۰

روایت مدیر حوزه های علمیه سراسر کشور از عاقبت کسانی که خودشان را انقلابی تر از رهبری می بینند

  • ۴۹بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
جامعه مدرسین حوزه علمیه قم,مجلس خبرگان,حوزه علمیه

آیت الله حسینی بوشهری معتقد است کسانی که خودشان را انقلابی تر از رهبری می بینند، در نهایت دچار اشتباه می شوند.

نسرين وزيري: اين روحاني 59 ساله که هم عضو خبرگان رهبری است و هم معاون جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، به کساني اشاره مي کند که مدعي بوده اند «رهبري مواردي را عنوان نمي کند و آنها از جانب ايشان، مسائلي را مطرح مي کنند»! اما به گفته وي «گاهي رهبري در برابر اين افراد موضع گرفته و گفته اند اگر چيزي را لازم بدانند، خودشان مطرح مي کنند». سخناني که از نگاه مدیر حوزه های علمیه سراسر کشور نشانه هوشمندي رهبري است.

او که سه روز قبل از عزيمتش به مکه مکرمه پذيراي خبرنگاران خبرآنلاين در ساختمان مديريت حوزه علميه بود، در بخشي از سخنانش از مشي رهبري در تذکر به ديگران سخن گفت که گاهي لازم مي دانند مساله اي را در سطح علني مطرح کنند، آن هم پس از آنکه چند بار موضوعي را عنوان مي کنند و ترتيب اثر داده نمي شود.

آيت الله حسيني بوشهري، دو کار اصلي مجلس خبرگان رهبري را تعيين رهبري در «روز مبادا» و رصد شرايط و صفات رهبري عنوان کرد و گفت که از نظر اعضاي اين مجلس، روند امور روي ريل صحيح و قابل قبولي پيش مي رود.

گفت و گو با مدیر حوزه های علمیه سراسر کشور با برنامه هاي نوين وي براي مديريت حوزه ها آغاز شد. از تلاش براي افزايش دامنه زبان آموزي طلاب و 28 رشته تخصصي در حوزه تا افسوس از اينکه حوزه علميه از يک رسانه قوي و جدي شبيه شبکه هاي رسانه ملي، برخوردار نيست. پايان اين گفت و گو هم ذکر خاطره اي از دوره مديريت وي در حوزه بود. آنجا که او از توسل به امام زمان سخن گفت و افزود: «رهبري که خورشيد درخشان اين کشور است، خودش را کسي مي داند که مستحضر به تاييدات حضرت بقيه الله است.»

مشروح گفت و گو با عضو شورای عالی حوزه های علمیه سراسر کشور، امام جمعه قم، عضو هیئت امنای جامعة المصطفی(ص) العالمیة و استاد خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم را در ادامه بخوانيد:

حضور شما در راس مديريت حوزه هاي علميه با نوآوري هايي در برگزاري دوره هاي جديد علمي و تکنولوژيک همچون برگزاري کلاس هاي زبان و کامپيوتر و ... همراه بوده است. تاکيد شما به افزوده شدن آموزش هاي آکادميک به دوره هاي حوزوي در چه راستايي است و چه تلاش هايي براي به روز شدن اطلاعات طلاب صورت مي گيرد؟

ما متناسب با اقتضائات فضايي که در آن زندگي مي کنيم، نيازهاي جامعه و انتظاري که از فارغ التحصيلان حوزه داريم، بايد برنامه ريزي کنيم. در دنياي امروز که عصر مدرن و دهکده جهاني ناميده مي شود، فعاليت و حضور حوزوياني که بايد موازين ديني و اسلامي را به جامعه معرفي کنند -آن هم نه فقط جامعه محدود ايران- محدود به مسجد محل خودشان، استان و کشور خودشان نيست. امروز انتظارات بين المللي از روحانيت ما مي رود که بتوانند تاثير گذار باشند. چون قبل از پيروزي انقلاب به دو دليل صداي روحانيت ما به جايي نمي رسيد. يکي به دليل اينکه دستگاه حاکم، اجازه حضور جدي و نقش آفرين به روحانيت نمي داد و دوم اينکه امکانات پيشرفته در دست نبود که صداي روحانيت را به بيرون مرزها بفرستد.امروز همه جوامع بشري اعم از ديندار و سکولار، زماني که نام دينو حوزه علميه را مي شنوند، حوزه هاي علميه را در امتداد حرکت پيامبر اعظم و اهل بيت مي  دانند، انتظارات گسترده اي دارند.

يکي از مسائل مهمي که ما روي آن تاکيد داريم، آن است که روحانيت بايد با زبان مخاطبش آشنا باشد. مخاطبان روحانيت ما تنها فارسي زبانان و ايرانيان نيستند. مخاطبين امروز ما کشورهاي عرب زبان، فرانسه، انگليسي و اسپانيولي زبان و .. هستند. حوزه در سالهاي اخير حرکت خوبي را آغاز کرد. امروز ما در حوزه موسسه اي با عنوان موسسه مطالعاتي راجع به معارف اسلامي داريم که شرط ورود داوطلبان تحصيل، آگاهي و آشنايي بالا به زبان است. دانشجويان و طلبه هاي اين موسسه بايد با زبان عربي يا انگليسي آشنا باشند. درس ها در اين موسسه نيز از سوي اساتيد مسلط به اين زبان ها ارائه مي شود و کتب و آزمون ها نيز به همين زبان ها است. طلبه اي که دو سه سال سابقه تحصيل در چنين حوزه اي را داشته باشد متفاوت از طلبه اي است که 10-15 سال سابقه تحصيل در حوزه هاي ديگر را دارد و چون با زبان آشنا نيست نمي توانيم وي را به خارج از مرزها براي ارتباط با مخاطبين برون مرزي اعزام کنيم. اما طلبه هايي که زبان مي دانند با سه چهار سال سابقه تحصيل در حوزه مي توانند به کشورهاي مختلف اعزام شوند. امسال در طول تابستان 500 طلبه را وارد عرصه زبان آموزي کرده ايم. البته در سالهاي قبل هم در اين زمينه فعال بوده ايم اما امسال با حرکت پرشتاب تري پيش رفتيم. اميدواريم در برهه اي نه چندان طولاني، مجموعه قابل قبولي از طلبه ها را تحت پوشش برنامه زبان آموزي قرار دهيم. اولويت اول ما زبان عربي است و ديگر زبان ها هم در اولويت بعدي هستند.

علت اينکه مي خواهيم حوزه ما روزآمد باشد، به دليل نيازهاي جامعه، گسترش دامنه علوم و رسالت سنگيني است که امروز به خاطر شرايط عصر ما به دوش روحانيت است.

 

طلبه هاي ما با توجه به گستره دايره علوم بايد با سلسله دانش هايي متفاوت از آنچه در حوزه به شکل سنتي تدريس مي شده، آشنايي داشته باشند. به دليل مواجه شدن با مخاطبان مختلف و نيازهاي امروز جوامع بشري در حوزه دين و معارف اسلامي، لازم است که طلاب با علومي چون روانشناسي، جامعه شناسي، مشاوره و ... آشنا بشوند. چرا که مثلا متاسفانه بسياري از الگوهاي مشاوره اي در کشور ما برآمده از فرهنگ و نظريات غربي است. در حاليکه ما سرمايه غني اي از آيات قرآن و روايات و سيره اهل بيت داريم که بهترين مشاوره ها را مي توانيم از دل اين منابع سرشار استخراج کنيم و طلبه ها بر اساس معارف ديني به مراجعان مشورت دهند. امروزه شاهد از هم پاچيدگي در خانواده ها هستيم که بخشي از آن به مشورت دادن هاي بدون ضابطه ديني و اسلامي برمي گردد که خيلي راحت راه هر مشکلي را در خانواده ها، در جدا شدن زوجين مي دانند. براي مشاوران مساله طلاق عادي است در حاليکه اين امر از مباح هاي منفور در منظر باري تعالي است. اين نمونه ها نشان دهنده تفاوت معيارهاي غرب با دنياي اسلام است. طلبه هاي ما علاوه بر فقه و اصول که دروس اصلي حوزه هستند، بايد با ديگر علوم نيز آشنا باشند. البته «فقه» امروز نيز به دليل مسائل نو پيدا و مسائل مستحدثه در دنياي امروز، متفاوت از گذشته است. «فقه» امروز ما با «فقه» محدود گذشته متفاوت است. براي همين است که علاوه بر تحصيل تاريخ، نهج البلاغه و قضا در اسلام و علوم تربيتي، 28 رشته تخصصي در حوزه داريم که هنوز کامل نيست و بايد در ديگر زمينه ها هم فارغ التحصيل دشاته باشيم. انشالله امسال يا سال آينده تعداد رشته هاي تخصصي ما افزايش مي يابد تا حوزه ما جامع باشد. در گذشته که دامنه علوم محدود بود، مي شد به يک نفر گفت «جامع المعقول والمنقول». يعني کسي که هم دانش هاي معقول را داشت و هم دانش هاي نقلي همچون حديث و امثالهم را. اما امروزه به دليل گستردگي علوم، اين جامعيت در يک فرد جمع نمي شود. از اين رو نيازمند حوزه اي جامع هستيم که در عرصه هاي مختلف طلابي داشته باشيم که بتوانند پاسخگوي نياز جامعه باشند.

علت اينکه مي خواهيم حوزه ما روزآمد باشد، به دليل نيازهاي جامعه، گسترش دامنه علوم و رسالت سنگيني است که امروز به خاطر شرايط عصر ما به دوش روحانيت است.

به گفته شما در عصري به سر مي بريم که دهکده جهاني ناميده شده است. افزايش منابع اطلاعاتي و سرعت انتقال اطلاعات از جمله خصاصي اين عصر است. مخاطبين فضاهاي مجازي نيز روز به روز بيشتر مي شوند. با توجه به اينکه جوانان نيز به اين موضوع گرايش دارند، حوزه هاي علميه چه برنامه اي در اين زمينه دارند؟ آموزش هايي به طلاب براي حضور در اين فضاها داده مي شود؟ چقدر از ظرفيت فضاهاي مجازي براي ارتباط با مخاطبين حوزه استفاده مي کنيد؟

خوشبختانه با توجه به گسترش کاربري اينترنت، فضاهاي مجازي و شبکه هاي اجتماعي، مخاطبان ما مخاطبان جديدي شده اند. اگرچه در گذشته مخاطبان سنتي ما پس از نماز جمعه يا نماز جماعت پاي منبر سخنرانان مي نشستند، اما مخاطبان جديد ما بويژه نسل جوان ديگر اينگونه نيستند. حوزه علميه در اين زمينه کار محدودي را شروع کرده اما بايد با برگزاري همايش ها و سمينارها به طرح جديدي براي ارتباط با مخاطب دست يابيم. در گذشته مخاطبان ما مشخص بودند، نياز و اطلاعات آنها هم محدود بود. طلاب و فضلا و نظريه پردازان نيز متناسب با مخاطب، برنامه هايي را در مساجد که بزرگترين پايگاه هاي ديني ما بودند، طراحي کرده و مطالبشان را منتقل مي کردند. اما ما امروز نيازمند به برقراري ارتباط با مخاطباني در جاي جاي کشور و جهان هستيم. امروز در سهل ترن و کوتاهترين زمان مي توان با مخاطبي در دورترين نقطه دنيا ارتباط برقرار کرد و به سوالات و ابهامات کساني که تشنه معارف ديني ما هستند، پاسخ داد.

ما بازخوردهاي نامه اي که اخيرا رهبر فرزانه انقلاب خطاب به جوانان آمريکا واروپا نوشتند را بررسي کرديم. به نظر مي رسد امروزه بايد به گونه اي با نسل جوان صحبت کنيم تا آنها به دور از قضاوت هاي ديگران به بررسي و تحقيق بپردازند و به حقايق دست يابند. امروز دنيا تشنه حقيقت است و روحانيت بايد در سازو کار خود تغيير جدي ايجاد کند. البته ما همچنان مخاطبان سنتي خود را داريم ولي براي فضا و مخاطبان جديد در حال برنامه ريزي هستيم. امروز وبلاگ هايي در بخش تبليغي حوزه فعال هستند. سايت هايي نيز در اين زمينه داريم که با مخاطبين مختلف ديالوگ دارند و به شبهات آنها پاسخ مي دهند. خوشبختانه اين روند رو به افزايش است و نتايج خوبي نيز تا کنون حاصل شده است. البته به وضع موجود نبايد بسنده کرده و قانع باشيم.

شرايط دنياي امروز که دهکده جهاني نام گرفته است، مي طلبد که يک نهضت و حرکت تبليغي با استفاده از منابع سرشار و غني ديني و اسلامي ارائه کنيم تا مخاطبان از آن استفاده کنند. امروز شاهد حجم تبليغاتي بسيار زياد دشمنان اسلام هستيم که مي خواهند مردم را به سوي بي تفاوتي، بي خدايي و نگرش لائيک دعوت کنند. تعداد شبکه هاي فارسي زبان زيادي که راه اندازي شده اند واقعا براي دلسوزي براي ملت ما هستند؟ قطعا اهدافي دارند و لازم است ما هم متناسب با آن امکانات رسانه اي مان را گسترده تر کنيم.

افسوس مي خورم از اينکه حوزه علميه از يک رسانه قوي و جدي شبيه شبکه هايي که رسانه ملي دارد، برخوردار نيست. علاوه بر سايت ها و شبکه هاي مجازي که در حال حاضر حوزه دارد، نيازمند چنين شبکه اي براي پيام رساني شبانه روزي از سوي حوزه هاي علميه هستيم.

يعني پيشنهاد تشکيل يک تلويزيون خصوصي براي حوزه را داريد؟

علاوه بر استفاده از شبکه هاي اجتماعي و سايت هاي متعدد، اگر يک شبکه ماهواره اي تلويزيوني با برد بالا داشته باشيم که مخاطبان زيادي را تحت پوشش قرار دهد، شايد بتوانيم بخشي از وظايفمان را در اين زمينه انجام دهيم.

اما بر اساس قانون تاسيس شبکه هاي تلويزيوني با ممنوعيت هاي مشخصي روبرو هستند.

بله گويا از نظر قوانين و مقررات محدوديت هايي وجود دارد که نيازمند رايزني بيشتر است. البته مسئولين صداوسيما اعلام آمادگي کرده بودند که اگر حوزه ها توليد برنامه داشته باشند براي انتشار آن مي توانند از شبکه هاي موجود استفاده کنند اما تجربه نشان داده که «مهمان بودن، غير از صاحب خانه بودن است». اگر حوزه هاي علميه بتوانند خودشان صاحب خانه باشند، بهتر مي تواند به وظايفش عمل کند.

حوزه ها از ظرفيت شبکه هاي اجتماعي مجازي مثل تلگرام و وايبر و ... چقدر استفاده کرده اند؟

متاسفانه الان از برخي از اين سايت ها و شبکه هاي مجازي در حد وقت گذراني استفاده مي شود. مقام معظم رهبري به خوبي به اين موضوع اشاره کردند که نخبگان، دانشجويان و طلاب ما وقت گرانبهايشان را صرف اينگونه امور باطل نکنند که نوعي سرگرمي است. اگر از اين امکانات در راستاي انتقال پيام دين بويژه به نسل جوان استفاده کنيم، يعني از همان راهي که ديگران استفاده مي کنند ما استفاده بهتري بکنيم، قطعا به اهداف حوزه و حوزويان کمک بسياري مي کند.

افسوس مي خورم از اينکه حوزه علميه از يک رسانه قوي و جدي شبيه شبکه هايي که رسانه ملي دارد، برخوردار نيست. علاوه بر استفاده از شبکه هاي اجتماعي و سايت هاي متعدد، اگر يک شبکه ماهواره اي تلويزيوني با برد بالا داشته باشيم که مخاطبان زيادي را تحت پوشش قرار دهد، شايد بتوانيم بخشي از وظايفمان را در اين زمينه انجام دهيم.

 

البته همه علماي حوزه اين نظر را ندارند و عده ای معتقد به محدود کردن استفاده از اين ابزارهاي نوين ارتباطي در قالب هايي چون فيلترينگ هستند. سلب کردن يک امکان به دلايلي چون فقدان فرهنگ استفاده از آن را چقدر صحيح مي دانيد؟

نگاهي منفي به اين موضوع نداشته باشيد. اگر فردي حوزوي يا غير حوزوي چنين نظري دارد به دليل فراهم نبودن زيرساخت هاست. اگر زيرساخت هاي استفاده از اين ابزارها را فراهم کنيم و نوع استفاده از اين فضاها درست باشد، کسي مخالف ان نخواهد بود. اما چون هدايت و چارچوب خاصي در کار نيست، به جاي استفاده مثبت، گاهي اين شبکه ها براي جامعه وخانواده ها خانمان سوز مي شود. علت اينکه برخي خواستار فيلتر شدن اين فضاها مي شوند به دليل مشکل ذاتي اين فضاها نيست، بلکه به خاطر نهادينه نشدن زيرساخت ها و عدم فرهنگ سازي  است که خروجي آن خوشايند هيچ کس نيست. حتي کساني که درگير اين فضاهاي مجازي مي شوند بعد از مدتي احساس مي کنند که وقتشان و سرمايه عمرشان به هدر رفته است و نه تنها محصولي برايشان نداشته بلکه خيلي از ارزش هايي که به آن پايبند بودند در سايه استفاده نادرست از اينگونه امکانات از بين رفته است. اين خطري است که گاهي علماي دين و متدينين ما نسبت به آن ابراز نگراني مي کنند.

با توجه به جايگاه ويژه جنابعالي در مديريت حوزه مي خواستم بپرسم که چه ارزيابي اي از طرح درس ها از سوي اساتيد حوزه داريد؟ مثلا اينکه طرح درس کدام يک از اساتيد با استقبال بيشتر طلاب روبروست و مي توان از ان ها در تدريس ديگر امور نيز بهره برد. پر بحث ترين دروس علما و اساتيد حوزه کدام ها هستند؟

براي اسم بردن از افراد محظوراتي دارم. به طور کلي عرض کنم که دو نوع فضاي آموزشي در حوزه داريم. يکسري در حد مدارس که اساتيد معين با برنامه ريزي مشخصي درس هايي را که طلاب بايد بگذرانند را در ساعات مشخصي ارائه مي دهند. اين مدارس تا پايان دوره ششم تحصيلي، پذيراي طلاب هستند. شکل دوم درس هاي حوزه، درس هاي آزاد حوزه است. البته ما سعي کرديم در بخش اول هم محدوديت ها در انتخاب استاد را کمتر کنيم و براي هر درس در هر کدام از مدارس حوزه، چند استاد قرار دهيم که طلاب بتوانند انتخاب کنند. گاهي برخي اساتيد از نظر علميت يا انتقال مطلب و فن بيان بالاترند. اگر انتخاب در اختيار طلاب باشند، آنها از هر يک از اساتيد که بخواهند استفاده خواهند کرد. 

در بخش درس هاي آزاد حوزه -در سطوح عالي و خارج فقه-، طلاب اساتيد را انتخاب مي کنند. گاهي يک درس را 30 تا 50 استاد تدريس مي کنند و طلاب گاهي در کلاس 10 نفر از آنها شرکت مي کنند و نهايتا يک نفر را انتخاب مي کنند که در محضر او تحصيل آن درس را ادامه دهند. به اين ترتيب طلاب، به ارزيابي اساتيد مي پردازند. حوزه هم نسبت به اساتيدي که کلاس درسشان شلوغ تر است و اقبال بيشتري در ميان طلاب دارند، ارزيابي هاي سالانه دارد. مثلا در زمينه درس فق، اصول يا تفسير کدام يک از اساتيد مقبوليت بيشتري بين طلاب داشته اند.

آمار مشخصي وجود دارد که سالانه حوزه هاي علميه کشور در مقطع سطح يا خارج فقه و اصول، چقدر فارغ التحصيل دارند؟

لازم است من کلمه فارغ التحصيل را اصلاح کنم. در حوزه ها فارغ التحصيل به آن معنا که در مجامع آکادميک وجود دارد، نداريم. چون حتي مراجع تقليد که کرسي درس هاي ابرومند دارند و گاهي تا 1000 نفر در کلاس درس هايشان شرکت مي کنند، در سنين 80-90 سالگي به عنوان يک مدرس مي گوينند که خودشان نيز از اين کلاس ها استفاده مي کنند. لذا فارغ التحصيل به معني بي نياز از ادامه تحصيل در حوزه نداريم. در سالهاي اخير دروس حوزوي را مقطع بندي کرده ايم. بر اين اساس کسي از مقطعي به مقطع ديگر مي رود و اگر نخواهد يا نتواند درسش را ادامه دهد، مثلا فارغ التحصيل از مقطع سطح يک به شمار برود. اين به معني فارغ التحصيل از يک مقطع است نه فارغ التحصيل از دروس حوزوي.

در مديريت و مسئوليت جايگاهي مثل حوزه، انسان با سربازان امام زمان سر وکار دارد و خدمت گزار آنها است. الطاف و عنايات آنها شامل حال انسان مي شود.  

با توجه به اينکه سالانه حدود 16 تا 17 هزار نفر پذيرش داريم، در پايان سطح يک با افت و خيزهايي که معمولا وجود دارد، 12 هزار نفر در اين مقطع فارغ التحصيل داريم. هرچه جلوتر مي رويم به دليل اشتغال برخي طلاب به مسئوليت هاي روحانيت، تا درس خارج فقه، تعداد کمتري از جمعي که هر ساله به حوزه ورود مي يابند، باقي مي مانند. اين يک امر طبيعي است چون برخي به عنوان امام جمعه يا جماعت منسوب مي شوند و يا مسئوليت هايي متناسب با شئون روحانيت مي پذيرند. به اين ترتيب هرچه به مقاطع بالاتر حوزوي مي رسيم به دلايلي که گفته شد، از تعداد فارغ التحصيلان کمتر مي شود.

پس آمار مشخصي نداريد؟

نه. در سال هاي اخير در حال بررسي بيشتري در اين زمينه هستيم که ببينيم در سطوح بالاتر چه تعداد نفر از حوزه فارغ التحصيل مي شوند. اما آمار دقيقي که بتوان روي آن تامل کرد، نمي توانم ارائه دهم.

بعد از پيروزي انقلاب و فعاليت دو چندان حوزه هاي علميه، اساتيد و علماي برجسته اي در کشور ما رشد يافتند. اگرچه شما آمار مشخصي از تعداد فارغ التحصيلان در سطوح عالي حوزه ارائه نداديد اما انتظار مي رود تعداد آنها به گونه اي باشد که بتوان به کثرت اعضاي مجالسي چون مجلس خبرگان با تکيه بر حضور اين افراد افزود. با اين وجود چرا در اجلاسيه اخير مجلس خبرگان با افزايش اعضاي اين مجلس موافقت نشد؟

استدلالي که آنجا مطرح شد، اين نبود که چون از نظر فارغ التحصيل حوزوي دچار مشکل هستيم، تعداد اعضاي مجلس خبرگان را افزايش ندهيم. آنها معتقد بودند که تعداد اعضاي مجالس مهم و تاثيرگذار در دنيا، بر اساس معيار افزايش جمعيت، اضافه نمي شود. يعني اينگونه نيست که اگر سال به سال يا دوره به دوره بر جمعيت کشور افزوده شود، تعداد افراد مجلسي را بيشتر کنيم. در اين راستا به آمار اعضاي مجلس سنا در برخي کشورها اشاره مي کردند که با وجود افزايش اعضاي مجالس ديگرشان بسته به آمار جمعيت، اعضاي مجلس سنا ثابت و حدود 100 نفر هستند. مي خواستند بگويند ملاک افزايش جمعيت، ملاک خوبي براي افزايش تعداد اعضاي مجلس خبرگان نيست. بيشتر بحث جايگاه مجلس خبرگان در اجلاسيه اخير مطرح بود که در يک سطحي حفظ شود. اين ملاحظات هم منحصر به ما نيست و در ديگر کشورها هم وجود دارد.

برخي اعضاي مجلس خبرگان نسبت به نفوذ جرياني که براي انتخابات مجلس خبرگان دورخيز کرده است، ابراز نگراني کرده اند. مشخصا آقاي جنتي در اين باره چند بار صحبت کرده اند. شما احتمال نفوذ چنين جرياني را چقدر جدي مي دانيد و اساسا ماهيت اين جريان چيست، آنها چه کساني هستند و هدفشان چيست؟

کشور داراي چارچوب هاي مشخصي براي ورود به مجلس شوراي اسلامي و مجلس خبرگان است. با توجه به بزرگاني که در اين زمينه صاحب نظر هستند و تصميم گير، مشخصا شوراي محترم نگهبان، بنده جايي براي نگراني نمي بينم. شوراي نگهبان دقت لازم را دارد که چه افرادي با چه سليقه اي مي خواهند در انتخابات ورود پيدا کنند و به عنوان ناظر دلسوز براي انقلاب و اهداف انقلاب براي همه شناخته شده است. با وجود اين نظارت، جاي نگراني نيست و افراد وقتي با عبور از اين گذر وارد مجلس مي شوند ديگر دغدغه اي براي شوراي نگهبان و خبرگان وجود ندارد.

با توجه به اينکه در آستانه انتخابات مجلس خبرگان قرار داريم، ارزيابي شما از عملکرد ادوار مختلف اين مجلس چيست؟ از آنجا که به دليل مسئوليت ها و حساسيت هاي اين مجلس درباره عملکرد آن کمتر اطلاع رساني صورت مي گيرد، اين سوال نزد افکار عمومي مطرح است که اين مجلس در راستاي انجام وظايفش مشخصا چه کار مي کند؟

مجلس خبرگان يک کار اصلي و اساسي دارد که بارها مورد تاکيد مقام معظم رهبري قرار گرفته است و آن اينکه اين مجلس براي روز مبادا بايد بتواند تصميم بگيرد. منظور همان کاري است که بعد از رحلت حضرت امام(ره)، اعضاي مجلس خبرگان انجام داده و در جلسه اي جانشنين ايشان را انتخاب کردند. هر چه از آن روز مي گذرد، بيشتر به اين جمع بندي مي رسيم که کار مجلس خبرگان در زمان خودش بسيار کار حکيمانه، هوشمندانه و ارزشمندي بوده است. کار ديگر مجلس خبرگان آن است که شرايط و صفاتي که رهبري بر مبناي آن انتخاب مي شود را دائما رصد کنند که رهبري همچنان داراي آن صفات باشد.

کساني که خودشان را انقلابي تر از رهبري مي بينند، در نهايت دچار اشتباه مي شوند. ما در مسير انقلاب کساني را داشته ايم که گفته اند رهبري مواردي را نمي تواند بگويد و ما از جانب وي مطرح مي کنيم! گاهي رهبري در برابر اين افراد موضع گرفته و گفته اند اگر چيزي را لازم بدانند، خودشان مطرح مي کنند.

 

رصد شرايط و صفات رهبري و تعيين جانشين رهبري، دو کار اصلي و کليدي مجلس خبرگان است. کار خبرگان، قانون گذاري يا حل مشکل معيشتي مردم نيست. اگر انتظاري در همين حد از مجلس خبرگان داشته باشيم، بايد بگويم که ادوار مختلف مجلس خبرگان به خوبي از عهده اين مسئوليت برآمده است. اعضاي مجلس خبرگان، دغدغه هايي براي انقلاب داشته اند و در مسائل حساس بيانيه داده و روشنگري کرده اند. گاهي برخي مسئوليت هاي مجلس خبرگان را با مجلس شوراي اسلامي يا ديگر مجالس در دنيا اشتباه مي گيرند. اگر خبرگان را در امتداد مجلس شوراي اسلامي ببينند، شايد انتظارات مردم از آن برآورده نشده، اما اگر خبرگان را در جايگاه اصلي اش ببينند، بايد گفت که مجلس خبرگان به خوبي به وظايفي که بر عهده اش است عمل کرده است.

در زمان حيات امام(ره) مردم ايشان را به شکل طبيعي برگزيدند و ايشان منتخب خبرگان نبودند. بعد از امام، مجلس خبرگان، مقام معظم رهبري را برگزيد که در شرايط و فراز و فرودهاي مختلف نشان داد که اگر سکانداري رهبر معظم انقلاب نبود امروز ما در برابر توطئه هاي دشمنان و شرايطي که بر کشور تحميل مي کردند، در وضعيت متفاوتي قرار داشتيم. اگر امروز نام ايران اسلامي در دنيا مي درخشد و دنيا روي انقلاب ما حساب باز مي کند به خاطر حضور مردم در صحنه و رهبري هاي رهبر معظم انقلاب است.

نحوه نظارت بر عملکرد رهبري و نهادهاي زير نظر ايشان در مجلس خبرگان چگونه است؟

کميسيوني در مجلس خبرگان داريم به عنوان «کميسيون تحقيق» که کارش رصد اينگونه موارد است. هم رصد شرايط و صفات رهبري و هم بررسي گزارش هايي که نسبت به موارد مربوط به رهبري به عنوان «اقدامات رهبري» به مجلس خبرگان مي رسد. حتي عده اي از مسئولين هم به خبرگان آمده اند و گزارش هايي داده اند و خبرگان از آنها سوالاتي کرده است. برآورد اعضاي خبرگان اين است که روند امور روي ريل صحيح و قابل قبولي پيش مي رود و کارها همانگونه که خبرگان انتظار داشتند پيش رفته است.

حاج آقا شما پيش از اين در يکي از سخنانتان گفته بوديد که سبقت گرفتن يا عقب ماندن از مواضع رهبري باعث گمراه شدن و هلاکت مي شود. اين در حالي است که در مواردي اين اتفاق مي افتد و به نقل از رهبري مطالبي مطرح مي شود. در اين موارد خبرگان چطور مي تواند جلوي تاويل هايي که از مواضع رهبري مي شود را بگيرد؟

افراد را که نمي شود به تمام معنا کنترل کرد! کار و وظيفه خبرگان هم کنترل اينگونه موارد نيست. البته  تذکر دادن در وظايف ما هست. در رابطه با رهبري ما نه کند روي و نه تندروي و سبقت گرفتن از ايشان را مي پسنديم. ما معتقديم که پيروي از مسير و راه رهبري، شرط موفقيت امت و جامعه اسلامي است. کساني که خودشان را انقلابي تر از رهبري مي بينند، در نهايت دچار اشتباه مي شوند. ما در مسير انقلاب کساني را داشته ايم که گفته اند رهبري مواردي را نمي تواند بگويد و ما از جانب وي مطرح مي کنيم! گاهي رهبري در برابر اين افراد موضع گرفته و گفته اند اگر چيزي را لازم بدانند، خودشان مطرح مي کنند. اين نشان دهنده آگاهي و هوشمندي رهبري است. عده اي هم نمي توانند با رهبري همراهي کنند که قطعا از غافله عقب مي مانند که گاهي به «کوتاهي خواص در برخي مسائل» تعبير مي شود که مايه اميدواري دشمنان مي شود و دشمنان فکر مي کنند زمينه نفوذي براي آنها فراهم شده است.

مردم چه در دوره جنگ تحميلي و چه پس از آن در شرايط مختلف با حضور در راهپيمايي هاي عمومي پا به پاي رهبري پيش رفته اند که تضمين جدي براي ادامه راه انقلاب بوده است. قريب به 37 سال انقلاب ما در برهه هاي مختلف با دشمنانش دست و پنجه نرم کرده است و اين به دليل مديريت هوشمندانه رهبري نظام و همراهي مردم بوده است. کساني که غير از اين مسير خواسته اند، حرکت کنند، ضرر کرده اند و از حرکت عمومي مردم باز مانده اند.



جامعه مدرسين حوزه علميه قم براي انتخابات مجلس خبرگان بعدي چه تدارکي ديده اند؟

طبيعتا جامعه مدرسين به عنوان نهاد ديرپاي حوزوي و به دليل سنخيت کار جامعه مدرسين با شناسايي مدرسين و کساني که در حد اجتهادند و قدرت معرفي رهبري را دارند، هر دوره با همراهي جامعه روحانيت مبارز در اقدامي مشترک عده اي را معرفي مي کنند و مردم به خاطر اعتمادي که به اين نهاد ديرپاي حوزوي دارند، به کانديداهاي آنان راي مي دهند.

جامعه مدرسين به دليل همين ويژگي اي که شما فرموديد وبه دليل نقش ويژه اي که در معرفي مراجع به مردم دارد، يک جايگاه راهبري و راهبردي در ميان تشکل هاي سياسي-مذهبي و فضاي عمومي جامعه دارد که به نوعي آن را تشکلي فراجناحي جلوه مي دهد. اظهار نظرهاي جناحي برخي اعضاي اين مجلس در حمايت از نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري فعلي و گذشته چقدر مي تواند اين جايگاه فراجناحي جامعه مدرسين را خدشه دار کند؟

جلوي آزادي اشخاص براي اظهارنظر را نمي توان گرفت. آنچه که معيار اظهارنظر مي تواند باشد، بيانيه هاي عمومي جامعه مدرسين است که در حرکتي هماهنگ از سوي اين تشکل ابلاغ مي شود و مردم مي توانند آن را ملاک عمل جامعه مدرسين بدانند. اينکه فردي اظهار نظر خاصي بکند را مردم به حساب جامعه مدرسين نمي گذارند. کما اينکه تا کنون نيز چنين شده است.

در برخي موارد و مسائل فرهنگي، روحانيون و مراجع موضع گيري هاي علني و مشخصي دارند. اما مردم انتظار دارند که در مواردي مثل فسادهاي اقتصادي و اجتماعي نيز مراجع موضع گيري کنند. اين انتظار را چقدر به حق مي دانيد؟

روحانيوني که تريبون به دستشان است، در مبارزه با فساد اعلام همراهي کرده و کنند. گاهي اعضاي جامعه مدرسين حتي در قالب بيانيه با آنچه که رهبري - به عنوان پرچمدار مبارزه با فساد-، مطرح مي کند، همراهي مي کنند. انتظار مردم به جا است اما از ناحيه روحانيت هم به آن توجه مي شود.

اما به نظر مي رسد که برخي از اين همراهي ها محرمانه است...

نه از تريبون هاي عمومي هم مطرح مي شود.

گاهي مردم تصور مي کنند که چرا رهبري در جايي تذکري نداده اند؟ در حاليکه ما شاهديم که برداشت رهبري اين است که گاهي لازم است مساله اي را در سطح علني مطرح کنند، آن هم پس از آنکه چند بار موضوعي را عنوان مي کنند و ترتيب اثر داده نمي شود.

ببينيد مثلا مطرح شده است که مرحوم آيت الله فاضل لنکراني از همان ابتدا با دولت هاي نهم و دهم زاويه داشتند. چرا اين آينده نگري ايشان همان زمان رسانه اي نشد که منجر به روشنگري در اذهان عمومي شود؟

گاهي حسن اظهارنظرها به اين نيست که علني مطرح شوند. چون ما به دنبال تاثير در پي اظهارنظرهايمان هستيم. اگر اظهارنظر سبب شود که فرد مذکور آن را حمل بر نوعي نظر شخصي و حساب و کتاب شخصي بکند، نه تنها تاثيري نخواهد داشت بلکه ممکن است منجر به حرکت لجوجانه اي از طرف آن فرد بشود و اثر کار از بين برود.

ملاحظه مي کنيم که رهبري نيز اينگونه رفتار مي کنند. گاهي مردم تصور مي کنند که چرا رهبري در جايي تذکري نداده اند؟ در حاليکه ما شاهديم که برداشت رهبري اين است که گاهي لازم است مساله اي را در سطح علني مطرح کنند، آن هم پس از آنکه چند بار موضوعي را عنوان مي کنند و ترتيب اثر داده نمي شود. ولي موارد زيادي براي اينکه طرف، روش کارش را تغيير دهد، الزاما نياز نيست که تذکر علني داده شود. تذکر دادن از مصاديق امر به معروف و نهي از منکر است و هميشه اين کار نبايد علني مطرح شود. امر به معروف و نهي از منکر مراتبي دارد که از تذکر خصوصي شروع مي شود.

قم يک شهر بين المللي است که انتظار مي رود نمايندگان اين شهر ملي باشند. در دو دوره گذشته انتخابات مجلس شوراي اسلامي، آقاي لاريجاني از چنين وجهه اي برخوردار بودند. چقدر مهم است که در انتخابات اتي هم نماينده قم يک چهره ملي باشد؟

مردم هم اين دغدغه را دارندو دلشان مي خواهد نماينده اي را به مجلس بفرستند که تاثير گذار باشد. البته اگر بشود در هر دوره اي به چهره هاي شاخص تري برسيم که در مجلس نقش آفرين باشد، در اعتبار و جايگاه استان قم و عمران و آباداني آن مي تواند موثر تر باشد. اين دغدغه هميشه ما بوده گاهي شرايط فراهم مي شود و افرادي در سطح ملي براي نامزدي از قم اعلام آمادگي مي کنند اما گاهي چنين افرادي از پذيرش اين مسئوليت سر باز مي زنند. هميشه اين شرايط فراهم نيست. گاهي افرادي که در سطح ملي هستند خودشان ورود نمي يابند.

به عنوان آخرين سوال، چه خاطره اي از دوره مديريتتان در حوزه علميه داريد؟

در مديريت و مسئوليت جايگاهي مثل حوزه، انسان با سربازان امام زمان سر وکار دارد و خدمت گزار آنها است. الطاف و عنايات آنها شامل حال انسان مي شود. موارد متعددي براي من رخ داده که در شرايط سخت با توسل به امام زمان گره هايي از کارهاي سختي که پيش روي ما در اداره حوزه بوده، گشوده شده که جز لطف خداوند نبوده است. ما مراجع و علما را نواب امام زمان مي دانيم. رهبري هم که خورشيد درخشان اين کشور است، خودش را کسي مي داند که مستحضر به تاييدات حضرت بقيه الله است. هر کسي در اين جايگاه توفيق خدمت بيابد، مشمول عنايت کساني مي شود که آنها صاحب اصلي اين حوزه هستند.

 

عکس ها از ليلا افشار

1727

 

 

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.