سفیر کوبا در گفتگو با مهر:

«انزوا» آمریکا را مجبور به برقراری رابطه با کوبا کرد/تداوم انقلاب

سیاسی

سفیر کوبا به واکاوی علل و عوامل درخواست آمریکا از کوبا برای برقراری روابط دوجانبه پرداخت و تصریح کرد که انزوای آمریکا در منطقه آمریکای لاتین وحوزه کارائیب عامل اصلی تعییر رویکرد و ذهنیت آمریکا بود.

به گزارش خبرنگار مهر، برقراری روابط میان واشنگتن-هاوانا پس از ۵۵ سال دلایل مختلف و گوناگونی داشته است. جلوگیری از نفوذ روسیه و چین در منطقه آمریکای لاتین، شکست سیاستهای آمریکا در کوبا، نیاز آمریکا به بازارهای جدید از دلایل برقراری روابط آمریکا و کوبا به شمار می رود.

«ولادیمیر آندرس گنزالس کوسادا» سفیر کوبا در ایران با حضور در خبرگزاری مهر به دلایل برقراری روابط هاوانا و واشنگتن پرداخته است که در ادامه از نظر می گذرد.

آمریکا و کوبا مدت ۵۵ سال روابط دیپلماتیک نداشتند. چه عواملی باعث شد تا این دو کشور به برقراری روابط دیپلماتیک رو آورند؟

علیرغم گشایش روابط واشنگتن-هاوانا، هنوز به اقدامات بیشتری برای برقراری روابط دیپلماتیک میان دو کشوری که پیشتر از روابط خصمانه ای برخوردار بودند نیاز است. لذا به اهتزاز درآمدن پرچم دو کشور در پایتخت های یکدیگر تنها به معنی آب شدن یخ های روابط دوجانبه در عرصه سیاسی است.

از آنجاییکه این روابط صرفاً یک روابط دیپلماتیک است، دلایل متعددی برای آغاز این روابط وجود داشت که لازم است به تشریح آن ها بپردازم. شرایط جدید نه تنها در کوبا بلکه در سایر نقاط جهان از جمله آمریکا به وجود آمده که آغاز این روابط را میسر ساخت.

اولاً، ۵۰ سال بود که کوبا و آمریکا روابط خصمانه داشتند؛ حتی شاهد تهاجم آمریکا به کوبا نیز بودیم. در سال ۱۹۶۱ آمریکا به کوبا حمله نظامی کرد که به تهاجم «خلیج خوک ها» معروف شد. اما اکنون، شرایط در سراسر جهان تغییر کرده است؛ در آن زمان تنها دو قدرت در جهان وجود داشت که آمریکا و اتحاد جماهیر شوری بودند. مردم از مدت ها پیش فکر می کردند که ما نقش ماهواره های شوروی را در اختیار داریم؛ اما اکنون با اینکه چیزی با عنوان شوروی وجود ندارد، ولی انقلاب کوبا هنوز پابرجاست. ما نیز همانند ایران ماهیت انقلابی خو را حفظ کرده ایم. اکنون درباره قدرت جهانی به نام آمریکا صحبت می کنیم. در آمریکای لاتین هم ما در شرایط جدیدی زندگی می کنیم. ما در فرایند متفاوت روبه جلویی در آمریکای لاتین زندگی می کنیم؛ در ونزوئلا، اکوادور، نیکاراگوئه، بولیوی و برزیل و به یاد داشته باشید که زمانی که ما انقلاب خود را در سال ۱۹۵۹ آغاز کردیم، حتی واکنش کشورهای آمریکای لاتین هم علیه ما بود. بسیاری از کشورهای آمریکایی به جز کشور مکزیک از سیاست های آمریکا علیه کوبا حمایت می کردند. به جز مکزیک تمام کشورهای حوزه آمریکا، روابط خود را با کوبا قطع کردند. اوضاع و شرایط آن زمان با اوضاع کنونی متفاوت بود. اکنون ما با تمامی کشورهای حوزه آمریکای لاتین بدون هیچ استثنائی روابط داریم. البته این روابط به این معنی نیست که ما با این کشورها هم عقیده هستیم.

آیا این کشورها در خصوص برقراری روابط واشنگتن-هاوانا رایزنی هم کرده اند؟

 بسیاری از این کشورها از آمریکا خواستند تا روابط دیپلماتیک خود را با کوبا برقرار کرده و به عادی سازی روابط با هاوانا بپردازد. حتی برخی از این کشورها نیز مانند کوبا، ونزوئلا، اکوادور، نیکاراگوئه و برزیل در اجلاس کشورهای آمریکایی شرکت نکردند. این اقدام آمریکا را بر آن داشت تا ذهنیت خود را درباره کوبا تغییر دهد. این اقدام به این معنی نبود که اهداف و مقاصد عوض شده است یا راهبردها و تاکتیک ها تغییر کرده است. به نظر می رسد آمریکا برای رسیدن به خواسته ها و مقاصد خود، تنها مسیر حرکتش را تغییر داده است. لذا این شرایط بود که به آمریکا نشان داد باید ذهنیت، راهبرد و یا تاکتیک های خود را در قبال کوبا عوض کند.

در اولین گام می توان گفت که جامعه تجار آمریکایی از دولت خود خواستند تا روابط اقتصادی و تجاری اش با کوبا را برقرار کند؛ چون هاوانا بازار خوبی برای آمریکا به شمار می آید. آمریکا و کوبا تنها ۹۰ مایل با هم فاصله دارند که فاصله اندکی محسوب می شود. امروزه، به دلیل محدودیت های مالی و اقتصادی وضع شده توسط آمریکا علیه کوبا، ما مجبوریم با کشورهای دوری مانند چین یا برخی کشورها در آسیا تهاتر کنیم و این موضوع باعث بروز مشکلاتی برای اقتصاد ما شده است. وقتی انقلاب کردیم، به ویژه در مراحل ابتدایی، بسیاری مخالف انقلاب ما بودند؛ اما امروز نسلی را در جامعه داریم که خواستار برقراری روابط واشنگتن-هاوانا هستند تا از این طریق بتوانند روابط کوبایی های ساکن در آمریکا را با آمریکایی های ساکن در کوبا برقرار کنند. اکنون به جز تعداد کمی، اکثریت این افراد خواستار عادی سازی روابط با کوبا هستند.

موضوع مهم دیگری نیز در اینجا وجود دارد. دولت آمریکا متوجه شد که رهبری تاریخی انقلاب ما (نسل گذشته)، باید به خواسته های نسل جدید احترام بگذارد. ما درباره رهبر انقلابمان یعنی فیدل کاسترو رئیس جمهور کنونی مان یعنی رائول کاسترو صحبت می کنیم. وی اعلام کرد که این دستور آخرین حکم وی خواهد بود. نسل جدید کوبا که در انقلاب علیه دیکتاتور باتیستا شرکت نداشت، اکنون در فرایند سیاسی مشارکت مهمی دارد. دولت کنونی کوبا نیز خود را ملزم به تأمین شرایط بهتر برای آینده آنان می داند.

نکته آخر که البته اهمیت آن نیز کم نیست، این است که ما نمی توانیم در جهان در انزوا به سر ببریم. پس از سقوط اتحاد جماهیر شوروی سابق و از بین رفتن سوسیالیسم در اروپا، باید اقتصاد خودمان را با واقعیت های بین المللی جامعه ای که اکنون در آن زندگی می کنیم، انطباق دهیم. باید شرایط را برای نسل جدید در کوبا مهیا کنیم. اکنون در تلاشیم تا کشورمان را از لحاظ سیاسی و اقتصادی با شرایط کنونی زندگی منطبق کنیم. به همین دلیل بود که دولت های آمریکا و کانادا بیش از یک سال گذشته مذاکرات محرمانه ای را آغاز کردند که در ۱۷ دسامبر سال ۲۰۱۴ علنی شد. در این زمان بود که تصمیم به آغاز روابط دیپلماتیک با آمریکا را اتخاذ کرده و آن را در ۲۰ جولای سال ۲۰۱۵ رسماً اعلام و سپس سفارتخانه هایمان را در دو کشور بازگشایی نمودیم.

فیدل کاسترو در مطلبی که اخیرا از وی منتشر شد خواستار این بود که آمریکا غرامت ناشی از اتحریمها را به کوبا بدهد. آیا در عادی سازی روابط این موضوع از سوی هاوانا پیگیری خواهد شد؟ هاوانا چه مطالبات دیگری از آمریکا خواهد داشت؟

برای عادی سازی روابط، می بایست بر چندین مشکل و مانع غلبه کنیم. اولین و مهمترین مانع، تحریم های اقتصادی، مالی و تجاری وضع شده توسط آمریکا علیه کوبا به مدت بیش از۵۰ سال بود.

دومین مشکل این است که آمریکا غرامت تمامی آسیب های انسانی و مادی ناشی از تحریم های جنایت بار و ناعادلانه علیه ما را بپردازد. به نظر ما تا کنون بیش از ۳ میلیارد دلار به واسطه تحریم های آمریکا به ما زیان وارد شده است.

توقف حملات رادیو تلویزیونی آمریکا علیه کوبا، سومین مانع تصور می شود.

چهارمین مشکل این است که باید اراضی خود در گوانتانامو به ما برگردد. این منطقه توسط ارتش آمریکا به اشغال درآمد و اکنون برای زندانیان متهم به اقدامات تروریستی از آن استفاده می شود.

آخرین مانع این است که آمریکا باید حمایت های مالی و سیاسی از مخالفان ساختگی که سعی می کند در این کشور بسازد را متوقف کند. ما آن ها را «مزدور» خطاب می کنیم.

گام دوم در برقراری رابطه با آمریکا طولانی و پیچیده تر خواهد بود. مشکلاتی که در طول تاریخ با آمریکا داشته ایم در این مرحله جای دارد. مرحله اول را نهایی کرده ایم و اکنون نوبت به طی مرحله دوم یعنی عادی سازی روابط رسیده است. مهم تر از همه چیز این است که هر دو کشور از تمایل و اراده برای ادامه فرایند مذاکره با یکدیگر برخوردار هستند.

ما خوش بین اما در عین حال مراقب هستیم؛ زیرا اوباما گفته بود که نیاز به بهبود رویکردها برای برقراری روابط میان دو کشور احساس می شود و با این جمله موضع خود را بیان کرده بود. البته می دانیم که همه چیز به دست رئیس جمهور آمریکا نیست و بسیاری از امور در اختیار کنگره و سنا است، اما چون قوه مجریه به دست اوباما است، وی بهتر می تواند در راستای حل مشکلات اقدام نماید.

اکنون که ما روابط دیپلماتیک خود را برقرار کردیم در موقعیت بهتری برای بحث بر مسائل دیگر قرار داریم. تا این نقطه، آمریکا ممکن بود برای جبران این مسائل تصوراتی را داشته باشد: ما کوبای دموکراتیک تری می خواهیم، ما تقاضای آزادی زندانیان سیاسی را در کوبا داریم. اما سیاست های ما عوض شده است تا شریط جدیدی داشته باشیم و تنها چیزی که ما از طرف مقابل می خواهیم نیز این است که سیاست های خود در قبال کوبا را تغییر دهد.

جان کری ۱۴ آگوست به هاوانا سفر کرد. پیش از این سفر شاهد اظهارات مداخله جویانه وی درباره کوبا بودیم. بعضی از تحلیلگران بر این باورند که هدف نهایی آمریکا تغییر نظام کوبا است. نظر شما در این باره چیست؟

ما هرگز از آمریکا نخواستیم تا حکومت خود را عوض کند. ما از هیچ کشوری نخواستیم تا حکومت یا نظام خود را تغییر دهد؛ زیرا اصول سیاست خارجی ما بر اساس احترام به همه کشورها و سیاست های خارجی آن ها است. نمی توان هیچ کشوری را مجبور کرد تا سیاست خارجی، ذهنیت ها و یا حکومت خود را عوض کند. نمی توانیم از ایران بخواهیم که انقلاب اسلامی خود را تغییر دهد؛ زیرا به عقیده من، مهمترین اقدام برای دوستی و روابط دوجانبه با ایران احترام به حکومت ایران است. می توانید به یک کشور انتقاد کنید؛ این کار با درخواست برای تغییر سیستم حکومتی یک کشور متفاوت است.

از لحظه ای که آمریکا برای بازگشایی سفارت خود تصمیم گرفت و پرچم خود را در هاوانا به اهتزاز درآورد، در واقع آن ها غیر مستقیم حکومت ما را پذیرفتند. اما اگر آنها بخواهند به این شکل صحبت کنند، ما نیز درخواست مشابهی را از آنان مطرح خواهیم کرد. آن ها باید حکومت ما را به رسمیت بشناسند. اگر ما برقراری روابط می خواهیم، باید به صورت دوجانبه دولت های یکدیگر را نیز به رسمیت بشناسیم.

شاید این چنین باشد که تلاش آمریکا برای ورود به کوبا، تبلیغ برای مخالفان دولت کوبا باشد. ما آن ها را «مخالف» می نامیم. اما دقت کنید؛ این افراد از آمریکا پول گرفته، علیه دولت انتقاد می کنند و به اقداماتی علیه کوبا مبادرت می ورزند. این شرایط عادی نیست. وقتی کسی پولی را از یک دولت خارجی دریافت می کند، دیگر در جایگاه مخالف سیاسی محسوب نمی شود. در واقع در چنین شرایطی؛ در پاسخ به یک دولت دیگر، در داخل کشور خود دست به اقدام می زنند. مطمئنم که ما به تبلیغ علیه آمریکا نخواهیم پرداخت. چون در دولت ما نظام انتخاباتی و احترام به مردم وجود دارد، آمریکایی ها به دنبال تغییر نظام در این کشور هستند. آمریکایی ها بارها ما را متهم کرده اند که نظام انتخاباتی نداریم؛ ما دارای سیستم انتخاباتی هستیم. ما باید با وجود افکار و عقاید مختلف به یکدیگر احترام گذاشته و به این شکل با تمامی کشورها روابط داشته باشیم؛ اما در عین حال حق تغییر هیچ حکومتی را نداریم.

نظریه پردازان سیاسی دو تئوری غالب را مطرح می کنند: عده ای بر این باورند که کوبا را برای نزدیک شدن به آمریکا تحت فشار بگذاریم. گروهی دیگر نیز به تئوری اعمال فشار بر آمریکا برای نزدیک شدن به کوبا موافق هستند. برخی کارشناسان می گویند آمریکا نگران افزایش قدرت نفوذ چین و روسیه در آمریکای لاتین است و به همین دلیل است که آمریکا مجبور شد تا با کوبا کنار آمده و به این کشور نزدیک شود. شما با کدام رویکرد موافق هستید؟

به لحاظ تاریخی، انقلاب ما روابط خود را با سایر کشورها حفظ نمود؛ آنها نیز متقابلاً باید به کشور و انقلاب ما احترام بگذارند. در گذشته روابط مستحکمی با شوروی داشتیم. به دلیل شرایطی که ما در آمریکای لاتین در آن زندگی می کردیم، تنها کشوری که در آمریکای لاتین با ما رابطه داشت، مکزیک بود. با این وجود رابطه ما با آمریکا رابطه ای خصمانه بود. ما عیناً از سیستم حکومتی شوروی پیروی نکردیم. در آن زمان، سعی ما بر این بود تا روابط خوبی را با شوروی داشته باشیم. البته پس از انقلابمان، با هر کشوری که بر مبنای احترام متقابل و بر اساس قوانین بین المللی می خواست با ما ارتباط داشته باشد، رابطه برقرار می کردیم. اکنون ما با تمامی کشورهای آمریکای لاتین و حوزه کارائیب رابطه داریم. تنها کشوری که تا امسال با کوبا رابطه ای نداشت، آمریکا بود. اکنون با آمریکا نیز رابطه داریم؛ اما من فکر نمی کنم که صرف داشتن روابط با روسیه و چین، اقدامات تحریک آمیز محسوب شده و مبنایی برای رابطه بد آمریکا با ما محسوب شود. انزوای آمریکا در منطقه، این کشور را بر آن ساخت تا با ما رابطه برقرار کند. بسیاری از کشورهای آمریکای لاتین از آمریکا خواسته بودند تا با ما رابطه داشته و به مخاصمه با ما پایان دهد. این امر یک دلیل مهم در این خصوص است.

روسیه از زمان اتحاد جماهیر شوروی سابق با ما رابطه داشت. چین نیز در شرایط مشابهی با ما به سر می برد. به عقیده من، علت تغییر سیاست آمریکا در قبال کوبا، چین یا روسیه نیست، بلکه این واقعیت است که آن ها باید راهبردها و تاکتیک های خود را در قبال کوبا تغییر دهند؛ زیرا آن ها به ویژه در آمریکای لاتین منزوی می شوند. شرایط در این قاره تغییر کرده و آن ها دیگر نمی توانند تاکتیک های ۵۰ سال گذشته خود را در نابودی انقلاب ما دنبال کنند. ما دشواری ها و عداوت های بسیاری را متحمل شدیم؛ اما انقلابمان هنوز پابرجاست.