۰

"اروپای آیلان کردی"

  • ۲۵بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه

«آه اروپا، گهواره تمدن، به یک گورستان تبدیل شده است. در مجاورت یک اتوبان در اتریش، 71 پناهجوی بی نام که در یک واگن قطار مدرن محبوس شده‌اند، می‌میرند. مقام‌های جمهوری چک، مسلح به قلمهای پاک نشدنی اما بی بهره از احساس، یک اتفاق تاریخی، شماره‌های شناسایی را روی پوست 200 مهاجر حک می‌کنند. عده‌ای پناهجوی دیگر نیز فریب وعده پلیس مجارستان برای "آزادی" را می‌خورند و خود را در یک اردوگاه "پذیرش" (جایی که احتمالا تنها یک دوش حمام به آنها پیشنهاد خواهد شد) می‌یابند.»

«آه اروپا، گهواره تمدن، به یک گورستان تبدیل شده است. در مجاورت یک اتوبان در اتریش، 71 پناهجوی بی نام که در یک واگن قطار مدرن محبوس شده‌اند، می‌میرند. مقام‌های جمهوری چک، مسلح به قلمهای پاک نشدنی اما بی بهره از احساس، یک اتفاق تاریخی، شماره‌های شناسایی را روی پوست 200 مهاجر حک می‌کنند. عده‌ای پناهجوی دیگر نیز فریب وعده پلیس مجارستان برای "آزادی" را می‌خورند و خود را در یک اردوگاه "پذیرش" (جایی که احتمالا تنها یک دوش حمام به آنها پیشنهاد خواهد شد) می‌یابند.»

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، راجر کوهن، خبرنگار امور بین‌الملل و دیپلماسی روزنامه نیویورک تایمز آمریکا در مقاله‌ای درباره بحران اخیر پناهندگان در قاره اروپا می‌نویسد: « آه! در اروپا، اسلواکی تنها خواهان پناهجویان مسیحی است نه مسلمانان سوریه یا افغانستان. ویکتور اوربان، ولادیمیر پوتین کوچکی که نخست وزیر مجارستان است، می‌گوید در حال حفاظت از "تمدن اروپایی" است – بخوانید اروپای مسیحی- و همزمان یک حصار همراه با سیم خاردار 175 کیلومتری در حال استقرار در طول مرز این کشور با صربستان است. دیوید کامرون،‌ نخست وزیر انگلیس پناهجویانی که تلاش دارند به انگلیس برسند را "توده حشره" می‌خواند؛ این ملخ‌ها هستند که به شکل توده حرکت می‌کنند. یک پسر بچه سه ساله سوری که دست چپ کوچکش به نحوی در کنارش قرار گرفته که انگار در یک گهواره خوابیده است، در یک ساحل کشور ترکیه بی جان افتاده است، صورتش در داخل شنهای ساحل است، سرزنشهای خاموش او پاک نشدنی هستند. اسم او "آیلان کردی" است. خانواده او می‌خواستند او را به اروپا بیاورند.

سایه‌های توام با طعنه باز می‌گردند. مجارستان ویکتور اوربان به مجارستان بی نظیر سال 1989، نخستین کشوری که اجازه داد ده‌ها هزار تبعه آلمان شرقی وارد اتریش شده و به آلمان غربی بروند و شکافی در پرده آهنین شوروی به وجود آید، پشت کرده است. مجارستان ترسوی اوربان فراموش کرده که چطور در سال 1956 در زمان تهاجم شوروی، چطور 200 هزار مجارستانی به اتریش فرار کردند و در اروپای غربی آزادی و سرپناه به دست آوردند.

این مجارستان ضعیف همچنین تصمیم گرفته نادیده بگیرد که از میان همه امتیازاتی که کشورهای متعلق به بلوک شوروی سابق هنگام پایان تقسیم بندی اروپا به دست آوردند، آزادی تحرک باارزش‌ترین امتیاز بود. این هدیه با فرو ریختن یک دیوار به دست آمد اما اکنون مجارستان در حال برپا کردن یک دیوار است.

مجارستان در این تعصب تنها نیست. ارجح دانستن مهاجران مسیحی (در تعداد کم) و برابر دانستن مسلمانان با تهدیدی اجتناب ناپذیر، نشانه مشترک تقریبا همه کشورها در اروپای مرکزی و شرقی است که زمانی بخشی از امپراطوری شوروی بودند. این کشورها با موج مهاجران پسا استعماری که باعث تغییر چند جامعه اروپای غربی شد آشنایی ندارند. یهودیان آنها تقریبا همگی به دست نازی‌ها (با کمک همدست‌های محلی) کشته شدند. ترکیب قومی آنها با اخراج‌های دسته جمعی یا تغییرات مرزی هر چه بیشتر همگن شد (افراد قومیت ژرمن از لهستان بعد از جنگ خارج شدند). تاریخ معاصر آنها آکنده از مهاجرت‌های دسته جمعی اجباری در جستجوی یافتن فرصتهای شغلی در غرب است نه مهاجرت خودخواسته.

همانطور که جک روپنیک، یک کارشناس برجسته علوم سیاسی فرانسوی اخیرا در روزنامه فرانسوی لوموند نوشت "در شرق قاره اروپا این تلقی غالب وجود دارد که الگوی چند فرهنگی غربی شکست خورده است"، این کشورها اعتقاد دارند که مهاجرت امروز از سمت جنوب معادل حومه‌های مسلمان نشین فرداست.

آه اروپایی که با این همه سرگذشت تاریخی نفرین شده، نام تو فراموشی است! حقیقت تو آمیزه‌ای از قومیت‌هاست. قبایل صوری تو تنها توهم دروغین حاصل از مهاجرت‌های بی پایان در قرن‌های گذشته هستند. امید تو یک خون جدید است، برای خلوص نژادی که قربانی خودزنی‌های مکرر تو شد. وظیفه تو به خاطر سپردن است، تعهد تو به فرزندانت آزادی و اتحاد است چون که آنها باید زندگی کنند.

درست است، به خاطر سپردن: اگر اروپا به یاد سپردن را مهم می‌داند، ممکن است به یاد بیاورد که این بزرگترین موج مهاجرت از زمان پایان جنگ جهانی دوم است، هنگامی که میلیونها نفر از تمامیت طلبی استالین به سمت غرب فرار کردند. همچنین اروپا ممکن است به خاطر داشته باشد که این حرکت دسته جمعی نقطه اوج جنگی بود که از یکی از تمدنهای بزرگ این قاره یعنی آلمان برآمده بود- تلاش دیوانه وار از سوی کشوری برای تحمیل نژاد برتر آریایی بر قاره اروپا و خلاصی پیدا کردن از یهودیان، کولی‌ها و دیگر کسانی که توسط هیتلر نژادهای فرومایه قلمداد شدند.

امروز اما پناهندگان به آب و آتش می‌زنند تا وارد آلمان شوند؛ کشوری که اعلام کرده انتظار دارد امسال پذیرای 800 هزار نفر پناهنده باشد. آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان، که بزرگ شده آلمان شرقی است، فراتر از دیگر رهبران اروپایی است زیرا سابقه شخصی او خطرات را روشن می‌کند. او گفت:"اگر اروپا در زمینه مساله پناهندگان شکست بخورد، پیوند نزدیک آن با حقوق شهروندی جهانی از بین خواهد رفت. نظم و دقت آلمان برتر است، ما در حال حاضر آنچه که ما نیاز داریم انعطاف پذیری آلمان است."

حتی انعطاف پذیری آلمانی، یک کالای غیر محتمل، کافی نیست. این یک بحران اروپایی است. در زمان شکاف در اتحادیه اروپا – یونان و یورو، انگلیس و خروج احتمالی آن، ظهور احزاب راستگرا، تهدیدهای ولادیمیر پوتین- اروپا به یاد هدف بنیادین و دستاورد واحد آن افتاده است: خرابه‌ها و سیه روزی که این قاره از آن خود را بیرون کشید، جمعیت وامانده‌ای که این قاره از آنها میزبانی کرد، اتحادی که این قاره بعد از اختلافاتی که جان بسیاری از انسانها را گرفت، برقرار کرد.

اروپا امروز نیازمند اتحاد بیشتر، یک سیاست مهاجرت منسجم میان 28 کشور آن و به یادآوری خاطره بد اروپایی است. آن طور که لورا بولدرینی، رئیس مجلس سفلی پارلمان ایتالیا به من گفت: "هنگامی که دریای مدیترانه یک گورستان است، ما نیاز به یک اروپای شماره 2 داریم. هیچ کس نمی‌تواند این اروپای امروز را دوست داشته باشد. زمان یک تلاش جدیدی برای ایجاد ایالات متحده اروپا است." »

انتهای پیام

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.