۰

امیراحمدیان: راه توسعه ایران از اقیانوس است/ چابهار را باید احیاء کرد/ شانگهای ما را اسیر خاک می کند

  • ۴۱بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
سازمان همکاری شانگهای,ایران و روسیه,ایران و چین,روسیه,چین,اقتصاد ایران,رشد اقتصادی,بهرام امیراحمدیان

دکتر بهرام امیراحمدیان کارشناس مسائل اوراسیا معتقد است مادامیکه ایران قدر آب های آزادی زیر پای خود را نمی داند به توسعه دست نخواهد یافت.

زهره نوروزپور:  پیوستن ایران به سازمان شانگهای سال هاست به یکی از مباحث جدی میان کشورهای عضو و کارشناسان سیاسی و اقتصادی داخلی تبدیل شده است. در حالیکه روسیه خود را مشتاق گرویدن ایران به این سازمان نشان می دهد ظاهرا چین به بهانه تحریم های شورای امنیت ملی و آمریکا و بعضا مواضع بیش از حد ضد آمریکایی ایران مخالف این عضویت است. بعد از توافق وین یک تحول تازه دیگر در روابط ایران با کشورهای منطقه ایجاد شد تغییری که با سفر رهبران اروپایی به ایران کلید خورد و این تغییرات می تواند نگاه های گذشته به عضویت ایران در شانگهای را تغییر دهد. در این بین راه های جایگزین برای سرمایه گذاری و بالابردن بهره وری اقتصادی در کشور نیز همچنان مطمع نظر کارشناسان است. در این بین دکتر بهرام امیراحمدیان معتقد است علاقمندی چین به احیاء راه ابریشم قدیمی می تواند فرصت اقتصادی مناسبی را در اختیار ایران قرار دهد و کشور ما می تواند از طریق بند چابهار و حتی از مسیر ریلی، اقتصاد خود را رونق بخشد. دکتر بهرام امیر احمدیان که به تازگی از سفر به ترکستان چین ( استان سینگ کیانگ) بازگشته در کافه خبر در این خصوص مسائلی را مطرح کرد. او معتقد است جهان تجارت امروز جهان اقیانوس ها است ، کشور ما باید بنادر جنوبی از جمله چابهار را احیا کند و همچنین به جای پیوستن به سازمان شانگهای وارد طرح جاده ابریشم شود، مشروح این گفتگو را از نظر می گذرانید:

بعد از توافق هسته ای امید به رونق گرفتن اقتصاد کشور زیاد شده است، شما به تازگی از سینگ کیانگ بازگشته اید، به نظر شما آینده رونق اقتصادی را چطور می بینید؟

ایران تا زمانیکه به خاک چسبیده است و دل به دریا نمی زند امیدی به رونق اقتصادی نباید داشته باشد. اولین نکته توجه به آبهای آزاد جنوب است و نکته دیگر در آمدن از زیر سایه قدرت همسایه شمالی . ما تا زمانی که زیر سایه قدرت بزرگی مثل روسیه قرار داریم هیچ گاه پیشرفت نخواهیم کرد. مادامی که در تاریخ روسیه بالای سر ما بوده است ما ضعیف شده ایم. جهان امروز، جهان تجارت دریایی است، شما بروید ساحل زنگباردر تانزانیا را ببینید، 800 سال پیش ایرانی ها به انجا رفته اند و کار کرده اند. زبان ما با زبان آها ترکیب شد و زبان سواحلی نام گرفت. یعنی ما حتی در آن زمان، زبان فارسی را تا آفریقا توسعه داده ایم. ما جهان بینی شگرفی نسبت به دریاها داشتیم، اما بعد آرام آرام مارا بسته کردند، حالا قصد داریم به شانگهای بپیوندیم! بیشتر برویم در لاک خودمان! مگر شانگهای برای ما چه دارد؟ جهان تجاری امروز جهان اقیانوسی است. 95% تجارت جهانی در اقیانوس ها انجام می شود. یک عده می خواهند ما را زمینی کنند، در صورتی که قدرت ما می تواند به سمت دریاها و اقیانوس ها برود. در سال 1996 و 95 وزارت خارجه جمهوری اسلامی که آن موقع آقای ولایتی سکان دار وزارت بودند در کنفرانسی که برای پیوستن ایران به اتحادیه کشورهای حوزه اقیانوس هند بود شرکت کردند. خب این کنفرانس فارغ از اینکه عملی نشد اما خیلی عالی بود، حالا باید ما دوباره آن را مطرح کنیم، الان که درهای جهان باز شده است می توانیم از این موقعیت استفاده کنیم.  ما امکانات زیادی داریم، مثلا نفتکش ها و تانکرهای ما از لحاظ بزرگی در رتبه دوم جهان قرار دارد، حمل و نقل دریایی را دریابیم چرا که ما حدود 5 الی 6 میلیون کشتی خوب در اختیار داریم، بنادر ما ظرفیت حدود 180 میلیون تن کالا و میلیاردها تومان ترنور مالی در سال را دارد،  که متاسفانه ما از آنها استفاده نمی کنیم. ما در حوزه تجارت تنها به راه زمینی فکر می کنیم،مدام می گوییم شانگهای، در آنجا چه خبر است؟ تازه البته همان راه های زمینی هم به درستی استفاده نشده و از ظرفیت های موجود در آن استفاده نمی شود.

چرا چابهار؟ آیا با توجه به توضیحات شما این قابلیت ها را می شود در بندر چابهار پیدا کرد؟ ایرانی ها خیلی به این قابلیت ها واقف نیستند.
چابهار تنها بندر اقیانوسی ما است، به ویژه اینکه از انجا می توانیم برای اسیای مرکزی، افغانستان و چین امکانات فراهم کنیم، من در سفرم به چین، با بازرگانان آنها صحبت می کردم آنها برای بهره برداری مشترک از چابهار خیلی تمایل داشتند. با آنها راجع به گوادر صحبت کردم اما پشت آنها زیاد محکم نیست، چون این راه امنیتی برای آنها نخواهد داشت و باید امنیت هم وجود داشته باشد. موانع جغرافیایی از جمله زمستان های سخت قراقروم امکان ارتباط را به این ها نمی دهد و از ان سمت هم اسلام گراهای تندرو حضور دارند. با این حال آنها می گفتند علاقه داریم در چابهار کار کنیم! هندی ها در سال 2003 اعلام کردند که می خواهیم 100 میلیون دلار در بندر چابهار سرمایه گذاری کنیم تا سال 2013، صد دلار هم خرج نکردند! اما حالا هندی ها و چینی ها قصد دارند از طریق جاده ابریشم سرمایه گذاری کنند. چین می خواهد توسعه پیدا کند و برای اینکه به هدفش برسد و بتواند جمیعت یک میلیاردی کشورش را اداره کند، به واردات انرژی و صادرات کالا نیاز دارد. درسال 2015  کارشناسان نیورهای نظامی چین گفتند که باید به دریا توجه کنیم، یک راهی که آنها در حال حاضر پیشنهاد می کنند جاده ابریشم قدیمی است. جاده ابریشم قدیمی سه شعبه می شود. در کل دوتا است یکی زمینی و دیگری دریایی، در قسمت زمینی سه راه دارد، یکی اینکه از سین کیانگ برود بالای دریای خزر و از راه قدیمی برود به آستاراخان و بیاید داخل ایران، دوم اینکه بیاید به اسیای مرکزی،قزاقستان، ازبکستان، ترکمنستان و ایران بعد از کشورما به سمت غرب بین النهرین یعنی عراق، سوریه و پالمیرا که اخرین نقطه بود همان تدمر که در حال حاضر دست داعش است. یک راه دیگر هم اینکه به سمت افغانستان برود و  از راه خیبر به  پاکستان و از آنجا به هند و چابهار و از آنجا به همه منطقه.

هرکدام از این مسیرها که ایران را درگیر کند برای ما دارای مزیت های زیادی است. اینکه مسیر این جاده به داخل کشور می آید برای ایران از این جهت مزیت دارد که از آن بهره برداری می شود چرا که به حوزه خلیج فارس وصل می شود، این راهی که متصل می شود به خلیج فارس از انجایی مفید است که خلیج فارس انرژی دارد و از این راه می تواند انرژی را حتی از مسیر زمینی به چین منتقل می کند، در ضمن اسیای مرکزی ، ازبکستان، ترکمنستان و قزاقستان هم دارای منابع انرژی هستند. 

از همین الان لوله های انرژی این کشورها به سمت چین رفته است. این انرژی در خلیج فارس ما از هرجایی بیشتر است. این از نظر تجاری هم خوباست چون حمل و نقل دو سر بار باید باشد یعنی این نباشد که یک سر برود، بعد خالی برگردد، انرژی می رود و به جای آن کالا برگردانده می شود. یک بازار دو سویه است، ایران در این مرکز بین خاورمیانه عربی، اسیای مرکزی و چین قرار می گیرد و ارتباط برقرار می کند. چین علاقمند شده است که در مورد این طرح کار کند، اگر ایران از این فرصت استفاده نکند شانس بزرگی را در اقتصاد از دست خواهد داد.
بعد از فروپاشی شوروی یک طرحی را تعریف کردند به نام "گوآم" "گ" می شود گرجستان، "یو" می شود اوکران، "آ" آذربایجان، "م" هم شامل مولداوی می شود. این مسیرمی رود به گرجستان از آنجا به آذربایجان در آنجا تبدیل به  "گوام" (ادغام) می شود  و بعد می رود بر روی دریای خزر، بندر باکو در غرب دریا، بندر ترکمن باشی در شرق دریا و در آنجا به هم وصل می شود و می اید می رود داخل جاده قدیم "مرو" ، اینجا یک مقدار هم ایران پای کار ثابت قدم نیست، حالا چین چه استفاده ای از این راه می کند؟ اگر این راه به ترکمنستان و دریای خزر  برود شامل حوزه نفوذ آمریکا می شود، در نتیجه این را هم نمی خواهد. می اید برای ایران خاستگاری، اینجا ایران باید جواب دهد، یک روز دو روز نباید تحمل کند، فوری باید این پیشنهاد را بچسبد. چین برای آن که از انجا بیاد به سمت جاده های اسیای مرکزی در حال تلاش است چرا که ان جاده ها تماما درب و داغان هستند، چین در حال حاضربا تاجیکستان کار می کند، خط اعتباری به انها داده و دوازده تونل زده است، یک تونل نقلی و پاکیزه کنار تونل ایران که 5 کیلو متر است و نامش نقبی استقلالیة تاجیکستان است. این جاده باید درست شود، این جاده می آید به مرو از مرو می رود به خراسان ما و سپس به سرخص از سرخص می رود نیشابور در لطف اباد باجگیران دو راه می شود که یک راه آن هم به قوچان می رود. هنوز این راه درست نشده است. مسیر گردنه است و حالتی پیچ در پیچ دارد باید به شاهراه تبدیل شود.

چین از ما چه می خوهد؟

حرف حساب چین این است که می گوید من به شما پول می دهم این مسیر را تقویت کنید چه طوری؟ همان طوری که الان در تاجیکستان انجام می دهد، آنجا زمانی که در حال مرمت جاده ها بودند علاوه بر اینکه ماشین الات از سوی چین تامین شده بود کارگارها هم چینی بودند. بنابراین ما باید ازاین فرصت استفاده کنیم، همچین معادله ای را ما باید تنظیم کنیم و از یک جا شروع کنیم و گروهی از جوانب مختلف را تشکیل دهیم تا اینکه مسولان به این پروپوزال و ابتکار چین عکس العمل نشان دهند. آنها 40 میلیارد دلار می خواهند سرمایه گذاری کنند، 80 میلیارد دلار در بانکی به نام توسعه آسیایی گذاشته اند، هم فعال هستند و هم پول دارند. امریکا هم در همان بانک می خواهد سرمایه گذاری کند. باید سریع باشیم و از یک جایی شروع کنیم، مثل یک بنگاه خبری تبلیغ کنیم.  من خیلی نگران هستم که این طرح در زمانی که ایران فضایش باز است به ثمر نشیند و ایران از آن استفاده نکند کما اینکه موقعیت جغرافیایی ما را به ژئوپلوتیک تبدیل می کند. 

صحبت شما منافی پیوستن ایران به شانگهای است چرا که ایران خواستار پیوستن به این سازمان است اما یکی از کارهای شانگاهی همین سرمایه گذاری نمی تواند باشد؟   
شانگهای در اصل یک سازمان امنیتی است و به منظور مبارزه با افراطی گری اسلامی تاسیس شده است. همکاری اقتصادی و سازمان نیست، یک نمونه از کارهای شانگهای این است که اگر عضو باشید، کامیون تجاریتان حق عبور دارد اما اگر عضو نباشید سر پل ارتباطی باید مبلغی را پرداخت کنید. مانند محدودیت هایی که ترکیه با کامیون های ما انجام می دهد. شانگهای با ان گستردگی، تنها دو قدرت قابل ملاحظه دارد، چین و روسیه، بقیه این کشورها خیلی جدی نیستند.  چین 9600 میلیارد دلار و روسیه 1200 میلیارد دلار تولید دارد، مشخص است که بقیه کشورها زیاد نمی توانند اظهار نظری داشته باشند، ازبکستان ، قزاقستان و تاجیکستان جرات حرف زدن ندارند بازی خراب کن شانگهای همیشه ازبکستان بوده است که گاهی سمت آمریکا می رود.

همانطور که عرض کردم ایران در این مرکز می تواند نقش ایفا کند، کشورهایی که بتوانند موقعیت جغرافیایی خودشان را مدیریت و با کشورهای پیرامون هماهنگ باشند، تا از لحاظ جغرفیا به ژئوپولیتیک تبدیل شوند، برای آنها سودمند است. تا به حال هیچ خط لوله ای از ایران رد نشده است مگر ان خط لوله ای که از ترکمنستان به ترکیه می رود که آن هم برای مصرف خودمان گرفتیم و گاز ما زیاد شد و به ترک ها دادیم ، ما باید خودمان را با این پیرامون گره بزنیم و تا زمانی که این گره زده نشود ما با مشکل مواجه خواهیم شد. چه بسا یکی از اهداف شانگهای در ابتدا برای جلوگیری از توسعه انقلاب اسلامی ایران هم بوده است، برای جلوگیری از اسلام سیاسی و افراطی، چون همه کشورهای اطراف ما به افراط گری مبتلا هستند ، آنها  از ما وحشت دارند، من نمی دانم چه طور می خواهیم به شانگهای بپیوندیم؟ چرا که آنها عقیده دارند ما هنوز هم به ایده صدور انقلاب و یا همان اسلام سیاسی اعتقاد عملی داریم.

خب این ها که شما فرمودید برای اولین سالهای تاسیس شانگهای و برای جلوگیری از رشد اسلامگرایی افراطی در سین کیانگ و در میان آویغورها و مسلمانان آسیای میانه بوده است؟
سین کیانگ جمع کلش 30 میلیون نفراست از این ها 15 میلیون مسلمان آویغور و نژادهای دیگر هستند، من به آنجا سفر کرده ام، آویغور ها خیلی مردمان پاک نهادی هستند . نسبت این ها به نسبت جمعیت چین چه قدر است؟ بر پشت اسکناس های به زبان آویغوری نوشته "یوان" . درهمه جای چین قانون تک فرزندی است اما به این ها گفته اند شما هرچقدر می خواهید بچه داشته باشید. آنها سرزمینی اباد دارند برعکس تصور من که فکر می کردم بیابانی است. شهری داشتند به نام کاریز که در آن قنات بود، در عکس ها حتی مطبوعات ایران اویغور را ادم های بدبخت و فقیرنشان می دهند  یا در حال گاری کشیدن، من اصلا گاری انجا ندیدم!

 مناطق آنجا کوهستانی است که برای عملیات چریکی کسی جلودارشان نیست. این راهی که تنظیم  می کنند در ارومچی مرکز سین کیانگ در وسط برهوت بیابان است میلیون ها میلیون، نیروگاه های بادی گذاشته اند و تا 20 میلیارد قرار شده است چین در آنجا سرمایه گذاری کند. انجا مرکز صنایع است. و مرکز توزیع کالا برای داخل چین می شود. انجا هم راه اهن و هم جاده است که این مسیر به قزاقستان ، بعد ازبکستان و در آخر به سمت ما می آید و می خواهد از ایران رد شود ، به هر منظوری که  باشد به نظرم خیلی عالی است چرا که  ما می توانیم بهره بردای کنیم، زیرساخت هایمان را اماده کنیم، وام بگیریم، چین اصلا ایدئولوژیک نیست چرا که در همه جا سرمایه گذاری می کند از ازبکستان تا قزقستان و تاجیکستان، اصلا به مساله افراطی گری کاری ندارد پول دارد و صرف اقتصاد می کند در هرکجا که باشد. چین الان این پول ها را صرف می کند ما باید استفاده کنیم و وارد این پروژه بشویم چینی ها روی ایران خیلی حساب باز کرده اند.

  مردم ما به چین اعتماد ندارند، در سالهای گذشته تعامل با چین تبعات ناخوشایندی برای ما داشته است. چه قدر می شود به چین اعتماد کرد؟
چین با ما همسایه نیست، هفت بادی، هفت دریا و هفت کشور را باید بگذراند تا بتواند بلایی سر ما بیاورد. ما  از قدیم  با چین دوست بوده ایم، چین هم ضرورت دستیابی به بازار ایران را می داند از لحاظ بازار انرژی، بازار منطقه ، خیلی مسائل است که ما در تعامل با هم می توانیم رد و بدل کنیم ، مانند کاری که در ابریشم انجام می شد، در کنار کالا، اندیشه، افکار، ادیان و فرهنگ مبادله شد، مانند همان کاریز که اشاره کردم آنها می گفتند ایرانی ها در قدیم اینجا را کنده اند و به ان گفته اند کاریز ما هم برای همین کاریز می گوییم. اینکه برخی از ما ایرانی ها سودجو هستیم و به فکر منافع خود هستیم و اجناس بنجل چینی وارد ایران می کنیم دلیل نمی شود که چین سرما را کلاه گذاشته است. چرا این همه اجناس دیگر چینی در دنیا خوب هستند فقط آنکه به ایران می رسد مشکل دارد. این نشان می دهد که مشکل از خود ما است که جنس های ارزان قیمت و بنجل را انتخاب می کنیم و به کشورمان می اوریم تاگران تر بفروشیم و سودبیشتری بکنیم.

چینی ها بر خلاف روسها هستند، روس ها استعمار گر و به دنبال توسعه ارزی خودشان هستند، یعنی اگر چینی ها مثل روس ها فکر می کردند الان باید تایوان را می گرفتند، چرا که آمریکا در آن نفوذ دارد ! همانطور که روس ها کریمه را گرفتند . چین  دولتی متجاوز نیست، چون خیلی مساله در خودش دارد و مشغول مشکلات خودش است، همان طور که هند مشغول خودش است، هند درون خودش مساله زیاد دارد اگر 50 سال مبالغ هنگفت صرف کند باز هم نمی تواند هزاران مردمی که در پیادروها اسکان دارند را جمع کند. 

 چین قدرتمند است ، من این مناطق را رفته ام هم سین کیانگ هم جنوب چین که نامش چین کونغ و جنوبی ترین نقطه چین است. در انجا کنفرانس بود حدود 20 میلیارد دلار مبادله کردند نشسته بودند که در یک سوله بزرگ امضا کنند، گفتند شروع کنید انها سریع امضا کردند،دست دادند و کار تمام شد! این شد تجارت.  نمایگشاه بزرگی بود، پل ساخته بودند در رودخانه یانگ تسه که  قطار و ماشین رد می شد،  پلی ساخته بودند در اررمچی این پل مثل ستار خان و گیشای ما بود گفتم این چند سال ساخته شده است؟ گفتند 4 ماهه ، در صورتی که ما تجربه 20 ساله در ساخت پل داریم! ساختمانی در دوشنبه تاجیکستان در 30 هزار متر مربع  تنها یک سال به طول انجامید.  انها با این جدیت کار می کنند. نیرو و پول دارند مثل روس ها استعماری فکر نمی کنند، روس ها زمانی که با ما قرار داد بستند یک نیروگاهی برای ما ساختند که یک سی و دوم برق ما را تولید می کرد، اگر ان موقع می ساختند ما 32 هزار مگا بایت تولید داشتیم، روسها می خواستند این را درست کنند و گفتند در نهایت هزار مگابایت می شود و  موقعی که تحویل ما دادند 70 مگا بایت برق تولید می کرد و نبودش هم زیاد برای ما قابل احساس نیست. در کنار ساوه در دو طرف جاده نیروگاه حرارتی می سازند که هر نیروگاه دو هزار مگا بایت ظرفیت دارد. این روسها هستند. آن از وضع موشک های که قرار بود تحویل دهند، در خزر که مشاهده می کنیم چه می کنند، به اصطلاح همسایه ما هم هستند!  انها نمی خواهند کشور قدرتمنی در کنارشان باشد ، برای مهار ما پیشنهاد عضو شدن در شانگهای را می دهند. شانگهای هم برای مهار ماست هم اینکه روس ها نمی خواهند ما پیشرفت کنیم.

بحث این است که شانگهای دیگر امنیتی نیست، رئیس جمهور وقتی برای اجلاس شانگهای رفت، تحلیلگران می گفتند شانگهای سالهاست که دیگر امنیتی نیست، اقتصادی  است و اینکه اعتقاد داشتند که به نفع ماست، برای اینکه چین بتواند از راه ما استفاده کند و اینکه ما بتوانیم عضو بانک آسیایی شویم راه آن شانگهای است. نظر شما چیست؟
با همه این اوصاف من فکر نمی کنم شانگهای به ما امتیازی بدهد، برای اینکه هم چین و هم روسیه یک نقطه ضعف دارند، نقطه ضعف آنها مسلمانان هستند. پیوستن ایران به سازمان شانگهای مثل پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا است ، سهم جمعیت مسلمان را بالا می برد. آن هم مسلمانان انقلابی با اسلام سیاسی.  اصلا وقتی اتحادیه اروپا هست، ما به  دریا و اقیانوس درکنارمان دسترسی داریم، چه لزومی دارد به آنجا برویم؟ دنیای امروز جهان تحول است، یک فضای سیاسی داریم که ممکن است بین دو مکان و دو کشور باشد انجایی که مبادله صورت می گیرد، بین چین و اروپا روزانه میلیارد ها دلار مبادله می شود، درحالیکه در این فضا چه چیزی تا به حال عاید ما شده است؟ به نظرم فضای قابل پیشرفت ما اروپا است، روسیه تولید کننده تکنولوژی نیست، روسیه از سال 1990  بعد از فروپاشی، هواپیماهای خود را به بوئینگ های امریکایی و ایر باس های اروپایی تبدیل کرد. بعد می خواهیم از این ها تکنولوژی بخریم؟ من رفتم اورال، منطقه صنعتی روسیه، انجا به من گفتند شما به مطبوعات ایران بگویید که ما این پالایشگاه را می خواهیم بفروشیم گفتم چرا؟ گفتند چون روسی هست می خواهیم این پالایشگاه را به روز کنیم و آمریکایی بخریم! این پالایشگاه به درد شما می خورد!  روسو فیل ها فکر فکر می کنند دنیای امروز همچنان هما دنیای بخوربخور جنگ سرد است و تنها قدرتی هم که وجود دارد روسیه است ! بزرگترین اشتباه تاریخ آن جایی بود که روسیه را ابرقدرت خواندند در صورتی که روسیه هیچ است هیچ.  من از سیبری رفتم تا سن پترزبورگ هیچ چیزی برای گفتن ندارد آن چیزی که ما در مورد روسیه فکر می کنیم اشتباه است درون خودشان کلی مساله دارند. کشور ما خیلی قدرتمندتر از روسیه است، روسیه 90 میلیارد بشکه ذخایر نفت دارد ما 150 میلیارد، گاز آنها دو برابر ما است اما جمعیتشان هم دو برابر ماست به دلیل پهناوری روسیه، مصرفشان هم از ما بیشتر است حال آنکه ما جمعیت جمع وجور تری داریم و می توانیم از این استفاده کنیم.

این روحیات غرب ستیزانه تنها به خاطر پوتین است اگر او در قدرت نباشد روسیه به طرفه العینی به سمت آمریکا و غرب باز می گردد.
بله همه به خاطر پوتین است. چقدر مواد غذایی را آنها وسط خیابان ریختند و با غلطک به روی آن رفتند چرا که می گفتند این غذاها کالای قاچاق است و به اقتصاد ما ضرر خواهد زد. پوتین برود روسیه نه تنها به سمت غرب باز می گردد بلکه زمین خواهد خورد. به نظرم ایران به جای اینکه به شانگهای فکر کند باید از جاده ابریشم حمایت کند. جاده ابریشم در قیاس با شانگهای خیلی به نفع اقتصاد ماست ما خاکمان  را در اختیار آنها قرار می دهیم و پول استفاده از خاک را می گیریم حال آنکه اگر عضو شانگهای شویم این یک وظیفه است که خاکمان و امکاناتمان را در اختیار آنها بگذاریم. حتی برای استفاده از این راه برای خودمان هم سودمند است چرا که راه ارتباطی با دیگر کشورها می شود.

چرا تا حالا کسی به جاده ابریشم فکر نکرده است؟   
چون روسو فیل ها ، روسیه دوست ها نمی خواهند این اتفاق بیفتد. ما با اجرای این طرح عضوی از ان نمی شویم ما می شویم یک کشور مستقلی که از خاک ما استفاده می کنند و ما پول آن را می گیریم، اما  در شانگهای دریک قلمرو وارد می شویم یک پیمان است، ایران در دوره احمدی نژاد فکر می کرد شانگهای ناتوی شرق است!  برای اینکه تو دهن امریکا بزند، غافل از اینکه خود چینی ها یکی از دلایلی که ایران را در شانگهای نمی پذیرند همین است که این نگاه ما رو دوست ندارند.  حالا که توافق شده است و آمریکایی ها با کوبا رابطه برقرار کردند. امروز دوران جنگ سرد نیست، دوران هماهنگی است ، ما همیشه وحشت این را داریم که فکر می کنیم یک عده می خواهند به کشورمان حمله کنند، من در اروپا زیاد بودم هیچکس در مورد ایران ستیزی صحبت نمی کرد، ما توهم داریم که همه دشمن ما هستند،  ما باید همکاری کنیم با انها، ملت ها مارا دوست دارند، در دانشگاه های اروپا و امریکا بیش از انچه ما به فرهنگ و تمدن ایرانی آشنایی داشته باشیم آنها آشنا تر هستند، آرشیوی که آنها از فرهنگ ایران دارند، ما نداریم ، انها مطاله کرده اند، ما فکر می کنیم آنها دشمن هستند، در کنگره ایران شناسی خانمی امده بود از امریکا از دانشگاه میشیگان ، او می گفت: «ما قبل از انقلاب رابطه نزدیکی با ایران داشتیم، مطبوعات و کتاب از آنجا به آمریکا می آمد تبادل استاد داشتیم اما بعد از انقلاب قطع شد، مساله سیاست چه ربطی به علم دارد؟ ما دولت نیستیم ما محفل علمی هستیم و باید رابطه مان  را با بزرگان علمی ایران حفظ کنیم».ما چرا این توهم را به وجود آورده ایم ؟ اگر غرب بد بود چرا باید ما طولانی ترین مذاکرات قرن را داشته باشیم؟ آمریکایی ها نشستند و با ما مذاکره کردند و باید این مهم را پاس بداریم.

رویه های دولت تدبیر و امید ممکن است این چشم انداز را محقق کند. باید به آینده با توجه به پیشرفت های دیپلماتیکی که داشته ایم امیدوار باشیم.
اتفاقا من این را تاکید کردم، گفتم در سند چشم انداز بیست ساله ایران که الان ده سال آن تمام شده است گفته شده ایران در سال 2025 کشوری با محیط بین الملل دارای بیشترین تعامل است.
اقای روحانی این نکته را گرفته است.  ما در سیاست وزیر خارجه مان مشاهده کردیم. الان زمان آن است که ما با دنیا در ارتباط باشیم،  دنیا، دنیای اقتصاد و مبادله است ، المان در حین اینکه غرب روسیه را تحریم کرده است می گوید من در روسیه سرمایه گذاری کرده ام و رابطه ام را حفظ می کنم.  این سرمایه گذاری ها چسبندگی ایجاد می کند، چسبندگی اقتصاد از هر امری مهم تر است، از فرهنگ، مذهب، دین از همه این مسائل بیشتر چسبندگی ایجاد می کند،  جاده ابریشم جاده کالا است نه جاده دینی ، این مارک هاکوپیان با اینکه ارمنی است من مسلمان می پوشم ، اگر یک آذری هم که دائم در جنگ با ارمنستان است جایی پیدا کند تن می کند. برند است دیگر، ما هم برند سازی کنیم.  بزنیم تو جاده زبا فارسی و آن را احیا کنیم ، مثل ترک ها باید روی این موضوع سرمایه گذاری کنیم دانشگاه بسازیم تا این کارها را نکنیم مردم این منطقه با ما همراه نمی شوند. اقتصاد به دنبال خودش این ها را می کشد. ما باید از الان ساختارشان را اغاز کنیم این جرقه ها را مطبوعات می زند. باید فریاد زد که چابهار را دریابید ، سالهاست که می گوییم تنگه هرمز را می بندیم. باید بازتر فکر کنیم یک تصمیم نهایی بگیریم، انواع راه ها را نشان دهیم، با یکی مشورت میکنیم، با یکی کار میکنیم و به دیگری مسولیت را می دهیم. چند نفر را انتخاب کنید که راجع به این موضع فکر کنند بنشینند در یک اجماع و تصمیم بگیرند پول هم بدهند.  می توانیم دانشگاه را درگیر کنیم،  پایان نامه را پروژه دهیم به آنها بگوییم که راجع به این موضوع در اتاق فکری برای آینده ایران تصمیم بگیریم و نتیجه آن را در غالب  پروژه در اختیار دانشجویان قرار دهیم که آن را بررسی و احیا کنند. هرکسی این کار را بکند به صورت پروژه این کار را می دهیم و در قبالش پول می دهیم به آنها بگویید در قبال پول هم پایان نامه خودش را کار کند هم کاری تحویل ما بدهد، بهتر از این پایان نامه های سیستماتیک است، هم دانشجو که نیاز مادی دارد کارش پیش می رود هم ما که می توانیم از پژوهش انها استفاده کنیم.

باید ببنیم که چگونه می توانیم جایگاه ایران را ارتقا دهیم با عقبه تمدنی که داریم، ما با احیا کردن تمدن ایران دوباره می توانیم رونق اقتصادی به کشورمان بدهیم ، چرا تمدنمان را فراموش کرده ایم؟ چرا به عرب ها بها می دهیم ؟ عرب ها هم مارا قبول ندارند ما می خواستیم به اتحادیه عرب بپیوندیم آنها مارا قبول نکردند.

 چابهار خیلی خوشنام نیست، تبلیغات خوبی راجع به آن بخش از ایران نشده است و بلکه برعکس همیشه صحبت از آنجا که به میان می آید مردم یاد قاچاق مواد مخدر و تروریست های پاکستانی یا القاعده می افتند. به نظر شما با این ذهنیت سرمایه ها به آن سمت می رود؟
افکار عمومی را ما می سازیم. من بارها به چابهار رفته ام همه چیز در امنیت و ثبات است و این هایی که شما می گویید تصورات ساخته رسانه ها است. البته که چابهار زحمت می خواهد، برای آنکه سرزمین ابادی نیست، پس کرانه های چابهار نیاز به سرمایه گذاری دارد، اقلیم مناسبی ندارد، محرومیت دارد، اما من به شما مناطقی را در دنیا نشان می دهم که ده ها برابر بدتر از چابهار بوده اند اما رفته اند در آنجا کار کرده اند و الان آباد شده اند. مثلا آن هایی که رفتند کالغوز را در ارمنستان درست کردند کی بودند؟ ما ایرانی ها که تشنه این کارها هستیم مدیرت کنیم، خود آبادان کردن این مطنقه اشتغالزایی می کند. ما میلیون ها جمعیت تحصیل کرده بیکار و مشتقا کار داریم که حاضرند هرجای ایران بروندو کار کنند.  اگر کار خوبی برایشان فراهم کنیم آنها را به سیستان و بلوچستان بفرستیم به انها خانه و مزایا دهیم بروند آنجا چابهار را احیا کنند چه کسی نمی رود؟ این مسائل را باید بین مردم و مسئولان مطرح کرد ، باید همتی کرد، پشت سر آن باید انگیزه میهن پرستی و نوع دوستی باشد، پیدا می شوند ادم هایی که علاقمند هستند کار کنند. 

پیشنهاد شما در این زمینه چیست؟ چه کاری می توان کرد؟

 در تلویزیون درباره این موضوع سریال تولید کنیم ، سوژه مطبوعات و رادیو تلویزیون شود. رادیو و تلویزیون صبح تا غروب همه نوع سوژه و خبری را رد و بدل می کند و ده ها مسئله جناحی و بی ربط و با ربط را مطرح می کند، یک بار هم یه این موضوع رسیدگی کند. دغدغه ایجاد کند.  کار مطبوعات و رسانه این است، در بین مردم انگیزه ایجاد کنیم، راه و علاقه را به ان ها نشان دهیم، ذات هستی همین است وقتی ما علاقه نشان ندهیم دیگران هم علاقمند نخواهند شد، در هر صورت این مساله به نظرم خیلی خوشبینانه نیست واقعیت است.  منتهی ان قدر ما منفی گرایی کرده ایم واقعیت ها تبدیل به ارمان های خیلی دور از دسترس و خیلی خوشبینانه تبدیل شده است. 

 31049

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.