• ۶۲بازدید

سفیر اسبق ایران در انگلیس: ماندن در گذشته، چیزی نصیب‌مان نمی‌کند

ایران و انگلیس

سیدشمس الدین خارقانی، سفیر اسبق کشورمان در انگلستان از سفر هاموند به تهران و فرصت های بازگشایی سفارت ایران و انگلستان ‌می گوید.

زهرا خدایی: ظریف امروز میزبان فیلیپ هاموند، وزیر خارجه انگلستان است. این نخستین سفر یک وزیر خارجه انگلیسی در ١٤ سال اخیر به تهران است که متعاقب سفر وزیران خارجه فرانسه، ایتالیا و همچنین مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا بعد از توافق هسته ای صورت می گیرد. سفر هاموند اما ویژگی دیگری هم دارد، او آمد تا بعد از 4 سال قفل سفارت کشورش را در تهران باز کند و برای چندمین بار طی دهه های اخیر، روابط دیپلماتیک کشورش را با ما از سر گیرد؛ سفری که با تعابیر و تفاسیر مختلفی از سوی گروهها و طیف های مختلف اعم از داخلی و خارجی همراه شده و هنوز زبان تند و تیز منتقدین،

از مضرات رابطه با استعمار پیر" می گویند. خبرگزاری خبرآنلاین در گفتگو با سیدشمس الدین خارقانی، سفیر اسبق کشورمان در انگلستان، ابعاد و زوایای سفر هاموند را مورد بررسی قرار داده است که در ادامه می خوانید:

در ابتدا از ریشه های سنتی بی اعتمادی در روابط انگلیس و ایران برایمان بگویید.

نگاهی اجمالی به روابط ایران و انگلیس طی دهه های اخیر، گویای آنست که بعد از ملی شدن صنعت نفت ایران توسط مرحوم دکتر مصدق، روابط دوجانبه این دو کشور دستخوش هیجانات بسیار زیاد به خصوص بعد از انقلاب اسلامی گردید. از این تنش ها و درگیری ها شاید بتوان به بسته شدن سفارت انگلیس در ایران بعد از انقلاب اسلامی و بازگشایی مجدد آن بعد از 10 سال (1988)، قطع روابط دیپلماتیک دو طرف بعد از اعلام فتوا علیه سلمان رشدی در سال 1989 و بازگشایی دوبارۀ روابط در سال 1990 و بازگشایی سفارت خانه های بریتانیا و ایران در اول شهریور 1394 پس از چهار سال اشاره کرد. اینها گوشه ای از پستی و بلندی های روابط دو جانبه است و نشان دهندۀ بی ثباتی تصمیم گیری های سیاسی فیما بین دو کشور و نیز نشان از عوامل موثر بر سیاست خارجی در عمق و ریشه اصلی جامعه سیاسی تهران و لندن دارد.

نگرانی های پیش آمده در دهه های گذشته همراه با مسایلی مانند انقلاب و جنگ و واکنش سیاسیون دو طرف به انضمام دخالت های خارجی در روابط چه از طرف اروپا و چه آمریکا باعث ایجاد یک خط عدم تعادل و بی اعتمادی در روابط شده است.

ریشه های این نابسامانی در سیاست خارجی چیست؟
در یک ارزیابی ساده از سابقه دو طرف به نظر میرسد، منافع کشور انگلیس از دیر بار در منطقه و دخالت هایی که به این مناسبت شده است و از طرف دیگر جاسوسی های متعدد در دربار قاجاریه و بعضاً پهلوی، دخالت در تصمیم گیری های خارجی و مسائل داخلی، حفظ منافع بیشمار انگلیس، مانع تراشی در صنعت نفت و تسخیر خاک ایران توسط آنها به همراه روسیه در صد سال اخیر از موارد مهم بی اعتمادی در میان مقامات ایران است.
اگر چه دو طرف درگیر سابقه نه چندان مناسب در روابط چند دهه گذشته هستند ولی آیا این سوء ظن های متعدد میبایست همچنان در تصمیم گیران سیاسی دو طرف موجود باشد؟ اکنون که مبنای سیاست خارجی ما چه در برنامۀ بیست ساله توسعه و چه در دولت آقای روحانی مبتنی بر تعامل با کشورهای مختلف است و از طرف دیگر وضعیت اقتصادی در ایران و اروپا و نیز در پی اینهمه، کاستن از کشورهای غیردوست و افزودن به کشورهای دوست، با اهمیت است نمیبایست کنش های جدید در کنه ریشه ی روابط ایجاد گردد؟

سفر هاموند و واکنش طیف ها و جریان های سیاسی کشور را چگونه ارزیابی می کنید؟
برای چندمین بار امروز اول شهریور 1394 دو کشور سفارت خانه های خود را در پایتخت ها بازگشایی کردند. فیلیپ هاموند، وزیر خارجه بریتانیا در سفری به ایران سفارت این کشور را برای بار چندم در زمانی کوتاه افتتاح کرد. بیاییم با تفکری مثبت و پشت سر گذاشتن سوء ظن های گذشته راهی نو و طرحی نو در اندازیم. این فرصت بدست آمده دوباره با عینک بدبینی نباید نگاه شود و از فردای بازگشایی سفارت خانه های دو کشور در لندن و تهران از سفیر ان و نمایندگان به حق سیاست خارجی دو طرف انتظار طراحی، توسعه همه جانبه روابط و همراه با ایجاد درگیری های جدید در زمینه های گوناگون را داشت. نسیم نوید توافق هسته ای میان ایران و گروه پنج به علاوه یک که بریتانیا نیز گوشه ای مهم از اضلاع آنست چنان سیاست خارجی ما و این کشور را متأثر کرده که علاقمندی فراوانی در بسط و گسترش و بهبود روابط ایجاد شده است. این فرصت گران بها نگاهی غیر از توسعه را به ما نمی دهد.

آینده روابط دو کشور را چگونه پیش بینی می کنید؟
البته و به واقع به سختی می توان در خصوص آینده روابط دو کشور با توجه به گذشته پر فراز و نشیب آن اظهار نظر کرد. سیاست خارجی دو کشور، همانطور که عنوان شد دستخوش بازی تأثیرگذارانی بوده که خود بسیار نسبت به تاریخ روابط حساس و حتی بد بین بوده و سرنوشت دو کشور را در سیر تاریخی آن قلم می زدند. این نگرش تاریخی اگر چه می بایست در پی پشت مغزمان جای داشته باشد ؛ قرار باشد در آینده نیز نگارش روابط خارجی دو کشور را ترسیم کند، چیزی جز آنچه که تا کنون نصیبمان شده است، نخواهیم داشت. یعنی جنگ و ستیز و بستن سفارتخانه ها و برهم خوردن روابط تجاری، اقتصادی و.. سیاستمداران دو کشور میبایست "تغییر" (Change) را سرلوحه نگارش استراتژی خود قرار داده و با توجه به فرصت به دست آمده در دو سال گذشته و نزدیکی افکار به وجود آمده، برنامه ای جامع برای روابط تدوین نمایند. این برنامه یک "بسته روابط " Package Relation کامل شامل بنیان های سیاسی با رو بنای اقتصادی- فرهنگی بوده که آزادی عمل را به دست اندرکاران سیاست خارجی میدهد.

انگلیس کشور قدرتمندی است که از لحاظ تنظیمات سیاسی، اقتصادی در اروپا منظم عمل نموده و بدین دلیل راهگشای روابط با جهان غرب خواهد بود. از طرف دیگر ایران نیز در منطقه امن ترین و مؤثرترین بازیگر است. دارای قدرت بالقوه اقتصادی و زیربنای ساختاری سیاسی؛ این دو کشور قادرند به نحو احسن همپوشانی داشته و از وجود هم بهره گیرند. انگیس می بایست در سفر وزیر خارجه خود به تهران مجوز لازم به سفارت متبوع را برای تسهیل ارائه روادید به ایرانیان در تهران بدهد و ایران نیز تسهیلات لازم برای برقراری روابط فرهنگی و توریستی و اقتصادی تجاری خود را در اختیار دست اندر کاران قرار دهد. من با توجه به تغییرات به وجود آمده و دیدگاه های مسئولین سیاست خارجی دو طرف، آینده ای روشن تر از دهه های گذشته برای روابط پیش بینی می کنم.

5252

وبگردی