۰

چرا توافق هسته ای تنها دست آورد مهم سیاست خارجی دولت یازدهم نیست؟

  • ۷۱بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
توافق هسته ای ایران و پنج بعلاوه یک برجام

جعفر حق پناه استاد مطالعات منطقه ای دانشگاه تهران در گفتگو با خبرآنلاین عملکرد دو ساله دستگاه دیپلماسی دولت یازدهم را بررسی می کند.

آیدا پیغامی - ایران بعد از دریافت 6 قطعنامه از شورای امنیت به عنوان کشوری غیر معمول در مجامع بین المللی معرفی شد، دریافت قطعنامه های مختلف نمایانگر این بود که وجود ایران برای دیگر کشورها نوعی تهدید محسوب می شود، عدم همکاری کشورها و فاصله گرفتن آنها از ایران و تحریم های متعدد بر روی ابعاد فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و بین المللی کشورمان اثر گذاشت، ولی با روی کار آمدن دولت یازدهم و توجه این دولت به حل و فصل پرونده هسته ای و بهبود شرایط و برگرداندن ایران به جایگاه پیشین خود و در نهایت حصول توافق هسته و برداشتن سایه ی سنگین تحریم ها از چهره ایران نمایانگر این بود که دستگاه دیپلماسی دولت تدبیر و امید تا به اینجا موفق عمل کرده است، حالا با گذشت دو سال از دولت تدبیر و امید برای بررسی عملکرد و نوآوری ها و ابتکارات دستگاه دیپلماسی دولت آقای روحانی به صحبت با دکترجعفر حق پناه استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران نشستیم. وی معتقد است عملکرد دستگاه دیپلماسی دولت یازدهم موفق و تاثیر گذار بوده که در صورت تداوم و استمرار می توان امیدوار بود که چهره واقعی ایران در مجامع بین المللی نشان داده شود.

عملکرد دستگاه دیپلماسی دولت آقای روحانی را طی دو سال چگونه تحلیل می کنید؟

عملکرد دستگاه دیپلماسی دولت آقای روحانی را طی این دو سال بر اساس سه مولفه می توان تحلیل کرد، یک عنصر ساختار، دو عنصر گفتمان و سه عنصر کارگزار، در واقع با تحلیل این سه ضلع مثلث می توان ارزیابی منطقی از دیپلماسی دولت یازدهم طی این دو سال به دست آورد، در حوزه ساختار باید توجه داشته باشیم که عملکرد دستگاه دیپلماسی کشور تابع یکسری عناصر ساختاری است که هم به آن قابلیت می بخشد و هم برای آن محدودیت هایی ایجاد می کند. بنابراین نمی توان انتظار داشت که در جریان تغییر یک دولت تمام این ساختار ها دگرگون شود، زیرا این ساختارها و عناصر سازمانی و رویه های دیوان سالارانه به عملکرد سیاست خارجی یک کشور ثبات و تداوم می بخشند و مانع از این می شوند که به صرف تغییر یک دولت تغییرات عمده ای صورت بگیرد، به نظر می آید که دولت آقای روحانی با وجود اینکه فاصله های قابل توجه و معنا داری با شعار ها و برخی اصول رفتاری دولت قبل داشته اما سعی کرد که این عناصر ساختاری و سازمانی را کمتر دستخوش دگرگونی و تحول قرار بدهد و ظرفیت های موجود را از حالت بالقوه به بالفعل تبدیل کند که این یک دست آورد است چرا که هزینه های کشور را پایین می اورد و مانع از به وجود آمدن هرج و مرج و آشوب می شود. به نظر من در این قسمت واگذاری پرونده هسته ای از شورای امنیت ملی به وزارت امور خارجه امر بسیار قابل توجه و مثبتی تلقی میشد که نهایتا هم به نتایج ملموسی رسید، در واقع ما باید توجه داشته باشیم که هر بخشی از ساختار ها باید کار ویژه خودشان را در دست بگیرند و این جایابی به درستی انجام شود.

شاید مهمترین بعد عملکردی سیاست خارجی کشورمان در مذاکرات هسته ای و توافق وین قابل تبیین باشد. در این حوزه عوامل گفتمانی ما منطبق بر حقایق و واقعیات بوده است.

همانطور که در ابتدای صحبتم اشاره کردم عنصر دوم  گفتمان است، در واقع اینجا منظورمان، همه عناصر نرم افزارانه ای است که می خواهد مانند سیمانی باشد که سازمان ها و دستگاه ها را به یک دیگر بچسباند، از این جهت کارکرد نرم افزارانه این گفتمان بسیار قابل توجه است که بتواند ایجاد اجماع کند، و بتواند هویت سازی بر مبنای همان اصول و چارچوب ها ی سابق انجام دهد، به هر حال نمی توان انتظار داشت که یک دولت عناصر گفتمان نظام را بهم بزند و شاید این کار اساسا درست نباشد، در واقع دولتی موفق است که بتواند خوانش جدیدی از عناصر گفتمانی متناسب با شرایط تازه ارائه بدهد. در خصوص مذاکرات هسته ای هم چنین رویه ای دیده شده و اساسا اگر این جزئیات و ملاحظات مورد عنایت قرار نمی گرفت شاید حصول چنین نتیجه ای هم متصور نبود.

به نظر شما دولت آقای روحانی در عرصه تبیین گفتمانی چگونه عمل کرده است؟

 من فکر می کنم دولت آقای روحانی کمابیش در این عرصه هم موفق بوده و توانسته بازخوانی از اصول و مبانی جمهوری اسلامی در حوزه سیاست خارجی متناسب با شرایط تازه ارائه بدهد، زیرا عناصر گفتمانی این دولت کمابیش با ایده حاکمیت جمهوری اسلامی همراهی داشت و به همین خاطر مورد پذیرش سایر نخبگان و مقامات و گرایش های سیاسی هم قرار گرفت، در غیر اینصورت ممکن بود این فقدان اجماع به توانمندی دولت در حوزه سیاست خارجی لطمه وارد کند، ما می دانیم که یک سیاست خارجی کارآمد بسیار به انسجام نخبگان در داخل اتکا دارد.

در فرمایشاتتان اشاره کردید که سومین ضلع مثلث هم عنصر کارگزاری است. دستگاه دیپلماسی کشور چقدر توانسته در پیشبرد اهداف سیاست خارجی دولت روحانی تاثیر گذارد؟

در واقع مهم ترین عنصر، عنصر کارگزاری است، ساختار و گفتمان با عناصر کارگزاری تعریف می شوند، یعنی افرادی که ماموریت دارند که به نحو احسنت در قالب گفتمان و بهره گیری از ساختار ها و منافع، امنیت کشور را در حوزه سیاست خارجی تامین کنند، در این قسمت این امر را نباید نادیده گرفت که شخص آقای روحانی تجربه قابل توجهی در حوزه سیاست خارجی دارد، آقای روحانی در مقام نایب رئیس مجلس و دبیر شورای امنیت ملی هم تاملات نظری و تجربی وعملی قابل توجهی دارد و چهره کمابیش شناخته شده ای در سطح بین المللی است و همین مسئله کمک می کند که به شعار های انتخاباتی خود در ابتدای کار بهتر تحقق بخشد.

قدری از فضای تئوریک عبور و وارد عرصه عملی شویم. بر اساس آنچه فرمودید وضعیت و نتیجه تیم مذاکره کننده هسته ای و اعضای این تیم را چگونه ارزیابی می کنید؟

انتخاب و بکارگیری تیم مجربی از نخبگان به ویژه در حوزه دستگاه سیاست خارجی نکته بسیار مثبتی در دولت یازدهم بوده است، شخص آقای ظریف و معاونانش افرادی هستند که تجربه عملی قابل توجهی دارند و در سال هایی که به صورت ناخواسته از قدرت کنار گذاشته بودند هم شاید فرصت مغتنم تری برای تاملات بیشتر برایشان به وجود آمده بود و منجر به این شد که با تجربه اندوزی بیشتری وارد این کار شوند و بتوانند نگاه جوامع بین الملل را به ایران تغییر بدهند. در نتیجه حتما این تیم نمره بالایی در عموم ارزیابی ها دریافت می کنند و باید مجموعه عملکرد آنها را موفق ارزیابی کرد.

دستگاه دیپلماسی دولت یازدهم چه ابتکار و نوآوری هایی نسبت به دولت پیشین دارد؟ 

ابتکاراتی مانند انتصاب یک سخنگوی زن و اعلام وعده ای که سفیرانی از هموطنان اهل سنت و زنان انتخاب خواهد شد، ابتکارات برجسته ای است، اگرچه هنوز محقق نشده ولی نشان دهنده توجه نظام به این عناصر کارگزاری است که می تواند تصویر بهتری از ایران در مجامع بین المللی به وجود آورد.

فکر می کنید دستگاه دیپلماسی دولت آقای روحانی جدا از حصول توافق هسته ای تا به اینجای کار چه دست آورد های دیگری داشته است؟

 در مجموع فکر می کنم در حالیکه اکثرا دستاورد دولت آقای روحانی را حل و فصل پرونده هسته ای می دانند به نظر من بزرگترین دستاورد تلاش نسبتا موفق برای تغییر چهره ایران بود و کاستن از شدت جریان بسیار سهمگین و تهدید آفرین ایران هراسی که با اسلام هراسی و شیعه هراسی همراه شده بود، این نگرش می توانست برای کشور ما فوق العاده هزینه ساز باشد.

به نظر شما با تغییر نگرش ایران هراسی چهره ایران دستخوش چه دگرگونی هایی در مجامع بین المللی می شود؟

 

این مجموعه تحرکات باعث شد ضربه ای به آن جریان های ایران ستیز در سطح منطقه و فرا منطقه ای وارد کند و به نوعی مولفه های قدرت نرم ایران و پرستیژ ایران تقویت بشود، این امر زمان بر است و باید استمرار بیشتری داشته باشد در اینصورت دستاوردهایش در حوزه های دیگر هم نمایان خواهد شد، ما در حال حاضر هم شاهد اظهار نظر های مثبت و تعدد سفرها و ملاقات ها و بازدید ها، افزایش بازدید کنندگان ایران، افزایش تمایل تعامل با ایران و کاهش آرای منفی نسبت به ایران در مجامع بین المللی هستیم که نشان دهنده دستاوردهای نسبتا خوبی در این زمینه است که البته نیاز به تثبیت و استمرار دارد، اکنون مشخص شد که ایران اصولی دارد و حاضر است برای آنها مقاومت کند، فکر می کنم در حال حاضر کمتر کسی می تواند ایران را به کوتاه آمدن از مواضعش متهم کند. به نظر من در مجموع حوزه سیاست خارجی دولت آقای روحانی به نسبت حوزه سیاست داخلی و اقتصادی و فرهنگی موفق تر و دارای دستاوردهای بیشتر بوده و با این روند باید امیدوار بود که این تاثیرات به حوزه داخلی هم سرایت کند.

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.