري را براي عضويت در هيات رئيسه پيشنهاد مي دهند.

عکاس:لیلا افشار

2927

وبگردی