۱

فابیوس درپی نزدیک کردن فرانسه به ایران با استفاده از مشترکات است

  • ۳۱بازدید
  • ۱ رای
  • ۰ دیدگاه

عضو موسسه روابط بین الملل و بنیاد مطالعات بین المللی و استراتژیک فرانسه با اشاره به تاثیرات سفر «لوران فابیوس» به ایران، اوضاع موجود در خاورمیانه را از عوامل تاثیرگذار در حصول توافق هسته ای دانست.

ایران این روزها شاهد حضور گسترده دیپلمات های ارشد اروپایی است بطوریکه در هفته گذشته ابتدا «فدریکا موگرینی» مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، و پس از آن «لوران فابیوس» وزیر امور خارجه فرانسه، میهمان مقامات ایرانی بودند.

حضور این افراد سرشناس در تهران به دلیل گشایشی است که به موجب حصول توافق هسته ای میان ایران و کشورهای ۱+۵ به وجود آمده از همین رو کشورهای غربی در تلاش هستند تا با پیشی گرفتن از یکدیگر علاوه بر ترمیم و احیای روابط دیپلماتیک خود با تهران ارتباط تجاری و اقتصادی خود با ایران را نیز مجددا احیا کنند.

در همین رابطه برای تحلیل دقیق تر دلیل تغییر رفتار کشورهای غربی در قبال ایران با دکتر «کریم پاکزاد» عضو موسسه روابط بین الملل و بنیاد مطالعات بین المللی و استراتژیک فرانسه به گفتگو نشستیم.

متن این مصاحبه به شرح زیر است.  

* فرانسه در مدت انجام مذاکراتی که منجر به توافق هسته ای شد موضعی سخت داشت و حتی برخی از مواقع سختگیری فرانسه بیش از سختگیری های آمریکا در این رابطه می شد، دلیل اتخاذ این رویکرد از سوی پاریس در زمان انجام مذاکرات چه بود؟ آیا تمام این سخت گیری ها بواسطه منافع فرانسه بود یا پاریس از منافع کشورهای دیگر همچون عربستان سعودی و یا اسرائیل دفاع می کرد؟

بله ظاهرا فرانسه در دوران مذاکرات هسته ای مواضع سخت تری نسبت به سایر کشورهای مذاکره کننده با ایران داشت و این به آن دلیل بود که فرانسه از جمله کشورهای پیشرو در مذاکرات هسته ای است و از تجارب بسیار زیادی در زمینه ساخت تاسیاست هسته ای در مناطق مختلف جهان برخوردار است از همین رو سعی پاریس در این مذاکرات بر آن بود که به یک توافق مستحکم برسند. توافقی که به گفته لوارن فابیوس، وزیر خارجه فرانسه، مستحکم و قابل دفاع و ارزیابی باشد.

 اگر به عنوان فرض محال فرض کنیم که این توافق در آمریکا رد شود گمان نمی کنم که اروپا از این تصمیم واشنگتن پیروی کند. و این بدان خاطر است که توافق بدست آمده میان ایران و ۱+۵ محصول خود اروپا نیز هست. شکی در این نیست که امریکا در به نتیجه رسیدن مذاکرات نقش اساسی داشته اما نباید نقش اتحادیه اروپا و کشورهای اروپایی را در آن کم رنگ کرد. علت دیگر سخت گیرهای فرانسه آن بود که پاریس اعتقاد داشت اگر می خواهیم موضوع هسته ای ایران را یک بار برای همیشه حل کنیم باید به توافق و قراردادی با ایران برسیم که این قرار داد مورد تائید اکثریت کشورها و مجامع جهانی باشد.  بخصوص که فرانسه می دانست مخالفت هایی با این توافق چه در منطقه و چه در خارج از منطقه وجود خواهد داشت؛ کشورهایی وجود داشتند که با هر نوع توافق با ایران مخالف بوده و هر نوع قراردادی را که به ایران اجازه می داد تا برنامه هسته ای خود را حفظ کرده و به غنی سازی اورانیوم ادامه بدهد تحمل نمی کردند.  کشورهایی همچون عربستان سعودی و دیگر کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و یا حتی از آن مهمتر اعضای کنگره آمریکا که هم اکنون در اختیار محافظه کاران است و آنها نیز تا حد زیادی تحت لابی های اسرائیل قرار دارند نیز مخالف هر نوع عقب نشینی در برابر ایران بودند. در چنینی شرایطی چگونه می شد به توافقی رسید که بتوان از آن در برابر افکار جهانی و در برابر این مخالفت ها دفاع کرد؟ این در صورتی امکان پذیر می شد که به توافقی برسیم که هیچگونه نقصی نداشته باشد. مجموع این عوامل بود که فرانسه را وادار می کرد تا در مذاکرات سخت گیر باشد و در یک یا دو مورد خواسته هایی بیشتر از آمریکا و دیگر طرف های گفتگو با ایران داشته باشد.

*به موجب تحریم هایی که در سال های گذشته علیه ایران اعمال شد شرکت های فرانسوی از جمله رنو و پژو با زیان های مالی زیادی مواجه شدند آیا با توجه به این وضعیت فرانسه رویکرد جدید و مستقلی را در قبال ایران آغاز می کند یا آنکه همانند گذشته پاریس دنباله رو آمریکا بوده و سیاست خارجی فرانسه تابعی از سیاست های آمریکا و اسرائیل خواهد بود؟

بعد از تصویب قطعنامه در شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران و اعمال تحریم های چند جانبه علیه این کشور، فرانسه که یکی از مهمترین شرکای تجاری ایران بویژه در بخش تولید خودرو بود متضرر شد بطوریکه در عرض دو سال میزان مبادلات تجاری دو کشور از چهار میلیارد یورو به ۵۰۰ میلیون یورو رسید یعنی هشت برابر کمتر شد و شرکت های فرانسوی زیان زیادی را در این میان متحمل شدند. اتخاذ این سیاست نمی تواند صرفا به دلیل دنباله روی از آمریکا بوده باشد. اما فرانسه در قبال متحدان خود تعهداتی را دارد و اعمال تحریم علیه ایران و پیروی از آن در این راستا انجام شده است.

* با توجه به سفر لوران فابیوس به ایران، شما آینده روابط پاریس و تهران را چطور ارزیابی می کنید و زمینه های موجود برای گسترش روابط ایران و فرانسه را در چه مواردی می بینید؟

 یکی از ویژگی های سفر آقای فابیوس به ایران در ماهیت آن نهفته است. همه می دانند ظرف چند ماه آینده وقتی تحریم های ایران برداشته شوند این کشور به علاوه آنکه از لحاظ سیاسی جهش چشمگیری می کند از لحاظ اقتصادی نیز تبدیل به یکی از مهمترین شریک های تجاری اروپا می شود و البته این شرایط برای سایر کشورها نیز وجود دارد. اما علیرغم این مسائل سفر فابیوس به ایران کامل سیاسی بود و از مقامات تجاری و صاحبان صنایع فرانسه هیچکس فابیوس را در این سفر همراهی نمی کرد. علت این امر آن است که اگر ما به تاریخ روابط ایران و فرانسه نگاه کنیم متوجه می شویم که پس از انقلاب ایران روابط تهران-پاریس عمدتا سیاسی بوده البته در یکی دو مورد اختلافاتی میان دو کشوور بوجود آمد اما با این وجود روابط بیشتر سیاسی بوده است.

بعد از تصویب قطعنامه در شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران و اعمال تحریم های چند جانبه علیه این کشور، فرانسه که یکی از مهمترین شرکای تجاری ایران بویژه در بخش تولید خودرو بود متضرر شد بطوریکه در عرض دو سال میزان مبادلات تجاری دو کشور از چهار میلیارد یورو به ۵۰۰ میلیون یورو رسید یعنی هشت برابر کمتر شد و شرکت های فرانسوی زیان زیادی را در این میان متحمل شدند.علاوه بر آن فابیوس سیاستمدار باتجربه ای است و در سال های ابتدایی انقلاب ایران وی نخست وزیر فرانسه بوده و از اهمیت رابطه با ایران آگاه است. وی از این موضوع نیز آگاه است که در سال های گذشته ایران برای بی اثر کردن سیاست های آمریکا برای منزوی کردن تهران، روی به همکاری با پاریس آورده بود و همانطور که فابیوس در تهران بیان کرد وی در این سفر دو اهدف ویژه ای را دنبال می کرد ؛ و هدف اصلی ادامه روند اعتماد سازی بین طرفین که در نتیجه توافق هسته ای بدست آمده است بطوریکه خود فابیوس اعلام کرده ما نمی توانیم اعتماد میان خود را گسترش دهیم مگر اینکه از موضع احترام با یکدیگر برخورد کنیم. از همین رو بود که دیدیم فابیوس در تهران تلاش کرد تا به مردم ایران این پیام را بدهد که فرانسه نیز مانند ایران یک کشور قدیمی بوده و آنها مشترکات فرهنگی و زبانی با  یکدیگر دارند و ههمانند هم از تاریخو زبان و .... قدیمی بهره می برند و باید این روابط ادامه و گسترش بیابند. و همچنین اینکه فرانسه احترام زیادی به تمدن ایران می گذارد. فابیوس به رابطه با ایران به هیچ وجه نگاه صرفا اقتصادی ندارد و نگاه وی سیاسی و یا حتی می توان گفت سیاسی-فرهنگی است.

و در مورد زمینه های موجود برای افزایش همکاری های میان دو کشور، فابیوس بیش از انجام سفر به ایران در مقاله ای که در روزنامه ایران چاپ تهران منتشر شد بر روی چند موضوع تاکید کرد و البته این موضوع مورد تاکید رئیس جمهور نیز بود و آن اینکه اولا همکاری میان فرانسه و ایران در تمامی زمینه ها افزایش بیابد و دوم آنکه فرانسه ایران را به عنوان یک قدرت منطقه ای می شناسد و پاریس اهمیت ویژه ای به این امر می دهد و تاکید می کند که ایران می تواند نقش مهمی در ثبات منطقه ایفا کند و این امری است که در رابطه فرانسه با دیگر کشورها کمتر به چشم می خورد.

ایران وقتی می تواند نقش بیشتری در منطقه ایفا کند که اعتماد میان این کشور و کشورهای دیگر افزایش پیدا کند و از همین رو بود که مشاهده کردیم که فابیوس در اظهارات خود در تهران یک نوع بازگشت در اظهارات خود داشت و بطور ضمنی از دردها ورنج های مردم ایران در سال های گذشته بویژه دوران جنگ ایران و عراق یاد کرد.

* اگر کنگره آمریکا با توافق هسته ای ایران موافقت نکند، رویکرد اتحادیه اروپا در قبال ایران چگونه خواهد بود؟ آیا این اتحادیه سیاست مستقلی را در مورد ایران خواهد داشت یا آنکه بدنبال اقدام کنگره آمریکا، برکسل نیز توافقات خود با ایران را به هم می زند؟

در صورت وقوع چنین وضعیتی قطعا کشورهای دیگر ناراحت خواهندشد. اما احتمال کمی برای این امر وجود دارد زیرا اول آنکه شاهد هستیم که در رزوهای اخیر هم «جان کری» وزیر امور خارجه آمریکا و هم سایر وزرای دولت آمریکا به کنگره رفته اند و از توافق هسته ای بدست آمده نیز دفاع کرده اند. حتی شاهد هستیم که وزاری دولت آمریکا برای نشان دادن درجه بالای حمایت از این توافق به فرانسه اشاره کرده و می گویند که پاریس از این توافق هسته ای حمایت می کند. اینکه در زمان مذاکرات فرانسه مواضع سختی داشت اینک همان موضع سخت تبدیل به نقات قوت توافق شده است و جان کری برای متقاعد کردن اعضای کنگره از موضوع فرانسه استفاده کرده و می گوید با وجود آنکه در دوران مذاکرات شاهد سرسختی پاریس بودیم اکنون فرانسه از این توافق حمایت می کند.

دوم آنکه آمریکا نیز همانند فرانسه  اعتقاد دارد که ایران می تواند نقش مثبت تری در منطقه ایفا کند.

سوم آنکه آمریکایی ها می دانند جایگزین دیگری برای این توافق وجود نداشت و جنگ نیز راه حل موضوع نبود.

اما آنچه که موجب می شود تعداد زیادی از اعضای کنگره آمریکا از این توافق حمایت کنند آن است که اگر این توافق در کنگره رد شود آمریکا را در سطح بین المللی دچار انزوا می کند زیرا توافق حاصل شده فقط توافق میان ایران و ۱+۵ نیست بلکه این توافق امروز جزو قطعنامه های رسمی شورای امنیت محسوب می شود و به غیر از یک و یا دو کشور تمامی کشورها از این توافق حمیات می کنند و من فکر نمی کنم که کنگره این توافق را رد کندو حتی اگر این توافق در کنگره رد شود اوباما می تواند از حق وتوی خود استفاده کند. اما اگر به عنوان فرض محال فرض کنیم که این توافق در آمریکا رد شود گمان نمی کنم که اروپا از این تصمیم واشنگتن پیروی کند. و این بدان خاطر است که توافق بدست آمده میان ایران و ۱+۵ محصول خود اروپا نیز هست. شکی در این نیست که امریکا در به نتیجه رسیدن مذاکرات نقش اساسی داشته اما نباید نقش اتحادیه اروپا و کشورهای اروپایی را در آن کم رنگ کرد. در این رابطه حتی شاید برخی کشورها همچون چین نقش کمتری در این توافق داشته باشند اما بازهم نمی توان گفت که آنها در این توافق بی اثر بوده اند و من فکر نمی کنم که این کشور به خاطر رای کنگره آمریکا با توافق حاصل شده مخالفت کنند، به هیچ وجه چنین چیزی امکان پذیر نیست و این بدان خاطر است که همه جهان تابع یک کشور یعنی آمریکا نیست.

* آیا اروپا سیاست خاصی برای کاهش مخالفت های اعراب با توافق هسته ای ایران دارد یا آنکه کشورهای غربی از این موضوع سوءاستفاده کرده و از آن به عنوان بهانه ای برای فروش تسلیحات خود به کشورهای عربی استفاده می کنند؟

صرف نظر از ابعاد فنی و سیاسی یکی از عوامل تاثیر گذار در به نتیجه رسیدنن توافق هسته ای ایران اوضاع منطقه خاورمیانه بود. بعد از پیدایش داعش که یک تهدید امنیتی برای تمام جهان محسوب می شود ما شاهد گسترش بی سابقه بی ثباتی در منطقه بودیم و برای آنکه کل منطقه و جهان گرفتار این بی ثباتی نشوند شاهد بودیم که آمریکا و حتی اروپا تلاش زیادی را برای جلوگیری از حمایت اعراب خلیج فارس از داعش انجام دادند. هیچ شکی نیست که یکی از دلایل رشد داعش حمایت همین کشورهای عربی از آنها بوده است و به همین دلیل است که «فدریکا موگرینی» مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، و برخی دیگر از مقامات غربی، بیش از سفر به تهران، به این کشورهای عربی سفر می کنند. این سفرها علاوه بر موضوع داعش به خاطر فشار بر عربستان سعودی برای تغییر رفتار خود در مورد این توافق است.

گفتگو از عبدالحمید بیاتی 

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.