۰

چرا جلیلی شانتاژ می کند؟/چطور غنی سازی با قابلمه خبر یک کشور شد؟/طرف اروپایی نامه جلیلی را برگرداند!

  • ۴۰۶بازدید
  • ۰ رای
  • ۲ دیدگاه
توافق هسته ای ایران و پنج بعلاوه یک برجام ,صادق خرازی,سعید جلیلی

روزنامه شرق در گفت و گویی با صادق خرازی نوشت: در دوره آقای جلیلی به‌هیچ‌وجه حق غنی‌سازی ایران مورد شناسایی آمریکا قرار نگرفت. به‌فرض صحت چنین ادعایی، چرا تیم مذاکره‌کننده سابق آن را بعد از دو سال اعلام می‌کند؟ چرا در همان زمان یا در دوره‌های بعد چنین ادعایی مطرح نشده بود؟ خصوصا اینکه مسئول تیم مذاکره‌کننده سابق٬ کاندیدای ریاست‌جمهوری یازدهم نیز بود.

اهم سخنان وي از اين قرار است:

**حالا که با تلاش‌های تیم مذاکره‌کننده فعلی و پس از دو سال مذاکرات فشرده و نفس‌گیر٬ ۱+۵ صراحتا حق غنی‌سازی ایران را به‌رسمیت‌ شناخته٬ آنها مدعی‌اند به چنین دستاوردی در دوره خودشان رسیده بودند. خب پس چرا جایی اعلام نشد؟ چرا این پیروزی را تبدیل به سند و توافق نکردند؟ اینکه طرف آمریکایی در بیانی کلی حق ایران بر استفاده صلح‌آمیز از برنامه هسته‌ای را در چارچوب ان‌پی‌تی به رسمیت شناخته٬ به منزله پذیرش حق غنی‌سازی نیست. این دستاورد متعلق به دوره مذاکرات آقای ظریف است که همین حق را در قطع‌نامه شورای امنیت سازمان ملل گنجاند که تبدیل به سند بین‌المللی شد.

**برای آنها که تجربه داشتند در برگزاری جشن‌های زنجیره‌ای هسته‌ای، چرا برای این دستاورد جشن نگرفتند؟ چطور غنی‌سازی با قابلمه توسط یک دختر دانش‌آموز تبدیل به خبر یک کشور شد، اما به این خبر مهم هیچ اشاره‌ای نشد؟ من متعجبم از آقای جلیلی که خود را ملتزم به اخلاق می‌داند، چرا شانتاژ می‌کند. با شانتاژ نه مذاکره‌ای به انجام می‌رسد و نه اعتماد‌آفرینی ایجاد می‌شود و نه‌تنها توافقی حاصل نخواهد شد؛ بلکه استدلال‌های درست هم قربانی فرافکنی‌ها خواهد شد.

**من فراتر از آن معتقدم که تفاوت دو تیم در هدف هریک، از انجام خود مذاکره است. مذاکره در دوره قبل محدود می‌شد به تبلیغات در سطح اینکه مسئولان چمدانشان را خودشان حمل می‌کنند یا طرف مقابل را آچمز کرده‌‌اند و... کل فرایند گفت‌وگوها قبل از برگزاری هر دور مذاکره محدود می‌شد به اینکه مذاکره کجا انجام شود٬ چه کسی اول تماس بگیرد و... حتی در همان مذاکرات آلماتی‌۲ که آقایان مدعی‌اند غرب را وادار به عقب‌نشینی کرده‌اند٬ طبق ادعای خودشان٬ کل دستاورد آنها این بود که غرب به پیشنهادات ارائه‌شده از سوی ایران توجه کرده و رفته تا آنها را بررسی کند که دیدیم دیگر تماسی نگرفتند و مصادف شد با دوره انتخابات ریاست‌جمهوری.

**کل تلاش آنها این بود که نشان دهند مذاکراتی جدی انجام می‌دهند و کل تلاش طرفین غربی هم این بود که مذاکره‌کنندگان ایرانی را به پرداختن به موضوعات اصلی مذاکرات تشویق کنند. هیأت مذاکره‌کننده قبلی می‌رفت تا به قول خودشان بی‌منطق‌بودن و بی‌صداقتی غربی‌ها را نشان دهد٬ درحالی‌که مسئله ما منافع ملی بود٬ مشکل ما تحریم‌های فزاینده بود. اینها باید در دستور کار قرار می‌گرفت.

**هدف از مذاکرات چنانکه مقام معظم رهبری هم فرموده‌‌اند باید لغو تمامی تحریم‌ها باشد٬ ولی آنها با طرح پرسش‌های فلسفی می‌خواستند با غرب مواجهه فکری کنند. آنچه انجام شد، مذاکره نبود، تبادل مجهولات بود. در دوران آقای جلیلی مذاکره انجام نشد، ایشان نقش حامل پیام را داشتند. ایشان توان مذاکره و تعیین سقف و کف برای مطالبات را نداشت. مشکل بزرگ دیگر، ناواردی به ادبیات دیپلماتیک در گفت‌وگو با غرب بود. نامه‌ای در دوره جلیلی از شورای‌عالی امنیت ملی برای مذاکره‌کننده ارشد اروپایی فرستاده شد که پر از غلط‌های ماهوی و شکلی بود که طرف خارجی نامه را برگرداند. در آن دوره مسائل شکلی مهم‌تر از محتوایی شده بود. توافقی را برای تأمین سوخت هسته‌ای با رئیس‌جمهور برزیل و نخست‌وزیر ترکیه اعلام کردند، اما بعد از مدتی کوتاه اردوغان گفت که آمریکایی‌ها با این توافق موافقت نکردند. ای‌کاش این افراد به‌جای درگیرشدن در حمل چمدان و خستگی ناشی از آن، چمدان را می‌دادند کسان دیگری برایشان حمل کنند و خودشان مجبور به دو روز استراحت برای استارت‌زدن مذاکره نشوند.

‌ **{درباره تکذيب جليلي از اخذ تذکر از رهبري}ای‌کاش ایشان به‌جای اتهام، به این ادعا پاسخ می‌داد. چه کسی می‌خواست در استانبول همه ذخایر سوخت هسته‌ای را واگذار کند و در ازای آن میله سوخت بگیرد؟ مگر نه‌اینکه رهبر نظام بودند که اجازه ندادند این ذخایر سوخت از کشور خارج شود. من نماینده رهبری نیستم. اما چنانکه ایشان را می‌شناسم می‌دانم چشمان تیزبینی دارند. وقتی پای رضایت الهی و حقوق ملت ایران در میان باشد، با کسی تعارف و رودربایستی ندارند. اسناد و مدارک گفت‌وگوهای آقایان روزی منتشر خواهد شد و معلوم می‌شود که طرز مذاکره آنها چگونه بوده است. اسناد مذاکرات آقای دکتر روحانی در دوره اصلاحات موجود است. اما بعد از ایشان در مذاکرات بروکسل، مذاکره‌کننده ارشد هسته‌ای تمام دست‌نوشته‌ها و یادداشت‌ها را جمع می‌کرد تا سندی در دست کسی باقی نماند. کارنامه عملکرد آقای جلیلی و تیم ایشان هم با وجود همه پنهان‌کاری‌ها در دسترس مسئولان نظام است.

‌ **{درباره اينکه جلیلی توافق وین را تحقیر نظام خوانده} این برداشت شخصی آقای جلیلی و نهایتا تیم ایشان است. من آقای جلیلی را ارجاع می‌دهم به این فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با اعضای هیأت دولت که فرمودند: «آنچه مهم است این است که این مذاکرات را آقایان توانستند ختم کنند، چون بالاخره خود کش‌دادن مذاکرات یک مسئله‌ای بود و توانستند سر این مسئله را ببندند؛ خود این خیلی کار مهمی است. حالا ان‌شاءالله که اگر گوشه‌کنارش مشکلی هم وجود داشته باشد، با تدبیر شماها و دیگرانی که مسئولند، برطرف خواهد شد».  ایشان در دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبری هم فرمودند: «اینکه نشستیم مذاکره کردیم، در بعضی از موارد کوتاه آمدیم، یک امتیازاتی دادیم، عمدتا برای این بود که تحریم‌ها برداشته بشود». در هیچ‌جا رهبری نظام از عقب‌نشینی از حق یا تحقیر نظام صحبت یا کوچک‌ترین اشاره‌ای نکردند. چطور است که برخی افراد این‌طور دستاوردهای تیم مذاکره‌کننده که بارها مورد تقدیر رهبری بوده را زیر سؤال می‌برند؟ دلسوزتر از رهبری شده‌اند؟ چطور در دوره خودشان که غربی‌ها گفته بودند ما مقداری از تحریم طلا را در برابر تعطیلی فردو متوقف می‌کنیم٬ این‌طور دلواپسی نکردند؟ دوره مسئولیتشان جز تحریم‌های کمرشکن و قطع‌نامه‌های شورای امنیت چه دستاوردی برای نظام داشته است؟ توافق وین تحقیر نظام بود یا قطع‌نامه ۱۹۲۹ شورای امنیت که در دوره مسئولیت ایشان صادر شد؟ در دوران ایشان تحریم تسلیحاتی اعمال شد٬ بازرسی از محموله‌های واردشده یا صادرشده از ایران در قطع‌نامه‌های شورای امنیت گنجانده شد٬ آنها تحقیرآمیز نبود؟ فرستادن پرونده ایران ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد تحقیر بود یا خارج‌کردنش؟ متأسفانه همه‌چیز فدای بازی‌های جناحی و سیاسی شده است و عده‌ای دایه مهربان‌تر از مادر شده‌‌اند برای مملکت.

** مردم ایران سره را از ناسره تشخیص می‌دهند. نمی‌شود با تبلیغات سر این مردم را کلاه گذاشت. نمی‌شود دستاورد بزرگ توافق وین را که جهان به آن اعتراف می‌کند، بی‌ارزش دانست. در دولت قبل، شخصیتی کم‌نظیر مثل دکتر ظریف که مورد اعتماد رهبری و نظام بود را در حد یک مترجم هم قبول نداشتند و او را خانه‌نشین کردند. درحالی‌که دبیرکل وقت سازمان ملل می‌گفت خوشحال است در دوره مسئولیتش با ظریف آشنا شده که یکی از برجسته‌ترین دیپلمات‌های جهان است. در دولت قبل، دیپلمات‌های خردمند وزارت خارجه را که از بزرگترین سرمایه‌های ملی هستند حذف و خانه‌نشین کردند. چه ضربه‌ای به منافع ملی بدتر از اینکه سرمایه‌های انسانی این‌چنین قربانی بغض و کینه دولت قبل شوند و کشور از تجربه و تخصصشان محروم شود. حتی به شخصیت‌های مستقل از جناح خودشان هم رحم نکردند.

2727

 

 

نظر شما چیست؟

تاکنون ۲ دیدگاه برای این مطلب ثبت شده است.شما هم نظری دارید؟



جوجه رو آخر پاییز میشمرن آقا.............
تعجبم از اینه که چرا تنها مطالب دو روزنامه شرق و اعتماد که برا جناح اصلاح طلبه و معرضانست تیتر میشه؟؟؟

۱ سال پیش   |   jangall12   |     |  
۰

جوجه رو آخر پاییز میشمرن آقا.............
تعجبم از اینه که چرا تنها مطالب دو سایت شرق و اعتماد که برا جناح اصلاح طلبه و معرضانست تیتر میشه؟؟؟

۱ سال پیش   |   jangall12   |     |  
۰