۰

تحلیل گرت‌پورتر از بلوف رژیم صهیونیستی برای حمله به ایران

  • ۱۷بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
ايران,رژيم صهيونيستي

یک روزنامه‌نگار و تحلیلگر مستقل آمریکایی در یادداشتی با پرداختن به ادعاهای وزیر جنگ پیشین رژیم صهیونیستی درباره‌ طرح حمله به ایران نوشت : اسراییل حتی ظرفیت حمله به ایران بدون کمک واشنگتن را نداشته است.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، گرت پورتر در این یادداشت که در پایگاه خبری – تحلیلی میدل ایست آی منتشر شده است با اشاره به ادعاهای اخیر ایهود باراک، وزیر جنگ پیشین رژیم صهیونیستی مبنی بر این که این رژیم در سالهای گذشته چند بار قصد حمله به ایران را داشته است نوشت: ایهود باراک اخیرا شواهد جدیدی درباره‌ی طرح اسراییل برای سه بار حمله به ایران در سالهای اخیر مطرح کرده است که نباید آن ها را باور کنید.

آخرین داستان تنها ادامه یک تمحید زیرکانه است که توسط ایهود اولمرت و بنیامین نتانیاهو برای متقاعد کردن جهان به کار گرفته شده است تا ثابت کنند که اسراییل به طور جدی به جنگ علیه ایران می‌اندیشد تا آنها را دست کم برای اعمال تحریم علیه ایران تحت فشار قرار دهند.

حتی شواهد بسیار قوی هم وجود دارد که دولت باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا نیز به ایفای نقش خود در این میان یعنی در بازی پلیس خوب – پلیس بد با اسراییلی‌ها ادامه داده است تا در سیاست‌ دیگر کشورها در قبال ایران، تاثیر بگذارد و فشار سیاسی لازم برای تحت فشار قراردادن ایران را به دست آورد.

پورتر در ادامه به سه طرح اسراییل در سالهای 2010 تا 2011 اشاره کرد که درآنها وی و نتانیاهو نیروها را برای حمله هوایی به تاسیسات هسته‌ای ایران در حالت آماده باش قرار داده بودند و نوشت: اما نگاه دقیق تر به ادعاهای باراک نشان می‌دهد که نه نتانیاهو و نه ایهود باراک هیچ یک آماده جنگ علیه ایران نبوده‌اند.

یکی از این سه نوبت مربوط به سال 2010 بوده است که به گفته باراک در آن سال نتانیاهو ارتش را به حالت آماده باش کامل قرار داد اما تنها به دلیل مخالفت اشکناری فر‌مانده ارتش اسراییل از حمله به ایران منصرف شد. یک برنامه تلویزیونی اسرائیلی در سال 2012 نشان داد که این فرمان اصلا مقدمه‌ای برای جنگ نبوده است.

اگر چه این برنامه تلویزیونی اجازه ارائه جزئیات کامل را نداشت اما فاش کرد که در 17 مه سال 2010 پس از اعلام توافق نخست وزیر ترکیه و رئیس جمهور برزیل با ایران برای تبادل سوخت، نتانیاهو این توافق را به عنوان یک مانور در راستای خارج کردن یک توافق شورای امنیت سازمان ملل در خصوص تحریم‌ها تلقی کرد اما دولت هیچگاه بیانیه‌ای را در این زمینه صادر نکرد.

این برنامه تلویزیونی همچنین فاش کرد که مخالفت اشکناری با فرمان حمله به ایران هم در حقیقت یک بلوف بوده است تا اطمینان حاصل شود که توافق برای تحریم پیش خواهد رفت. باراک و اشکناری هر دو با این طرح موافقت کردند اما ارتش اسراییل بدون مشارکت آمریکا فاقد‌ ظرفیت‌ کافی برای انجام یک حمله موفقیت آمیز علیه ایران بود. آنها در واقع می‌دانستند که بدون مداخله کامل آمریکا نمی‌توانند یک حمله نظامی موفقیت آمیز علیه ایران انجام دهند.

با این حال مقامات امنیتی اسراییل از این تهدید برای تحت فشار قرار دادن جهان برای اتخاذ تصمیمی علیه ایران استفاده کردند. یوسیپ آلفر از دستیاران پیشین نتانیاهو در سال 2012 به من گفت که اغلب مقامات امنیتی بازنشسته اسراییل مخالف حمله به ایران بودند اما نمی‌خواستند با علنی کردن مخالفت خود، تاثیر جنجال‌های نتانیاهو را از بین ببرند.

دومین داستان نیز به گفته ایهود باراک قرار بوده است اسراییل هم‌زمان با لغو رزمایش مشترک با ارتش آمریکا در بهار 2012 به ایران حمله کند. باراک مدعی است که نتانیاهو برای این که آمریکا نتواند بر تصمیمش برای حمله به ایران تاثیر بگذارد این رزمایش را که قرار بوده در بهار 2012 انجام شود لغو کرد. این در حالی است که خبر به تعویق افتادن رزمایش مذکور در اواسط ژانویه 2012 اعلام شد، بدین معنی که نتانیاهو برای حمله به ایران زمان کافی داشت.

این روزنامه نگار آمریکایی در ادامه این یادداشت آورده است: دولت اوباما نیز از غیر واقعی بودن تهدید اسراییل مطلع بود. اما برای این که بتواند حمایت کافی برای اعمال رژیم تحریم‌ها علیه ایران را به دست آورد با این استراتژی اسراییل همراه شد تا فشار بر ایران را افزایش دهد.

گری سیمور مشاور اوباما در امور سلاح‌های کشتار جمعی، در سال 2008 پیش از این که فعالیت خود را در این سمت آغاز کند گفته بود که آمریکا باید از این تهدید اسراییل برای اعمال فشار بر ایران در خصوص برنامه هسته‌ای‌اش استفاده کند. وی بعدتر در یک محفل دوستانه در دانشگاه هاروارد در سپتامبر 2008 گفت که لازم نیست دولت بعدی آمریکا به گونه‌ای عمل کند که مانع از تهدیدات اسراییل علیه ایران شود چون از این تهدید به عنوان یک ابزار سیاسی استفاده می‌کنیم.

این مساله زمانی روشن‌تر می‌شود که تنها چند هفته پس از ورود گری سیمور به کاخ سفید، در 1 آوریل 2009 رابرت گیتز وزیر دفاع وقت کابینه اوباما به علاوه دیوید پترائوس رئیس سازمان سیا در آن زمان هر دو اعلام کردند که اگر ایران درباره‌ی برنامه هسته‌ای‌اش با جهان همکاری نکند، اسراییل حداکثر در طول چند سال مجبور به حمله به ایران خواهد بود.

اوباما در اواسط نوامبر 2009 بر اساس همین رویکرد، دنیس راس و جفر باور را به چین فرستاد و به مقامات پکن هشدار داد که اگر شورای امنیت یک بسته قوی شامل تحریم‌های اقتصادی سخت علیه ایران را به کار نگیرد آمریکا نمی‌تواند مانع حمله اسراییل به ایران شود.

این در حالی است که روزنامه هاآرتص در مه 2009 در گزارش افشاگرانه خود نوشت که رئیس سازمان سیا پیامی را از ایهود باراک و بنیامین نتانیاهو دریافت کرده است مبنی بر این که آنها بدون مشاوره با واشنگتن دست به هیچ اقدام نظامی نخواهند زد. این تعهد آنها نشان دهنده این است که تمام مقامات امنیتی اسراییل پذیرفته بودند که بدون همکاری واشنگتن قادر به حمله به ایران نیستند.

آنچه در اواخر سال 2011 و اوایل 2012 اتفاق افتاد نیز یک بازی پلیس خوب – پلیس بد متداول بود . آمریکا با استفاده از آن توانست در یک برهه تاریخی با تصویب شورای امنیت سازمان ملل تحریم‌های بسیار سختی را علیه ایران اعمال کند و برای آغاز مذاکرات هسته‌ای با ایران این کشور را تحت فشار قرار دهد.

پورتر در پایان تاکید کرد که ایهود باراک همچنان در حال انتشار دادن این داستان غلط بیش از اندازه پخته شده مبنی بر تمایل اسرایل برای حمله به ایران است؛ در حالیکه رسانه‌ها نیز هنوز آن را به عنوان یک حقیقت پذیرفته شده گزارش می‌دهند.

انتهای پیام

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.