۰

ایران رو: ترکیه در مسیر جنگ و جدی ترین مناقشه با ایران قرار گرفته است

  • ۵۳بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
ایران و سوریه,ترکیه,ایران و ترکیه

اقدامات و تحرکات جدید ترکیه در سوریه و خصوصا رویکرد دوگانه این کشور در مسئله کردها، سبب شده است تا برخی تحلیلگران به این باور برسند که اردوغان راه رویارویی با ایران و منطقه را در پیش گرفته است.

به گزارش خبرآنلاین وب سایت ایران رو در تحلیلی به این رویکرد تازه ترکیه پرداخته و نوشته است این کشور گام در راه جنگ می گذارد. آنچه می خوانید تحلیل این وب سایت روسی در خصوص تحولات جدید سوریه و اقدامات ترکیه است. 

اردوغان از همان ابتدای شورش در سوریه بازی ویژه خود را کرده و سعی می‌کرد در عین حال استقلال هرچه بیشتر خویش را حفظ کند و کمتر از آمریکا، متحد راهبردی خود و از همسایگان منطقه ای حساب ببرد. برای آنکارا اجرای «بازی سوری» به تنهایی از نظر مالی سنگین بود که اردوغان بر همین اساس به شراکت نزدیک تر با ایالات متحده و عربستان سعودی تن داده ولی طبیعتاً منافع خود ترکیه را هم فراموش نکرده است.

بدون تردید، هدف فعلی اعضای اساسی ائتلاف ضد سوری، وارد کردن ضربه مرگبار نهایی به بشار اسد است. آنها به گونه ای رفتار می کنند که گویا دولت سوریه بیش از این وجود ندارد و فقط یک منطقه وجود دارد که باید از نو بریده و دوخته شود. گام های نمایشی ترکیه باید به عنوان پیامی برای جهانیان تعبیر شود که آنکارا مقامات فعلی سوریه را از همه حساب ها حذف کرده و بیش از این لازم نمی داند به آنها توجه کند.

این اعتماد به نفس علت نسبتاً ساده ای دارد. واشنگتن بالاخره تصمیم خود را گرفته و تیم خاورمیانه ای فعلی کاخ سفید موفق شده است بعد از چند ماه دسایس و تکاپو، باراک اوباما را به پذیرش گزینه «حل و فصل نهایی مسأله سوری» از طریق ایجاد مناطق آزاد متقاعد کند. همین مناطق باید هسته «دولت آینده دمکراتیک سوریه» را تشکیل دهند. آنها وعده دادند که این طرح حتماً کارگر شده و از همه طرح های قبلی کارآمدتر باشد.

توافقات محرمانه ای که سلمان پادشاه عربستان سعودی و اردوغان رئیس جمهور ترکیه در روزهای 28 فوریه الی 2 مارس سال جاری حاصل کردند، به ثمر نشسته است. تنش متقابل بین دو کشور که چند ماه پیش وجود داشت، اکنون مانع از تشکیل این ائتلاف نمی شود. اختلاف نظر اساسی درباره برخورد با «اخوان المسلمین» برطرف شده و کفه ترازوی آرزوی از بین بردن سوریه از همه سنگین تر گردیده است.

قطر و «اخوان المسلمین»: تبرئه زودرس

مسأله همکاری با «اخوان المسلمین» و قطر، حامی اساسی آنها، که در مراحل اولیه شورش سوری برای آنکارا صریحاً سود آور بود، اکنون به یک نوع معمای سیاسی تبدیل شده است.

از یک سو، همانا دسته های مسلحی که به گونه ای با اخوان ارتباط دارند، مؤثرترین حربه مقابله با اسد هستند. از این نظر «مخالفان غیر مذهبی» از آنها به مراتب ضعیف ترند. علاوه بر آن، شراکت با اخوان از آنکارا هیچ هزینه مالی خاصی ایجاب نمی کرد زیرا بار اساسی تأمین آنها بر عهده بنیادهای خیریه فراوانی بود که با اخوان روابط تنگاتنگ داشته و با اطلاع و موافقت دوحه فعالیت می کردند. نظامیان و سرویس های ویژه ترکیه فقط بایستی برای آنها در مرز کریدور سبز تأمین کرده و از فعالیت اسلام گرایان در جهت جلب ساکنان اردوگاه های آوارگان به صفوف خود چشم بپوشند و این واقعیت را هم نادیده بگیرند که این اردوگاه ها به تدریج به پایگاه های تمرین و آموزش شبه نظامیان تبدیل می شوند. همچنین بایستی گاهی از انبارهای نظامی خود اسلحه و مهمات معینی در اختیار شبه نظامیان بگذارند.

آنها همین کار را کرده و گاهی از حدود توافقات بین اخوان و مقامات ترکیه پا فراتر می گذاشتند زیرا مقر اسلام گرایان، شبکه های جاسوسی و مراکز سرباز گیری آنها در استانبول به طور کاملاً باز و آشکار فعالیت می کردند.

از سوی دیگر، شعبه های مسلح اخوان به تدریج به بار بیش از حد سنگینی تبدیل می شدند. اردوگاه های آوارگان به کانون جنایات و مقر های اخوان به دفاتر فعالیت جنایی در همه زمینه ها اعم از قاچاق و تجارت غیرقانونی اسلحه تا تأمین «کالای زنده» تبدیل می شدند. آنکارا می توانست با این وضع سازش کند و فقط گاهی گروه های به ویژه پررو را مورد هجوم پلیس قرار دهد ولی بزودی با یک مسأله جدی تر روبرو شد که این مسأله در برابر هر کسی که بخواهد از اسلام گرایان در بازی خود استفاده کند، قد علم می کند. آنها از زیر کنترل در رفته و قطعاً نخواستند در بازی سوری اردوغان و اطرافیانش نقش دست نشانده های فرمانبردار را ایفا کنند.

علاوه بر آن، واشنگتن در راهبرد خود بیشتر به مخالفان غیر مذهبی امید بسته است. آمریکا به آنکارا به پاس شرکت در اجرای این راهبرد نه فقط گرم شدن روابط آمریکایی - ترکی بلکه یک چیز مهمتر یعنی اعطای وضع حقوقی شریک ویژه در شراکت بازرگانی و سرمایه گذاری فرا آتلانتیک را وعده داد. ریاض در چارچوب توافقات محرمانه قول پرداخت وام های قابل توجه تسهیلی را داد که اقتصاد ترکیه حاضر است جان بدهد تا آن را دریافت کند.

تیم اردوغان مسأله انتخاب را که بروز کرده است، با ظرافت زیادی حل کرد. به ابتکار آنکارا رایزنی های جاری بین ریاض و ریاست «اخوان المسلمین» در باره تشکیل نه ائتلاف بلکه یک نوع پیمان موقت عدم تجاوز متقابل شروع شده است. و اما دوحه همزمان از دولت آمریکا و اطرافیان اردوغان پیامی دریافت کرد که محتوای آن  از این قرار است که عصر جدیدی فرا رسیده است که با خطر «سلطه جویی ایرانی» توأم است و لذا ضرورت پایان دادن نهایی به مسأله سوریه از همه ملاحظات دیگر مهم تر است. به همین علت ریاض حاضر است اعتبار قطر را نزد خود احیا کند و همه ایرادها از قطر را پس بگیرد ولی قطر در عوض باید خاندان حاکم آل سعود را تنها رهبر جهان سنی بشناسد و همه برنامه های خارجی خود را تابع «خط مشی» آن بکند. دوحه چاره ای جز اظهار رضایت به این اعاده حیثیت داوطلبانه - اجباری ندارد.

درباره کرد های «درست» و «نادرست»

در حالی که تهران به طور صریح و روشن از تمامیت ارضی عراق حمایت می کند که در آن «خودمختاری ها - منظور کردستان عراق است - حقوق و اختیارات هرچه قدر وسیعی داشته باشند ولی باید بخشی از دولت واحد باقی بمانند»، آنکارا بی میل نیست از استقلال اربیل حمایت کند. ولی به شرطی که کردهای «درستی» ریاست دولت جدید را بر عهده خود بگیرند که از نظر اردوغان مسعود بارزانی رئیس فعلی کردستان عراق بدون تردید یکی از آنهاست.

بنا به برنامه های آنکارا اربیل می توانست بر وفاداری کردهای سوریه به ترکیه اثر جدی گذاشته و حمایت آنها از طرح های ترکی در رابطه با بازسازی آینده دمشق را تضمین نماید. مشکل اردوغان این است که کردهای «نادرست» یعنی طرفداران حزب کارگر کردستان، مانع از وقوع این وضعیت ایده آل می شوند.

علت این استاندارد دوگانه آن است که کردهای سوری به حزب کارگر کردستان علاقه مند هستند که این همان حزب است که مشغول نبرد مسلحانه پیگیرانه با مقامات ترکیه در راه ایجاد خودمختاری کردی در ترکیه بود. قرارداد صلح بین این حزب و آنکارا تنها در سال 2013 امضا شد ولی روند صلح هنوز بازگشت ناپذیر نشده است. تیم اردوغان امیدوار بود که فعالان حزب کارگر کردستان در صورت ایجاد دولت مستقل کرد ها در خاک عراق، به آنجا منتقل شوند که در این صورت در داخل ترکیه از شدت مسأله کاسته خواهد شد. تازه بخشی از نخبگان کرد ترکیه، طرفداران مصمم گفتگوی صلح با اردوگان هستند و درباره خودمختاری فقط صحبت می کنند زیرا در ترکیه واحد و تجزیه ناپذیر برای خود جای گرمی پیدا کرده اند.

بخشی از فعالان حزب کارگر کردستان واقعاً به کردستان عراق منتقل شدند ولی بعد از آن تحولات در مسیر عوضی حرکت کرد زیرا آنها با بارزانی وارد مناقشه شدند چرا که اولاً او را طرفدار بیش از حد آمریکا می دانند و ثانیاً او را به سازش با اینکه کردستان عراق به عنوان هسته دولت مستقل آینده می تواند به تحت الحمایه آنکارا تبدیل شود، متهم می کنند.

حزب کارگر کردستان که بارزانی را چیزی شبیه به دست نشانده آنکارا می داند، جلوی تلاش های وی در جهت گسترش نفوذ خود در سوریه را می گیرد. وقتی بارزانی مدتی پیش قصد داشت بنا به درخواست همفکرانش در منطقه خودمختار کردی این کشور، از اربیل دو هزار نفر از نیروهای پیش مرگه را به آنجا اعزام کند، حزب کارگر کردستان جلوی این کار را گرفت زیرا هراس منطقی داشت که این واحد مسلح علیه اعضای این حزب اقدام کند.

در شرایطی که به علت سازش ناپذیری کردهای نادرست همه برنامه های ائتلاف ضد سوری به مخاطره می افتد، اردوغان باید چکار کند؟ تازه این ائتلاف، کردستان عراق و همه جنبه های سیاسی عملیات علیه دمشق را که با کردستان ارتباط دارد، حوزه مسئولیت ترکیه اعلام کرده است. چاره ای جز بمباران باقی نمانده است. ترکیه در این زمینه از واشنگتن شریک خود الگو گرفت که برای آن «دیپلماسی بمب افکن ها» به یک کار عادی تبدیل شده است. حوادث یمن نشان داد که ریاض هم این شیوه متقاعد کردن حریفان منطقه ای خود را به طور کامل فرا گرفته است.

واکنش ایران به فعال شدن ترکیه

فعال شدن ترکیه در مرحله جاری با شدیدترین واکنش تهران روبرو شده است. این امر باعث تعجب نمی شود زیرا مسئولین عالی رتبه نظامی و سیاسی جمهوری اسلامی نیک می فهمند که کلید دمشق، کلید امنیت راهبردی ایران هم است. لحن شدید تفسیرهای رسمی و شبه رسمی طرف ایرانی درباره گام نهادن آنکارا در مسیر جنگ منعکس کننده نگرانی های آشکار تهران و درک این واقعیت است که کدام کشور به هدف بعدی ائتلاف ضد سوری تبدیل خواهد شد.

در سال 2013 حجت الاسلام مهدی طائب رئیس قرارگاه راهبردی عمار که علاوه بر کارهای دیگر مسئول طراحی نظریه توسل تهران به نیروی نرم است، ضمن اشاره به اهمیت راهبردی سوریه، آن را سی و پنجمین استان خواند و گفت: «اگر دشمن به سوریه و خوزستان عراق تجاوز کند، نگه داشتن سوریه برای ما اولویت خواهد داشت». علی اکبر ولایتی یکی از سازندگان واقعی سیاست خارجی جمهوری اسلامی در ماه مارس همان سال اظهار داشت: «اگر ما سوریه را از دست بدهیم، قادر نخواهیم شد تهران را در دست خود نگه داریم». این موضع گیری تغییر نکرده است که جواد شریف در جریان سفر اخیر خود به پادشاهی های حاشیه خلیج فارس و در حین دیدار برق آسا از عراق بر همین امر تأکید کرد.

بنا به برآوردهای ایران، امروزه دمشق «حلقه طلایی زنجیره مقاومت با اسراییل» است و لذا به طور غیر مستقیم عنصر مهم مقابله با برنامه های ایالات متحده در منطقه است. از دست دادن سوریه باعث خواهد شد که تهران امکان نفوذ در منطقه شام را از دست بدهد که در این صورت از نظر مقابله با اسراییل تضعیف خواهد شد. اگر دمشق از دست برود، جمهوری اسلامی امکان حمایت از حزب الله را نیز از دست خواهد داد که در این صورت از دسته رسمی مقابله با اسراییل به یکی از احزاب سیاسی لبنان تبدیل شد که رقیبان آن را به سرعت خواهند بلعید. منطقه شیعه نشین شام که الآن به همت حزب الله زنده مانده است، از کانال های حمایت خارجی جدا خواهد شد. طبیعی است که واکنش زنجیره ای از دست دادن سوریه به منطقه شام ختم نشده بلکه بر تمام هلال شیعی اثر خواهد گذاشت.

حالا که تهران همه عواقب عمیق این تحولات و خطر راهبردی عظیم فعالیت ترکیه در این محور برای خود را درک می کند، می توان احتمال داد که ایران از رویارویی بالقوه سیاسی با آنکارا در این زمینه، از واکنش غرب و کارشکنی احتمالی در روند حل و فصل اوضاع که در وین شروع شد، نترسد و با پیگیری تمام جلوی تمایلات تجاوزکارانه ترکیه را گرفته و حمایت از دمشق را افزایش دهد.

در این رابطه عاری از لطف نیست اشاره شود که موضع گیری مسکو و تهران درقبال سوریه و عراق در عمل با هم مطابقت کامل دارد که این امر یک بار دیگر در جریان ملاقات های روز گذشته سرگئی لاوروف وزیر امور خارجه در دوحه (قطر) به اثبات رسید. سازگاری مواضع، دو کشورمان را به متحدان طبیعی همدیگر  تبدیل کرده و به مناسبات روسی - ایرانی تحرک مکملی می بخشد،  انگیزه ای برای خروج این روابط از زیر سایه و موجبات تعامل راهبردی را فراهم می نماید.

******

اردوغان و اطرافیانش به خوبی متوجه دو امر شده اند. اولاً، ضربه به سوریه  -که اگر نزاکت سیاسی کنار گذاشته شود، ایجاد مناطق آزاد به همین معناست-  به منافع ایران در منطقه ضربه نیرومندی زده و تهران و آنکارا را در آستانه جدی ترین مناقشه سیاسی می گذارد. ثانیاً، گام نهادن ترکیه در مسیر جنگ شدید ترین واکنش مسکو را تحریک خواهد کرد. این دو ملاحظه جلوی کسی از رهبران ترکیه را نمی گیرد. ترکیه در شرایطی که امکان به دست آوردن غنایم غنی از «بازی سوری» فراهم می شود و واشنگتن و ریاض سودمند ترین امتیازات اقتصادی و سیاسی را پیشنهاد کردند، حاضر است به طور کامل دیدگاه مسکو و تهران را نادیده بگیرد و به آنها محل نگذارد. ترکیه نگران عواقب منفی این رفتار نیست زیرا تأمین «بالش امنیتی» هم بخشی از بسته توافقات آنکارا با شرکای آن در ائتلاف ضد سوری را تشکیل می دهد.

4949

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.