حزب موتلفه، اعتبارش را به حراج گذاشته؟

جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی,جبهه متحد اصولگرایان,جبهه پایداری,حزب موتلفه اسلامی,اصولگرایان

حزب موتلفه اسلامی که از قدیمی ترین احزاب اصولگراست ، ازمدتی پیش جلسات مشترکی را با دو تشکل ایثارگران و پایداری برگزار کرده و در حال تحکیم روابط خود با این دو جریان است.

جبهه پایداری تشکلی است که در میانه دولت احمدی نژاد به راه افتاد و هدف از تاسیس آن، حمایت بی قیدوشرط از رئیس دولت دهم بود. پایداری ها در انتخابات مجلس نهم ، با اتخاذ رفتار تند و نیز سهم خواهی از اصولگرایان و تهدید به برهم زدن اتحاد اصولگرایان توانستند برخی اعضای خود را در لیستهای انتخاباتی اصولگرایان جای دهند و از این تعداد ، کمتر از 15نفر نیز به مجلس راه یافتند. بعدها پایداری دچار اختلافاتی از درون شد و برخی اعضای تندرو تر خود را کنارگذاشت، اما شاکله اصلی آن  تندروی و خشم آشکار است. اثبات این ادعا سخت نیست. از مواردی است که به قول منطقیون، تصورش موجب تصدیق است.

جمعیت ایثارگران نیز در جریان مجالس هفتم تا نهم سعی کرد، خود را به عنوان یک حزب موثر وارد بازی اصولگرایان کند. این تشکل، گاهی با ورق قالیباف بازی کرد تا بر اعتبار خود بیفزاید و گاه در ائتلاف با برخی احزاب تازه به دوران رسیده اصولگرا - مانند جمعیت رهپویان- سهم خود را در جریان اصولگرا مطالبه کرد.

 ریشه اختلاف نظرهای اساسی در انتخابات مجالس هفتم تا نهم و نیز درگیریهای درون تشکیلاتی در داخل مجلس، به رفتارهای ایثارگران بر می گردد. نمونه این رفتار تفرقه افکن را در کاندیدا کردن حداد عادل برای ریاست مجلس در مجلس پیشین می توان یافت که عملا اصولگرایان مجلس را دچار تشتت کرد.

چنین کارنامه ای، انگیزه حزب موتلفه را برای اتحاد با ایثارگران و نیز جبهه پایداری ، با ابهام روبرو می کند. آیا حزب موتلفه که از استوانه های جریان اصولگرایی است، در یکی دوسال اخیر، آنقدر دچار بی وزنی شده که خود را همعرض و هم ارز دو جریان ایثارگران و پایداری می داند؟ یا اینکه گمان می کند ، با تقلید رفتار سهم خواهانه این دو تشکل، می تواند در انتخابات مجلس دهم، دست بالاتری داشته باشد؟

پاسخ این سوال هرچه باشد،ریشه در فقدان وزنه ای بزرگ در کفه ترازوی این حزب سنتی دارد؛غیبت زنده یاد حبیب الله عسگراولادی خیلی زودتر از آنچه تصور می رفت،،خود را به حزب موتلفه نشان داد.

آیا وارثان مرحوم عسگراولادی، اعتبار او را ارزان حراج کرده اند و هم اکنون به حزبی زیانده تبدیل شده اند؟ آیا آنها وزن خود را آنقدر پایین می دانند که برای ستگین تر شدن، باید به تشکلهایی که بیشتر به احزاب فصلی شبیهند و در فرایند سیاسی کشور و جناح اصولگرا به باج خواهی مشغولند، باج بدهند؟ آیا بزرگان موتلفه که برخی از آنها عمر سیاسی شان از سن اکثر اعضای دو تشکل یاد شده بیشتر است، برای رفع نگرانی از موقعیت حزب خود،ترجیح داده اند بدنه اصولگرایی را ترک کنند و عملا اسیر تفرقه شوند؟

آیا تداوم این رفتار، موتلفه را در زمره" ورشکستگان به تقصیر" قرار نخواهد داد؟

 

 

 

 

کد N936814

وبگردی