۰

در خدمت و خیانت سناتور های حزب دمکرات

  • ۲۲بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
حسن روحانی,کنگره آمریکا,باراک اوباما

نکته تعجب آوری ست اما در ایران رئیس جمهور حسن روحانی نیز مانند آقای اوباما در برخورد با مخالفانش که به دلواپس مشهور شده اند دروضعیت مشابهی بسر میبرد.او میگوید "این بهترین توافق ممکن بود که هم منافع ایران و هم صلح جهانی را تامین و تضمین کرد".اما مخالفانش همچون کسانی که در واشنگتن سروصدا می کنند می گویند "این بدترین توافقی ست که میتوانست به دست آید".

"جنگ چنان بی عدالتی است که همه آنهایی که آن را به راه می ندازند میبایست صدای وجدان رادردرون خفه کرده باشند" (تولستوی)
صرف نظر از نگاه موافقان و مخالفان توافق اتمی با ایران بسیاری از مردم سوال می کنند سیاستمداَران ما را به کجا خواهند برد؟جنگ یا صلح؟مگر توافق با ایران که تنها به ایاَلاتَ متحده مربوط نمی شود چه اشکال و نقصی دارد که تا به این حد موجب دودستگی میان قانونگذاران ؛ دولت و افکار عمومی در کشور شده است؟به قول یک مقام ارشد کاخ سفید"به نظر میرسد نتیجه نهایی رای کنگره عملا به یک رفراندم عمومی در باره رئیس جمهور تبدیل خواهد شد".
بسیاری از تحلیل گران سیاسی و دیپلمات های مقیم واشنگتن با این نظر موافق هستند؛اما پاره ایی  تحلیل گران سیاسی نزدیک به کاخ سفید معتقدند اهمیت نتیجه برخورد نهایی با آقای اوباما بیش از تاثیرمثبت یا منفی که ممکن است بر روی توافق اتمی ایران بگذارد، به شرایط پس از توافق مربوط میشود.اینکه آقای اوباما را در پیگیری سیاست های داخلی و خارجی کنونی اش مصمم ترمیکند یا اورا به بن بست خواهد کشاند.این شرایط تاثیر مستقیم و تعیین کننده ایی بر انتخابات ریاست جمهوری و میاندوره ایی کنگره در سال 2016 خواهد گذاشت. مشکل عمدتا در همینجاست،جمهوریخواهان این تاثیر مثبت را نمی خوهند.
اینکه رئیس جمهور توافق با ایران را به نقطه اوج و سمبلیک موفقیت های خود تبدیل وحتی آن را با سیاست های داخلی گره زده ؛شاید تا حدی قابل درک باشد.اما یک چنین مکانیزم رفتاری و تصمیم گیری مشکلات و مخاطرات خاص خودرا هم برای او به همراه داشته است.آقای رئیس جمهور باید می دانست چنین رویکردی اووسیاست کنونی اش را به هدفی وسوسه برانگیز،قابل دسترس و تنها در برابر تک تیراندازان مستقر در بیرون کاخ سفید تبدیل کرده و آنان را متقاعد میکند"تنها هدف، همان است که میبینی؛ پس بزنش!".یا به قول لوئیس بورخس "کافی ست مهمترین مهره را بیاندازی".
متاسفانه اکنون مخالفان توافق با ایران که چشمان خودرا بر روی واقعیات بسته اند،حتی حاضر به پذیرش تبعات تصمیات خود بر جامعه بین المللی که بر این توافق صحه گذاشته نیستند.این یکی از پر مخاطره ترین نوع رفتار های سیاسی برای منافع ملی و امنیت ایالات متحده اززمان پایان جنگ دوم جهانی و به طور مشخص دوران جنگ سرد است.در حالی که جامعه جهانی معتقد است توافق با تهران شایدآن اسب سفید بالدار تک شاخ رویایی نباشد، اما چون ممکن ترین و قابل دسترس ترین نوع توافق بوده، مطمئنا بهترین آن تلقی میشود.نکته تعجب آوری ست اما در ایران رئیس جمهور روحانی نیز در برخورد با مخالفانش که به دلواپس مشهور شده اند دروضعیت مشابهی بسر میبرد.او میگوید "این بهترین توافق ممکن بود که هم منافع ایران و هم صلح جهانی را تامین و تضمین کرد".اما مخالفانش همچون کسانی که که در واشنگتن سروصدا می کنند می گویند "این بدترین توافقی ست که میتوانست به دست آید".
خواست روز گذشته آقای اوباما از مردم ،بی شک یک خواست بی سابقه در چارچوب رابطه میان رئیس جمهور ایالات متحده با مردم طی 200 سال گذشته بود،زمانی که او برای حفظ مهمترین دستاوردش در دفاع از دیپلماسی ؛ منافع ملی و امنیت ایالات متحده در برابر جنگ، از مردم میخواهد مستقیما وارد میدان شده و اجازه ندهند جنگ طلبان و آنانی که جنگ خونین عراق را به راه انداختند بار دیگر به اهدافشان دست یابند. او از مردم خواسته اجازه ندهند 20 میلیون دلاری که برای خرید افکارآنان کنار گذاشته شده، نمایندگان را وادار اتخاذ تصمیمی خطرناک کند.نتیجه چه خواهد بود ؟نمی دانم! اما واکنش آقای اوباما به خوبی مخاطره آمیز بودن موقعیت اورا نشان می دهد.
یک دیپلمات مقیم نیویورک که کشورش عضو دائم شورای امنیت است میگوید"آقای اوباما توافق با تهران را عملا به توافق اتمی واشنگتن با دیگر اعضای 1+5 +ایران تبدیل کرده و کنگره را در مقابل جامعه بین المللی قرار داده است. اکنون آنها باید مشخص کنند جنگ می خواهند یا صلح!؟".
اینکه پاسخ سوال این دیپلمات چیست؟ وآیا اعضای کنگره که هنوز آن یک دستی مورد انتظارشان علیه آقای اوباما را به دست نیاورده اند ؛موفق به پیش برد اهدافشان خواهند شد یا نه؟به عوامل زیادی بستگی دارد. امافکر میکنم مهمترین عامل به آراء نمایندگان دمکرات مانند منندز از نیو جرزی،چارلز شومر از نیویورک ،گری پیترز از میشیگان،بلومنتال از کانزاس،منشن از ویزجینای غربی و از همه مهمتر کریس کونز از دلاویرو دبی اتنبو از میشیگان بستگی دارد که آنها تا چقدر مایل باشند منافع اردوگاه حزبی و آینده انتخابات ریاست جمهوری را فدای همپیمانی با جمهوریخواهان و کینه علیه آقای اوباما کنند.آنان به خوبی می دانند چرخش منفی آنان به هر میزان به مثابه یک خیانت؛ اردوگاه دمکرات ها در انتخابات آتی را به زیر آتش توپخانه جمهوریخواهان خواهد برد و این نه صرفا یک خیانت به حزب،که ایالات متحده را در میان جامعه بین المللی به گونه ایی بی سابقه منزوی خواهد کرد. نکته ایی که جان کری در جلسه کمیته فرعی سیاست خارجی سنا حداقل 5 بار به آن اشاره کرد.
رئیس جمهورآبراهام لینکلن زمانی به مردم ایالات متحده یادآور شد "انسان آنقدر فرصت ندارد که نیمی از عمرش را صرف جنک و ستیز کند. اگر کسی از حمله و بد گویی نسبت به من دست بکشد هرگز گذشته را برای تلافی به خاطر نخواهم آورد". آیا جمهوریخواهان به این نصیحت رئیس جمهور هم حزبی شان گوش خواهند کرد؟matinmos@gmail.com

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.