۱-
سرمقاله رسالت:

به کجا چنین شتابان/ پرهیز از شتابزدگی و مواجهه احساسی با برجام

  • ۳۹بازدید
  • ۱ رای
  • ۱ دیدگاه

واشنگتن و متحدانش به شدت تشنه بروز رفتارهای برآمده از احساسات غیر منطقی اند که بتوانند با استناد به آن از تمرکز منطقی ما بر روی برجام و تعریف حدود و ثغور برخورد عقلانی و راهبردی آن جلوگیری کنند.

به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه رسالت در سرمقاله روز یکشنبه خود به قلم «حنیف غفاری» نوشت:

از زمان جمع بندی مذاکرات هسته ای ایران و اعضای ۱+۵ تاکنون ، مواجهه های گوناگونی با این پدیده صورت گرفته است. این برخوردها، بعضا در تقابل ۱۸۰ درجه ای با یکدیگر قرار داشته است. به عبارت بهتر، مواضع اتخاذ شده در قبال جمع بندی مشترک مذاکرات در بازه ای بین " تائید صد در صدی" تا " نفی صد درصدی" تعریف می شود. در یک سوی این پاره خط فرضی، "ذوق زدگی" و در آن سوی آن " افسردگی و خشم" خودنمایی می کند. هر دوی این موارد نماد نگاه احساسی نسبت به توافق هسته ای بوده و مطلوب دشمنان ماست. به عبارت بهتر، واشنگتن و متحدانش در برهه حساس فعلی به شدت تشنه بروز رفتارهای برآمده از احساسات غیر منطقی هستند. رفتارهایی که بتوانند با استناد به آن از تمرکز منطقی ما بر روی این پدیده و تعریف حدود و ثغور برخورد عقلانی و راهبردی آن جلوگیری کنند.

فارغ از آنچه ذکر شد، در تفسیر حقوقی بندها و مفاد قطعنامه ۲۲۳۱ و متن برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک) نیز شاهد طرح ادعاهایی کاملا مغایر با یکدیگر هستیم. به عبارت بهتر، در جریان منازعه اخیر سناتورهای آمریکایی و جان کری بر سر موضوع لغو تحریمهای موشکی ایران، عده ای  از سناتورها از جمله "باب منندز"  با استناد به مفاد عینی قطعنامه ۲۲۳۱ نتیجه گیری کردند که تحریمهای نظامی و موشکی علیه ایران عملا لغو شده است. با این حال جان کری و ارنست مونیز با استناد به همان قطعنامه ( هر چند با استدلال حقوقی ضعیف تر) معتقدند محدودیتهای موشکی و نظامی ایران در ذیل فصل هفت تعریف شده است. در داخل کشورمان نیز این قاعده صادق است.متن حقوقی برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ در مواردی تفسیر پذیر بوده و می توان از آن نتیجه گیری های دوگانه کرد. سردرگمی های حقوقی منبعث از بررسی متن برجام متاثر از همین حقیقت است.

به عبارت بهتر، نظرات متعدد حقوقدانان در خصوص برخی مفاد و بندهای قطعنامه و برجام نشان می دهد ما با یک متن حقوقی با حدود و ثغور معین و همچنین اطلاق و قاطعیت مطلق مواجه نیستیم. البته این به معنای تفسیر پذیری همه توافقنامه و قطعنامه یا بخش اعظم آن نیست، اما به معنای تفسیر پذیر بودن برخی مواردیست که در اجرای توافق نهایی و سنجش عیار تعهد پذیری طرف مقابل نسبت به کلیت متن برجام تعیین کننده است. در سنجش نسبت حقوقی میان قطعنامه ۲۲۳۱ و متن برجام نیز نظرات مختلفی وجود دارد. عده ای معتقد به هم پوشانی مطلق این دو ، عده ای معتقد به تفکیک مطلق این دو و عده ای معتقد به وجود نقاط افتراق و اشتراک حقوقی در قبال این دو سند حقوقی-راهبردی  هستند. البته استدلال هر سه گروه قابل تامل است اما  در صورت صحت نظر سوم ( که محتمل تر از دو گزینه دیگر است) لازم است جنبه ها، مصادیق و مفاد عینی اشتراک و افتراق این دو تشریح و تعریف شود.

فارغ از نگاه سیاسی و  حقوقی نسبت به قطعنامه ۲۲۳۱ و متن برجام، در نگاه راهبردی نسبت به متن توافقنامه نیز با نکات و ملاحظاتی مواجه هستیم. عده ای معتقدند تاریخ سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران به دو قسمت، یعنی قبل و بعد از امضای توافقنامه هسته ای تقسیم می شود و عده ای دیگر بالعکس، این پدیده را کاملا بی اهمیت بر می شمرند.

عده ای معتقدند توافق هسته ای نقطه ثقل استراتژیک ما در آینده سیاست خارجی کشورمان خواهد بود و عده ای دیگر به درستی معتقد به اتخاذ نگاه تاکتیکی نسبت به این پدیده هستند .برخی معتقدند مذاکرات هسته ای حکم الگو و قالب مبنایی دیگر مذاکرات ایران و طرف مقابل را دارد و می توان با کپی برداری از این الگو، موضوعات دیگر را نیز حل و فصل کرد. البته  مذاکره با طرف مقابل بر سر بحرانهای منطقه ای وبین المللی دیگر متغیری وابسته به منافع ملی ماست اما حتی در صورت استمرار چنین مذاکراتی، به هیچ عنوان نمی توان پدیده مذاکرات هسته ای را با دیگر پدیده ها و دغدغه های جاری در سیاست خارجی خود "همجنس" و " همگون" تلقی کنیم.

به عنوان مثال نوع، جنس، شیوه و خروجی مذاکرات ایران و ایالات متحده آمریکا بر سر امنیت عراق( مذاکراتی که میان سفرای ایران و آمریکا در بغداد صورت گرفت ) با مذاکرات هسته ای ایران و اعضای ۱+۵ تفاوت داشت. از این رو " همگون سازی" بحرانهای منطقه ای  و جهانی با موضوع مذاکرات هسته ای و کپی برداری مطلق از فرمولهای جاری در مذاکرات هسته ای و انتقال آن به دیگر حوزه ها، حتی به صورت انتزاعی، ضریب واقع بینی ما را در قبال برخورد با بحرانهای ساخته و پرداخته دست آمریکا و متحدان غربی و صهیونیست آن در منطقه کاهش خواهد داد.

قدر متیقن  آنچه در بالا مورد اشاره قرار گرفت، این است که در هر سه حوزه  "سیاسی"،"حقوقی" و "راهبردی" ما نیاز به شناخت و بررسی بیشتر و با حوصله تر پدیده "جمع بندی مذاکرات" هسته ای داریم. تجزیه و تحلیل دقیق، ریزبینانه  و همه جانبه این موضوع  الزامی است که همگان باید نسبت به آن پایبند باشند. شرط لازم  موفقیت و بهره برداری موثر  ما در قبال این پدیده نیز صرفا برخورد عقلانی و به دور از هیجان ما با اسناد برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ است.

"شتاب" بر سر تایید صد درصدی متن برجام نقطه آسیب مواجهه حقوقی، راهبردی و سیاسی ما نسبت به این پدیده محسوب می شود. در آن سوی مرزها، هر روز شاهد تنش و جنجال نمایندگان و سناتورهای  کنگره و کاخ سفید بر سر تک تک مفاد ،ضمایم و تبصره های برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ هستیم. همچنین برخی نمایندگان دموکرات مجلس نمایندگان و حتی برخی سناتورهای دموکرات مانند "باب منندز" مخالف امضای توافق نهایی با ایران و تبدیل آن به قانون مصوب اجرایی هستند. بدیهی است که در چنین شرایطی تعجیل برای تایید نهایی توافقنامه (آن هم قبل از اعلام نظر کنگره آمریکا) قدرت مانور ما در برابر رفتار و کنش  احتمالی کنگره را از بین خواهد برد. شاید عده ای استدلال کنند که اعلام نظر نهایی و قطعی ایران در خصوص جمع بندی مشترک مذاکرات توپ را به طور کامل در زمین آمریکا خواهد انداخت اما چنین استدلالی حداقل در این مرحله توجیه پذیر نیست!

بر اساس یک احتمال سنجی قطعی، توافق ممکن است در مجلس نمایندگان و سنای آمریکا رد یا تایید شود. در صورتی که توافق تایید شود یا اوباما با استناد به حق وتوی خود بتواند آن را به قانون تبدیل کند، پاسخ دهی زودتر ایران در خصوص تائید توافقنامه می تواند به معنای نماد و مصداق ذوق زدگی ما نسبت به طرف مقابل در اجرایی کردن توافقنامه باشد. این موضوع به لحاظ تبلیغاتی و روانی تبعات خوبی برای ما نخواهد داشت.

همچنین در صورتی که توافق نهایی از سوی کنگره و به دلیل گذشتن تعداد مخالفان از حد نصاب دو سوم رد شود و قدرت وتوی اوباما نیز در این خصوص کارساز نگردد، ما به دلیل اعلام نظر قانونی نهائی  در قبال توافقنامه در عمل قدرت واکنش خود   در برابر کنش کنگره را به لحاظ قانونی و حقوقی محدود کرده ایم.

بنابراین "اقتضائات راهبردی، حقوقی و سیاسی بررسی ابعاد برجام و قطعنامه ۲۲۳۱" و نیاز مبرمی  که نسبت به رصد و تحلیل  هوشمندانه در  این سه حوزه داریم از یک سو و احتمال بازی نامتعارف رقیب (کنگره آمریکا) طی هفته های آتی هر دو اقتضا می کند تا نسبت به هر گونه شتابزدگی وعجله  نسبت به بررسی ابعاد مختلف برجام پرهیز کنیم. چینش پازل رفتاری ،سیاسی ،حقوقی و راهبردی ما در قبال برجام نیازمند تجزیه و تحلیل دقیق این پدیده و آینده پژوهی موضوع و احتمال سنجی های مربوط به رفتارهای طرف مقابل طی هفته ها، ماهها و سالهای آتی است.

بسیاری از متغیرها نیز باید در این معادله دخیل گردد تا در نهایت بتوان تصویری برگرفته از استراتژی ها و اصول ثابت و خدشه ناپذیر سیاست خارجی کشورمان را در قبال برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ ترسیم کرد. بدیهی است که در چنین معادله چند وجهی و همه جانبه ای  "شتابزدگی" و "مواجهه احساسی" مذموم بوده و  کمترین جایگاهی نخواهند داشت.

نظر شما چیست؟

تاکنون ۱ دیدگاه برای این مطلب ثبت شده است.شما هم نظری دارید؟


10 سال برخورد عاقلانه شمایان (احمدی نژاد و جلیلی) را با مسأله هسته ای و عواقب آن را دیدیم که هر جایی کلنگ می زنند به سنگ تحریم برخورد می کنند. بگذارید یک مدتی ما هم شتاب زده و احساسی رفتار کنیم. شما هم فعلاً به فکر تهیه دیواری باشید که سرتان را به آن بکوبید تا بغضتان کمتر شود.

۱ سال پیش   |   azadeh1347   |     |  
۰