۰
نقدی بر ادبیات «اورولی» رژیم صهیونیستی؛

نیاز به بازتعریف مفاهیم سیاسی/ «شکست» مساوی «پیروزی» نیست

  • ۱۸بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه

ناکامی جمهوریخواهان در تصویب لایحه ضد «برجام» نقاب پیروزی را از چهره نظام توتالیتر «آیپک» برداشت و مفاهیمی چون شکست، تفرقه و ناکارآمدی را به ادبیات سیاسی صهیونیسم وارد کرد.

به گزارش خبرگزاری مهر، هاآرتض در گزارشی در این ارتباط می نویسد: دقایقی پس از اعلام مخالفت مجلس سنای آمریکا با لایحه ضد «برجام»، لابی صهیونیستی «آیپک» بیانیه مطبوعاتی فراموش نشدنی را صادر کرد و مدعی شد که ائتلاف فراحزبی اعضای سنا توافق هسته ای ایران را نخواهد پذیرفت. آیپک نه تنها سعی داشت تا بیانیه خود را به منزله مظهر مقاومت در برابر برجام معرفی کند بلکه از آن به عنوان هشداری برای شرکت های خارجی که مترصد فرصت مناسب برای نشستن بر خوان پر نعمت بازار ایران هستند نیز استفاده کرد.

اما، آنچه که رفتار آیپک را قابل تامل می کند نقابی است که بر چهره کشید تا مانع از به نمایش گذاشتن فروپاشی کمپین پر قدرتی باشد که علیرغم همه ادعاهای مطرح شده، بزرگترین پیروزی دوران ریاست جمهوری «باراک اوباما» را دو دستی تقدیم وی کرد.

واقعیت این است که آیپک و ژست های عوام فریبانه ای که برای به رخ کشیدن قدرت خیالی خود می گیرد بیش از هر چیز تجسم حزب و نظام توتالیتری است که «جورج اورول» در رمان «۱۹۸۴» به تصویر کشید. آیپک در واقع همان کاری را انجام می دهد که «وزارت حقیقت» در داستان اورول بر عهده داشت یعنی جعل واقعیات و دستکاری در اسناد. درست به مانند آنچه که در رمان  «۱۹۸۴» اتفاق افتاد، صهیونیسم از زبان برای اطمینان از تداوم حکومت خود استفاده می کند. آیپک زبانی جدید و ساده ایجاد کرده است که در آن کلمه ای برای بیان مطالبی که با آرمانهای حزب در تضاد هستند وجود ندارد. آیپک با تلقین تفکرات سیاسی خود پیروانش را به پذیرش همزمان دو مفهوم متضاد وا می دارد تا در فقر فکری و اطلاعاتی که به این ترتیب به وجود می آید شکست مساوی پیروزی و بردگی هم طراز با آزادی شود.

به همین دلیل است که طرفداران آیپک ساده لوحانه دهان خود را برای اعتراف به حقایقی چون شکست، تفرقه و ناکارآمدی راهبردهای سیاسی بسته اند چرا که اصولا در ادبیات سیاسی آنها اصطلاحی برای توصیف واقعیتی که پس از گذشت «برجام» از سد کنگره آمریکا با آن مواجه می شوند، وجود ندارد.

واقعیت این است که آیپک و ژست های عوام فریبانه ای که برای به رخ کشیدن قدرت خیالی خود می گیرد بیش از هر چیز تجسم حزب و نظام توتالیتری است که «جورج اورول» در رمان «۱۹۸۴» به تصویر کشید. آیپک در واقع همان کاری را انجام می دهد که «وزارت حقیقت» در داستان اورول بر عهده داشت یعنی جعل واقعیات و دستکاری در اسناد. درست به مانند آنچه که در رمان  «۱۹۸۴» اتفاق افتاد، صهیونیسم از زبان برای اطمینان از تداوم حکومت خود استفاده می کند. آیپک زبانی جدید و ساده ایجاد کرده است که در آن کلمه ای برای بیان مطالبی که با آرمانهای حزب در تضاد هستند وجود ندارد. آیپک با تلقین تفکرات سیاسی خود پیروانش را به پذیرش همزمان دو مفهوم متضاد وا می دارد تا در فقر فکری و اطلاعاتی که به این ترتیب به وجود می آید شکست مساوی پیروزی و بردگی هم طراز با آزادی شود.برای بازگشت به حقیقت خوب است در ادعاهای اخیر لابی صهیونیست های آمریکا کمی تامل کنیم. آیپک از «حمایت فراحزبی» دم می زند حال آنکه تنها ۴ سناتور از مجموع ۴۶ سناتور دموکرات و مستقل کنگره آمریکا برای مخالفت با «برجام» با جمهوری خواهان هم صدا شدند!

 دفتر نخست وزیری رژیم صهیونیستی از پیروزی اخلاقی کنگره بر توافق هسته ای سخن می گوید و طنز مساله درست در همین اظهار نظر عجیب نهفته است چرا که کنگره آمریکا در این دوره از پایین ترین میزان محبوبیت در میان مردم برخوردار است .

البته این مسأله که افکار عمومی آمریکا نسبت به روزهای اول حصول توافق هسته ای ایران نسبت به آن بدبین تر شده اند قابل انکار نیست اما در این دنیای بی اعتبار که در آن تبلیغات حرف اول را می زند چه تضمینی وجود دارد که ورق بر نگردد و حمایت از «برجام» دوباره سیر تصاعدی به خود نگیرد؟

آیپک از کدام «اتحاد» سخن می گوید وقتی آخرین نظرسنجی کمیته یهودیان آمریکا (ای جی سی) که جمعه همین هفته منتشر شد ثابت می کند که تیغ «برجام» وحدت اقوام یهود ساکن ایالات متحده را به دو نیم کرده است. این حقیقت که ۵۰ درصد از یهودیان آمریکا با توافق هسته ای ایران موافقند شکافی عمیق بر چهره ظاهرا یکپارچه رژیم صهیونیستی است.    

 در نهایت توهم پاره کردن توافق هسته ای ایران که آیپک به ذهن اعضای خود تزریق می کند بیش از هر چیز دیگری به نمادهای رمان اورول شباهت دارد. بر کسی پوشیده نیست که اگر ایران به تعهدات خود پایبند باشد هیچ رئیس جمهور جمهوریخواهی که از کمی عقل سلیم برخودار باشد برای درگیری با تهران پیش قدم نمی شود تا به این ترتیب سایه تنش را بر دوره زمامداری خود تحمیل کند.

در مقابل، وقتی چند قدمی از دنیای مصنوعی آیپک فاصله می گیریم، با تصویری رو برو می شویم که لابی صهیونیستی  و کاخ سفید را چشم در چشم هم آماده نزاع نشان می دهد. این واقعیت که اکثریت سناتورهای دموکرات آمریکا در مسئله ای که به حیثیت تل آویو بستگی داشت به منافع خود اولویت دادند هرگز از حافظه تاریخی اسرائیل محو نخواهد شد و به همین دلیل است که اوباما می خواهد با «بنیامین نتانیاهو» نخست وزیر رژیم صهیونیستی در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل دیدار کند تا شاید به این ترتیب طوفانی که در راه است کمی فروکش کند.

اوباما بیش از هر کس دیگری برای حل مسالمت آمیز اختلافات با نتانیاهو مشتاق است چرا که با باز کردن او از سر خود می تواند به دل مشغولی های دیگرش برسد و در این میان نامزدهای دموکرات انتخابات ریاست جمهوری هم می توانند دوباره روی کمک های مالی میلیاردرهای یهودی حساب باز کنند به ویژه آنکه رای «آری» آنها به «برجام» خللی در میزان علاقه جامعه یهودی آمریکا به حزب دموکرات ایجاد نکرده است و آنها هنوز هم «هیلاری کلینتون» را به نامزدهای جمهوری خواه ترجیح می دهند.  

با این حال، علیرغم ابراز تمایل اوباما برای دیدار با نتانیاهو، بسیاری از دولتمردان واشنگتنی منتظر ورود نخست وزیر رژیم صهیونیستی به عرصه جنگ خصمانه ای هستند که جمهوری خواهان کنگره آمریکا نقشه آن را در سر می پرورانند. حتی برخی این سؤال را پیش می کشند که مبادا مخالفت با توافق هسته ای ایران نقشه ای باشد برای پنهان کردن تلاش های رژیم صهیونیستی که می خواهد با تضعیف موقعیت اوباما بر روند انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۶ اعمال نفوذ کند.

به هر حال دیدار اوباما و نتانیاهو در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد می تواند فرصت خوبی باشد برای معامله بین دو رهبر سیاسی اگرچه این احتمال که نتانیاهو بخواهد به جنگ طلبی خود ادامه بدهد همچنان به قوت خود باقی است چرا که به هر حال وی تبحر خاصی در استفاده از ادبیات اورولی و تظاهر به پیروزی در همه زمینه ها دارد.   

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.