یادداشت روزنامه شرق؛

دیپلماسی وداع با اسلحه

سیاسی

وقتی غرش «توپ‌ها و تانک‌ها» جواب مساعد نمی‌دهد، «دیپلماسی» دقیقا همان جایی است که باید بر مناقشات و جنگ‌ها «مهر پایان» بزند یا حداقل مسیر را برای یک راه‌حل سیاسی باز کند.

به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه شرقی در یادداشتی به قلم «اردشیر زارعی ‌قنواتی» با اشاره به اهمیت دیپلماسی و اجتناب از جنگ رسیدن به یک مصالحه ملی-منطقه ای در مورد بحران های کشورهای تحت منازعه نوشت:

وقتی غرش «توپ‌ها و تانک‌ها» جواب مساعد نمی‌دهد، «دیپلماسی» دقیقا همان جایی است که باید بر مناقشات و جنگ‌ها «مهر پایان» بزند یا حداقل مسیر را برای یک راه‌حل سیاسی به‌منظور خروج از بن‌بست و حذف جولانگاه «گلوله و باروت» باز کند. به تجربه در چند سال اخیر اثبات شده است که شکست یا پیروزی در جنگ‌ها و غلبه یک نیرو بر نیروی متخاصم هرگز به مفهوم پایان منازعه و آغاز یک پروسه ثبات، امنیت و اتحاد ملی- منطقه‌ای نبوده است. تجربه بحران و جنگ داخلی ادامه‌دار در سوریه و یمن که هنوز نیروهای متخاصم همچنان درگیر حفظ یا تغییر وضعیت موجود هستند، به‌خوبی نشان می‌دهد خشونت و منازعه مسلحانه راه‌حل این معمای خاکستری نبوده است.

به‌ویژه ماهیت و ذات بحران و جنگ‌های جاری در منطقه خاورمیانه و شاخ آفریقا که بیش از آنکه رویارویی کلاسیک دو ارتش منظم باشد یا اینکه در حوزه داخلی نبرد بین انقلاب و ضدانقلاب به صورت مألوف تلقی شود، هم‌اکنون در چارچوب جنگ‌های داخلی و فرقه‌ای با دخالت نیروهای بیرونی تعریف‌پذیر است که همین وضعیت تمام مرزهای قراردادی و سنتی حول تعاریف جنگ و ادبیات سیاسی کسب منافع ملی را نقض می‌کند. در چنین شرایطی، تنها مسیری که پیش پای بازیگران داخلی و حامیان خارجی آنان گشوده است بی‌تردید ورود به بازی «دیپلماسی» برای خاتمه درگیری یا حداقل رسیدن به یک مصالحه ملی- منطقه‌ای مرضی‌الطرفین خواهد بود.

سفر وزیر امور خارجه سوریه به ایران برای گفت‌و‌گو با همتای ایرانی‌اش و  فرستاده ویژه «پوتین»، در شرایط کنونی اهمیت سیاسی خاصی دارد که نشان می‌دهد در منطقه و میدان منازعه تغییراتی در شرف تکوین است. این سفر بعد از توافق هسته‌ای ایران و همچنین سفر چند روز پیش «لاورف» به دوحه برای گفت‌و‌گو با وزرای امور خارجه آمریکا و عربستان درباره بحران سوریه، اهمیت دوچندانی دارد. تحرک جدید دیپلماتیک در حوزه بحران سوریه بین بازیگران اصلی دخیل در این منازعه چندجانبه در کنار تحولات جدیدی که در وضعیت میدانی جنگ سوریه اتفاق افتاده و احتمال گسترش منازعه به مناطق پیرامونی را باعث شده است، رهبران ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی را به سمت یافتن راه‌های جدیدی ملزم کرده است.

تمامی این بازیگران با تمام اختلاف‌نظرهای خود در یک نکته متفق‌القول‌اند؛ اینکه جنگ و ادامه نبردهای مسلحانه نه‌فقط هیچ پیروزمندی‌ای نخواهد داشت، که حتی هزینه ادامه این وضعیت می‌تواند برای منافع منطقه‌ای و بین‌المللی همگی آنان سنگین تمام شود. در روزهای اخیر در راستای توافق هسته‌ای ایران با قدرت‌های غربی از سوی وزیر امور خارجه ایران، پیشنهاد گفت‌وگوهای منطقه‌ای برای تأمین و حفظ ثبات حوزه مشترک ارائه شد و از طرف دیگر با سفر مقامات ریاض به مسکو برای گسترش مناسبات دوجانبه و رایزنی حول اختلافات فی‌مابین، به نظر می‌رسد روسیه نقش پررنگی در تحولات آتی منطقه پیدا کرده ‌است. این جایگاه جدید برای مسکو بدون‌شک یک مسئولیت و موقعیت میانجیگرانه ایجاب می‌کند که مورد استقبال تهران و ریاض نیز قرار می‌گیرد و تا حدودی دولت «اوباما» و کشورهای اروپایی را هم می‌تواند همراه خود داشته باشد.
اما نگاه و موضع روسیه یا ایران پشت‌کردن به منافع سنتی خود در سوریه و خیانت به اسد نخواهد بود، بلکه وضعیت در مسیر یک بده‌بستان سیاسی برای رسیدن به مصالحه سیاسی احتمالی در سوریه دور می‌زند. سفر ولید‌معلم به تهران برای مذاکرات دوجانبه و سپس سه‌جانبه با دیپلمات‌های ارشد تهران- مسکو، تابع رایزنی و رسیدن به یک راه‌حل در طیف متحدان برای ورود به بازی بزرگ‌تر با جناح مخالف داخلی و منطقه‌ای خواهد بود. در اینکه تهران و مسکو تحت‌هیچ شرایطی از منافع ژئوپلیتیک خود در سوریه نمی‌گذرند و همچنین ظن قربانی‌کردن این کشور را برای اهداف دیگر ندارند، جای تردیدی نیست، اما این تأمین منافع سه‌جانبه در وضعیت بحرانی کنونی می‌تواند راه‌حلی سیاسی را هدف گرفته باشد که منافع حداقلی دوطرف منازعه را در چارچوب پایان‌بخشیدن به جنگ و فاجعه کنونی تأمین کند. تحرکات سیاسی و دیپلماتیک در منطقه به‌ویژه بعد از اثبات خطر تروریسم بنیادگرای دولت اسلامی (داعش) بسیاری از معادلات پیشین را دچار تغییر کرده است که می‌توان دیدارها و گفت‌و‌گوهای کنونی را حول آن، مورد ارزیابی قرار داد.

به همان اندازه که توازن نیروها در عرصه میدانی بحران سوریه همچنین موازنه قدرت در بین بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی حاکی از چندسویه‌بودن منافع طرفین است، هرگونه پافشاری و یک‌جانبه نگری برای پیروزی نهایی و حداکثری هر کدام از اضلاع منازع نیز خارج از منطق سیاسی است. به‌نظر می‌رسد تمامی بازیگران عرصه شطرنج منطقه‌ای به این درک واحد، البته با اهداف متفاوت خود رسیده باشند و دیدارهای دوحه و تهران بین سیاست‌مداران و دیپلمات‌های ارشد این مجموعه ناهمگون، راهی برای جستن یک «مصالحه حداقلی» خواهد بود که آینده نشان می‌دهد تا چه اندازه می‌تواند موفقیت به همراه داشته باشد.

وبگردی