تحلیل بین الملل؛

سیاست چرخش به آسیا؛ مشارکت کشورهای پاسیفیک در پروژه زوال آمریکا

سیاسی

واشنگتن از درک این واقعیت عاجز است که توازن قدرت دستخوش تغییر شده و نظام حاکم بر جهان دیگر تک قطبی نیست تا از اولویت های طبقه بندی شده آمریکا پیروی کند.

سرویس بین الملل-مریم خرمائی: قدرت یابی چین به عنوان امری اجتناب ناپذیر محافل سیاسی و اقتصادی آسیا را با تغییر ژئوپلیتیکی محیط پیرامون خود مواجه ساخته است و عدم موضع گیری مناسب در قبال این تغییر می تواند قدرت های سیاسی و اقتصادی منطقه را با چالش جدی روبرو کند. تلاش واشنگتن برای مهار قدرت نظامی و اقتصادی پکن که در قالب سیاست چرخش به سوی پاسیفیک ارائه می شود، کشورهای حوزه اقیانوس آرام را به تشویش انداخته و آنها را ناخواسته بر سر دوراهی انتخاب بین یکی از این دو قدرت جهانی قرار داده است.

چهره آسیا در گذر زمان

آسیا برای قرن های متمادی تحت تاثیر دو هژمونی اروپا و آمریکا قرار گرفته و کشورهای این منطقه در ادواری از تاریخ «کلونی» این دو قدرت استعماری بودند به ویژه آنکه دوره تسلط آمریکا بر آسیا به یک قرن اخیر باز می گردد و دولت واشنگتن همواره سیاست گذاری در قبال این منطقه را به عنوان یکی از اولویت های خود یاد کرده است. پیروزی در جنگ جهانی دوم و به دنبال آن ماجراجویی های آمریکا در دو جنگ شبه جزیره کره و ویتنام به واشنگتن فرصت داد تا رد پای نظامی، سیاسی و اقتصادی محسوسی را از خود در این بخش از جهان به جا بگذارد.

اما جنگ ۲۰ ساله ویتنام به حدی فرساینده بود که امپراطوری آمریکا را از نفس انداخت و آن را رفته رفته وادار به پس روی کرد. بعدها، در خلاء قدرت حاصل از عقب نشینی آمریکا، کشورهای واقع در منطقه فرصتی برای قدعلم کردن یافته و خود را به لحاظ اجتماعی – اقتصادی، نظامی و ژئوپولیتیکی تقویت کردند.

اعتراف آمریکا به ضعف جایگاه خود در آسیا

ناکارآمدی تلاش های آمریکا برای مهار قدرت چین امری اثبات شده است و این مطلبی است که گاه و بیگاه از زبان خود دولتمردان آمریکایی هم شنیده می شود که جدیدترین نمونه آن را می توان در گزارش اخیر اندیشکده «شورای روابط خارجی» آمریکا مشاهده کرد.  

این گزارش که به قلم «رابرت بلک ویل» سفیر سابق آمریکا در هندوستان و نماینده اسبق شورای امنیت ملی در امور مربوط به عراق نوشته شده، به صراحت می گوید: از آنجا که تلاش آمریکا برای ترغیب چین به پیروی از نظام بین المللی لیبرال تهدیدهای جدیدی را علیه رویکرد چرخش به سمت آسیا موجب شده و می تواند قدرت جهانی آمریکا را به چالش بکشد، واشنگتن نیازمند اتخاذ راهبرد جدیدی در قبال پکن است تا به جای تداوم کمک به قدرت یابی چین بر روی موازنه آن تمرکز کند.       

این گزارش که عدم سلطه اقتصادی، سیاسی ونظامی آمریکا در منطقه آسیا را به رخ می کشد باید زنگ هشداری باشد برای همه آن کشورهایی که به موقعیت بی ثبات آمریکا دل خوش کرده اند. معاهده تجارت آزاد «ترانس پاسیفیک» که «باراک اوباما» رئیس جمهوری آمریکا به امضای آن دل خوش کرده است نیز بر خلاف آنچه که تصور می شود گامی در جهت سود رساندن به کشورهای واقع در حاشیه اقیانوس آرام نیست بلکه صرفا در جهت برآورده کردن منافع آمریکا پیش می رود. هدف اصلی واشنگتن از عقد چنین پیمانی منزوی کردن چین از سوی دیگر کشورهای آسیایی است. جالب آنکه در عمل این موضوع باعث می شود که کشورهای این حوزه از منافع اقتصادی، سیاسی و نظامی که بواسطه قدرت یابی چین و باز تعریف روابط کشورهای آسیایی به وجود می آید، باز بمانند. آنچه که مشخص است آمریکا سعی دارد تا شرکای آسیایی خود را نیز در زوال اجتناب ناپذیر و در عین حال نامحسوس خود شریک کند.

آمریکا – امپراطوریی انعطاف ناپذیر در جهانی متغیر

واشنگتن از درک این واقعیت عاجز است که توازن قدرت دستخوش تغییر شده است. جالب آنکه آمریکا وقوع چنین تغییری را انکار کرده و هیچ راهکار احتمالی را برای تطبیق با آن در سر نمی پروراند. در این میان، نه تنها قدرت های اقتصادی نوظهور انحصار تولید و توزیع همه خودروها، هواپیماها، قطعات الکترونیکی و دیگر کالاهای مصرفی را از سوی یک گروه از شرکت های خاص به چالش می کشند، بلکه چشم انداز متغیر دنیای فناوری نیز چنین موضوعی را بر نمی تابد.

در این چشم انداز متغیر، ساختارهای مالی یکپارچه که به پیروی از جهان تک قطبی ساخته می شوند، حکم برج سنگی را دارند که بر روی پایه ای از گل لغزنده بنا شده اند. این برج های بلند ناگزیر از خم شدن، تکیه دادن و در نهایت فرو ریختن هستند.

چشم امید واشنگتن به جاه طلبی رهبران آسیا است

آمریکا به مانند همه امپراطوری هایی که پیش از این به عرصه ظهور رسیده اند کشورهای تابع را به وسوسه کسب قدرت، برتری و اعتبار بیشتر فریفته خود می کند. وعده نشستن بر خوان نعمت، انگیزه خوبی است برای آنهایی که امیال خودخواهانه خود را به عقل سلیم ترجیح می دهند.

ایالات متحده آمریکا به جای آنکه خود را با جهان متغیری -که تاب تحمل اولویت های واشنگتن را ندارد- تطبیق دهد، بر ادامه سیاست های گذشته خود در گوشه و کنار جهان لجاجت می ورزد و اگر کشوری تن به خواسته های واشنگتن ندهد با ارعاب و تهدید مواجه می شود. آنهایی که گمان می کنند پیروی از آمریکا در دراز مدت به سود آنها است، باید به گزارش هایی مشابه با آنچه که اندیشکده «شورای روابط خارجی» نوشته است نگاهی بیاندازند تا ببینند سیاست های آمریکا نه تنها کمکی به آنها نمی کند بلکه راهگشای دولت واشنگتن هم نیست.

آیا رهبران آسیا راه درست را انتخاب می کنند؟

روند برچیده شدن هژمونی آمریکا بر منطقه آسیا تازه آغاز شده است. ملت ها به طور خودجوش از واشنگتن دوری گزیده و به تحکیم روابط با ملت های همسایه خود به ویژه چین رو می آورند. در این میان، تلاش برای براندازی قدرت های برتر آسیای جنوب شرقی، عقد معاهده تجارت آزاد ترانس – پاسیفیک و در نهایت هم پیمان شدن با کشورهایی نظیر ژاپن، کره جنوبی و فیلیپین با هدف مهار پکن، به بی ثباتی در منطقه منجر می شود.

کل ماجرا این است که آمریکا می خواهد وانمود کند که آسیا تنها در زیر سایه چتر حمایت دولت واشنگتن می تواند به صلح و ثبات دست پیدا کند حال آنکه خود منشاء تمام گرفتاری های این قاره است. برای آنکه کشورهای منطقه امکان استفاده از تمامی ظرفیت های بالقوه خود را پیدا کنند و به بازیگران اصلی صحنه بین الملل تبدیل شوند، نباید کهنه مفهوم امپراطوری جهانی آمریکا را بر ذهن خود تحمیل کنند و یا آن را به دیگر همسایگان آسیایی خود القا کنند.

وبگردی