۰

ازخودپرسیده ایم مسئول این فاجعه کیست؟

  • ۲۱بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
داعش,النصره القاعده سوریه ,حمله نظامی به لیبی,لیبی,سوریه,اتحادیه اروپایی

دراینکه جامعه نوین جهانی برای دیکتاورهایی جنایتکار مانند "صدام حسین و قذافی ویا دزدانی چون بن علی و مبارک" فضایی نداردشکی نیست.اما در احمقانه بودن این سیاست هم نباید شک کرد اگر فکر کنیم با برهم زدن بی حساب و کتاب جوامع شرقی وعربی (ویا هر جای دیگر) ودادن تیشه تگزاسی و آچار فرانسوی وگازانبر انگلیسی به گروه هایی ناشناخته وبی هویت، می توان آزادی و دمکراسی را برای آن جوامع به ارمغان آورد.

معمولا از خود سوال می کنیم با پدیده نگران کننده مهاجران غیر قانونی به اروپا چه باید کرد؟بدون آنکه از خود بپرسیم مسئول این فاجعه کیست؟.نه فقط سیاستمداران،که حتی جوامع بی تفاوت اروپایی باید صادقانه به این سوال پاسخ و با عواقب تصمیمات گذشته خود روبرو شوند".
صدهاهزار مهاجر ازبسیاری کشورهای خاورمیانه و آفریقا مانند لیبی،مراکش،تونس،الجزایر،سودان،چاد،اوگاندا،عراق،یمن وبه خصوص سوریه که شرایط زندگی در کشورشان مرگ را برایشان بسیار آسان ،گوارا و گریز ناپذیر کرده!، سواحل جنوبی ایتالیا،اسپانیا ، یونان و کل منطقه میانی و شمالی دریای مدیترانه تا مرزهای زمینی مجارستان،رومانی،کرواسی،صربستان،مونه نگرو،اتریش و آلمان را به اشغال خود درآورده اند. به امید رهایی از جنگ و خون ریزی !."ساجده مصلا" یک مهاجر لیبیایی در حالی که فرزند خردسال زنی سوری که در آبهای یونان جان خود را ازدست داده بغل گرفته در مرز مجارستان - رومانی می گوید"این وضع را به زمانی که در خانه 250 متری اش در حومه طرابلس زندگی می کرد ترجیح میدهد". هنگامی که از او سوال می شود اگر اوضاع آرام شود حاضر است به کشورش بازگردد؟ عبدالسلام پسر 18 ساله اش پاسخ می دهد"لطفا ازرهبران غربی بپرسید.بهتر می توانند به این سوال پاسخ دهند. مسئول این وضعیت آنها هستند. ما که زندگی آرامی داشتیم".
نکته عبدالسلام ذهن من را به این سمت هدایت کرد که دربروز این فاجعه بی انتهای انسانی رهبران و البته جوامع اروپایی چقدرمسئول و مقصرند؟.
اجازه دهید قدری به عقب بازگردیم . زمانی که رهبران اروپایی به همراه ایالات متحده از اواسط سال 2010 تصمیم گرفتند شرایط منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا را بدون در نظر گرفتن الزامات ، محدودیت ها و مخاطرات درونی یک جامعه خاورمیانه ایی، تحولی ساختاری را در میان آنها رقم بزنند.
این تصوری درست و واقعی بود که می توان یک شبه قذافی را سرنگون ،بن علی را آواره وصدام حسین را به دار مجازات سپرد،مبارک را به زندان ویا سوریه را ناامن کرد و جنگی را علیه بشار اسد به راه انداخت. او هم البته در میدان جنگ داخلی که منجر به کشته شدن 300 هزار نفر وآوارگی 8 میلیون سوری شده کم نیاورده است. اما جنبه آزار دهنده موضوع آن است تصور شد و اکنون نیز می شود که با جابجایی صرف ساختارو عوامل قدرت در یک کشور آنهم از نوع خاورمیانه ایی آن می توان به رویای آلیس درسرزمین عجایب برای ملل خاورمیانه جنبه عینی بخشید!. به قول نوام چامسکی "چه حماقتی!حماقتی که تنها در بوش و بلرو امثال او می توان یافت".
اشتباه نشود؛در اینکه جامعه نوین جهانی برای دیکتاورهایی جنایتکار مانند "صدام حسین و قذافی ویا دزدانی مانند بن علی و مبارک" فضایی ندارد شکی نیست.اما در احمقانه بودن این سیاست هم نباید شک کرد اگر فکر کنیم با برهم زدن بی حساب و کتاب جوامع شرقی وعربی (ویا هر جای دیگر) ودادن تیشه تگزاسی و آچار فرانسوی وگازانبر انگلیسی به گروه هایی ناشناخته و خطرناک و بی هویت، می توان آزادی و دمکراسی را برای آن جوامع به ارمغان آورد.
نتیجه اکنون در برابر ماقرار دارد. لطفا چشمان خود را نبندید:
به جز ناامنی های داخلی اروپا، رشد تروریسم محلی،دزدی ها و نا امنی های گسترده،فساد و تباهی گسترده حاکمان جدیدی که فکر می کردیم از بهشت آمده اند،بمب گذاری های متعدد و کشتار مردم،انتقام گیری های خونین تاریخی قبایل و گروههای جمعیتی از یکدیگر، بوجود آمدن ورشد گروه های تروریستی منطقه ایی و بین المللی مانند داعش،بوحرام،جبهه التکفیر،النصر و صدها گروه شناخته شده و ناشناخته دیگرو اکنون موج انسانی آوارگان از درون همین سرزمین هایی که زیر آنها دینامیت کار گذاشته شد و نابود شدند.
شخصا ونه ازجنبه انسانی (که بسیار آزار دهنده است)از آنچه در مرزهای اروپا در حال وقوع است ناراحت نیستم.نتیجه آن اقدامات وبی تفاوتی ها در قبال آنها نمی توانست بدون عقوبت بماند. در یک مورد خاص سوریه را ببینید که 60 درصد مهاجران متعلق به اتباع این کشورند.نمی توان خانه ایی را (صرف نظر از دلایل آن) برهم ریخت ویا برای خاموش کردن آتش خانه ایی، بلدوزر اعزام کنید؛ بعد انتظار داشته باشید اهالی خانه به سراغتان نیایند.موضع به همین سادگی ست.
اینکه گفتم بحران پناهندگان جنگی تازه اول ماجراست،بی دلیل نیست. ساده انگارانه است اگر تصور کنیم با ترتیب دادن شرایط یک زندگی حداقلی برای امثال ساجده همه چیز تمام می شود و امثال اوجذب جوامع غربی خواهند شد!.خشم در نگاه عبدالسلام فرزند او موج میزد.
توضیح اضافه لازم نیست.لطفا وتنها به ملیت،تبار و پاسپورت های اروپایی های عضو داعش نگاه کنید.گرچه مسلمانان همواره بی حاشیه ترین و آرام ترین گروه های اجتماعی در اروپا بوده اند،اما گروهی روبه رشد از نسل جدید آنها که شدیدا سرخورده و احساس خشم توام با یاس میکنند؛غرب را مسئول اتفاقات گذشته وآینده خود می دانندو در پی فرصتی برای انتقام هستند؛در درون اروپا یا هر کجای دیگر.(مهاجران فعلی که حکایتی جداگانه خواهند داشت).
حال نتیجه درون اجتماعی این وضع چه خواهد بود؟ موضوع نگران کننده دیگری ست.در داخل خود اروپا، احزاب دسته راستی و ضد مهاجران که تاکنون جرات و روی سر بلند کردن نداشتند، از سوئد آرام و نروژ و دانماراک گرفته تا فرانسه و بریتانیا و اسپانیا و.... شروع به رشد وعضو گیری کرده و جبهه  متحد نژاد پرستی علیه مهاجران تشکیل داده اند.قدرت آنها تا به آنجا پیش رفته که در پارلمان اروپا و پارلمان های ملی و محلی کشورشان صاحب کرسی شده اند.با این اوضاع و شرایط  شک نکنید ما در حال روبرو شدن با یک بحران ویرانگر اجتماعی و سیاسی در اروپا هستیم.بله!درست متوجه شدید"بازی ویرانگر تازه شروع شده است".matinmos@gmail.com

 

 

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.