سناریوهای فارن پالیسی برای رسیدن توافق بهتر با ایران

واحدمرکزی خبر نوشت: تحلیل فارن پالیسی مبنی بر اینکه چگونه می توان به توافق بهتر با ایران دست یافت؟

پایگاه اینترنتی فارن پالسی در گزارشی به قلم مارک دوبوویتز نوشت: 

توافقنامه هسته ای ایران مانند یک بمب ساعتی است. دوره اجرای مفاد اصلی این توافقنامه خیلی زود پایان می یابد، و نفوذ بسیار زیادی برای تهدید هسته ای در اختیار ایران قرار می دهد. کنگره باید برای خنثی کردن این تهدید همان کارهایی را انجام دهد که دهها بار در گذشته، از جمله در دوران جنگ سرد برای ایجاد تغییر در توافقنامه های مهم کنترل تسلیحاتی آمریکا و شوروی سابق انجام داده است: یعنی درخواست برای دستیابی به توافقی بهتر. بر خلاف تهدیدهای باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا این کار الزاماً منجر به بروز جنگ نمی شود.
نخست بیایید بررسی کنیم که چرا این توافقنامه تا این حد خطرناک است. غروب توافق -که بزرگترین نقص این توافقنامه است-، زمینه را برای لغو همه محدودیت های مهم اعمال شده در زمینه هسته ای، تسلیحاتی و موشک های بالستیک پس از دوره ای پنج تا ده ساله فراهم می سازد. تهران صرفاً باید برای دوره ای کوتاه از این توافقنامه تبعیت کند و به زودی با اجرای یک برنامه غنی سازی در سطح صنعتی به عنوان یک قدرت در آستانه توانمندی هسته ای تسلیحاتی ظهور یابد. در عین حال، این کشور صرفاً باید منتظر بماند تا زمان فرار هسته ای فرا رسد، راهی برای حرکت مخفیانه و یواشکی از طریق استفاده از سانتریفوژهای پیشرفته ای پیدا کند که مخفی کردن آنها آسان تر است، زرادخانه ای از موشک های بالستیک قاره پیما ایجاد کند، پس از لغو تحریم های تسلیحاتی سازمان ملل بعد از پنج سال، به تسلیحات سنگین همچون هواپیماهای پیشرفته نظامی، بالگردهای جنگنده، و تانک های جنگی دسترسی یابد، و اقتصاد خود را به طور فزاینده ای توسعه دهد تا در برابر فشار تحریم های آینده در امان باشد. ایران می تواند حتی بدون فریبکاری به همه این اهداف دست یابد و فقط باید منتظر بماند دوره اجرای مفاد توافقنامه به سر آید. در این میان، فریبکاری تنها باعث می شود ایران زودتر به اهداف خود برسد. برای مثال اگر ایران به بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی اجازه دسترسی به تاسیسات مشکوک خود را ندهد، و واشنگتن نتواند حمایت اروپا را برای مجازات ایران جلب کند، ایران زودتر به این اهداف می رسد.
در این صورت اوضاع بدتر خواهد شد. اگر قدرت های جهان در واکنش به پایبند نبودن ایران به مفاد توافقنامه، دوباره تحریم ها را علیه این کشور اعمال کند، تهران می تواند توافقنامه را لغو کند. در پارگراف 26 و 37 متن توافقنامه هسته ای ایران به صراحت قید شده است که اگر تحریم ها در واکنش به نقض توافقنامه توسط ایران بار دیگر علیه این کشور اعمال شود، ایران از توافقنامه خارج خواهد شد. همچنین در پاراگراف 29 متن اصلی توافقنامه، آمریکا و اتحادیه اروپا ملزم شده اند در «عادی سازی مناسبات تجاری و اقتصادی با ایران» هیچ مداخله ای نکنند. چطور می توان این مفاد را «عقب نشینی هسته ای» ایران نامید، در حالی که به موجب آن ایران تهدید می کند اگر قدرت های جهان تلاش کنند این کشور را وادار به تبعیت از توافقنامه کنند، اقدام به تشدید تلاش های هسته ای می کند.
اما حتی بدون این توافقنامه هم، ایرانی ها در طول زمان در برابر شوک های اقتصادی مصون خواهند شد. احتمال می رود زمانی که شرکت های اروپایی به قدر کافی در بازارهای پرسود ایران سرمایه گذاری کردند، هر گونه نقض توافقنامه از سوی ایران موجب بروز اختلاف بین واشنگتن و متحدان اروپایی آن شود. در واقع، اروپا چرا باید با تحریم های جدید موافقت کند، در حالی که در پی امضای توافقنامه هسته ای ایران پول زیادی به جیب زده و سود کلانی به دست آورده است؟ از جمله استدلال های احتمالی آنها در مخالفت با اعمال دوباره تحریم ها علیه ایران، ابراز تردید درباره اعتبار مدارک و شواهد، احتمال اقدامات تلافی جویانه ایران، و لزوم واکنش متناسب با نقض تعهدات توسط ایران خواهد بود.
این روند پویا به طور غیرقابل انکاری، کارآمدی کمیسیون مشترک - کمیسیونی متشکل از هشت عضو شامل آمریکا، فرانسه، انگلیس، آلمان، یک نماینده اتحادیه اروپا، روسیه، چین و ایران- را که برای نظارت بر اجرای توافقنامه تشکیل شده است، در معرض تهدید قرار خواهد داد. با اینکه برای اتخاذ بیشتر تصمیم ها، اجماع اعضای این کمیسیون که بسیار دشوار است لازم است، اما اگر ایران با دسترسی آژانس بین المللی انرژی اتمی به تاسیسات مشکوک خود مخالفت کند، موافقت اکثریت پنج تا سه عضو کمیسیون برای تصمیم گیری در این باره کافی است. دولت اوباما آمریکا این ترفند را برای دور زدن روسیه و چین در صورت جانبداری از ایران در یک مناقشه احتمالی طراحی کرده است. واشنگتن تصور می کند همیشه می تواند روی رای اروپایی ها حساب کند. اما اشتباه می کند. اروپا انگیزه های اقتصادی قوی برای مخالفت، به ویژه با توجه به افزایش فشار از سوی لابی های تجاری اروپایی دارد. همچنین در صورت تهدید ایران برای از سرگیری فعالیت های هسته ای خود، اروپا دلیل خوبی برای مخالفت با آمریکا خواهد داشت.اگر این موضوع حل نشود و به منزله عدم پایبندی ایران به توافقنامه قلمداد شود، واشنگتن می تواند به طور یک جانبه تحریم های سازمان ملل را علیه ایران دوباره اعمال کند، اما با توجه به مقاومت اروپایی ها، بعید است واشنگتن چنین کاری کند.
آنچه گفته شد درباره اعمال دوباره تحریم های غیرهسته ای همچون تحریم های مربوط به تروریسم و حقوق بشر نیز صادق است. ایران بیستم ژوئیه به شورای امنیت سازمان ملل اطلاع داد که اگر «تحریم های جدید، صرف نظر از اینکه به مسئله هسته ای یا مسائل دیگر مربوط باشد، » علیه این کشور اعمال شود، ممکن است در مورد «تعهدات خود» به توافقنامه هسته ای تجدیدنظر کند. آیا اگر -یک بار دیگر- معلوم شود که بانک مرکزی ایران از تروریسم حمایت مالی کرده است، اروپا با طرح آمریکا برای اعمال دوباره تحریم های مربوط به تروریسیم علیه این بانک موافقت خواهد کرد؟ با توجه به اینکه ایران تهدید به از سرگیری فعالیت های هسته ای از جمله برنامه غنی سازی اورانیوم در سطح گسترده خواهد کرد و در نتیجه نه تنها سرمایه گذاری های اروپا، بلکه کل توافقنامه هسته ای در معرض خطر قرار خواهد گرفت، جای تردید است اروپا با طرح آمریکا برای اعمال دوباره تحریم های مربوط به تروریسم علیه ایران موافقت کند.
به عبارت دیگر، بیم اروپا از شکست توافقنامه و از دست دادن میلیاردها دلار سود حاصل از سرمایه گذاری در ایران، موجب تضعیف نفوذ آمریکا و کاهش توانایی ما برای اعمال دوباره تحریم های اقتصادی علیه ایران خواهد شد. همچنین با تضعیف مستمر نفوذ آمریکا، گزینه های پیش روی این کشور بیش از پیش محدود می شود. در طول زمان، و با برداشته شدن گزینه تحریم ها از روی میز، نیروی نظامی آمریکا و اسرائیل به تنها گزینه برای جلوگیری از دستیابی ایران به تسلیحات هسته ای تبدیل خواهد شد. اگر زمانی چنین جنگی رخ دهد، ایران -از نظر اقتصادی و نظامی- بسیار قوی تر از امروز خواهد بود.
پس راه جایگزین چه خواهد بود؟ رئیس جمهور آمریکا می گوید هیچ راه دیگری وجود ندارد. اما اشتباه می کند. کنگره می تواند، و باید دولت را ملزم به اصلاح نقایص فاجعه آفرین توافقنامه هسته ای، از جمله مفاد مربوط به دوره محدود اجرای توافقنامه و از سرگیری فعالیت های هسته ای ایران، کند.
اصلاح چنین توافقنامه ای در تاریخ بی سابقه نیست. کنگره پیش از این، دولت را ملزم به اصلاح بیش از 200 معاهده کرده است و سپس آن توافقنامه ها در سنا تصویب شده اند، از جمله توافقنامه های مهم دوجانبه تسلیحاتی با شوروی سابق همچون «پیمان منع آزمایش آستانه»، «پیمان انفجارهای هسته ای صلح آمیز» و توافقنامه های دوجانبه مانند «کنوانسیون سلاح های شیمیایی» که 87 عضو، از جمله ایران، دارد و بیل کلینتون، رئیس جمهور سابق آمریکا درباره اصلاح آن با کشورهای مشارکت کننده مذاکره کرد. این تنها جمهوریخواهان نیستند که برای اصلاح چنین توافقنامه هایی تلاش کرده اند. در دوران جنگ سرد، سناتورهای دموکرات همچون هنری جسکون در برابر فشارهای ریچاد نیکسون و هنری کیسینجر -که اصرار داشتند توافقنامه هایی که درباره آن مذاکره کرده اند هیچ تغییری نکند- ایستادگی کردند.
اگر کنگره همین الگو را دنبال کند و توافقنامه هسته ای ایران را تصویب نکند، امکان محقق شدن سه سناریو وجود دارد که هر یک چالش های خاص خود را خواهند داشت. اما هر یک از این سه سناریو بهتر از توافقنامه فعلی خواهد بود که مملو از نقایص فاجعه آفرین است.
در سناریوی نخست، ایران ممکن است تصمیم بگیرد با وجود رد توافقنامه در کنگره آمریکا، با حسن نیت به تعهدات خود عمل کند تا بتواند به موجب توافقنامه از کاهش عمده و خود به خود تحریم های سازمان ملل و اتحادیه اروپا برخوردار شود. اگر اوباما بخواهد توافقنامه را اجرا کند، می تواند تلاش های کنگره را برای جلوگیری از کاهش تحریم ها دور بزند. وی با استفاده از قدرت اجرایی خود برای لغو تحریم های اعمال شده علیه همه نهادهای مالی و دیگر نهادهای تجاری ایرانی که هدف تحریم های کنگره هستند، استفاده از مجوزهای وزارت خزانه داری برای تصویب مبادلات مالی و تجاری، و خودداری از تمدید تحریم های بخش انرژی در دسامبر 2016 این کار را خواهد کرد. بالعکس، رئیس جمهور همچنین می تواند از کنگره دنباله روی کند و تهدید به اعمال تحریم های ثانویه علیه شرکت های اروپایی و شرکت های دیگری کند که درصدد همکاری با ایران هستند. این تهدیدها عامل بازدارنده قوی برای ممانعت از شتافتن این شرکت ها به ایران خواهد شد و فضای دیپلماتیک بیشتری برای شرکای اصلی گروه پنج به علاوه یک از جمله فرانسه، انگلیس و آلمان برای پیوستن به آمریکا در طلب شرایط بهتر ایجاد خواهد کرد.
در سناریوی دوم، ایرانی ها از عمل به تعهدات خود در توافقنامه سر باز می زنند، اما در عین حال به سرعت شروع به تلاش برای فرار هسته ای و کسب توانمندی ساخت سلاح هسته ای نمی کنند. ایران به هیچ یک از مزایای کاهش تحریم ها دست نخواهد یافت، اما تلاش خواهد کرد از اقدام کنگره در رد توافقنامه هسته ای، در داخل به نفع خود بهره برداری، و ادعا کند که اقدام آمریکا در قبال این توافقنامه ناعادلانه بوده است. سپس احتمالاً ایران همانگونه که از نیمه دهه 1990 تا سال 2013 این کار را کرد، شروع به تقویت و توسعه تدریجی و مستمر برنامه هسته ای خود خواهد کرد. این کشور برای جلوگیری از متحد شدن قدرت های جهان، اعمال تحریم های فلج کننده تر و حتی حملات نظامی آمریکا، گام های تدریجی در زمینه برنامه هسته ای خود خواهد برداشت. در این سناریو، واشنگتن در موقعیت قوی تری برای استفاده از فشار اقتصادی و دیپلماتیک به منظور وادار کردن ایرانی ها به بازگشت به میز مذاکره برای دستیابی به توافقی بهتر خواهد بود؛ توافقی که باید در آن، مفاد مربوط به دوره محدود توافقنامه و از سرگیری فعالیت های هسته ای ایران اصلاح شود.
در سناریوی سوم، ایرانی ها از آشفتگی و بی ثباتی موقت ناشی از رد توافقنامه هسته ای در کنگره برای ایجاد اختلاف در گروه پنج به علاوه یک استفاده خواهند کرد. این یک سناریوی آشفته دیپلماتیک، - و شاید محتمل ترین سناریو- است. در این سناریو، ایران برخی تعهدات هسته ای معین را اجرا خواهد کرد و به تعهدات دیگر عمل نخواهد کرد. از جمله اختلافات سیاسی که به طور قطع در این سناریو ایجاد خواهد شد، مربوط به تلاش ایران برای ایجاد اختلاف بین روسیه و چین با غرب، و اروپایی ها و آمریکا خواهد بود تا به این طریق رژیم تحریم های چندجانبه را تضعیف کند.
چین و روسیه ممکن است تا حدی فعالیت ها و همکاری های تجاری با ایران را از سر گیرند- این دو کشور حتی در اوج اجرای تحریم های اوباما نیز تحریم های آمریکا را در هم شکست-. همچنین این کشورها ممکن است برای دستیابی به هدف اولیه خود یعنی جلوگیری از هسته ای شدن ایران، پای میز مذاکرات بمانند. پکن مایل نیست ایران مسلح به سلاح های هسته ای شود، چرا که هسته ای شدن ایران قیمت انرژی را در جهان به شدت تحت تاثیر قرار خواهد داد. مسکو اهمیتی به افزایش قیمت انرژی در جهان نمی دهد، اما مایل نیست یک رژیم اسلامی انقلابی مانند ایران با مجهز شدن به تسلیحات هسته ای موجب مشکل آفرینی در جوار روسیه شود، به ویژه با توجه به اینکه روسیه جمعیت مسلمان گسترده ای دارد.
با وجود این، نقش اروپا در این میان کلیدی است. بازارهای اروپا همواره پاداش بزرگ اقتصادی برای ایران بوده است. برای کنگره و کاخ سفید کلیدی خواهد بود که از اقناع دیپلماتیک و تحریم های مالی آمریکا برای دور نگه داشتن اروپایی ها از ایران استفاده کنند. آمریکا هم اکنون که هنوز اروپایی ها دوباره وارد بازار ایران نشده اند، این اهرم فشار را در اختیار دارد. تکیه بر بازگشت دوباره تحریم ها برای دور نگه داشتن اروپایی ها از ایران ابزار چندان مؤثری نیست. همانطور که خوان زاراته Juan Zarate، مقام سابق وزارت خزانه داری آمریکا تصریح کرده است، «ما نمی توانیم استدلال کنیم که بازگشت تحریم ها سال ها مانند شمشیری تهدیدکننده روی گردن ایرانی ها عمل خواهد کرد، و اینکه آمریکا هیچ راه دیگری برای حفظ انزوای فلج کننده اقتصادی و مالی که ایرانی ها را پای میز مذاکره نشاند، ندارد.»
اگر واشنگتن این مسئله را برای همه روشن سازد که بانک های اروپا در صورت معامله با بانک های ایران، با خطر مجازات رو به رو خواهند شد یا توانایی شان برای تعاملات تجاری با دلار در معرض خطر قرار خواهد گرفت، شرکت های انرژی، بیمه و صنعتی اروپا خواهند دید که در معاملات مالی با ایران با مشکل رو به رو خواهند بود.
میزان قدرت تحریم های مالی همواره به میزان تمایل بخش خصوصی به خطر کردن بستگی داشته است. در صورت رد توافقنامه هسته ای ایران در کنگره آمریکا، یا رای اکثریت اعضای کنگره برای باطل کردن وتوی قطعنامه مربوط به رد توافقنامه توسط اوباما، احتمالاً شرکت های بزرگ اروپایی سرمایه گذاری را در ایران به تعویق خواهند انداخت تا رئیس جمهور بعدی آمریکا در سال 2017 فعالیت رسمی خود را آغاز کند. این شرکت ها همچنین نگران خطر قانونی و اعتباری خواهند بود که معامله با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران برای آنان خواهد داشت.(سپاهی که بخش های راهبردی اقتصاد ایران همچون بخش مالی، انرژی، ساخت و ساز، و خودروسازی ایران در تسلط آن است و آمریکا آن را حامی تولید و گسترش تسلیحات هسته ای قلمداد خواهد کرد.) وزارت خزانه داری با صدور دستورالعملی اعلام کرده است شرکت های بین المللی باید پیش از ورود دوباره به بازار ایران که تحت سلطه سپاه است، بسیار محتاطانه عمل کنند.
از این اهرم می توان برای دستیابی به توافقی بهتر استفاده کرد؛ توافقی که ایجاب خواهد کرد محدودیت های اعمال شده در بخش هسته ای، تسلیحاتی و موشک های بالستیک تا زمانی که شورای امنیت سازمان ملل آنها را لغو نکرده است، به قوت خود باقی بماند. در چنین توافقنامه ای، مفاد مربوط به امکان از سرگیری توافقنامه هسته ای ایران حذف خواهد شد و ایران به طور علنی با بازگشت دوباره تحریم ها به خاطر تروریسم، پیشینه حقوق بشر، توسعه موشک های بالستیک قاره پیما، و دیگر زمینه های غیرهسته ای موافقت خواهد کرد. این توافقنامه همچنین شامل تغییرات دیگر خواهد بود، از جمله لزوم اینکه بازرسان تسلیحاتی آژانس بین المللی انرژی اتمی وارد هر گونه تاسیسات نظامی و غیرنظامی مشکوک ایران شوند و به دقت در آن تاسیسات تحقیق کنند؛ اقدامی که وندی شرمن، مذاکره کننده ارشد هسته ای آمریکا در جلسه اخیر استماع کنگره اعلام کرد همواره لازم نخواهد بود، زیرا نمونه برداری خاک این تاسیسات توسط ایران کافی خواهد بود.
ایجاد این تغییرات در توافقنامه کار آسانی نخواهد بود و مستلزم اعمال نفوذ و فشار بیشتری خواهد بود. اما آمریکا هرگز یک بار دیگر اهرم قدرتمندی را که هم اکنون برای اعمال تحریم های ثانویه دارد، در اختیار نخواهد داشت. کنگره در حال حاضر فرصت دارد تا تضمین کند که ما از این قدرت استفاده کنیم. هدف نباید بر هم زدن دیپلماسی باشد، بلکه باید خنثی کردن این بمب ساعتی (توافقنامه هسته ای فعلی ایران) از طریق اصلاح اساسی این توافقنامه باشد تا خطر بروز جنگ در آینده کاهش یابد.

4949

کد N935666