۰

گام اول در نهایی ساختن خاورمیانه عاری از سلاح هسته ای

  • ۲۸بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه

دیپلماسی موفق دولت یازدهم در پیگیری حل و فصل مذاکرات هسته ای و حصول توافق وین با گروه 1+5 افق های تازه ای را تامین امنیت پایدار در منطقه گشوده؛ در این مسیر، سفر وزیر امور خارجه ایران (دکتر ظریف) به برخی از کشورهای منطقه و تبیین مواضع کشورمان در مشارکت سازنده برای پی ریزی امنیت مشاع و نیز تلاش انسجام یافته در مبارزه با تروریسیم و افراط گرایی نشانه هایی از تبلور سیاست خارجی دولت روحانی با تمرکز بر اهداف صلح سازی وتهدید زدایی صورت می گیرد.

اهداف این سفر و مواضع اصولی که از طریق وزیر امور خارجه در چندین رسانه عربی انعکاس یافت را در دو گزینه اصلی می توان خلاصه کرد:

1- وابستگی کشورهای منطقه به خود از طریق همکاری منطقه ای.
2- عدم وابستگی آنها به حمایت های فرا منطقه ای.
البته شرط اصلی گشایش در روابط منطقه ای و زدودن تجربیات تلخ گذشته و منفی از اذهان افکار عمومی و ایجاد حسن نیت و اعتماد چند سویه هست.
یکی از پیش نیازهای هر طرح موفق برای ایجاد سازوکار جدید امنیت منطقه ای این است که برخی از کشورهای همسایه ایران از انجام خدمات نیابتی برای اسراییل دست بر دارند.
متاسفانه رشد تروریسم و ظهور گروه های سلفی - تکفیری در منطقه تحت عنوان داعش و جبهه النصره و جند الشام... حاصل همفکری و اشتراک منافع برخی قدرت های عربی نظیر عربستان و قطر با اسراییل بوده است.
کشورهایی که برای سرنگونی نظام بشاراسد و مانع تراشی در فرایند دولت - ملت سازی در عراق(در فردای سرنگونی صدام) با محوریت اکثریت جمعیت شیعی در مثلث شومی با اتحاد نیروها و جریانات تندرو سنی و بازماندگان بعثی گروه خشن تکفیری بنام داعش را به گمان خویش برای ممانعت از شکل گیری هلال شیعی در منطقه بوجود آوردند و با این اقدامات مرتکب جنایت فجیع در طول ادوار تاریخ شدند.
در هر صورت، توافق تاریخی وین به رغم دشواری های موجود در اجرا و سنگ اندازی های گروه لابی صهیونیستی معروف به آپیک در سنا و کنگره آمریکا سياست نخ نماي كهنه (تكرار ايران هراسي) و حفظ تحريم هاي ظالمانه بين المللي عليه كشورمان بی اثر گشته است و لذا با تصویب نهایی این توافق در مراجع قانونی در ایران و آمریکا شرایط جدیدی بر امنیت منطقه حکمفرما خواهد شد.
اگر دو مانع اصلی در همگرایی و ایجاد اقدامات اعتماد ساز در منطقه بررسی کنیم افراط گرایی مذهبی و ظهور گروههای تکفیری در کنار اسراییل با توانمندی هسته ای همچنان عوامل اصلی ناامنی و بی ثباتی قلمداد می گردند. گر چه تفکر غالبی در چگونگی مبارزه با گروه های تروریستی به دلیل نوع نگاه و تضاد منافع هنوز میان کشورهای منطقه خاورمیانه شکل نگرفته است و همچنان در ادبیات غرب و برخی از کشورهای عربی از واژگان تروریسم خوب و بد و تقسیم بندی مختلف روبرو هستیم .
با این وجود، داعش به عنوان زائده اصلی تفکر سلفی - صهیونیستی حتی امنیت حامیان خویش را هم نشانه رفته است. در تازه ترین رخداد، ترکیه مجبور به اقدام نظامی علیه مواضع داعش در سوریه شد و حتی خطر تسلط این گروه بر برخی از کشورهای حوزه خلیج فارس جدی است. بنابراین ایران از تغییر جدی مواضع حامیان گروه تروریستی و ایجاد ساز وکارهای منطقه ای برای مقابله با آن حمایت می کند در هرصورت عزم ایران برای هماهنگی بیشتر اقدامات واقعی است.
خطر دیگری که برای امنیت منطقه خاورمیانه همچنان چالش زا است، تلاش گسترده اسراییل برای حفظ برتری نظامی خویش و انباشت سلاح های کشتار دست جمعی است.
اين در حالي است كه اسراييل در منطقه خاورميانه نه تنها از عضويت در پيمان NPT سر باز زده؛ بلكه با گسترش و انباشت سلاح هاي كشتار جمعي امنيت منطقه را نيز در خطر جدي قرار داه است. در اين ميان هيچ فشار بين المللي را هم براي پذيرش اين معاهده احساس نمي كند. از اين رو وجود اسراييل هسته اي تاكنون همه تلاش هاي بين المللي و منطقه اي را براي ايجاد خاورميانه عاري از سلاح هسته اي ناكام گذاشته است. از آنجا كه اين رژيم فاقد عمق استراتژيك بوده؛ بقاي خود را همچنان در توليد سلاح هاي مخرب و آتش افروزي در منطقه جستجو مي كنند. جهان غرب هم نه تنها فشاري را براي پذيرش مقررارت بين المللي و امحاي سلاح هاي كشتار جمعي اين رژيم وارد نمي كند؛ بلكه با رويكرد دوگانه نسبت به اين موضوع وجود سلاح هسته اي اسراييل را عامل امنيت و صلح مي داند. جالب اينجاست كه سران تلاويو بارها كشورهاي متخاصم با اين رژيم را تهديد به بكار گيري سلاح هسته اي نموده و همچنين بانيان اين رژيم بر اين عقيده بودند كه "اگر اعراب نفت دارند ما نيز كبريت داريم".
براي اثبات جنگ طلبي و حفظ موقعيت برتر نظامي خود در وارد كردن ضربه اول؛ اين رژيم در سال 1982راكتور اتمي عراق بنام تموز را بمباران كرد و آن را در راستاي حفظ موقعيت بازدارندگي منطقه اي خود دانست. امروزه نيز اسراييل بر طبق افشاگري هاي مراكز جاسوسي غرب و نيز دانشمند فراری خود، مردخاي وانونو، در حال حاضر داراي دويست بمب اتمي بوده و شمشين قدرت هسته اي دنيا است. گرچه راهبرد ابهام همچنان بعنوان سياست كلي اسراييل در ارتباط با برنامه اتمي خود همچنان دنبال مي شود؛ با اين حال دنيا اين رژيم را بعنوان دارنده سلاح هسته اي به رسميت مي شناسد.
نفع اسراييل در منطقه، غالب گشتن فضاي بي اعتمادي بين ايران و همسايگان عرب خويش است. در اين راستا قدرت رسانه اي اين رژيم و لابي پرنفوذ در آمريكا و اروپا همچنان در تلاشند كه با ايجاد شك و ترديد در مورد نيت ايران در توافق هسته ای با گروه 1+5 كشورمان بعنوان عنصر مداخله گر و برهم زننده امنيت منطقه معرفي كنند و تاسف بار اينكه در هشت سال گذشته همين سياست در منطقه با توفيق نسبي روبرو گرديده بود و برخي از كشورهاي عربي به جاي تاكيد بر خطر اسراييل با سياست هاي منطقه ايِ ضد ايراني هماهنگي كامل داشتند. بنابراين گام مثبت ديپلماسي هسته اي دولت يازدهم و فعال نمودن دپیلماسی منطقه ای و شكستن جو روانيِ ضد ايراني و تلاش براي بازگرداندن مجدد فضاي اعتماد ميان كشورهاي منطقه است.
البته به جز واکنش سرد عربستان به این توافق، اشتياق يا بقول اعراب «هروله» هيات هاي ديپلماتيك براي مذاكره با مقامات ايران در مورد مسایل منطقه ای، نشان می دهد كه با گشوده شدن گره هسته اي ايران، فضاي جديدي براي صلح و آشتي ميان ايران و همسايگانش آغاز مي شود.
از دیگر سو، اسراييل به عنوان یکی از بازندگان توافق وین، همچنان منافع خويش را در تداوم بحران ميان غرب و گروه5+1 مي بيند. چرا كه با فضاي مثبت بين المللي و امكان پذيري مصالحه ميان ايران و غرب، موازنه قوا به ضرر اين رژيم تغيير خواهد يافت. درست كه حفظ مصالح اسراييل از اولويت هاي اساسي آمريكا در منطقه بوده و هست و اوباما نيز براي تغيير رفتار اين كشور در قبال ايران با محدوديت ها و محذوريت هايي روبروست و طيف تندرو كاخ سفيد حاضر به عدول از سياست هاي خصمانه عليه ايران و تعيين اولويت ها بر اساس خط مشی جدید دولت اوباما نیستند.
بي ترديد در صورت صداقت آمريكايي ها و تعيين اولويت سياست خارجي آن بر اساس منافع ملي اين كشور؛ مي توان به اجرای دقیق توافق وین در پروسه معين اميدوار بود. بنابراین سياست جديد ايران و لحن ملايمتر آن براي آشتي با جهان خارج بر اساس اقتدار نظام زمينه ساز انزواي بيشتر اسراييل و فشار هاي بين المللي براي پذيرش مقررات آژانس از سوي اين رژيم خواهد بود. لذا اسراييل نمي تواند براي هميشه با دستاويز قرار دادن برنامه صلح آميز هسته اي ايران به تداوم سياست ابهام هسته اي و تهديد منطقه اقدام کند.
البته شرط اصلی صلح سازی و اعتماد آفرینی در خاورمیانه است که آمریکا به عنوان عنصر مداخله گر و از کنشگران اصلی نظام بین الملل، در قبال حسن نيت ايران و تسهيل در بازرسي هاي بيشتر از مراكز هسته اي به سياست يك بام و دو هوا پايان دهد. اين بدبيني به سياست هاي آمريكا هنوز در اذهان عمومي مردم مسلمان منطقه وجود دارد كه هر موقع بحث هسته اي به ويژه سلاح هاي كشتار جمعي اسراييل در سازمان ملل مطرح مي شود آمريكا با جانبداري از آن مانع تلاش هاي بين المللي براي ثمر رسيدن بازرسي هاي مراكز اتمي در سرزمين هاي اشغالي مي گردد.
آمريكا فرصت چنداني براي تدوين سياست مستقل در قبال ايران را ندارد. نمي تواند با فرصت طلبي هر دو طرف قضيه را داشته باشد. بنابراين يا بايد مثل اسلاف قبلي خود تسليم سياست هاي جاه طلبانه اسراييل و تامين منافع اقليت متنفذ در قدرت باشد و يا با تدبير لازم، رويكرد جديدي را براي پايان دان به انحصار هسته اي اسراييل در خاورميانه اتخاذ كند..
طرح ايران در قالب عمل به پيشنهاد مشترك سال با مصر 1974 در مجمع عمومی سازمان ملل متحد مبني خاورميانه عاري از سلاح هسته اي طرح شد همچنان يك نقشه راه مطمئن براي پايان دان به مسابقات پرهزينه نظامي و تحقق صلح و امنيت پايدار در منطقه است، اساس اين طرح را مي توان بر منافع ملت ها و پرهيز از جنگ ويراني استوار ساخت همچنين در راستی آزمايي مقامات آمريكا در اتخاذ مواضع منطقي نسبت به سلاح هاي كشتار جمعي در منطقه خاورميانه بايد به چگونگي برخورد با اسراييل نگريست. بي شك تغيير رويكرد وپرهيز از سياست دوگانه نسبت به سلاح هاي كشتار جمعي؛ تضمين گر صلح و نيز اجراي موفق طرح خاورميانه عاري از سلاح هاي هسته اي خواهد بود.
پیام رسایی که از زبان وزیر امور خارجه ایران نیز در سفر منطقه ای هم شنیده شد.

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.