۰

درباره تمکین از قانون، امام به بنی صدر و رهبری به احمدی نژاد چه گفت؟

  • ۱۴بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه

روزنامه شرق در گفت و گو با «غلامرضا مصباحی‌مقدم سخنگوی جامعه روحانیت نوشت: تفسیر شورای نگهبان از قانون اساسی، قانونی است و همه باید در برابر قانون، خضوع کنند و نباید بگوییم تفسیر دیگری هم هست، یا قانون را قبول نداریم. امام‌رحمه‌الله‌علیه به بنی‌صدر که گفت این قانون را قبول ندارم، فرمود: قانون تو را قبول ندارد. احمدی‌نژاد هم همین‌طور، وقتی گفت قانون را قبول ندارم، حضرت آقا فرمود که نمی‌شود قانون را قبول نداشته باشی و باید تابع قانون باشی.

اهم بخش هاي اين گفت و گو را در ادامه بخوانيد:

**شورای فقها اصطلاحی است که دوستان پایداری آن را دنبال می‌کنند و برای آنها مقبولیت بالایی دارد، اما بعدا دو نفر از فقهایی که آنها قبولشان داشتند فوت کردند و فقط آیت‌الله مصباح‌یزدی باقی مانده‌اند. مرحوم آیت‌الله حق‌شناس و مرحوم آیت‌الله تهرانی، به‌همراه آیت‌الله مصباح‌یزدی، عضو شورای فقهای مدنظر پایداری بودند. آقایان می‌خواستند همین الگو را در ادامه فعالیت خودشان دنبال کنند و طبعا با توجه به وجاهت آیت‌الله موحدی‌کرمانی و آیت‌الله محمد یزدی دنبال این بودند که یک شورای فقهای جایگزینی داشته باشند. این خواسته آنهاست و ما هم نگران نیستیم که چرا چنین چیزی را می‌خواهند، اما این با الگویی که از گذشته تاکنون در میان مجموعه اصولگرایان - به استثنای پایداری که بعدا متولد شد- وجود داشته است، قابل جمع نیست.

‌‌ **فرمايش آقای مصباح درباره بحث «انتخاب اصلح» در صورتی مورد استقبال قرار می‌گیرد که اصلح شناخته شده و مورد اقبال مردم برای رأی‌دادن هم باشد، در غیر این صورت ناگزیر باید به اصلح در مرتبه بعد که رأی‌آور هم باشد بسنده کرد.

‌‌ **در نشستی که دو ماه قبل با آقای لاریجانی داشتیم، ایشان همراهی خودش را با تصمیمات جامعتین [جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم] اعلام کرد و ما هم بیش از این چیزی نمی‌خواهیم. البته برای شکل‌گیری شورای هم‌گرایی اصولگرایان به کمک و حمایت ایشان و سایر شخصیت‌های ذی‌نفوذ نیاز داریم.

‌‌ **جایگاه روحانیت مبارز و تأثیر‌گذاری آن برمی‌گردد به مجموعه گروه‌های اصولگرا. جامعه روحانیت مبارز بنای آقا بالاسری نداشته است، بلکه هرگاه از آن دعوت شده است، پاسخ مثبت به دعوت احزاب و گروه‌های اصولگرا داده است. البته پیش‌تر این‌طور تعبیر می‌شد که محوریت و نقطه آغاز جامعه روحانیت است و گروه‌ها همراهی می‌کردند. این روند تا مجلس ششم وجود داشت. بعد از ناکامی اصولگرایان برای کسب اکثریت مجلس ششم، این جایگاه دستخوش تغییر شد و بعضی از گروه‌های اصولگرا گفتند ما نیازی به شیخوخیت نداریم و به تعبیری، از اینکه به مشایخ خودشان مراجعه کنند، اعلام بی‌نیازی و استغنا کردند. البته چنین سخنی مرحوم آیت‌الله مهدوی را به‌شدت ناراحت کرد. ایشان می‌فرمودند: شما بدون وجود شیخوخیت فهرست  خود را می‌بندید، بعد که انتخابات می‌رسد، می‌آیید و التماس می‌کنید که فهرست ما را تأیید کنید، اگر اعلام حمایت نکنید رقبا پیروز می‌شوند. خوب اگر نیازی به تأیید ما ندارید، چرا در لحظه تبلیغات می‌آیید می‌گویید که بدون تأیید شما اصولگرایان صحنه را خواهند باخت؟ از ما حمایت کنید وگرنه رقیب خواهد برد. ما را در مقابل عمل انجام‌شده قرار می‌دادند؛ درحالی‌که ما می‌گفتیم اگر بدون حمایت جامعه روحانیت احساس خطر می‌کنید، چرا می‌گویید ما شیخوخیت را قبول نداریم.

به‌نظر من تجربیات گذشته به دوستان اصولگرای ما نشان داده که به سمت محوریت جامعه روحانیت و در بعضی موارد جامعتین بازگردند، درباره انتخابات خبرگان، جامعه مدرسین انگیزه قوی و تمام دارد. جامعه روحانیت هم در این مسیر همراهی می‌کند. پس آقای محبیان درست گفته است که جایگاه جامعتین یا جامعه روحانیت مبارز در بعضی انتخابات افت کرده ولی روند این واقعیت رو به افزایش نیست، بلکه افت‌وخیز داشته است، این افت‌وخیز برمی‌گردد به درک و مصلحت‌اندیشی مجموعه جریانات اصولگرا. الان هم اقبال احزاب و گروه‌ها و جریانات اصولگرا به جامعتین هم‌سان نیست، بعضی‌ها به صورت قاطع و همین الان می‌گویند محوری را که قبول داریم جامعتین است و بعضی‌ها را هم می‌بینیم دنبال جایگزین و بدیل هستند.

‌‌ **جامعه روحانیت حامی کامل و پشتیبان دولت است.

**برفرض که - البته بسیار بعید می‌دانم - دور بعد اصلاح‌طلبان اکثریت مجلس را به دست بگیرند، من نگران نیستم، ولی کدام اصلاح‌طلبان،؟ اصلاح‌طلبانی که افراطی نباشند و بنای چالش در درون نظام را نداشته باشند و نهادهای نظام را تقسیم نکنند به انتخابی و انتصابی و نظام را دوقطبی نکنند. الان هم نشانه‌هایی از این موارد وجود دارد که باز اصلاح‌طلبان دارند با این رویکرد وارد می‌شوند، یکی از آنها حمله به شورای نگهبان و مسئله تأیید صلاحیت‌هاست... .

**سخنان روحانی نقد به شورای نگهبان نبود، بلکه تعرض به شورای نگهبان بود. جایگاه شورای نگهبان به صورت یک پروسه تاریخی کاملا تثبیت شده است و این جایگاه و وظایف آن اعتبار قانونی دقیق دارد. شورای نگهبان نظارتش استصوابی است.

‌‌ ** گمان می‌کنم مسئله را به این شکل مطرح کنم بهتر است. جامعه روحانیت مبارز یک جریان مستمر و مداومی است که تعدادی از اعضای آن مثل شهدای بزرگوار: مطهری و بهشتی و مفتح و باهنر و شاه‌آبادی و محلاتی که از بنیان‌گذاران جامعه روحانیت هستند شهید شده‌اند و یک عده هم به رحمت ایزدی پیوستند و یک عده‌ای در این وسط به مجموعه اضافه شدند. درواقع یک ریزش طبیعی و یک رویش طبیعی داشتیم و طبعا ما درصدد این هستیم که هنوز رویش‌های بعدی را هم داشته باشیم، اما آنچه که برای ما مهم بوده است، نگهداری این مجموعه جریان باسابقه و باتجربه و تأثیر‌گذار است که الحمدلله باقی مانده است. مسلما حضور و عدم حضور اشخاص می‌تواند تأثیر بگذارد. اما هرکدام برای خودشان دلایلی دارند که من تابه‌حال چندبار گفتم و بازتاب دادم. آقای هاشمی‌رفسنجانی و آقای روحانی هیچ‌گاه عضویت در جامعه را نفی نکردند و در مورد آقای هاشمی حتی گفته‌اند اگر جلساتتان را در محل مجمع بگذارید، من حرفی ندارم، یعنی خودشان را عضو می‌دانند، بنابراین اعلام آمادگی هم کردند.

‌‌ 2727

 

 

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.