• ۲۰بازدید

چرا از توافق هسته‌ای پشتیبانی می کنم

توافق هسته ای ایران و پنج بعلاوه یک برجام ,پیروز مجتهدزاده

پشتیبانی من از توافق هسته ای ایران و پنج به اضافه یک ناشی از بی عیب و نقص فرض کردن این توافق نیست، بلکه عمدتا به این دلیل است که این توافق می تواند کشور ما را از بن بست های پیش آمده در روابط خارجی رهایی دهد.

دکتر پیروز مجتهدزاده:

در کشاکش جدل های عمومی ما در داخل و خارج از کشور در باره توافق هسته ای ایران و غرب برخی از مخالفان این توافق در شبکه های اجتماعی خطاب به من مدعی شدند که اسرائیل و عربستان سعودی حق دارند که علیه این توافق مبارزه کنند چون این کشورها قبلا دوست ایران بودند و بعد از انقلاب اسلامی در نتیجه سیاست های خصمانه جمهوری اسلامی تبدیل به دشمنان ایران شده اند. اگرچه کجروی ها و خطاهای فراوان در سیاست خارجی جمهوری اسلامی نه اندک و نه قابل دفاع است، ولی این استدلال را هم نه می توان پذیرفت، و نه می توان بی پاسخ گذاشت.

متاسفانه این گونه استدلال کردن نمونه ای از جنبه های منفی بسیار زیانبار فرهنگ سیاسی است که روشنفکران سنتی از شش دهه پیش تا کنون پرورده و برای نسل امروز ایران بر جای گذارده اند. در این فرهنگ سازی سیاسی منحط "تاریخ" و "سیاست" نه "علم" بلکه فارغ از هرگونه احساس مسؤلیت علمی و تحقیقی، در مقام قصه نویسی های سلیقه ای (غیر مستند) و افسانه پردازی های ناشی از انگیزه های دوستی یا دشمنی های شخصی و گروهی و قبیله ای نسبت به شخص و گروه و یا قبیله مقابل، به خورد مردم یا ملتی داده شد که "عوام" فرض شده و می شوند.

در یک فرهنگ سیاسی پیشرفته البته موافقت و یا مخالفت قانونمند نسبت به سیاست های داخلی و خارجی نظام حکومتی یا دولت وقت و یا حتی نسبت به موجودیت هر دو در راستای تامین حقوق فرد در جامعه و تثبیت منافع ملی در روابط خارجی شکل می گیرد که حق مسلم هر شهروندی محسوب می شود، ولی در فرهنگ سیاسی برجای مانده از روشنفکری سنتی ایران موافقت یا مخالفت نسبت به سیاست های جاری دولت وقت و یا نظام حکومتی جنبه ای کاملا شخصی به خود می گیرد و به زبان دوستی تبدیل شده به "سر سپردگی" و یا دشمنی و انتقامجویی به بهای لطمه زدن به مفاهیم اصلی زندگی سیاسی ملت و میهن و منافع و امنیت ملی ترجمه می شود.

در این فرهنگ منحط روشنفکری سنتی ایران ملت و مردم کشور مشتی "عوام" فرض می شوند که به دلیل ندانستن تاریخ و علم سیاست محکومند از "مبارزات" این چنانی آنان حمایت نمایند. برای رسیدن به چنین اهداف عوامانه، آنان نمی توانند با "تاریخ" و "سیاست" برخوردی عالمانه داشته باشند، و به ناچار در یک سلسله سناریو سازی های عوامانه دشمنی های امروز اسرائیل و عربستان سعودی نسبت به توافق هسته ای ایران را واکنشی طبیعی ولی بی اهمیت به دشمنی های جمهوری اسلامی ایران نسبت به آنان معرفی می کنند.

در این راستا برای توجیه عوامفریبی ها استدلال می شود که اسرائیل فقط برای جلوگیری از دست رسی جمهوری اسلامی ایران به بمب اتمی که می خواهد روی آن کشور بیاندازد با توافق هسته ای ایران و غرب دشمنی دارد. از آنجا که آنان همه ملت ایران را "عوام" فرض می کنند حتی تصور آن را هم ندارند که این ملت ستم دیده و تجربه آموخته از طوفانهای سیاسی برپا شده از سوی آنها به خوبی در می یابند که این سناریو دروغ فاحشی بیش نیست چرا که دشمنی اسرائیل با ایران هسته ای به دوران پیش از انقلاب اسلامی باز می گردد: به هنگامی که شاه در اوایل دهه 1970 صنعت هسته ای را زیربنا گذارد و در مقام دارنده این صنعت خواستار خلع سلاح اتمی خاور میانه (یعنی خلع سلاح اتمی اسرائیل) شد. در همان دوران بود که اسرائیل توانست ایالات متحده را علیه برنامه هسته ای شاه تحریک کند . در دوران جنگ تحمیل شده هشت ساله اسرائیل علنا سیاست جلوگیری از پیروزی طرفین را پیش گرفت با این هدف اعلام شده که جنگ باید آنقدر دوام یابد تا هر دو کشور ایران و عراق با دست هم یکدیگر را نابود کنند.

بعد از جنگ هشت ساله اگرچه همگان آگاهند که دشمنی های اسرائیل با ایران انقلابی در ابعاد جدیدی در برابر سیاست های کمک دادن و حمایت کردن جمهوری اسلامی ایران به مبارزات ضد اسرائیلی حماس و حزب اله تحریک شد، ولی اسرائیل به این نتیجه رسید که توسل به جنجال های گسترده در زمینه "تلاش جمهوری اسلامی ایران برای تولید سلاح اتمی فقط به منظور انداختن آن روی اسرائیل" زودتر و آسانتر می تواند جهان بشری را علیه ایران تحریک کند تا با تحریم ها و تهدیدهای جنگی منافع و امنیت ملی ما را به ورطه نابودی بکشانند.

از طرف دیگر، درست است که اختلافات سیاسی عربستان سعودی با ایران پدیده تازه ای نیست، ولی شکل کنونی این ستیزه جویی های متعصبانه بر علیه کشور و ملت ایران ناشی از واکنش به سیاست های غلط جمهوری اسلامی نیست، چنان که همه ما به یاد می آوریم که در دوران ریاست جمهوری آقایان رفسنجانی و خاتمی عربستان سعودی روابط حسنه ای با جمهوری اسلامی ایران داشت و حتی در دوران دولت اول احمدی نژاد او را به پاس حرف هایی که در باره اسرائیل و هالوکوست زده بود به مکه دعوت کرده و پادشاه سعودی (ملک عبداله) دست در دست آقای احمدی نژاد انداخته و او را به محفل میهمانی خود برد. در همان هنگام اگرچه عربستان سعودی به صورت پنهانی سرگرم تاسیس مدرسه های تروریست پروری در پاکستان بود با تولیداتی مانند طالبان و القاعده و داعش و غیره که نا امن کردن آسیای باختری و ایران را هدف داشت، ولی هرگز برخورد ظاهری با ایران را این گونه با خشونت پی گیری نمی کرد و روابط دیپلماتیک را در سطح خوبی نگاه می داشت، تا اینکه اسرائیل با اعلام توطئه "هلال شیعی" یا ژئوپولیتیک شیعه در سال 2006 آل سعود را سخت از سناریوی تشیع اشاعه یابنده ضد عربی ایران ترساند و تبدیلش کرد به بلدزری علیه موجودیت ملی ایران. در دوران جدید رفتار آل سعود دیگر مانند گذشته محدود به رقابت سیاسی با جمهوری اسلامی برای گسترش نفوذ در خلیج فارس نیست، بلکه ضربه زدن به منافع ملی و امنیت ملی ایران را هدف دارد به منظور جلوگیری از حقیقت یافتن سناریوی تخیلی اسرائیلی برتری خواهی های ژئوپولیتیکی شیعه بر سنی در خاور میانه. در این دوران است که آل سعود به بهانه دخالت ایران در مسائل داخلی بحرین و یمن دست به تهاجم نظامی علیه آن جوامع ضعیف شیعی مذهب می زند و کار اخلال در امنیت استان بلوچستان و خوزستان و هرمزگان ایران را به کمک پنهانی پاکستان به باریکه های خطرناکی می کشاند و در کار اخلال در راه حل بحران هسته ای ایران که منجر به توسعه روابط خارجی کشور ما با حامیان سنتی اسرائیل در غرب خواهد شد، از هیچ تزویر و توطئه و بی قانونی های بسیار پر هزینه روی گردانی ندارد.

در پایان ضروری می دانم که تاکید کنم پشتیبانی من از توافق هسته ای ایران و پنج به اضافه یک ناشی از بی عیب و نقص فرض کردن این توافق نیست، بلکه عمدتا به این دلیل است که این توافق می تواند کشور ما را از بن بست های پیش آمده در روابط خارجی رهایی دهد: بن بست هایی که به کمک هر دو طرف دعوا (جمهوری اسلامی و دشمنان اسرائیلی و امریکائیش) به بهای به خطر افتادن منافع و امنیت ملی ما درست شد. از سوی دیگر، ما نمی توانیم در راستای انتقامجویی های سیاسی دیگران نسبت به هم، بر این حقیقت چشم پوشیم که هر اندازه روابط خارجی کشور ما بیشتر توسعه یابد بر توسعه روند دموکراتیزه شدن جامعه ایرانی خواهد افزود و توافق هسته ای می تواند روابط خارجی ایران را توسعه داده و ملت ایران را در جای شایسته و محترمانه اش در خانواده بشری بنشاند و در عین حال، گشایش سفارت خانه های قدرت های بزرگ جهانی در تهران می تواند ملاحظه نسبت به حرمت نهادن به حقوق شهروندی و دموکراتیک احاد ملت و جامعه را در کشور ما بیشتر کند و این همان چیزی است که تندروهای متعصب و بی بهره از توان مطالعه علمی "تاریخ" و بیگانه با دقایق مطالعات علمی "سیاست" نمی خواهند.

4949

وبگردی