ارزیابی ادعای بازگشت پذیری تحریم ها

توافق هسته ای ایران و پنج بعلاوه یک,مذاکرات هسته ای ایران با 5 بعلاوه 1

درمطلب پیش رو به بررسی موضوع بازگشت پذیری قطعنامه های تحریمی پرداخته شده است . این موضوع مهم دربند های 36 و 37 بقطعنامه 2231 مطرح شده است. دراین مقاله تحلیلی تلاش کردم با تکیه به متن اصلی وآنچه که میتوان درباره فرا متن از روند مذاکرات برداشت کرد، تحلیلی مبتنی بر آنچه که به قول انگلیسی ها درون کانتکست مطرح است ، ارائه نمایم . باید توجه داشت آنچه که دربرجام بدست آمده الزاما با آنچه که به عنوان امتیازداده شده است برابر نیست . اما بدون شک آثار و نتایج حاصل از اجرایی دقیق این توافق برای ایران به نحو قابل توجه ای چشمگیر است که ما را متقاعد می سازد در این توافق با توجه به مقدورات بپذیریم توافقی برد برد داشته ایم.

اطلاعات پایه برای تحلیل درون متنی برجام و قطعنامه 2231 

برای قضاوت در باره داده ها و ستاده ها در برجام و قطعنامه 2231 چند شرط اساسی را باید در نظر بگیریم :

1- اطلاعات دقیقی در باره سانتریفیوژها و انواع آنها داشته باشیم. یعنی بدانیم فرق ماشین آرآی یک با سایرمدل هایش در چیست . همچنین بدانیم پیشرفته ترین مدل ایرانی آنها آی آر 8 است که هنوز به تولید انبوه نرسیده و فقط دو نمونه از آن تولید شده است این نوع ماشین اگر در مدار تولید نهایی قرار گیرد قدرت 24 سو دارد.  یعنی تقریبا 20 برابر آی آر 1

2- باید پاسخ دقیقی در باره مصرف آینده اورانیوم غنی شده در ایران داشته باشیم زیرا  دنیا از ما سئوال می کند این اورانیوم ها را که غنی می کنید درکجا می خواهید مصرف کنید؟ زیرا ما به غیر از راکتورتهران که مصرف آن در سال حداکثر 50 کیلو اورانیوم غنی شده 20 درصد است ، تا سال 2021 مصرف دیگری نداریم از سال 2021 هم فقط موقعی می توانیم اورانیوم غنی شده 3.67 تا پنج درصد را تولید کنیم که لایسنس آن مورد تائید روسیه قرار گیرد.

 روسیه هم که گفته من کیفیت اورانیوم غنی شده شما را قبول ندارم و فقط سوخت خودم را قبول دارم این موضوع ربطی به برجام ندارد و باید بین ایران و روسیه تا شش سال آینده حل شود . حالا با این تفاصیل ایران یا باید  تولید ذخیره شده خود را که  در حدود هشت تن است به تدریج یا بفروشد یا رقیق کند و یا ما به ازای دریافت اورانیوم طبیعی  صادر نماید.

3- باید بدانیم سانتریفیوژهای ساخته شده توسط ایران در مدل های  5و 6و و 8 هنوز بصورت آبشار یا زنجیره متصل ،  تحت بار قرار نگرفته اند. یعنی  بصورت تکی بعد سه تای بعد شش تایی و بعد 12 تایی و بعد 24 تایی تا یک زنجیره کامل که الزاما 164 تا نیست بلکه متناسب با نوع سانتریفیوژها متغییراست . باید در شکل آبشار هسته ای تولید اورانیوم غنی شده قرار گیرند.  حالا این نوع زیر بار قرارگرفتن هم خودش درشرایط عادی بدون محدودیت حداقل نیاز به هشت سال کار مداوم دارد . البته اگرامکان همکاری های علمی با سایر مراکز در جهان برقرار شود ممکن است ایران بتواند با اصلاح این روش ها این زمان را کم کند

4- در برجام  علاوه بر تعین نوع سانتریفیوژ فعال که فقط آی آر یک است ، محدودیت های دیگری  در باره تحقیق و توسعه برای ایران  در باره تولید سانتریفیوژها در نظر گرفتند که مربوط به روترها یا چرخنده ها اصلی است. یعنی گفتند شما تحقیق و توسعه خود را در باره قطعات سانتریفیوژها ادامه دهید. اما در باره روترها ما تا هشت سال ونیم نباید انها را بکار بگیریم . توجه داشته باشید روتروها قطعه اصلی و مهم هستند اما سانتریفیوژها دست کم از نود قطعه تشکیل می شوند که در هشت سال و نیم آینده ایران می تواند آن قطعات را تکمیل کند و آنها را اماده تحت آزمایش قرار دادن بگذارد .

سانتریفیوژها نوع پنج و شش بصورت قطعی فعال هستند. اولی هشت و دومی ده برابر نوع آی آریک کارایی دارند. انتخاب عدد 30 سانتریفیوژ کاملا حساب شده است . توجه داشته باشید اعداد و رقم ها بر اساس فرمول پیچیده تعیین شده اند یکی بر اساس نیاز 15 سال آینده ایران. یکی دیگر بر اساس فرمول اینکه تا 15 سال آینده ذخایرایران از 300 کیلو اورانیوم غنی شده  بیشتر نشود این عدد 300 هم کاملا حساب شده است . متناسب با بحث گریز هسته ای انتخاب شده است . یعنی حداقل زمان ایران برای رسیدن به یک بمب البته اگر اراده کند از صفر تا صد آن .

5-  در فاصله سال هشتم به بعد تا سال پانزدهم ایران به تدریج سانتریفیوژهای پیشرفته خود را تحت بار و تشکیل زنجیره یا همان آبشار هسته ای قرار می دهد .این هدف گذاری به سمت تولید یک میلیون سو در سال بعد از پانزده سال از شروع اجرای برجام پیش می رود با عنایت به اینکه مواد خام اورانیوم یا همان سنگ اورانیم طبیعی در ایران نامحدود نیست و ما با این تولید حتما باید وارد کننده سنگ اورانیوم باشیم ، پس باید تحریم ها بصورت کامل لغو شده باشد تا ما بتوانیم اورانیوم طبیعی مورد نیاز را وارد کرده و در داخل ان را غنی سازی کنیم. بنابراین اینگونه نیست که حتی اگر تحریم ها بطور کامل لغو شوند ماتاز اهمین امروز بتوانیم 190 هزار سو را تامین کنیم .

تحلیل بازگشت پذیری تحریم ها در قطعنامه 2231 

در دید کلان ایران توانست شش قطعنامه تحریمی تحت فصل هفت را که هیچگاه اجرا نکرده بود، لغو کند و بجای آن قطعنامه ای را که خودش در تنظیم آن مشارکت داشت، بگذارد. این در تاریخ سازمان ملل در هفتاد سال گذشته بی سابقه است صدور قطعنامه 104 صفحه ای با این همه ابعاد پیچیده حقوقی ، فنی ، سیاسی و اقتصادی حاصل صدها ساعت مذاکرات فشرده بیرون از سازمان ملل است!! این در شرایطی  است که منتقدین  با یک خط ، کل قطعنامه را بی اعتبار اعلام می کنند.  

درحالی که برای قضاوت صحیح و دقیق در باره  متن 159 صفحه ای برجام ، باید بدور از همه جار وجنجال های خبری سطر به سطر متن آن خوانده  و یاداشت برداری شود. تا بتوان قضاوت صحیحی در باره آن ارائه کرد. همچنین این متن را باید  درکنار قطعنامه  2231 مطالعه کرد و از جزء به کل رسید و از منظر کل برجام به جزئیات قطعنامه  دقت کرد.علاوه براین باید توجه داشت برای درک دقیق تر این متن تاریخی و پیچیده باید ذهن خود را از پیشداوری های مثبت یا منفی خالی کنیم .

در اینجا  برای ساده شدن کار تحلیل ، تنها به یکی از مهم ترین موارد اختلاف برداشت  از قطعنامه 2231  در باره  ادعای بازگشت پذیری تحریم ها مورد توجه و تحلیل قرار گرفته است. با این حال نباید فراموش کرد  آنچه که در متن آمده و آنچه که در فرامتن به آن دامن زده می شود،  هر دو مهم است و باید در کنار هم مورد توجه قرار گیرند.  

بررسی ساز و کار های رسیدیگی به اختلاف ها در قطعنامه 2231 

در بند 36  و 37 این قطعنامه   سازو کار رسیدگی به اختلاف های احتمالی آینده مشخص شده است . باید بپذیریم این سازو کار در یک نظام بین المللی نا عادلانه طراحی شده است .

ایران نه میتوانید این سازو کار را تغییر دهد و نه باید به ظلم ناشی از پذیرش تعهدات آن تن بدهد . در چنین محیط بین المللی ، ایران  باید طوری بازی را طراحی می کرد  که بتواند با توجه به قوانین حاکم بر این نظام ناعادلانه بازی را به نفع خودت تمام کند . درست مثل بازی شطرنج است شما پذیرفته ای در مسابقه شطرنجی شرکت کنی که طرف وزیر شما را از قبل مال خود کرده است . حالا ببینیم بر اساس این پیش فرض کمیسیون در عمل چه می خواهد بکند:

باهم متن بند 36 را بخوانیم « بند 36 چنانچه ایران معتقد باشد که هر یک یا کلیه گروه 1+5 تعهدات خود را رعایت ننموده اند، ایران می تواند موضوع را به منظور حل و فصل به کمیسیون مشترک ارجاع نماید؛ به همین ترتیب، چنانچه هر یک از اعضای گروه 1+5 معتقد باشد که ایران تعهدات خود را رعایت نکرده است، هر یک از دولتهای گروه 1+5 می توانند اقدام مشابه به عمل آورد. .... »

در این پارگراف  دو موضوع مهم قید شده است اول آنکه هر دو طرف اختیار دارند در باره رعایت نکردن حقوق خود به کمیسیون مربوطه شکایت کنند. در زمانه ای که قدرتهای استکباری عادت داشته و دارند که دیدگاه های یکطرفه خود را در قالب قطعنامه های ظالمانه به کشورهای در حال توسعه تحمیل کنند ، اینکه شش قدرت جهانی پذیرفتند که شکایت بتواند دو طرفه باشد و حق ایران را برای اعتراض به رفتار احتمالی آنها درآینده به رسمیت شناختتند. موضوع کم اهمیتی نیست .  این موضوع برای ما مایه افتخار است . زیرا در این مذاکرات به قدرتهای جهانی تفهیم شد دوران تحمیل های یکطرفه خواسته های آنها پایان یافته است.

منتقدین می گویند چون آنها کمیسیون را طوری چیدند که می دانند علیه آنها رای نمی دهد، پس چنین حقی را هم برای ایران قائل شده اند. در حالی که اولا چنین فرضی قطعیت ندارد و ممکن ات همین کمیسیون هم به جمع بندی برسد که طرف مقابل خطا کرده است . اما حتی اگر فرض بگیریم چنین ادعایی صحت هم داشته باشد از ارزش این واقعیت که  انها مجبور شده اند به این بخش از خواسته برحق ایران علی رغم میلشان رای بدهند ، چیزی کم نمی شود. در گذشته آنها عادت داشتند در اینگونه موارد در دادگاه لاهه یا درشورای حکام آژانس ویا حداکثر درشورای امنیت به اینگونه موارد رسیدگی شود . ایا این مراکز محلی برای برخوردهای عادلانه با نظام سلطه جهانی است؟ یعنی در عمل راه حل جایگزین بهتری وجود نداشت .

نکته دوم آنکه  ترکیب کمیسیون بجای هفت کشور به عدد هشت رسیده است . این اتفاقی نبوده و نیست یعنی آنها مایل بودند موضوع شکایات احتمالی درشورای حکام آژانس یا شورای امنیت رسیدگی شود . اما وقتی با اصرار ایران مجبور شدند کمیسیون رابپذیرند. ایران با یک اقدام تاکتیکی اتحادیه اروپا را که درتمام مذاکرات نقش میانجی بدون رای داشت ، وارد کمسیون کرد تا تعداد اعضاء را به عدد هشت برساند . چرا ؟ بنده حدس خود را در این مورد مطرح می کنم و از صحت ان اطلاعی ندارم

اگر توجه بفرمائید برای رای گیری عدد فرد زودتر به اکثریت می رسد اما عدد زوج مشکل بیشتری دارد. به همین دلیل آمده اند در بعضی موارد اجماع را پذیرفتند و در بعضی موارد اکثریت پنج در برابر سه را . خوب ببینید نتیجه چه می شود رای اتحادیه اروپا که نقش کلیدی در برابر رای ایران و روسیه و چین خواهد داشت،  باید با 28 کشور عضو هماهنگ شود و این یعنی قدرت بازیگری بیشتر در زمان های مورد نیازرا برای ایران فراهم می سازد. البته ممکن است از نظر دوستان منتقد این موضوع اصلا مهم نباشد. اما به باور من نتیجه تلاش صادقانه افرادی است که درخط مقدم جبهه جنگ دیپلماسی ، با حداقل امکانات دارند تلاش کردند ، مواضع خود را در برابر آتش تهیه دشمن مستحکم نگه دارند.

درادامه بند 36 آمده است « کمیسیون مشترک 15 روز زمان خواهد داشت تا موضوع را فیصله دهد، مگراینکه این زمان با اجماع تمدید شود.متعاقب بررسی کمیسیون مشترک،چنانچه هرعضو معتقد باشد که موضوع پایبندی فیصله نیافته است، می تواند موضوع را به نشست وزیران امور خارجه ارجاع دهد. وزیران 15 روز فرصت خواهند داشت تا موضوع را فیصله دهند، مگر اینکه این زمان با اجماع تمدید شود. » دقت بفرمائید در این بخش نیز چند نکته مهم اشاره شده است .

1-  کمیسیون 15 روز وقت دارد که موضوع را فیصله دهد . چرا 15 روز ؟ برای اینکه تکلیف هرچه زودتر روشن شود. دو طرف همدیگر را سرکار نگذارند و به در و دیوار نزنند . اما چرا واژه  "مگر اینکه " استثناء شده است آن هم بصورت اجماع . یعنی اگر حتی یک کشور هم حالا ایران یا هر هفت کشور مقابل  با تمدید مهلت 15 روزه مخالف باشد، می تواند جلوی آن  تمدید را بگیرد. اما نمی تواند مانع رسیدن به توافق ظرف 15 روز شود. دراین مورد هم می بینید حقوق دوطرف به یک میزان  رعایت شده است . یعنی وقتی موضوع تمدید مهلت 15 روزه باشد همه اعضاء می توانند مانع تمدید شوند امابرای حل و فصل نهایی موضوع رای پنج به سه کافی است.

 این مساله از نظر حقوقی هم مثبت است و هم منفی . زیرا بستگی دارد در چه موقعیتی و با شکایت کدام طرف پیش بیاید . باید توجه داشت  اصل بر این است که دوطرف برای به اجرا درآوردن توافقی که این همه برای رسیدن به آن تلاش کردند ، جدیت نشان می دهند . بنابران قاعدتا مایل نخواهند بود  برسربهانه جویی های بی مورد کل توافق را برهم بزنند.

 برخلاف نظر منتقدان محترم ، اصل بر اجراء نشدن توافق نیست برعکس اصل بر آن است که اقبال به اجراء درآمدن توافق خیلی بیشتر از لغو شدن آن به هردلیلی است. زیرا دو طرف به دلایل متعدد به اجراء توافق نیاز دارند. اگر چنین استدلالی را قبول داشته باشیم در آن صورت مساله تعیین زمان 15 روزه و مساله اجماع اهمیت اساسی پیدا می کند .

متن بند 36 در ادامه می گوید اگر موضوع در کمیسیون مربوطه حل نشود به مرحله بالاتر که اجلاس وزای خارجه هر هشت کشور است ارجاع داده می شود . دقت بفرمائید در مرحله دوم سطح رسیدگی به سطح وزیران خارجه رسیده است که اهمیت بیشتر موضوع را می رساند. یعنی هر بهانه الکی نمی تواند به این سطح برسد . ضمن آنکه موضوع بازهم در صورت اجماع می تواند طولانی تر شود اگر یک کشور هم مخالف بود مساله باید حداکثر 15 روزه حل شود. یعنی تا اینجا حداکثر 30 روز زمان طی شده است. این هم می تواند مثبت باشد چرا که جا برای مانور ایران می گذارد و هم می تواند منفی باشد در صورتی که شاکی طرف ایران باشد. زیرا به طولانی شدن روند رسیدگی کمک می کند .

تا اینجا اصل حق رسیدگی دوطرفه ، اصل اجماع در برابر تمدید زمان ، و اصل رای گیری بر اساس اکثریت پنج در برابر سه رای،  برای حل مساله بصورت نهایی، یادآوری  شده است.

در ادامه بند 36 می خوانیم « پس از بررسی کمیسیون مشترک - همزمان با (یا به جای) بررسی در سطح وزیران - خواه عضو شاکی یا عضوی که اجرای تکالیف اش موضوع بوده است می تواند درخواست نماید که موضوع توسط یک هیات مشورتی که متشکل از سه عضو خواهد بود (یکی از سوی هر یک از طرف های درگیر در اختلاف و طرف سوم مستقل) بررسی شود. هیات مشورتی می بایست نظریه غیرالزام‌آوری را درخصوص موضوع پایبندی ظرف 15 روز ارائه نماید. چنانچه، متعاقب این فرایند 30 روزه موضوع فیصله نیابد، کمیسیون مشترک در کمتر از 5 روز نظریه هیات مشورتی را با هدف فیصله موضوع بررسی خواهد کرد. »

این بخش بند 36 یک ترفند سیاسی پیچیده ودرعین حال نشان دهنده این واقعیت است که چرا مذاکرات آنقدرطول می کشید .لطفا  توجه بفرمائید این اصطلاح "هم زمان با و یا بجای بررسی در سطح وزیران " چقدر ظرافت دارد و چقدر امکان برای بازی گذاشته است. زیرا این مرحله هم می تواند شروع مرحله سوم باشد یعنی بعد از کمیسیون و نشست وزراء در مرحله سوم کمیته مشورتی کار خود را برای حل مشکل شروع کند. و هم می تواند ادغام مرحله دوم و سوم باشد چراکه این هیات مشورتی می تواند هم زمان با نشست وزراء کار خود را انجام دهد و یا اصلا بجای آن تصمیم بگیرد اما جالب است که متقدین محترم می گویند چرا اینجا نظریه غیر الزام آور خود را بدهد ؟ چرا همین کمیته نظر الزام آورندهد که مطلب مورد اختلاف در همینجا پایان یابد ؟

در پاسخ باید گفت  حتی طرف روسیه و چین هم راضی نبودند امتیازحق وتو را از خود سلب کنند. آمریکا ، فرانسه و انگلیس که دیگر جای خود را دارند . آنها مایل بودند و هستند که در آخر موضوع به شورای امنیت بیاید . بنابراین آنها به هیچ وجه حاضر نبوده و نیستند که از خود سلب اختیار کنند.

نکته بسیار مهم دیگری که باید به آن توجه کرد این مساله است که تا این مرحله  دو 15 روز و یک پنج روز در همان زمان سی روز در سه مرحله وقت صرف حل مساله مورد اختلاف می شود. حالا در اینجا توجه کنیم آیا شاکی بیشتر در استرس و فشار است یا متشاکی ؟ یعنی هر کشوری که مدعی تخلف طرف مقابل است درعمل سه مرحله فشرده و اساسی را پشت سر گذاشته و کلی هزینه داده تا اثبات کند ، طرف مقابل تخلف اساسی از برجام کرده است . حالا شما در نظر بگیرد کدام طرف احتمال بیشتری دارد از طرف مقابل بخاطر تخلفاتش شکایت کند؟ کدام طرف به بهانه جویی متوسل می شود که در این سه مرحله کلی باید در برابر افکار عمومی پاسخگو باشدآیا می شود باور کرد غرب در این مرحله با توسل به بهانه های واهی ایران را تحت فشار بگذارد و کل توافق را برهم بزند ؟ این احتمال چند درصد است؟

 برای تحلیل  مرحله چهارم رسیدگی به ادعای تخلف از برجام  ادامه متن قطعنامه  را باهم بخوانیم

« چنانچه موضوع کماکان به نحو مورد رضایت طرف شاکی فیصله نیافته باشد، و چنانچه طرف شاکی معتقد باشد که موضوع، مصداق «عدم پایبندی اساسی» می باشد، آنگاه آن طرف می تواند موضوع فیصله نیافته را به عنوان مبنای توقف کلی و یا جزئی اجرای تعهدات اش وفق برجام قلمداد کرده و/یا به شورای امنیت سازمان ملل متحد ابلاغ نماید که معتقد است موضوع مصداق «عدم پایبندی اساسی» بشمار می آید. »

دراین مورد دقت فرمائید هر هشت کشور می توانند موضوع را به شورای امنیت ارجاع دهند یا ارجاع ندهند!! یعنی در اینجا اگر کشور شاکی به هر دلیل موضوع را به شورای امنیت ارجاع ندهد مساله شکایت بردن به شورای امنیت اجباری نیست !! در اینجا دوستان منتقد معتقدند این همان تئوری ماشه و برگشت پذیری ذلت آور تحریم ها است !!

در اینجا  ببینیم در مرحله چهارم چه اتفاقی می افتد؟

 از سه حالت خارج نیست یا کشور شاکی متقاعد شده که نقض فاحش یا عدم پایبندی اساسی به برجام اتفاق نیافتاده است که مساله حل شده به مرحله چهارم نمی رسد. یا کشور شاکی همچنان معتقد است نقض فاحش اتفاق افتاده است دو راه در پیش رو دارد یا برمی گردد به وضعیت قبل یعنی شش قطعنامه باردیگر به جریان میافتند یا به شورای امنیت ابلاغ میکند که عدم پایبندی اساسی اتفاق افتاده است . در این حالت چه وضعیتی پیش می اید ؟

در بند 37 وضعیتی را که پیش می اید با یک پیچیدگی هنرمندانه تشریح کرده است با هم بخوانیم :

« 37. متعاقب دریافت ابلاغ طرف شاکی، به نحو مشروح درفوق، به همراه توضیحی از تلاش های توام با حسن نیت آن طرف برای طی فرایند حل و فصل اختلاف پیش بینی شده در برجام، شورای امنیت سازمان ملل متحد می بایست منطبق با رویه های خود در خصوص قطعنامه ای برای تداوم لغو تحریم ها رای گیری نماید.

چنانچه قطعنامه فوق الذکر ظرف 30 روز از تاریخ ابلاغ به تصویب نرسد، سپس مفاد قطعنامه های سابق شورای امنیت سازمان ملل متحد مجددا اعمال خواهند شد، مگر اینکه شورای امنیت سازمان ملل متحد به نحو دیگری تصمیم گیری نماید.

در چنین صورتی، این مفاد در خصوص قراردادهایی که بین هر طرف و ایران یا افراد و نهادهای ایرانی قبل ازتاریخ اعمال آنها امضا شده باشد، دارای اثر عطف به ما سبق ندارد مشروط به این که فعالیت های صورت گرفته وفق اجرای این قراردادها منطبق با این برجام و قطعنامه های قبلی و فعلی شورای امنیت باشد.

شورای امنیت سازمان ملل متحد، با ابراز نیت خود  برای تصمیم ‏گیری مبتنی بر ممانعت ازاجرای دوباره  و خودکار تدابیر در صورتی که ظرف این مدت موضوعی که موجب ابلاغ فوق شده است حل و فصل شده باشد، دیدگاه های طرفهای اختلاف وهرگونه نظریه صادره توسط هیات مشورتی را ملحوظ خواهد داشت.

ایران بیان داشته است که چنانچه تحریم ها جزئی یا کلی مجددا اعمال شوند، ایران این امر را به منزله زمینه ای برای توقف کلی یا جزئی تعهدات خود وفق این برجام قلمداد خواهد نمود. »

در این بند نیز چند موضوع اساسی مورد توجه قرار گرفته است :

1- فقط شاکی می تواند  موضوع را به شورای امنیت ارجاع دهد نه کشور دیگری .

2- شورای امنیت باید برای تداوم لغو تحریم ها و نه خود تحریم ها رای گیری کند .

 دوستان به این نکته ظریف توجه دارند که تداوم لغو تحریم ها از آن جهت به را ی گذاشته می شود که چین یا روسیه نتوانند به حمایت از ایران مانع از بازگشت تحریم ها شوند . یعنی غربی ها خواستند وضعیت لغو تحریم ها شکننده باشد و تا زمانی که مطمئن نشدند ایران اقدام های توافق شده در برجام را انجام داده است ،  امکان بازگشت  تحریم ها را از دست ندهند . به همین دلیل موضوع تداوم لغو تحریم ها به رای گذاشته می شود آن هم در صورتی که ایران واقعا تخلفی انجام داده باشد . پذیرش این فرض که آنها بخواهند به بهانه واهی چنین شرایطی را آن هم در چهار مرحله پیچیده و فشرده برقرار کنند بسیار اندک است.

 ازآن طرف چین یا روسیه  تمایلی برای فشار آوردن بیهوده به بهانه های واهی علیه ایران ندارند و این دو کشور می توانند در هر چهار مرحله  در صورتی که بخواهند مانع از بازگشت قطعنامه های قبلی شوند. البته این احتمالش بسیارکم است چون چین و روسیه تا کنون با غرب هماهنگ بودند و حتی به قطعنامه های قبلی رای ممتنع هم ندادند . اما بدلیل آنکه روسیه بر سر اوکراین و کریمه با آمریکا درگیراست میتوان پیش بینی کرد روسیه دراین مورد رفتاری متفاوت نسبت به گذشته ازخود نشان دهد.

3- ایران در صورت شکایت از تخلف احتمالی طرف مقابل بخوبی می داند که موضوع را به شورای امنیت ببرد از قبل معلوم است که کار برایش سخت تر می شود. به همین دلیل ایران لزومی ندارد 30روز دیگر صبر کند . به نظر می رسد به نفع ایران است که اصلا مساله را  به شورای امنیت ارجاع ندهد و همانطور که به صراحت از قول ایران نقل شده است « ایران بیان داشته است که چنانچه تحریم ها جزئی یا کلی مجددا اعمال شوند، ایران این امر را به منزله زمینه ای برای توقف کلی یا جزئی تعهدات خود وفق این برجام قلمداد خواهد نمود. »

این یعنی ایران برمی گردد به وضعیت قبل از توافق ژنو در آذر 1392 . در چنین صورتی چه کسی بیشترضرر می کند ؟ واقعا آمریکایی ها و غربی ها می آیند با بهانه جویی هایی که منتقدین محترم نگران آن هستند وضعیت را به شرایطی بکشانند که یا جنگ با ایران است و یا بازهم تحریم های بیشتر و اینبار ایران ممکن است همکاری های خود را بطور کامل با آژانس هم قطع کند و غرب همین نظارت و کنترل را هم از دست بدهد؟

بعضی از دوستان منتقد، نظام جمهوری اسلامی ایران را اینقدر سست و بی پایه می بینند که غرب در چنین شرایطی می تواند از طریق ایجاد نارضایتی داخلی حکومت ایران را سرنگون کند. همان خواب و خیالی که دو دهه است دنبال تحقق ان هستند.

واقعا در معادلات غرب که مدعی هستند ایران در عمل چهار پایتخت عربی را در دمشق، بیروت ، بغداد و صنعا در حیطه نفوذ و اقتدار منطقه ای خود دارد ، اینقدر ساده انگار هستند که تصور کنند میتوانند از طریق ایجاد اختلاف داخلی با برجام کاری را که در فتنه 88 نتوانستند بکنند در سال 1394 با توافق هسته ای انجام دهند؟

این عده از منتقدین محترم  در باره جایگاه ایران مرتکب براورد اشتباه شده اند. واقعیت آن است که ما در تحلیل رفتار خودمان در منطقه و جهان نباید اغراق کنیم و نباید خود را دست کم بگیریم هر دو بد است.  باید آنگونه که هستیم خود را ببینیم .

ایران کشوری است که شش قدرت جهانی آمدند پذیرفتند به خواسته هایش توجه کنند و بر سر مدلی دو جانبه و بر اساس منافع متقابل البته نه مساوی به تفاهم برسند . سرانجام بعد از سی و شش سال بر سر یک ساز و کاری که اسمش برجام است به مدلی برای همکاری و تفاهم دست پیدا کردند. این اسمش ترکمن چای نیست که در یک قلمش 17 شهر قفقاز از ایران جدا شد.

واقعیت آن است که باید ابعاد کلان برجام را بیشتر بشکافتم تا روشن شود جزئیات این توافق چقدر لایه های پیچیده و مهمی دارد . در اینجا  فقط دو بند از برجام توضیح داده شد  اگر توفیق رفیق نگارنده شود بندهای دیگر برجام و قطعنامه بررسی و تحلیل خواهند شد. 

کد N913924

وبگردی