۱

ایران و انگلیس: رویکرد مزیتهای نسبی

  • ۱۰بازدید
  • ۱ رای
  • ۰ دیدگاه

فراز و فرودهای زیاد بین دو کشور ایران و انگلیس نه تنها ضربه اساسی به ساختار روابط نا متقارن دو کشور زده که متقارن کردن آن سالها وقت لازم دارد، بلکه فرصت ایجاد زمینه های سازنده برای کاهش تنشها و فراهم کردن بستر گفتگوی موثر برای مصالحه و تقسیم کار را نیز از مسئولین و دست اندرکاران سیاست خارجی گرفته است. این وضعیت مسئولیت آنان برای پایه گذاری روابطی متوازن، سازنده، موثر و بدور از شعارهای معمول در دیپلماسی را دو چندان کرده است. دو کشور هر یک دارای مزیتهای نسبی هستند که می توانند نقاط مشترک را برای کار با یکدیگر پیدا کنند.

 مزیت نسبی انگلیس 1- علاقه اش به حضور در خاورمیانه با کمترین هزینه و 2- داشتن علم و هنر در نفوذ و حضور و یا ایجاد جای پا در بازارهای اقتصاد جهانی است. مزیت نسبی ایران نه تنها علاقه بلکه اراده برای استفاده از توانمندیهایش در صحنه در سیاست خارجی اش و مخصوصا توانمندیهایش برای مدیریت تحولات خاورمیانه است. راهی که میتواند پای اقتصاد ایران را به بازارهای جهانی باز و سطح اشتغال تحصیلکردگان را نیز بالا ببرد. هم اکنون بعد از رویکرد جدید ایران برای تعاملات بین المللی و امضای توافق ایران و غرب باید بدنبال مدیریت برنامه سیاست خارجی در کشور بود.
انگلیس هم اکنون با یکی‌ از چالش برانگیزترین دوره‌های خود در سیاست خارجی مواجه است. هسته این چالش هم در خاورمیانه است و در مقابل هم منابع اقتصادی این کشور و هم سیاستهای طراحی شده برای مواجهه با چالش‌های موجود محدود و ناکارآمد هستند. در شرایط نه چندان مطلوب اقتصادی انگلیس و فقر منابع، حزب حاکم، سیاستمداران انگلیسی و مسئولان دولتی نیازمند زمان قابل توجّهی خواهند بود تا در جهت حفظ امنیت و آینده کشور، با مسائل عمده ائی در سیاست خارجی‌ دست و پنجه نرم کنند که ایران می تواند شریک و یا حداقل کمک قابل اعتمادی برای این کشور باشد تا منابع محدود و مالیات مردم انگلیس مجددا" و همچون گذشته صرف سیاستهای آزمون و خطای دولتهای قبلی انگلیس نشود. در عوض در پرتو این همکاری جدید مردم منطقه زود تر به امنیت، ثبات، آرامش و توسعه و رفاه اقتصادی برسند نه آنگونه هم اکنون سیاستهای غلط غرب در خاورمیانه باعث بهم ریختن صحنه سیاسی اجتماعی در مصر، لیبی، عراق، بحرین، یمن و... شده است.
از سوی دیگر انگلیس در ایران منافع زیادی دارد که نمی خواهد در رقابت با رقیبان اروپائی و حتی شریک آمریکائی از آنها عقب بماند. این نه تنها تهدیدی برای سیاست خارجی ما نیست بلکه فرصتی است که می توان در تنظیم روابط نوین از آن بهره برداری کرد. در اینکه انگلیس داری سابقه، علم و هنر نفوذ در بازارهای جهانی است نباید شک نمود بلکه باید در تعاملی سازنده از آن استفاده کرد. اما از سوی دیگر انگلیس اگر بتواند بدش نمی آید که همچنان نه تنها کانال ارتباطی غرب با ایران باشد بلکه سرپل ارتباطی و حداقل در زمینه اقتصادی بین ایران و جهان باشد. بر عکس، این گزاره در صورت صحت یک تهدید برای بروز توانمندیهای اقتصادی ایران است. لذا جا دارد راه و کاری از سوی مسئولین سیاست خارجی و اقتصادی کشور طراحی شود که ضمن همکاری و استفاده از تجربیات این کشور برای نفوذ در بازارهای جهانی استفاده از مزیتهای نسبی ایران از طرق گوناگون متحقق شود و نه صرفا" از طریق لندن! تعدد شرکای خارجی این فرصت را به کشور میدهد که نقاط مختلفی از اشتراکات مزیتهای نسبی با کشورهای گوناگون پیدا کرد و ظرفیتهای صادراتی کشور را توسعه و بازارهای جدیدی را برای محصولات صادراتی کشور کشف و تسخیر کرد و تولید در مملکت را از این حالت نزار خارج نمود.

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.