۰
نشست «تمامیت ارضی عراق» در مهر-۳/

شرایط پارادوکسیکال آمریکا در منطقه/ خطرات اجرای فدرالیسم در عراق

  • ۱۲بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه

کارشناسان حوزه عراق با حضور در نشست «بررسی تمامیت ارضی عراق» ضمن توصیف شرایط پارادوکسیکال آمریکا در منطقه اعلام کردند که تشکیل اقالیم در عراق به تجزیه این کشور منجر خواهد شد.

به گزارش خبرنگار مهر، در بحث فدرالیسم این نکته وجود دارد که فدرالیسم حاصل عبور و گذار واحدهای سیاسی از فرایند نوسازی سیاسی است. در واقع یک واحد سیاسی باید فرایند دولت-ملت سازی را طی کرده باشد و در مراحل بالایی از توسعه سیاسی باشد تا فدرالیسم محقق شود. برخی معتقد هستند که عدم عبور از مرحله نوسازی می تواند فدرالیسم را به شکست بکشاند و آثار سوئی چون تجزیه واحد سیاسی را به دنبال داشته باشد. در نشست «تمامیت ارضی عراق» در گفتگو با کارشناسان عراق آقایان ناصر کنعانی و جاسم صدرائیان به بررسی این موضوع پرداخته ایم که در ادامه از نظر می گذرد.

جناب کنعانی شما در اظهارات خود فرمودید آمریکا تحولات منطقه را نهایتا در آینده با نگاه خود مهندسی می کند. دو نکته در این رابطه وجود دارد. گزارشی از سوی شورای آتلانتیک منتشر شده بود و در آن به اهمیت منطقه خاورمیانه و اینکه منطقه خود می تواند یک متغیر مستقل و تاثیرگذار بر نظام جهانی باشد اشاره داشت. در این گزارش آمده بود که منطقه خاورمیانه در سال ۲۰۱۵ منطقه ای خواهد بود که پدیده های رخ داده در جهان را تحت تاثیر قرار می دهد. نکته دیگر اینکه در بحثی که فرمودید آمریکا قصد دارد در طرح خاورمیانه بزرگ هم خواست ملت ها با رویکردهای ارزش های لیبرال و هم خواست دولت ها را مد نظر داشته باشد اینها در منطقه خاورمیانه به پارادوکس منجر می شود. به عنوان مثال دمکراسی در عراق منجر به قدرت گرفتن شیعیان در این کشور خواهد شد. از طرفی دولت های بسته ای در منطقه خلیج فارس وجود دارند که به خواست مردم در قدرت اهمیت نمی دهند در نتیجه این مهندسی با مشکلاتی مواجه خواهد بود. تصور نمی شود آمریکا بخواهد به ارزش های مردمی توجه کند زیرا به نظر نمی رسد منافع آمریکا با این رویکرد در بعضی مناطق تامین شود. در این رابطه چه نظری دارید؟

کنعانی: آمریکایی ها واقعا با شرایط پارادوکسیکال در منطقه مواجه هستند. واقعا انتخاب های مطمئن و به عبارتی اطمینان بخشی برای دولت آمریکا وجود ندارد و این کشور از یک طرف با قدرت های نو ظهوری مثل ایران مواجه است که با منافع آمریکا همخوانی ندارد. یعنی از نگاه آمریکا باید این قدرت کنترل و مدیریت شود و مولفه های قدرت آن تضعیف شود نکته دیگر اینکه در مدیریت همین بازیگر واقعا مولفه دیگری در اختیار ندارد و آمریکا همه گزینه ها چه گزینه جنگ غیر مستقیم، تحریم و فشار اقتصادی، ایجاد تنش های منطقه ای و تلاش برای ایجاد بی ثباتی داخلی و ایجاد نزاع و اختلاف تصنعی میان ایران و کشورهای منطقه را تجربه کرده است. نکته دیگر اینکه در درون منطقه هیچ بازیگر موثری برای مواجهه با ایران وجود ندارد، اگر عراق به عنوان قدرت موثر که می توانست هم در نگاه آمریکایی ها ایران را کنترل کند و هم از نظر اعراب نگهبان دروازه های شرقی جهان عرب باشد یک زمانی وجود داشت اما خود این قدرت به جایی رسید که آمریکا ناگزیر شد با عراق برخورد کند یعنی همان بازیگری که می توانست ایران را کنترل کند به دست خود آمریکا دگرگون شد.

نکته بعدی این است که افکار عمومی منطقه غالبا با آمریکا همسو نیست و در کشوری که نزدیکترین همپیمانی را با آمریکا دارد می بینیم که مردم این کشور به شدت از آمریکا تنفر دارند نکته بعدی این است که ارزش های آمریکایی قرار است در منطقه ای توسعه پیدا کند که حاکمان سنتی مسلط در منطقه خاورمیانه اساسا حاضر نیستند این تغییر را بپذیرند. یعنی از نگاه این بازیگران، برنامه آمریکا در منطقه منجر به تغییر نظام ها و حاکمان می شود. لذا من تصورم بر این است که آمریکا برای پیشبرد طرح های خود در منطقه هیچ همپیمان راهبردی ندارد، دولت های عربی منطقه نسبت به آمریکا انتقادات جدی دارند. مردم منطقه نیز عموما تنفر تاریخی از آمریکا دارند و عنصر رژیم صهیونیستی در منطقه به عمیق شدن کینه ضد آمریکایی در منطقه کمک کرده است. ۳ جنگ ۳۳ روزه، ۸ روزه و ۲۲ روزه به شدت کینه های ضد آمریکایی را در منطقه تقویت کرده است یعنی مردم منطقه آمریکا را در کنار رژیم صهیونیستی می بینند بنابراین آمریکا به عنصر مردم نیز در منطقه نمی تواند توجه کند.

در خصوص بازیگران غیر دولتی در منطقه نیز عموما بازیگرانی هستند که گرایشات ضد آمریکایی دارند، در فلسطین گروه های مقاومت همه بنیان های ضد آمریکایی و ضد صهیونیستی دارند؛ در لبنان عنصر مقاومت اساسا ضدیت آمریکایی دارد؛ در عراق گروه های اصیل و مقاومت گرایشات ضد آمریکایی دارند؛ در سوریه به هر حال دولت و نیروهای مردمی گرایش ضد آمریکایی دارند، بنابراین آمریکا بر کدام جریان غیر دولتی می تواند تکیه کند نه مردم و نه گروهها قابل اتکا نیستند. بنابراین واقعا آمریکایی ها در منطقه با شرایط پارادوکسیکال مواجه هستند.

عنصری که آمریکایی ها به آن توجه کردند آشوب سازنده است چیزی که به دفعات از آن یاد می شود، سیاستی که آمریکایی ها در منطقه دنبال می کنند این است که در بستر بی ثباتی به سمت ایجاد ثبات جدید حرکت کنند. به نظرم آمریکایی ها در حال تجربه این موضوع هستند، استفاده از عناصر تروریستی و گروه های مسلح و افراطی که واقعا هیچ سنخیتی نه با ارزش های غربی و نه انسانی و نه اسلامی دارند، آمریکایی ها با جدیت از آن در منطقه استفاده می کنند استفاده از القاعده در گذشته توسط آمریکا مورد استفاده قرار گرفت و اکنون نیز داعش همین ویژگی را در منطقه دنبال می کند. یعنی عناصری هستند که بی ثباتی را به راحتی می توانند ایجاد کنند، در نظام های موجود خلل ایجاد کنند و آمریکایی ها بتوانند با مدیریت آن به ثبات و نظم جدید دست پیدا کنند. من تصور می کنم آمریکایی ها در حال حاضر در منطقه در این قالب تلاش می کنند یعنی شرایطی پارادوکسیکال این کشور را به سمت سیاست ماجراجویانه توام با ریسک سوق داده است که بتوانند در یک پروسه زمانی تحولات منطقه را مدیریت کنند.

فدرالیسم که مشخصا در قانون اساسی عراق مطرح است به چه شکل است؟ فدرالیسم اهل تسنن و شیعه نیز مطرح است یا تنها مختص اقلیم کردستان عراق است؟ با توجه به اینکه عراق روند دولت ملت سازی تاریخی به بیان «تونیز» گماین شافتی را طی نکرده است، اگر فدرالیسم بخواهد شکل بگیرد باید توسعه سیاسی وجود داشته باشد و با توجه به اینکه عراق توسعه سیاسی را طی نکرده است فکر می کنید اگر فدرالیسم در عراق پیاده شود آیا منجر به تجزیه نخواهد شد؟

صدرائیان: در قانون اساسی عراق به طائفه اشاره نشده است تنها به فدرالیسم کردستان اشاره شده است و می گوید مناطق فدرال می توانند در سفارت دفتر داشته باشند، می گوید در هیئت های اعزامی باید مناطق فدرال حضور داشته باشند یعنی یک چیز کلی راجب مناطق فدرال گفته اند. لذا منطقه و ویژگی و چارچوب آن مشخص نیست. من مخالف این موضوع هستم که گفته می شود هویت ملی عراق از بین رفته است و معتقدم این هویت از بین نرفته است. درست است عراق مصنوعی است اما در دوره عثمانی ما اختلافی میان شیعه و سنی نداشتیم برخی سعی دارند این موضوع را القاء کنند که عراق از ابتدا هویت ملی نداشته است و مصنوعی است لذا باید تجزیه شود.

درست است عراق فعلی از سال ۱۹۲۰ تشکیل شده است اما به قبل آن نیز باید توجه کرد مثلا در عراق دوره عثمانی ما اختلافی نداشتیم، هر اتفاقی که برای عراق رخ داده است بعد از سال ۲۰۰۳ به وجود آمد در حال حاضر کسی در عراق خود را عراقی نمی داند بلکه متعلق به هویت خاص خود یعنی کرد، شیعه یا سنی می داند پس من نیز معتقدم اگر جرقه اولیه فدرالیسم رخ دهد، عراق به سمت تجزیه خواهد رفت تجزیه عراقی که هر کسی به کیان خود وصل شود. نه اینکه دولت ملت سازی قبلا در عراق نبوده چرا که این ملت هزار و ۴۰۰ سال مهد شیعه بوده و سنی نیز حاکم بوده است و هیچ اتفاقی نیفتاده است و هیچ اختلافی در حوزه دینی و سیاسی و اجتماعی در عراق در گذشته نبوده است بنابراین هویت عراقی بود ما هویت شیعه سنی نداشتیم از ۲۰۰۳ به بعد بروز پدیده تروریسم و اشغالگران و بقایای حزب بعث به بروز چنین پدیده ای یعنی اختلاف و از بین رفتن هویت عراقی کمک کردند من معتقدم اگر وضعیت به سمت اقلیم شدن برود تجزیه عراق قطعا محقق می شود. اما آمریکایی ها فعلا نمی خواهند عراق تجزیه شود اما این بدین معنی نیست که چون آمریکا نمی خواهد تجزیه نشود پس عراق تجزیه نخواهد شد. بنابراین معتقدم فدرالی شدن عراق به تجزیه این کشور بسیار کمک خواهد کرد.

کنعانی: بر مبنای قانون اساسی عراق نظام حاکم در عراق نظام فدرالی است مناطق می توانند در یک پروسه قانونی درخواست تشکیل منطقه فدرال را بدهند و اقلیم شکل بگیرد و همانند اقلیم کردستان عراق ما شاهد شکل گیری اقالیم جدید در دیگر مناطق عراق باشیم که یک پروسه قانونی است و در قانون اساسی عراق به رسمیت شناخته شده است اما اینکه اساسا با وضعیت عراق، شکل گیری اقلیم می تواند کمک کننده باشد یا خیر به عنوان یک کارشناس عرض می کنم اتفاقی که پس از اشغال عراق در سال ۲۰۰۳ در عراق افتاد این است که هویت ملی در این کشور به شدت تضعیف شد و روح ملی در عراق آسیب دید. بزرگترین آسیبی که آمریکا به عراق وارد کرد این موضوع بود.

غیر از آمریکا برخی دولت های منطقه ای نیز با توجه به منافع خود بر طبل طائفه گرایی در عراق کوبیدند و از یک جریان در مقابل جریان دیگر حمایت کردند و مثلا از اهل سنت در مقابل شیعه دفاع کردند و کرد را مقابل یک طائفه خاص قرار دادند. مجموعه این رویکردها منجر به این شد که گرایشات طائفه ای و قومی در عراق در بدترین زمان ممکن تقویت شود یعنی زمانی که عراق به تقویت روح ملی در مقابله با اشغالگران نیاز داشت اما برعکس عمل شد عده ای نیز معتقدند در عراق به لحاظ تاریخی روند دولت ملت سازی شکل نگرفته است و بهترین راه، تجزیه عراق است و کمترین نسخه ای که پیچیدند تشکیل نظام اقالیم بود.

من فکر می کنم این روند، عراق را به سمت ثبات و همگرایی و اقتدار سوق نخواهد داد بلکه بالعکس می تواند روند تضعیف توان ملی در عراق را بیش از گذشته تقویت کند، عقلا در عراق باید به این موضوع توجه ویژه کنند. به هر حال وظیفه دولت به گونه ای است که امکان مشارکت جدی و فراگیر برای تمامی طوائف در ساختار سیاسی وجود دارد اما اینکه عده ای تلاش می کنند بگویند در گذشته تاریخی، عراق چنین بوده و این شرایط اکنون در عراق باید تکرار شود من فکر می کنم هم عقلا باید توجه جدی کنند و هم دیگرانی که در خارج عراق سعی در ایجاد اختلافات طائفه ای در عراق دارند باید به این موضوع توجه کنند که این اقدام آنها نه تنها خدمت به عراق و طوائف آن نیست بلکه برای امنیت منطقه نیز خدمت محسوب نخواهد شد.

در عراق، قانون اساسی شکل گرفته است و همه را می تواند در زیر چتر خود جمع کند، عراق هویتی دارد که اقوام و طوائف را در خود جمع کرده است و در گذشته نیز کشور قدرتمندی بوده و اکنون نیز اگر عراق قوای ملی خود را بازیابی کند تاثیرگذاری جدی را بر تحولات منطقه خواهد داشت. تشکیل اقالیم در عراق نمی تواند کمکی به منافع ملی این کشور بکند بلکه برعکس کارکرد تضعیف کننده خواهد داشت.

قانون اساسی عراق بر مبنای نظام فدرال تعریف شده است به هر حال نظام فدرال و یا کنفدرال در خیلی از کشورها پیاده شده و الگوی موفقی هم بوده است. ولی لزوما هر نسخه ای در هر جایی نتیجه مشابه نخواهد داشت. وضعیت عراق خاص است اگرچه در قانون اساسی، نظام فدرالی را به رسمیت شناخته است اما اینکه در شرایط کنونی عراق شکل گیری اقالیم جدید می تواند به بهبود اوضاع عراق کمک کند یا خیر باید گفت این نسخه را کسانی مطرح می کنند که معتقدند وضعیت در عراق به بن بست رسیده است و ممکن است برخی نخبگان در عراق برداشتشان این باشد عراق در تشکیل دولت منسجم دچار مشکل شده است و برای حل این معضل باید به سمت شکل گیری اقالیم جدید پیش رفت. عده ای نیز از بیرون که خود را دلسوز جلوه می دهند این موضوع را مطرح می کنند.

اینکه واقعا در شرایط کنونی عراق، شکل گیری اقلیم جدید می تواند به بهود اوضاع این کشور کمک کند من فکر می کنم هر حرکتی که در عراق کنونی به سمت تضعیف دولت مرکزی حرکت کند می تواند عراق را وارد تونل تاریکی کند که افق خروج آن ناپیدا است به هر حال اقلیم کردستان عراق شکل گرفته است و ما به انتخاب مردم عراق احترام می گذاریم. ولی حتی شکل گیری اقلیم کردستان عراق نتوانسته است به اختلافات اقلیم کردستان عراق با دولت مرکزی پایان دهد یعنی اختلافات در طول سال های گذشته ادامه داشته است و متاسفانه در بسیاری از مراتب قدرت ملی را دچار چالش کرده است. لذا باید به سمت تقویت دولت مرکزی و تقویت روح هویت ملی در عراق پیش رفت تا بتوان از این شرایط عبور کرد حرکت به سمت تقسیم قدرت عراق با وضعیت سختی که این کشور در حوزه امنیتی، سیاسی و اقتصادی دارد صرفا به تقسیم منابع قدرت ملی کمک می کند و می تواند منازعات محلی را تقویت کند.

حتی در خارج از منطقه نیز آنهایی که به هر دلیلی به تجزیه عراق فکر می کنند قطعا منطقه را وارد تونل تاریکی خواهند کرد و این اتفاق ممکن است در کشورهای دیگر منطقه نیز رخ دهد و شرایط منطقه را به شرایط بی ثباتی سوق دهد. یعنی هیچکس از تجزیه عراق منتفع نخواهد شد و برای این موضوع منفعت داخلی و منطقه ای وجود ندارد اما اینکه عده ای خارج از منطقه شرایط سیاسی جدید برای منطقه تعریف کنند این فرا منطقه ای و ناشی از منافع قدرت های بیرونی است ولی به هر حال کسانی که در منطقه به این موضوع فکر می کنند باید در صداقت آنها شک کرد.

ادامه دارد...

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.