احمدی: با پذیرفتن توافق هسته ای برای 6 دولت آینده تعهد ایجاد می کنیم/ نباید به برجام نگاه جناحی داشت

توافق هسته ای ایران و پنج بعلاوه یک برجام ,مجلس نهم

نائب رئیس کمیسیون بررسی برجام در مجلس معتقد است که موضوع هسته ای، ملی است و نباید از دریچه جناحی، گروهی و خطی به آن نگاه شود.

عبدالله احمدی:  وحیداحمدی، نائب رئیس کمیسیون برجام، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی و رئیس کمیته روابط خارجی این کمیسیون در مجلس است. وی که نمایندهٔ مردم حوزهٔ انتخابیهٔ کنگاور، صحنه و هرسین در استان کرمانشاه در نهمین دوره مجلس است، سابقه حضور در دوره سوم پارلمان را نیز داشته است. حضور در دستگاه دیپلماسی را نیز تجربه کرده و زمانی به عنوان سفیر جمهوری اسلامی ایران در مغرب  مشغول به خدمت بوده است.

تشکیل کمیسیون برجام در مجلس بهانه ای شد تا وحید احمدی که نائب رئیسی این کمیسیون را برعهده دارد، با حضور در کافه خبر، به سئوالاتی که پیرامون جلسات این کمیسیون ویژه برای بررسی متن توافق هسته ای ایران و گروه 1+5 شکل گرفته است، پاسخ دهد. هر چند که در ادامه با او درباره موضوعات دیگری از جمله ترکیب مجلس دهم و انتخابات آتی، وظیفه نظارتی شورای نگهبان و... به گفتگو پرداختیم.

احمدی در این گفتگو خاطرنشان کرد که در انتخابات ریاست کمیسیون برجام او و زاکانی نامزد بوده اند که با رقم خوردن نتیجه 8 به 7 وی انتخابات را با یک رای کمتر به زاکانی واگذار کرده است!

وی همچنین از سناریوهای احتمالی برای برررسی نهایی برجام در مجلس خبر داد و گفت که ممکن است نمایندگان برای برجام تصمیم دیگری همچون ارائه طرح بگیرند.

این عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در ادامه با بیان اینکه هنوز به تصمیم نهایی و نظر قطعی درباره برجام نرسیده ایم تاکید کرد: اینکه گفته می شود برجام باید در مجلس تصویب شود، اشتباه است، چون مجلس تنها می تواند اجازه دهد که دولت به تعهداتش در برجام عمل کند یا نکند.

وی دلیل دعوت از سعید جلیلی و تیم مذاکره کننده سابق در جلسات کمیسیون برجام را جمع بندی از دستاوردها وهزینه ها درگذشته عنوان کرد و گفت: تعابیری که درباره تیم های سابق و فعلی هسته ای می شود را نمی پسندم چراکه ما باید به این نکته توجه داشته باشیم که دولت ها در بحث هسته ای تنها مجری تصمیمات نظام بوده اند.

احمدی مدل پیشنهادی اولیه از سوی عده ای از نمایندگان برای بررسی برجام در مجلس را شیوه مناظره عنوان کرد و افزود: عده ای به دنبال برگزاری مناظره میان مهمان ها در کمیسیون برجام بودند اما اکثریت به این نتیجه رسیدند که این شیوه نمی تواند به نمایندگان در تصمیم گیری شان درباره بررسی دقیق متن توافق کمک کند.

این نماینده مجلس در بخش دیگری از این گفتگو درباره وظیفه نظارتی شورای نگهبان، نوع نظارت این نهاد را عام استصوابی و در همه سطوح عنوان کرد و گفت اگر همه حاکمیت قانون را بپذیریم مشکلی پیش نمی آید.

به گزارش خبرآنلاین، مشروح این گفتگو در ادامه می آید:

بحث ها در کمیسیون برجام حول و حوش چه موضوعاتی است و در حال حاضر با توجه به تاکید رهبری مبنی بر اینکه نباید از بررسی این متن مجلس را برکنار داشت، در حال حاضر این روند پس از برگزاری سیزده جلسه چگونه پیش می رود؟

ابتدای تشکیل کمیسیون قرار بر این شد که اعضاء به جزئیات متن برجام ورود نکنند. اين مسئله  به اين دلیل بود که برجام به عنوان یک توافقنامه دو جانبه بین ایران و 1+5 قابل کم و یا زیاد شدن نیست. از طرفی می بایستی یک چارچوبی برای مباحث تعریف می شد چون اگر هر یک از اعضاء مباحث خاصی را دنبال می کردند نوعی تشتت ذهنی در سطح جامعه به وجود می آید که قطعا به مصلحت نیست. نکته دیگر این که قرار شد هر کدام ازاعضاء کمیسیون برجام هر ایده و نگاه سیاسی داشته باشند، این نگاه ها در روند بررسی که یک بررسی کارشناسانه است، اثر گذار نباشد تا به سمت کار کارشناسی با توجه به مصالح و منافع ملی حرکت کنیم. بر همین اساس بود که چارچوبی برای رسیدگی برجام در کمیسیون تعریف شد و آن این بود که از همه افرادی که صاحب نظر هستند و در حدی که بتوانند مجموعه را به اقناع برسانند وبه تصمیم گیری نمایندگان کمک کنند برای حضور در کمیسیون دعوت شوند.

این دعوت از کسانی بود که جزء دست اندرکاران و یا منتقدین محسوب می شوند تا نظرات کارشناسی متخصصین از دیدگاههای مختلف اخذ شود و کمیسیون نیز شنونده باشد و احیانا اگر سئوالی داشته باشند، پاسخ ها را بشنوند؛ بدون اینکه هیچ گونه قضاوتی داشته باشند تا پس از این بررسی ها، اعضای خود کمیسیون بنشینند و بر اساس اطلاعاتی که از این جلسات کسب کرده و نظرات مختلفی که شنیده اند تصمیم خود را بگیرند.

حال اگر از من سئوال کنید که آن تصمیم چه خواهد بود؟ پاسخ این است که ما هنوز به تصمیم نهایی نرسیده ایم یا حداقل نتوانسته ایم به عنوان یک نظر قطعی بگوییم که نظر کمیسیون برجام درباره این توافق چیست؟ بنابراین، دوستانی که در کمیسیون حضور دارند ، روی این موضوع به توافق رسیدند که نظرات کارشناسی مجموعه های مختلف را بشنوند و سپس به دور از فضای سیاسی تصمیم گیری کنند و نتیجه بررسی خود را در موعد مقرر به مجلس اعلام کنند.

آیا اعلام این نتیجه به صورت گزارش خواهد بود یا طرح و لایحه ای که نیازمند تصویب مجلس است؟

هنوز نمی شود روی ابعاد این موضوع بحث کرد، به دلیل اینکه توافقات دو نوع و با دو کیفیت انجام می شود. توافقاتی که به صورت توافق بین المللی  و یا توافق  دو جانبه منعقد می شود. در توافقات بین المللی، یک کشور می تواند توافقنامه را بپذیرد اما تحفظات و شرایطی را نیز برای خود مطرح کند و بگوید که من این توافق را می پذیرم اما به عنوان مثال  فلان بخش آن را نمی پذیرم و یا نسبت به بخشی از آن تحفظ دارم. این روند نیز در دنیا معمول و پذیرفته می شود، اما در خصوص توافق دو جانبه نمی توان گفت که بخشی از آن را می پذیریم وبخش دیگرش را نمی پذیریم. بنابراین یک "واو" درتوافق نامه دو جانبه  نمی تواند کم و یا زیاد شود و علی القاعده یا باید به طور کامل رد یا تائید شود.

البته اینکه گفته می شود برجام باید در مجلس تصویب شود نیز اشتباه است و خیلی ها به  این نکته توجه ندارند. چرا که در این گونه موارد، مسئله تصویب کردن توافق نامه نیست بلکه به عنوان مثال ما به عنوان مجلس به دولت مجوز می دهیم که اجازه عمل کردن به تعهدات خود در توافق صورت گرفته را دارد.

در جریان بررسی این متن، برای بستن راه های نفوذ طرف مقابل و همچنین در مواردی که ممکن است آن ها در مسیر اجرا و پس از اجرا بازی در بیاورند، باید این مسائل در کمیسیون برجام شناسایی کرده  و دولت را توجه دهیم که موافقت نامه ای که می خواهدعمل کند، با فرض اینکه مجوز آن از سوی مجلس صادر شود، در این بخش ها باید این الزامات را رعایت کرد.

اینکه بعضی از افراد استدلال می کردند که برجام نیاز به بررسی در مجلس ندارد، این استدلال  متکی برمبانی حقوقی نیست. اینکه عنوان می شد این توافق چیز جدیدی نیست و دنباله تعهدی است که ما به عنوان عضو ان پی تی داشته ایم، اصلا نمی توانست استدلال قوی ای باشد، چراکه اگر این گونه بود پس ضرورتی هم نداشت که طی 22 ماه مذاکره ، صفحات متعددی از تعهدات متقابل برای یکدیگر تعریف کنیم.

 در پاسخ به کسانی که عنوان می کردند که اصلا برجام نباید به مجلس برود چون در این صورت، برای ما تعهداتی ایجاد می شود و دیگر راه گریزی از آن نیست باید گفت که مگر همین الآن هم دولت در مقابل برجام تعهد ندارد؟ در صورت پذیرش آن، قطعا تعهد خواهد داشت، چون در آن جا قید شده است که ایران چه کارهایی را باید انجام دهد و دیگران باید چه اقداماتی را انجام دهند. بنابراین همه استدلال هایی که به دنبال این بود تا مجلس به توافق هسته ای ورود نکند، استدلال های قوی و متکی به مبانی حقوقی نبود بلکه بالعکس، به موجب اصولی از قانون اساسی همچون اصول 77 و 125، هر نوع قرارداد،توافقنامه و معاهده با کشوری که متضمن تعهد برای جمهوری اسلامی ایران باشد، نیازمند اظهار نظر مجلس است.

البته اظهار نظر مجلس در رابطه با معاهده‌ها و توافق نامه‌ها اینگونه نیست که بگوییم دولت باید متن برجام را در قالب لایحه به مجلس بفرستد و بعد مجلس بنشیند از اول تا آخرش را بالا و پایین کند نه اینگونه نیست. بلکه بررسی موافقت نامه‌ ها به این کیفیت است که دولت موافقت نامه را به ضمیمه ماده واحده ای برای مجلس ارسال نموده ، ومجلس پس از بررسی محتوای موافقت نامه و ماده واحده نظر خود را پس از طی مراحل تعریف شده درآئین نامه مجلس به دولت مبنی بر اجازه ویا عدم اجازه اعلام می نماید.

البته فعلا وارد این بحث نمی شوم چون ما هنوز به جمع بندی نرسیدیم، که بگوییم این متن 100 درصد تائید می شود یا 100 درصد رد می شود.

در این مورد مجلس باید بررسی ها و ملاحظات خود را انجام دهد و ممکن است که توصیه هایی به دولت داشته باشد و در قالب اقتضائات قانونی برای دولت تکلیف کند که مثلا این موارد را باید مد نظر قرار دهید. به عنوان مثال فرض کنید که به دولت تکلیف می کند که در حوزه دفاعی، تحت هیچ شرایطی نبایستی توان دفاعی کشور شود متوقف و یا تقلیل پیدا کند.

بنا بر این سند برجام جزء موافقت نامه های دو جانبه است و شما نمی توانید یک واو از آن را کم یا زیاد کنید و اگر بخواهید این کار را انجام دهید باید بروید با آن شش کشور بنشینید و بگویید که ما نظرمان این است. این اتفاق ممکن است در تفاهم های دوجانبه رخ دهد اما در برجام این موضوع پیش بینی نشده است. البته بندی در آخرین صفحه برجام پیش بینی شده است که وزرای خارجه ایران و 1+5 هر دو سال یک بار یا کمتر از آن بتوانند با هم بنشینند و با یکدیگر مسائل را مرور و رصد کنند تا اگر احیانا بحثی باشد با هم به تفاهم برسند اما این موضوع مربوط به بعد از اجراست و نه قبل از اجرا و شرایط موجود .

اگر بحث رد و تائید برجام مطرح شود این اتفاق باید به صورت لایحه باشد؟ یعنی آن چه که مجلس رد یا تائید می کند لایحه ای است که از سوی دولت فرستاده می شود؟

ممکن است دولت لایحه ندهد اما در صورت ضرورت، نمایندگان در قالب طرحی این کار را انجام دهند و این احتمالات وجود دارد. ولی ما فعلا ورود به این بحث نمی کنیم برای اینکه هنوز به طور قطع، مشخص نیست.

با تصریحی که مقام معظم رهبری در دیدار شان با مجلس خبرگان داشتند، تکلیف کار را روشن کردند که مصلحت نیست مجلس کنار گذاشته شود و اینکه مجلس در این زمینه اظهارنظر کند، نظر صریح ایشان بود. 

وقتی قانون اساسی می گوید که هر گونه قرار داد و معاهده ای که متضمن تعهد برای کشور باشد، مجلس باید درباره آن اظهار نظر کند، پس توافقی که تعهدی برای کشور ایجاد کند، به طور قطع و یقین  باید نظر مجلس را داشته باشد و ما معتقدیم که این اتفاق می افتد. برای اینکه، نه تنها این دولت بلکه اگر بخواهیم بر اساس محتوای برجام به موضوع نگاه کنیم، بعضی از این تعهدات برای 10 تا 20 سال آینده است. اگر عین همین متن اجرا شود ما برای 6 دولت آینده تعهد ایجاد می کنیم و 6 دولت دیگر هم که در آینده می آیند، باید به این تعهدات عمل کنند، پس این تعهد وجود دارد و چون تعهد هست، پس نظر مجلس را هم می خواهد.

عده ای می گویند که طرح الزام دولت به حفظ حقوق و دستاوردهای هسته ای برای ورود مجلس به توافق هسته ای کافی است و دیگر نیازی به بررسی برجام در مجلس وجود ندارد، نظرشما چیست؟

آن ابزاری بود در دست مذاکره کنندگان، حین انجام مذاکرات که بتوانند پای میز مذاکره به عنوان اهرمی از آن استفاده کرده و اعلام کنند که مجلس و مردم ما حاضر نیستند آنچه را که شما توقع دارید و زیاده خواهی می کنید، برآورده کنند و بپذیرند. ولی این طرح نمی تواند نافی برجام باشد و این طوری باشد که بگوییم چون این طرح ، مطرح شده است دیگر مجلس بقیه کار را رها کند.

در بحث هسته ای چند نکته را باید ما به عنوان اصول مسلم و کلی مدنظر داشته باشیم. نکته اول اینکه این موضوع، موضوع ملی است و  نباید از دریچه نگاه جناحی، گروهی و خطی به آن نگاه کرد و در بحث ملی هم در هیچ جای دنیا اینگونه نیست که به جناح ها اجازه داده شود که منافع ملی را مخدوش کنند. نکته دیگر این که موضوع هسته ای نباید منشاء اختلاف درونی در کشور شود تا طرف مقابل ما از آن سوء استفاده کند و احساس کند که درون جامعه ما نسبت به این مسئله ملی، چندصدایی وجود دارد. البته هر کسی می تواند نکته ، سئوالی و اشکالی در رابطه با برجام دارد، مطرح کند، اما طرح این مسائل چه موافق و چه مخالف ، چه موید و چه منتقد نباید به نحوی باشد که طرف مقابل از آن سوء استفاده کند. بنابراین همه ما باید مراقب بیان خودمان باشیم و بی جهت مطالبی را بر زبان جاری نکنیم که باعث شود دیگران تلقی دیگری از آن داشته باشند.

باید به این مسئله حین بررسی برجام توجه کرد که 70 تا 80 درصد مسائل به مسائل بعد از پذیرش برجام بر می گردد و ما هنوز در مرحله مقدماتی توافق هستیم و تنها یک جمع بندی از آن صورت گرفته است در حالی که این جمع بندی باید زمینه اجرایی شدن پیدا کند حال، اجرای آن به چه کیفیتی خواهد بود و چقدر طول خواهد کشید، در آینده مشخص خواهد شد بنابراین باید روی این موضوع به قدری دقیق و حساب شده کار کنیم که اگر در گوشه ای ممکن است رقیب ما به فکر نفوذ باشد یا از آن منفذ بخواهد آسیبی به کشور وارد کند، شناسایی شود؛ ضمن اینکه ما نباید احساس کنیم که چون نشسته ایم در رابطه با مسئله هسته ای با آمریکا به تفاهم رسیده ایم، دیگر دشمنی آن ها با ما تمام شده است بلکه باید ضمن توجه به پیمانی که می بندیم مراقب باشیم که از این مسیر آسیب پذیر نشویم بلکه تمهیداتی را برای جلوگیری از آن ها بیندیشیم.

ارزیابی شما از برگزاری چند جلسه کمیسیون برجام چه بوده است؟ آیا در این جلسات مباحث جدیدتری نسبت به جلسات کمیسیون امنیت ملی و سیاسیت خارجی مطرح شد؟

 قطعا جلسات برجام نسبت به جلسات کمیسیون امنیت ملی مناسب تر است چون چارچوب تعریف شده ای برای آن طراحی شده است و دارد به سمتی پیش می رود که توقعات و انتظارات را بر آورده کند. چون آنچه که برای تک تک اعضای کمیسیون مطرح بوده و روی آن تاکید هم شده این است که واقعا  ما به دنبال فهم دقیق و درستی از این مسئله باشیم و بعد به سمتی پیش برویم و مسیری را دنبال کنیم که منافع ملی مان تامین شود. این مهم بدست نمی آمد جز اینکه ما ابتدا گذشته را مرور می کردیم که در گذشته چه وضعیتی داشته ایم که در این راستا لازم بود که حداقل 12 سال گذشته را بررسی کنیم و شرایط آن زمان با شرایط موجود و دستاوردهای آن زمان با آنچه امروز بدست آورده‌ایم وهزینه هایی که در گذشته پرداخت کردیم و الان در قبال این تفاهم نامه پرداخت می کنیم. همه این مباحث به صورت زنجیره وار مورد بحث و بررسی و نقد و ارزیابی قرار گیرد، تا دوستان بتوانند با ملاحظه شرایط زمانی، هزینه ها و فوائد به تصمیم درستی برسند.

البته واکنش ها به حضور آقای جلیلی در کمیسیون برجام خیلی مثبت نبود چراکه عنوان می شد که وی به دنبال این است که این توافق را به نام خودش سند بزند و بگوید که آن حاصل عملکرد تیم سابق هسته ای بوده است و عملکرد تیم فعلی را تضعیف کند؛ این ادعاها چقدر به واقعیت نزدیک است؟

 من اصلا خیلی دوست ندارم که تعابیر این چنینی چه در رابطه با تیم گذشته صورت بگیرد چه در رابطه با تیم جدید. همانطورکه فرضا عنوان می شود تیم فعلی می خواهد همه چیز را به نام خودش تمام کند. این نوع نگاه به اعتقاد من نگاه دقیق و درستی نیست.

ما در دوران های مختلف شیوه های متفاوتی را برای مذاکره انتخاب کرده ایم. به عنوان مثال یک بار آمده ایم با تئوریکای اتحادیه اروپا نشسته و مذاکره کردیم و بخشی از محدودیت ها را همان زمان خودمان پذیرفتیم .حدود دوسال مسئولیت کار با آقای دکتر لاریجانی بود وبعد از آن آقای جلیلی به مدت 6 سال هدایت این مجموعه را برعهده داشته و بعد از آن تیم جدید دیپلماسی به سر پرستی آقای ظریف حدود دوسال روی این موضوع کار کرده است. ضمن اینکه ما اگر این نکات را مورد توجه قرار دهیم، ذهن ها به سمت چنین نگاه هایی نمی رود. اولا همه این ها تصمیمات نظام در مقاطع مختلف بوده است و دولت ها تنها مجری این تصمیمات بوده اند. این یک نکته ای است که  باید به آن توجه کنیم، یعنی چه در زمانی که سه کشور اروپایی به عنوان تئوریکای اتحادیه اروپا با ما مذاکره کردند، چه بعد از آن و چه بعدتر در چهار مقطع، نظام تصمیماتی داشته است که دولت های مختلف با رویکردهای متفاوت و با شیوه های متنوع موضوع را دنبال کرده اند.

نکته دیگر ، به اعتقاد من تمام این مباحث به نوعی مرتبط با هم و به نوعی لازم و ملزوم یکدیگر بوده اند. به عنوان مثال در مقطعی که ما با تئوریکای اتحادیه اروپا مذاکره داشتیم، کار به جایی رسید که آن ها عهدشکنی کردند و به آنچه که گفته بودند، پایبند نماندند، این تجربه، اگر چه تجربه مفیدی برای ما نبود اما تجربه لازمی بود. یعنی ما چون این رویکرد را از آن ها دیدیم دریافتیم که نمی شود به آن ها اعتماد و به حرف شان اعتناء کرد.

هر چند که در آن مقطع، ضرر هم کردیم و زمان را از دست دادیم اما به اعتقاد من لازم بود چون پس از آن، با همتی جدی تر و عزم راسخ تری مسیر خود را که تکمیل کردن چرخه سوخت هسته ای صلح آمیز بود و زیر نظر آژانس هم بودیم، ادامه دادیم.

در آن مقطع آن‌ها حاضر نمی شدند که ما حتی یک آبشار 10 سانتریفیوژی برای کار تحقیقاتی داشته باشیم و حتی پا را فراتر گذاشته و گفتند که باید کلاس‌ های درسی که در دانشگاهها مرتبط با دانش هسته ای است را تعطیل کنید. اما وقتی جمهوری اسلامی تصمیم خود را گرفت، استمرار این مسیر موجب شد که ما به نصب 19 هزار سانتریفیوژ برسیم و اینکه حتی غنی سازی 20 درصدی وراکتور آبسنگین وصفحه سوخت ومیله سوخت  هم داشته باشیم و مسیر کار را به نوعی پیش ببریم که تیم مذاکره کننده ما امروز با دست پر وارد مذاکره شود. طرف های ما که تغییری نکردند و همان هایی بودند که ابتدا در مذاکرات می گفتند شما اول بروید 6 قطعنامه ای که شورای امنیت علیه تان تصویب کرده است را اجرا کنید تا بعد بنشینیم با هم صحبت کنیم. خواست اولیه این ها این بود.

مگر اجرای آن قطعنامه ها الزام آور بود؟

بله از نظر آنان الزام آور بود ولی ما هیچوقت قطعنامه های غیر قانونی را نپذیرفتیم و اجرا نکردیم. شورای امنیت این کار را کرده بود اگر چه اقدام آن ها ناحق و ظالمانه بود که قطعنامه هایی غیر مشروع و غیر حقوقی علیه ما تصویب کرده بودند. اما در واقع، 6 قطعنامه علیه ما صادر شده بود و همان قطعنامه ها موجب شده بود که تعدادی از کشورها بر اساس آن علیه ما موضع گیری کنند و ما را تحت فشار قرار دهند. این واقعیت بود. درست است که ما نپذیرفته بودیم و الان هم نمی پذیریم اما وجود داشت.

بنابراین ما توانستیم مسیر را ادامه دهیم و در این راستا توانستیم دستاورهای ارزشمندی را که دنیا را به حیرت در آورد بدست آوریم. لذا آن ها وقتی دیدند که با حربه تحریم و قطعنامه نمی توانند مانع ما شوند، شروع به ترور دانشمندان هسته ای کردند چون مسیر تحریم ها را ناکام می دیدند و سرعت و رشد فعالیت های ما را بگونه ای می دیدند که اگر ادامه یابد به جایی می رسد که غیر قابل برگشت مي رسد. ملت ما مسیر خودش را طی می کرد.

بنابراین زمانی که 1+5 در مقابل تیم مذاکره کننده فعلی ما نشست دیگر بحث از این نبود که شما بروید ابتدا همه چیز را کنار بگذارید بعد بیاییم مذاکره کنیم. آمدند با ما مذاکره کردند و گفتند همین جایی که هستید، متوقف باشید و اصلا مبنای توافق ژنو همین بود و می توان گفت که یک آتش بس موقت بود و طرفین پذیرفتند هر کس در هر جا که هست همانجا بماند. این مهم چگونه بدست آمد؟ و آن ها چگونه به این موضوع رضایت دادند ؟، با سرمایه ای که از گذشته تامین شده بود. از سوی دیگر برای ارزیابی مسائل موجود و مسائل گذشته، شرایط زمانی آنها نیز باید مورد بررسی قرار بگیرد و نمی توان با اقتضائات امروز، مسائل دیروز را مورد ارزیابی قرار داد. پس نتیجه اینکه اگر بخواهیم این موضوعات را نفیا یا اثباتا به یک سمت و جهت سوق دهیم نمی تواند نگاه دقیقی باشد.

حال اینکه کمیسیون چرا از تیم مذاکره کننده سابق و آقای جلیلی و معاونانش دعوت کرد؟ به این دلیل که کمیسیون باید به این جمع بندی و نتیجه دقیق برسد که در دوره های مختلف ما مسائلی که بوجود آمده و هزینه هایی که پرداخت شد چه مقدار از آن ها متناسب با شرایط آن روز ضرورت داشته است. آیا نمی توانستیم بهتر از این کار کنیم و محصولی که بدست آوردیم و نتایجی که گرفتیم آیا این نتایج، نتایج صد درصدی بوده که بدست آوردیم؟ با توجه به تمام این شرایط باید نگاه کرد که آیا امروز این اتفاق (برجام) تامین کننده منافع هست یا نیست؟

ضرورت تشکیل کمیسیون برجام چه بود؟ برخی نمایندگان معتقدند که کمیسیون امنیت ملی وسیاست خارجی با توجه به وظیفه ذاتی خود می توانست این کار را انجام دهد و به بررسی نهایی برجام  بپردازد؟ تشکیل کمیسیون برجام با اینکه با رای نمایندگان اتفاق افتاد اما ترکیب آن راضی کننده نبود برای همه نمایندگان، نظر شما چیست؟

من به عنوان عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی علی القاعده باید از این روند دفاع کنم که کمیسیون امنیت ملی  داشت کار خودش را انجام می داد و اصلا نیازی به تشکیل کمیسیون ویژه نبود. اما اعتقادم این است که چون توافق انجام شده، موضوع مهمی است و شاید بعد از انقلاب کمتر موضوعی به این اهمیت وجود داشته است. اگر در چند کمیسیون هم مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد، جا دارد و مهم این است که روند در این مباحث و خروج از آن روندی قابل قبول و به دور از جنجال ها و نگاههای سیاسی باشد.چون ما همه مدعی هستیم که به منافع ملی فکر می کنیم.

اما ایراد آنجاست که نگاهها، نگاههای سیاسی شود و اینکه اگر کسی نقدی کرد، سریع به او برچسب بزنیم یا اگر کسی نظر موافق داشت، به یک شکل دیگر به او برچسب زده شود. به هرحال در مذاکره بده بستانی وجود دارد و ما باید امتیازاتی می دادیم وامتیازاتی می گرفتیم.

برای تشکیل کمیسیون برجام نیز آئین نامه داخلی مجلس می گوید که در موارد مهم، تعدادی از نمایندگان می توانند پیشنهاد تشکیل کمیسیون ویژه بدهند و در این مورد نیز تشکیل کمیسیون برجام از سوی نمایندگان پیشنهاد  داده شد و نمایندگان نیز پذیرفته و آن را تصویب کردند و در انتخاب افراد نیز اکثریت نمایندگان، پذیرفتند و انتخابات برگزار شد.

البته ابتدای کار، کمیسیون برجام با حاشیه هایی رو برو شد و اینکه آقای زاکانی به گفتگوی ویژه خبری رفته بود و آقای بعیدی نژاد نرفت. نظر شما در باره این اتفاق چه بود؟آیا مصوبه ای وجود داشت که اعضا نباید مناظره کنند؟

 بله اینکه چارچوبی برای ورود به بحث ها تعیین شد ابتدا دو نظریه وجود داشت یکی اینکه ما افراد را به کمیسیون برجام دعوت کنیم و آن ها بیایند و در حضور نمایندگان با یکدیگر مناظره کنند و ما نیز نظاره گر این مناظره بوده و نظرات مهمانان را با نظرات خود جمع بندی کرده و به نتیجه برسیم اما نظر اکثریت بر این بود که ما از این کار نمی توانیم نتیجه بگیریم و این کار نمی تواندما را به این روند صحیح ودقیق هدایت کند .  نظراکثریت این بود که ما این روند را می توانیم به شیوه دیگری داشته باشیم به طوری که می توانیم هر یک از مهمان ها را به صورت جداگانه دعوت کرده و نظرات او را به صورت مستند و مستدل بشنویم و پرسش و پاسخ هم داشته باشیم.

همچنین بنا شد اعضای کمیسیون، ورود به مباحث نداشته باشند مگر اینکه در موردی هیئت رئیسه کمیسیون تصویب کند که در این مورد پیش آمده فلان عضو کمیسیون برجام برود صحبت کند و این کار با مصوبه کمیسیون انجام شود و در این زمینه اصلا سندی به عنوان سند اطلاع رسانی تصویب شد که این سند به صورت واضح به ما می گوید اطلاع رسانی مباحث به چه کیفیتی باشد؟ و اینکه به عنوان مثال، اخبار تنها از ناحیه سخنگو بیان شود و سایر اعضاء ورود جزئیات نداشته باشند.

حال ، در این خصوص آنچه که بیان شد و ما در کمیسیون از زبان آقایان زاکانی و عراقچی شنیدیم این بود که صداوسیما ظاهرا تماسی با آقای زاکانی  به اعتبار ریاست کمیسیون برجام می گیرد و با توجه به سخنانی که مقام معظم رهبری در دیدار با خبرگان داشتند، از وی می خواهد که به تلویزیون رفته و  مسائلی را مطرح کند که وی عنوان کرد "من گفتم اگر بیایم راجع به برجام نفیا یا اثباتا نمی توانم صحبت کنم چراکه ما هنوز به جمع بندی لازم نرسیده ایم و تنها کاری که می توانم انجام دهم این است که درباره نحوه بررسی برجام در مجلس صحبت کنم نه در رابطه با اصل و کم و کیف توافق هسته ای " . اما زمانی که وی در مسیر صداو سیماست با او تماس می گیرند که آقای بعیدی نژاد هم از وزارت خارجه بناست در این نشست شرکت کند. بنابراین برداشت آقای زاکانی این بوده است که وی می خواهد بیاید صحبت کند، من هم باید صحبت کنم و این کار ممکن است جنبه مناظره و گفتگوی دو طرفه به خود بگیرد که بر خلاف رویه کمیسیون برجام است و من به عنوان رئیس کمیسیون موظف به انجام مصوبات آن هستم و می گوید که شما از قبل درباره این موضوع با من صحبت نکردید و نظر خودش را اینگونه اعلام می کند که چنین نشستی با دو مهمان برگزار نشود.

از آن طرف آقای عراقچی هم توضیحی که داشتند این بود که گفتند که صدا و سیما از ما نظر خواست که فردی را برای حضور در برنامه دعوت کنند که آقای روانچی نبود و خود من هم مسافر مشهد بودم و نمی توانستم در برنامه مشارکت کنم. آقای بعیدی نژاد را به عنوان مدیر کل سیاسی و رئیس تیم کارشناسی در هیئت مذاکره کننده با توجه به آشنایی کاملی که به مسئله داشت فرستادیم و تصورمان هم بر این بود که وی برای تبیین مسائل می رود و به ما هم نگفته بودند که چنین نشستی قرار است برگزار شود که در نهایت آقای بعیدی نژاد هم می رود صدا و سیما می نشیند و وقتی این اتفاق می افتد، ایشان بر می گردد.

 تصور می کنم که برخی از رسانه ها به این مسئله دامن زدند. این از همان مواردی است که مصالح ملی ما ایجاب می کند که ما همه در بیان، اظهارنظر و رفتارمان توجه جدی داشته باشیم که مبادا حاشیه سازی شود.

 یعنی در این مورد، به نظر شما صداوسیما غیر حرفه ای عمل کرده است؟

من نمی دانم و این اسم را هم نمی توانم روی این کار بگذارم. چون زمانی که برنامه ای می خواهد در صداوسیما برگزار شود، ممکن است مجری یا دست اندر کار تشخیص دهد که فرضا راجع به این موضوع، اگر چند کارشناس حضور داشته باشند آن موضوع از چند زاویه مورد بررسی قرار می گیرد. ممکن است که در این قضیه، آن ها هم قصد بدی نداشته اند و در چارچوب اختیارات مجری است که افراد مختلف را دعوت کند اما باید از ابتدای دعوت به مهمانانش می گفت یعنی هم باید به وزارت خارجه می گفت و هم به آقای زاکانی گفته می شد که یک چنین نشستی قرار است برگزار شود و هردو نفر در این نشست حضور خواهد داشت.

مثل این است که شما از من برای حضور در خبرآنلاین دعوت کرده اید و تصور من این است به طور طبیعی که من به تنهایی مهمان شما خواهم بود.اما شما ممکن است بخواهید که دو نفر دیگر از نمایندگان هم در جلسه حضور داشته باشند که این قاعده اش این است که به من بگویید این نشست در حضور چه افرادی تشکیل می شود تا ببینید من اساسا تمایل به شرکت در آن جلسه دارم یا ندارم

در این مورد من تصورم این است که شاید صداوسیما با عجله به دلیل اینکه روز پنج شنبه هم بوده که رهبری صحبتی داشتند، آن ها هم خواسته اند که همان شب برنامه ای داشته باشند و به همین دلیل شاید فرصت آنچنانی نبوده است و این سوء برداشت بوجود آمده است و الا نه آقای زاکانی تصور خاصی داشته و نه از سوی وزارت خارجه تصور خاصی بوده است. ولی به هر حال این سوء برداشت بوجود آمده است.

ولی می شود گفت که آقای زاکانی اینقدر تجربه دارد که جلسه را می توانست مدیریت کند که تبدیل به مناظره نشود؟ یعنی یک میزگرد کارشناسی بود که دو طرف تنها نظرات خودشان را در آن بیان می کردند.

نه اصلا بحث مدیریت جلسه مطرح نیست. به هرحال، بحث وقتی زنده باشد قابل کنترل و پیش بینی نیست. ممکن است یک طرف صحبتی کند که نیاز به پاسخ داشته باشد، اگر سکوت کند به شکلی ممکن است در بحث متضرر شود و اگر جواب دهد، معلوم نیست که قابل پیش بینی باشد.

بله آقای زاکانی به اعتقاد من هم به اندازه ای تجربه دارد که بتواند بحث را کنترل کند اما یک درصدی احتمال دهید که ممکن بود بحث به جایی کشیده شود که احتیاج به پرسش و پاسخ داشته باشد.بعد برداشت دیگری ازآن صورت می گرفت  که مطلوب نبود و رهبرمعظم  انقلاب نیز روی این موضوع تاکید دارند که طرح مسائل هسته ای نباید منجر به انشقاق درجامعه بشود و جامعه به چند سمت برود.

تاکید داشتید که دیدگاه کمیسیون برجام سیاسی نیست اما ترکیب این کمیسیون خیلی غیر سیاسی هم نیست و اینکه برای انتخاب اعضای این کمیسیون عده ای از نمایندگان معتقدند که نباید هر دو فراکسیون رهروان ولایت و اصولگرایان با هم لیست مشترک می دادند و آن اقدام چنین ترکیبی رابرای این کمیسیون رقم زد؟

من خودم خارج از لیست آمدم و جدا از این فهرست 15 نفره نامزد شدم اما روی هر ترکیبی ممکن است هر نقدی وجود داشته باشد، به هر حال 15 نفر می خواستند انتخاب کنند، ترکیبش هم ظاهرا به این کیفیت بوده است که 5 نفر رهروان انتخاب کنند، 5 نفر اصولگرایان و 5 نفر هم مرضی الطرفین باشند، و در این 5 نفر هم از سایر گروههای سیاسی داخل مجلس همچون اصلاح طلبان وجود داشته باشند که اگر ترکیبی در مجلس شکل می گیرد، ترکیبی باشد که همه گروههای مجلس را در بر داشته باشد تا تصمیم گیری کمیسیون تصمیم گیری کل مجلس تلقی شود و اصل این ایده، ایده خوبی بود.

اما چون این موضوع، موضوع حساسی بود، هر کسی ممکن است نگاهی به این موضوع داشته باشد وشاید اگرموضوعات دیگری بود خود من تصمیمی بر اینکه خودم را در عرصه رقابت قرار دهم، نداشتم.

بنابراین این ترکیب به هر شکلی که انتخاب می شد، این ان قلت ها وجود داشت. چون بسیاری برای شان این موضوع، موضوع حساس و مهمی بود و شاید علتی که برای این موضوع کمی حاشیه ایجاد کرده است همین حساسیت‌ها باشد.

البته نه اینکه افراد کمیسیون نگاه سیاسی نداشته باشند، حتما کسانی که در آن حضور دارند، نگاه سیاسی خودشان را دارند اما آنچه که قرار شد و ما روی آن تفاهم کردیم این بود که برای کسب منافع ملی، در بررسی ها و نگاه مان نسبت به مسائل، مسائل خطی و جناحی دخیل نباشد.

یعنی حرف افراد مختلف را بشنویم هرچند که به لحاظ سیاسی، هم نظر ما نباشند و با عینک از پیش تعیین شده به موضوع نگاه نکنیم بلکه مسائل را به صورت دقیق و حساب شده بشنویم و بعد تصمیم بگیریم و گرنه همه افراد کمیسیون فکر سیاسی دارند و سیاسی هستند البته ممکن است نگاهی  که در ابتدا داشتند، در اجرا 100 در صد عملی نشود اما این تفاهم صورت گرفته است.

چگونه می شود که فراکسیون اکثریت و اقلیت با هم جلسه می گذارند. بعد اولا تعداد اعضاء آن‌ها برابر می شود و آخر سر هم رئیس کمیسیونی که انتخاب می کنند از فراکسیون اقلیت می شود؟ به نظر شما فراکسیون اکثریت خیلی اکثریت نیست یا زور اقلیت بیشتر است؟

 {باخنده} نمی دانم ، فکر می کنم چیزی نگوییم شاید بهتر باشد. البته گاهی برخی تعاملات به سبک و سیاقی که افراد می نشینند با یکدیگر تعامل می کنند پیش نمی رود و به اعتقاد من، اگر برای انتخاب اعضای کمیسیون برجام مجموعه ای از فاکتورها را بدون مصداق تعیین می کردند، بهتر بود به این معنا که 10 یا 20 فاکتور را مشخص می کردند که اعضای این کمیسیون اگر این ویژگی ها را داشته باشند، انتخاب شوند و این شاید بهتر می توانست جواب دهد اما اینکه فلان فراکسیون بنشیند و بگوید ما 5 نفر انتخاب می کنیم، شما هم در فراکسیون خودتان 5 نفر را انتخاب کنید بدون اینکه معیار بدهند، روش دقیقی نیست چراکه ممکن است نماینده ای، در ارتباط با موضوعی کار بیشتری کرده باشد و اشراف بیشتری به موضوع داشته باشد، بنابراین چنانچه بخش های مختلف فاکتورهایی را تعیین می کردند و بر اساس این فاکتورها می توانستند افراد را انتخاب کنند، محصول کار می توانست چیز دیگری باشد.

اما مهم این است که طرفین در موضع گیری ها دقت بیشتری داشته باشند متاسفانه ما یاد نگرفته ایم که اظهار نظر فرد را نقد کنیم و در جامعه ما بسیاری از اوقات به جای اینکه نظریات فرد نقد شود،خود فرد نقد می شود. یعنی ابتدا چند انگ و برچسب به او می زنند و بعد تازه می آیند سراغ اینکه ببینند چه گفته و چه نگفته است که این روش درستی نیست.

حضور برخی نمایندگان به عنوان مهمان در جلسات کمیسیون و اظهار نظرهای جنجالی آن ها حاشیه ساز شده است،آیا حضور آن ها قانونی است و نمی توان از این حضور ممانعت کرد؟

آئین نامه داخلی کمیسیون می گوید نمایندگانی که عضو کمیسیون هم نباشند می توانند در جلسات آن شرکت کنند و کسی نمی تواند مانع از حضور آن ها شود بنابراین به لحاظ آئین نامه حضور نمایندگان غیر عضو مشکلی ندارد وحتی اظهار نظر هم می توانند داشته باشند، و رسانه ها باید این موضوع را به مردم توضیح دهند، که نمایندگان دیگر با دیگاههای متفاوت از کسانی که تا کنون در جلسه حضور پیدا کرده نیز می توانند در بحث ها مشارکت داشته باشند و در کمیسیون حضور پیدا کنند اما حق رای  نخواهند داشت.

به نظر شما اظهار نظر کسانی که به عنوان مهمان در جلسات حضور پیدا می کنند  و حق رای هم ندارند نمی تواند روی رای اعضای کمیسیون تاثیر گذار باشد؟

ممکن است این افراد بی تاثیر از هم نباشند اما روی اعضایی که باید بنشینند و برای برجام تصمیم بگیرند خیلی این نوع یارگیری تاثیر آنچنانی ندارد.

انتخاب ریاست کمیسیون برجام چگونه انجام شد؟

من خودم چون با جناب آقای زاکانی دو نفری برای ریاست رقابت می کردیم و کاندیدا بودیم بگذارید در این حوزه صحبت نکنم. چون  بالاخره ما بازنده هستیم!

آقای بروجردی کاندیدای ریاست نشد؟

نه ایشان کاندیدا نشد و من و آقای زاکانی نامزد ریاست شدیم که نتیجه آراء 8 به 7 به نفع آقای زاکانی شد.

اگر آقای بروجردی نامزد می شد، احتمال داشت رای بیاورد؟

نمی دانم.

سئوالات برجام به پایان رسید، می توانیم درباره موضوعات دیگر نیز صحبت کنیم؟

 بله.

به عنوان رئیس کمیته روابط خارجی مجلس درباره روند نظارت بر سفرهای خارجی نمایندگان و دولتی ها توضیح دهید؟ و نظارت بر هزینه های این سفر با چه نهادی است؟

طبق قانون، کمیسیون نظارت بر سفرهای خارجی مستقر در ریاست جمهوری است که از مجلس نیز فردی به عنوان نماینده پارلمان به عنوان عضو در آن کمیته حضور دارد به این معنا که این کمیته اعضای مختلفی دارد که یکی از این اعضاء مجلس است و  از وزارت خارجه و دیگر وزارتخانه ها و نهادها نیز افرادی عضو این کمیسیون هستند.

از دستگاه پیشنهاد دهنده ماموریت نیز یک نفر در این کمیسیون حضور پیدا می کند تا اگر لازم به توضیح درباره ضرورت انجام سفر بود، این فرد بتواند توضیح دهد.

زمانی که ماموریتی مطرح می شود و دستگاهی فردی رابرای رفتن به ماموریت معرفی می کند، این کمیسیون باید نظر بدهد و مجلس هم در این کمیسیون تنها بعنوان عضو ناظر است ؛این کمیسیون، مبنای قانونی دارد و چنانچه کسی بدون مجوز به ماموریت برود، حق ماموریت و هزینه ها قابل واخواهی است.

نظارت بر هزینه های سفر نیز اینگونه است که هر دستگاهی خودش موظف به نظارت است و ذی حساب ها این کار را انجام می دهند چرا که وظیفه آنها و شاخص اصلی کارشان تطبیق هزینه ها وفق مقررات است. همچنین در مجلس نیز تشکیلات خود مجلس این کار را انجام می دهد.

اخیرا وزیر اطلاعات از دستگیری چند نفر از تروریست ها که قصد ورود به کشور را داشته اند خبر داده است، به نظر شما به عنوان عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، وضعیت امنیت مرزها را چگونه ارزیابی می کنید؟

به اعتقاد من وضعیت مناطق مرزی ما به لحاظ امنیتی، وضعیت مناسب و قابل قبولی است. هر چند ممکن است که برخی از گروهها یا مجموعه های مختلف برای نفوذ به کشور سعی کنند اما  دستگاههای مربوطه این  رفتارها و حرکات  را رصد می کنند و اگر ما الان بهترین امنیت را در داخل کشور داریم محصول همین استحکام امنیتی است که بخشی از این استحکام امنیتی به استحکام امنیتی ما در مرزهای کشوربر می گردد.

نظرتان درباره اختلاف نظر دولت و شورای نگهبان در موضوع وظیفه نظارتی این نهاد، به عنوان یکی از نمایندگان مجلس که با موضوع تائید صلاحیت ها در این شورا مواجه بوده اید، چیست؟

مشکلی که اساسا در اظهار نظرها بوجود می آید و گاهی تشتتی مشاهده می شود اید، ناشی از عدم توجه دقیق به قانون است. گاهی ممکن است کسی در جایگاهی قرار بگیرد و بیشتر به آن جایگاه توجه کند اما اگر زمانی که همان فرد جایگاه مقابل قرار می گیرد، نوع نگاهش متفاوت می شود که برای پرهیز از این مسئله باید به قانون مراجعه کرد و چنانچه همه به قانون تمکین کنیم، بسیاری از مباحثی که گاهی منجر به اختلاف نظر می شود، به وجود نمی آید.

به هر حال، انتخابات یک شان اجرایی دارد که بالطبع دستگاه اجرایی انتخابات مشخص است و قانون وظایف آن را پیش بینی کرده است و قطعا دیگران نمی توانند در این بحث ورود کنند.

 همچنین شان دیگر انتخابات، شان نظارتی است که برعهده شورای نگهبان است. البته این بحث ها جدید نیست و از قبل هم برخی افراد این اظهار نظرها را داشته اند که مثلا شورای نگهبان نباید ورود پیدا کند و فقط نظارت کند. شورای نگهبان که مفسر قانون اساسی است، تفسیرش از قانون این است که این نظارت ، نظارت عام و در همه شئون است و جایی که ببیند خلاف قانون عمل می شود، می تواند بر اساس اختیارات قانونی خود عمل کند.

در بحث صلاحیت ها، بعضی استدلالشان این است که چون اصل بر برائت است بنابراین اگر کسی سوابقی داشته باشد که موجب محرومیت وی از برخی امتیازات قانونی همچون کاندیداشدن بشود، این مشکل خود اوست اما اگر محکومیتی نداشته باشد باید صلاحیتش تائید شود اما شورای نگهبان این نگاه را ندارد و نگاهش احراز صلاحیت است و می گوید برای ما باید احراز شود که آیا این فرد صلاحیت حضور در این جایگاه را دارد یا ندارد بنابراین ممکن است فردی احراز صلاحیت نشود اما محکومیتی هم نداشته باشد، بنابر این توجه به قانون وجایگاهی که برای دستگاهها ونهادها تعریف شده مثل جایگاه شورای نگهبان ضروری است وتفسیر قانون اساسی هم با شورای نگهبان است ،وتفسیر شورای نگهبان در طی دوران گذشته مبنا بوده ونبایستی شورای نگهبان مورد هجمه قرار گیرد. البته ممکن است نسبت به نحوه احراز صلاحیت نظراتی وجود داشته باشد ، طرح این هم راه خودش را داشته باشد  و مسیر ان زیر سوال بردن نهادهای نظام نیست.

ظاهرا قانون مراجع چهارگانه را پیش بینی کرده است، درست است؟

مراجع چهارگانه یک بخش از آن است و ممکن است فرد در مراجع چهارگانه نیز سابقه ای نداشته باشد، اما شایسته نمایندگی یا ریاست جمهوری هم نباشد که در کشور ما این موضوع با تشخیص شورای نگهبان انجام می شود. البته این موضوع تنها مربوط به کشور ما نیست و در همه جای دنیا به اشکال مختلف این نظارت وجود دارد.

وقتی بناست فردی در جایگاهی قرار بگیرد که تصمیماتش در سرنوشت کشور تاثیر گذار باشد ، باید واقعا صلاحیت داشته باشد و صلاحیتش نیز احراز شود. البته ممکن است شورای نگهبان خودش هم این ادعا را نداشته باشد که در همه موارد بلا اشکال عمل کرده است، کما اینکه دبیر محترم این شورا چندی پیش در گفتگویی تلویزیونی از برخی تائید صلاحیت ها در بعضی دوران ها، راضی نبود. و گفت که زمانی با اغماض برخورد کردیم و نتیجه اش فلان مجلس شد که  برخی نمایندگانش در عین اینکه در حاکمیت بودند نقش اپوزیسیون را ایفا کردند وموجب طمع دشمن شدند.

 بنابراین ما باید حاکمیت قانون را بپذیریم. نظارت شورای نگهبان در همه سطوح ، عام و استصوابی است و صلاحیت ها هم باید احراز شود. دستگاه اجرایی هم باید کار خاص خودش را باید انجام دهد و  وظیفه هر یک را  قانون تعیین کرده است.

به عملکرد مجلس نهم چه نمره ای می دهید؟

آدم که به خودش نمره نمی دهد!

من فکر می کنم که مجلس در چارچوب قانون گذاری خود نمره قابل قبول دارد و خوب کار کرده است اما در حوزه نظارت نقص داشته است. هر چند که بعضی ها ممکن است حوزه نظارت را در قالب یک تذکر، سئوال و استیضاح ببینند اما من آن را فراتر می بینم و مجلس اگر بخواهد در حوزه نظارت هم موفق باشد باید وقت خاصی را صرفا به نظارت اختصاص دهد. یعنی به عنوان مثال اگر، سه هفته جلسه کاری برای تصویب قانون دارد، دو هفته از آن به قانون گذاری اختصاص پیدا کرده و یک هفته صرفا به امور نظارتی بپردازد که نماینده این فرصت را داشته باشد و ابزار آن را هم برای او فراهم کنند که بر دستگاهها  نظارت داشته باشد.اگر چنانچه مجلس بتواند نظارت های دقیق تر، تخصصی و مستمر داشته باشد  وضعیت کشور بهتر از وضع موجود خواهد بود.

نظرتان درباره مجلس دهم چیست و ترکیب آن را چگونه پیش بینی می کنید؟

ترکیب آینده مجلس بستگی به مسائلی دارد که الان قابل پیش بینی نیست.به هر حال، عواملی همچون عملکرد مجلس و وضعیت عمومی کشور و نوع نگاه نمایندگان، در تعامل با مردم به ویژه در ماههای باقی مانده  به انتخابات می تواند در ترکیب آینده مجلس اثر گذار بوده و نقش داشته باشد. ولی الان قابل پیش بینی نیست و نمی توان درباره آن نظر دقیقی ارائه داد.

نکته دیگر اینکه مردم همواره به گونه ای عمل کرده  و تصمیم گرفته اند که بسیاری اوقات سیاسیون غافلگیر شده اند که نمونه آن را در انتخابات ریاست جمهوری در چند دوره اخیر شاهد بوده ایم به طوری که برداشت‌ها و تحلیل ها و نظرسنجی ها حاکی از پیروزی افراد دیگر در انتخابات بوده اما مردم تصمیم دیگری گرفته اند.

اینکه با روی کارآمدن دولت یازدهم با شعار "اعتدال گرایی" و اینکه فضای سیاسی کشور بر مبنای اعتدال شکل گرفته آیا مجلس دهم نیز متاثر از این فضا خواهد بود؟

قطعا تندروی جواب نمی دهد و جایی میان مردم ندارد ، ممکن است در مقاطعی مشتری های خاص خود را داشته باشد اما اساسا افراط و تفریط خوب نیست و مردم جامعه ما نیز به این نکته  توجه دارند. بنابراین  فارغ از اینکه نوع تفکر  افراط گرایان [keyword] چه باشد، اساسا این تفکر در جامعه ما نمی تواند تفکر قابل قبول و قابل اعتنایی باشد.

27920

کد N965685