۰
«النشره» لبنان تشریح کرد؛

دلایل بروز حادثه تروریستی کویت

  • ۲۹بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه

پایگاه خبری النشره در مقاله‌ای با عنوان «چرا کویت تاوان داد» به قلم «حنیف عبدالله» به بررسی مشکلات کویت و سعودی و اختلافات آنها بعد از بمبگذاری تبعه سعودی در مسجد امام صادق(ع) شهر کویت پرداخته است.

به گزارش خبرگزاری مهر، «حنیف عبدالله» در این یادداشت آورده است: 

چهل روز پیش در حالی که هموطنان روزه دارمان برای ادای فریضه نماز جمعه در مسجد امام صادق(ع) در منطقه الصوابر حاضر شده بودند، دستان کینه و بغض از آستین دشمنان وحدت مسلمین بیرون آمد و در یک کشور نسبتاً با ثبات عربی خلیج [فارس]، بیش از ۲۵۰ نفر را به خاک و خون کشید. وزارت کشور تعداد تلفات این حادثه تروریستی را ۲۷ نفر  کشته و بیش از ۲۲۷ نفر مجروح اعلام کرد.

داعش که در قتل عام مردم منطقه ید طولایی دارد، بلافاصله با انتشار بیانیه ای در صفحات اینترنتی با افتخار، مسئولیت این حادثه را بر عهده گرفت. انفجار مسجد شیعیان کویت، اولین و شدیدترین اقدام تروریستی در کویت در طول سال های اخیر است.

رسانه های منطقه و دنیا با پخش تصاویر و فیلم های ضبط شده از این اقدام ضدانسانی، انگشت اتهام را به سوی حکومت عربستان نشانه گرفتند. چرا که عامل انتحاری حادثه یک شهروند سعودی به نام «ابوسلمان الموحد» با تفکرات تکفیری بوده و بر اساس اعتراف برخی اسرای داعش مبنی بر ارتباط مستقیم با مقامات نظامی و اطلاعاتی ریاض، این کشور متهم ردیف اول حادثه تروریستی کویت قلمداد شده است.

اما سوال اساسی این است که چرا کویت باید هزینه «خودبزرگ بینی» سعودی را پرداخت کند؟ آیا تصمیمات و اقدامات منطقه‌ای کویت می‌تواند عامل عصبانیت سران جدید و جوان سعودی از این کشور باشد، چرا برادر بزرگ خلیجی‌ها برادر دیگر خود را قربانی کرد، دیدگاه های زیادی برای پاسخ به سوالات وجود دارد اما به طور خلاصه می‌توان چنین گفت:

اول: در میان کشورهای خلیج [فارس]، مردم کویت از آگاهی و رشد سیاسی و سطح علمی خوبی نسبت به سایر کشورهای عرب برخوردارند. وجود مطبوعات گوناگون، امکان اظهار عقاید مختلف، وجود گروه‌های مختلف سیاسی و مذهبی با گرایش‌های متفاوت، فضای نسبتاً باز سیاسی در کویت ایجاد کرده که از بین کشورهای منطقه به الگوی سیاسی دموکراسی غربی نزدیک‌تر است.

برهمین اساس کویت در کنار عمان تلاش کرده در منازعات منطقه‌ای خود را به عنوان میانجی بی طرف معرفی کند. این در حالی است که جهان و سازمان های حقوق بشری از اقدامات ضد بشری و ساختار بسته سیاسی سعودی به سطوح آمده و ملت‌های منطقه نیز از دخالت‌های آنها در امور داخلی کشورهایشان خسته شده‌اند.

دوم: قطر به همراه ترکیه جزو کشورهایی هستند که بیشترین حمایت ها را برای قدرت گرفتن گروه اخوان المسلمین در منطقه انجام داده اند و این حمایت ها همواره مورد اعتراض برخی کشورهای منطقه به ویژه سعودی و امارات متحده عربی قرار می گرفت.  بعد از سرنگونی محمد مرسی رئیس جمهوری مصر و روی کار آمدن دولت نظامیان و ارتشبد عبدالفتاح السیسی و تداوم حمایت های مالی، رسانه ای، سیاسی قطر از اخوانی ها، تنش در روابط این کشور با سعودی و امارات بالا گرفت و این کشورها به همراه بحرین تصمیم به فراخواندن سفرای خود از دوحه گرفتند.

آنها علت این تصمیم را پایبند نبودن قطر به توافقات شورای همکاری خلیج اعلام کردند ولی قطر اعلام کرد فراخوان سفرا خارج از چارچوب شورای همکاری است. این درحالی است که عمان و کویت قاطعانه با مساله فراخواندن سفرا از قطر یا قطع روابط دیپلماتیک با این کشور مخالفت کردند.  برخی‌ها نیز معتقدند که عدم فرا خواندن سفیر کویت از قطر اقدامی هماهنگ شده بوده تا کویت بتواند همچنان به نقش میانجی‌گری خود میان دوحه با ریاض و دیگر پایتخت‌های عربی ادامه دهد. این تصمیم نارضایتی برخی برادران از جمله سعودی در شورای همکاری را در پی داشته است.

سوم: از ابتدای حمله سعودی به یمن، برخی کشورها هرگز حاضر به همراهی با این برنامه نشدند. کشورهایی مثل پاکستان، عمان و کویت به درخواست برخی مقامات جوان سعودی برای مشارکت در این جنگ پاسخ منفی دادند. اما گویا این عدم همراهی با خود هزینه‌هایی درپی داشته که کم کم در حال بروز است و سعودی نسبت به مشارکت حداقلی کویت در حمله به یمن به شدت ناراضی است.

شیخ «صباح خالد الصباح»  وزیر خارجه کویت نیز در جلسه استیضاح خود در پارلمان گفت به دلیل فشارهای زیاد سعودی مجبور به مداخله در جنگ علیه یمن شده و این مشارکت خیلی محدود و تنها به چند پرواز خلاصه شده است.

از سوی دیگر، کویت در اعزام نیروی نظامی به بحرین جهت کمک به حکومت آل‌خلیفه در چارچوب نیروهای «سپر جزیره» مشارکت محدودی داشته است. عمان نیز هیچگاه در موضوع بحرین و یمن دخالت نکرد بلکه محور عمان، آمریکا و انصارالله را در موضوع یمن پایه ریزی کرد. عدم همراهی فعّال این دو کشور با سیاست‌های سعودی در شورای همکاری خلیج [فارس]، موجب کاهش شدید نفوذ و قدرت سعودی در این شورا شده و این یکی از عوامل جدی نارضایتی آنها از همپیمانان خود است.

چهارم: حدود ۱۰ ماه پیش نشریات کویتی از وقوع اختلاف جدی نفتی دیگری بین دولت کویت با دولت سعودی در خصوص مالکیت یکی از حوزه های نفتی مشترک بین دو کشور خبر دادند. فعالیت در حوزه نفت و گاز «الدره» از نزدیک به یک سال قبل تا به امروز به دلیل اختلافات ۲ کشور متوقف شده است.

از سوی دیگر اقدام مقامات سعودی جهت تصرف مناطق وسیعی از میدان نفتی «خفجی» با اعتراض کویت مواجه شد. کویت و عربستان از سال‌ها پیش درباره این میدان نفتی اختلاف داشته‌اند. کویت و عربستان در ۲ حوزه نفتی «خفجی» و «وفره» به مساحت پنج هزار کیلومتر مربع و با تولید روزانه ۵۰۰ هزار بشکه نفت دارای سهم مشترک هستند و بر اساس توافقنامه‌ای پنجاه ساله از آن بهره برداری می کنند.

نشریه «جریده» به نقل از مقامات کویت نوشت: «درپی شکست مذاکرات با سعودی و تشدید اختلافات میان دو کشور،  کویت رسماً خواستار ارجاع اختلافات نفتی به دادگاه بین المللی لاهه شده است. سایت خبری «رای الیوم» پیشتر به نقل از منابع آگاه نفتی نوشته بود که بار دیگر بحران نفتی میان دو کشور سعودی و کویت به مرحله انفجار رسیده تا بدان جا که مقام های کویتی از شرکت نفتی آمریکایی «شورون» که با سعودی ها در این دو حوزه نفتی همکاری می کند، خواسته اند تجهیزات خود را جمع کنند.»

پنجم: در خصوص تحولات منطقه و سیاست خارجی نیز کویت با برخی کشورهای عربی حوزه خلیج به ویژه سعودی و قطر در اتحادیه عرب همگام شد و طرح لغو عضویت سوریه در این اتحادیه را امضا کرد و طی ۴ سال از مخالفان سوریه حمایت کرد اما اینک به عنوان اولین کشور عربی درصدد از سرگیری روابط خود با سوریه برآمده است.

با توجه به تغییر اولویت آمریکا از سرنگونی نظام سوریه به تضعیف آن و پایان دادن به عمر گروه‌های افراطی از جمله داعش، دولت کویت به این نتیجه رسیده که از تصمیم خود مبنی بر بستن سفارت در دمشق عقب‌نشینی و سفارت سوریه را در کویت بازگشایی کند زیرا بیش از ۱۳۰ هزار سوری مقیم کویت هستند.

حال در شرایطی که سعودی برای ساقط کردن نظام سوریه میلیارها دلار هزینه می‌کند و گروه‌های مسلح جدیدی را تشکیل و تجهیز می‌نمایند، کویت مشغول عادی سازی روابط با سوریه است، طبیعی است خشونت علیه کویت طراحی شود.

واقعیت این است که سیاست خارجی رئالیستی سران کویت به تحولات منطقه در حال تغییر است و این مخالف دیپلماسی برخی برادران خلیج [فارس]  است. اما سوال این است که برای مخالفت و تعدیل این سیاست باید خانه خدا را منفجر کرد، آیا ضرورت دارد روزه‌داران را قربانی و در ماهی که پیامبر اسلام جنگ را متوقف کرد، خون برادران دینی خود را بریزیم.

با این اوصاف جای اندیشه است که بپرسیم آیا کویت از این به بعد باز هم زیر سایه چتر برادر بزرگتر باقی می‌ماند؟ اینها سوالاتی است که برای پاسخ به آن باید منتظر تدبیرها و تصمیم‌های واقع‌بینانه دولت کویت باشیم.

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.