۰

تفرشی:ایران یک بازار 400 میلیونی در آسیای مرکزی است/همۀ تخم‌مرغها دیگر در سبد اسرائیل و سعودیها نیست

  • ۲۰بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
محمدجواد ظریف,اتحادیه اروپایی,توافق هسته ای ایران و پنج بعلاوه یک

مجید تفرشی تاریخ نگار و تحلیلگر مسایل اروپا در گفت و گو با ایرنا گفت: اهمیت منطقه یی و بین المللی ایران برای اروپا به عنوان کشوری بزرگ و تاثیرگذار غیرقابل انکار بوده و آن ها دریافته اند که حل بسیاری از معضلات منطقه یی بدون مشارکت و مساعدت ایران ممکن نیست.

کمتر از 2 هفته از دستیابی ایران و کشورهای گروه 1+5 به توافق هسته یی در وین می گذرد اما جاذبه های اقتصادی و راهبردی جمهوری اسلامی ایران برای کشورهای اروپایی به اندازه یی زیاد است که مقام های اقتصادی و سیاسی این کشورها با سفر به تهران برای همکاری نزدیک و حضور در بازار ایران به رقابت با هم می پردازند.

هفته پیش هیات بلندپایه یی از آلمان به ریاست معاون صدراعظم این کشور به تهران آمد. دیروز سه شنبه نیز «فدریکا موگرینی» مسوول سیاست خارجی اتحادیه اروپا به ایران سفر کرد و امروز هم «لوران فابیوس» وزیر امور خارجه فرانسه به کشورمان آمد. قرار است در روزها و هفته های آینده هیات های سیاسی و اقتصادی از اسپانیا و ایتالیا به ایران بیایند.

در همین پیوند گروه تحلیل و پژوهش های خبری ایرنا گفت وگویی را با «مجید تفرشی» تاریخ دان و پژوهشگر مسایل بین الملل ترتیب داده است. تفرشی در زمینه سفر مقام های اروپایی به تهران و اهمیت ایران برای این اتحادیه گفت که تلاش کشورهای گوناگون اروپایی برای روانه کردن هیات های سیاسی، دیپلماتیک و تجاری به ایران حاکی از تغییر دیدگاه این اتحادیه هم بر اساس خرد جمعی و هم بر پایه ی نیاز و سر عقل آمدن کشورها است.

وی با بیان اینکه اروپا اکنون کمتر از گذشته تحت تاثیر ارزیابی و فشار برخی کشورهای منطقه یی علیه ایران قرار دارد افزود: اروپاریال ایران را نه یک بازار 80 میلیونی که یک بازار 400 میلیونی می داند.

به باور تفرشی اگر کنگره یا نومحافظه کاران آمریکا بر سر اجرای توافق و برداشته شدن تحریم ها مانع تراشی کنند اروپایی ها با آمریکا همکاری نمی کنند و مقهور خواسته ایالات متحده نمی شوند.

در ادامه مشروح گفت و گوی ایرنا با تفرشی آمده است:

به نظر شما تاثیر تحریم ها بر روابط اقتصادی و سیاسی ایران با اتحادیه اروپا چه بوده است و رفع تحریم ها چه منافعی می تواند برای دو طرف داشته باشد؟
تردیدی نیست که تهدیدهای گوناگونی که در مراحل گوناگون توسط اروپا و آمریکا علیه ایران وضع شده، روابط اقتصادی و سیاسی میان ایران و اروپا را محدود کرده است. این که گفته می شود که تهدیدهای ضدایرانی منحصر به دوران 12 یا 13 سال اخیر چالش بر سر پرونده هسته یی ایران است، تعبیری نادرست و غیرواقعی است. ایران در مراحل مختلفی از ابتدای انقلاب، دوران گروگانگیری، دوران تجاوز هشت ساله ارتش بعثی عراق علیه ایران و ادامه آن در دوران «جورج بوش» پدر و «بیل کلینتون» دچار تحریم بود و مستندات این موارد با جزییات در اسناد تازه آزاد شده در آرشیوهای اروپایی وجود دارد.

ولی از زمان گشوده شدن پرونده هسته یی ایران در ابتدای ریاست جمهوری « جورج بوش» پسر تاکنون، دامنه و عمق تحریم های ضدایرانی توسط اتحادیه اروپا و تحریم های منفرد برخی از کشورهای اروپایی بیشتر از گذشته شده بود. در واقع هر چه ایران و شرکای تجاری آن در زمینه نقض، نادیده گرفتن و دور زدن تحریم ها قوی تر و کارکشته تر می شدند، نوع و جنس و روش اعمال تحریم های ضدایرانی نیز پیچیده تر و چند لایه تر شده بود.

بر اساس آمارهای رسمی اتحادیه اروپا، دور اخیر تحریم های ضد ایرانی در یک دهه اخیر، در مجموع و به طور متوسط، موجب کاهش 40 درصدی مناسبات اقتصادی و تجاری ایران و اتحادیه اروپا شده بود.

این در حالی است که در برخی موارد، برای نمونه بریتانیا، کاهش مبادلات تجاری و اقتصادی به 80 درصد نسبت به قبل از تحریم ها رسیده بود. در این شرایط، بدیهی است که لغو تحریم ها به سود طرفین است. از نظر اقتصادی مناسبات انرژی (نفت، گاز و پتروشیمی) و صنایع خودروسازی در درجه نخست اهمیت و علاقه طرفین است. به ویژه آن که پس از بحران اخیر اوکراین و کریمه، و ناامنی های ناشی از تحرکات داعش و گرووهای تروریستی مشابه، اروپا به دنبال منابع جایگزین در حوزه انرژی به خصوص تامین گاز مصرفی خود است.

ایران چه از نظر گستردگی و فراوانی منابع گازی و چه از نظر قیمت های مناسب، بهترین گزینه برای این جایگزینی خواهد بود. افزایش و گسترش این گونه مراودات موجب تامین و آسایش چرخه انرژی در اروپا خواهد شد و اقتصاد ایران را نیز دگرگون خواهد کرد.

شما اهمیت سفر خانم موگرینی مسوول سیاست خارجی اتحادیه اروپا به تهران را چگونه ارزیابی می کنید؛ این موضوع چه تاثیری بر روابط تک تک اعضای این اتحادیه با ایران می تواند داشته باشد؟
پس از یک دوره ی طولانی تنش و چالش میان ایران و اتحادیه اروپا ( از اواخر دوران ریاست «خاویر سولانا» و بیشتر دوران «ریاست کاترین اشتون» مسولان پیشین سیاست خارجی اتحادیه اروپا) اکنون در پرتو توافق های ژنو، لوزان و وین، دوران نوینی از تنش زدایی با دورنمای گسترش همکاری های راهبردی، به خصوص در قلمرو سیاسی، اقتصادی و فرهنگی با ایران فراهم آمده است.

اروپا به درستی به این نتیجه رسیده که چه عاشق ایران باشد یا از کشور ما متنفر باشد، در بسیاری موارد، بدون همکاری و مشارکت ایران کار جدی از پیش نخواهد رفت. از جمله ی این موارد می توان به مبارزه با تروریسم منطقه یی و بین المللی، مبارزه با کاشت و قاچاق مواد مخدر به اروپا، مساله صلح و تنش زدایی در سوریه، لبنان و دیگر نقاط خاورمیانه، مساله ثبات و صلح در آسیای مرکزی و مساله امنیت، توسعه و انتقال انرژی در خلیج فارس اشاره کرد.

در واقع اکنون نوعی خردورزی در رهبری اتحادیه اروپا در موضوع ایران پدید آمده است که نشان می دهد سیاست دورزدن و تلاش برای تضعیف و نادیده گرفتن ایران تا چه اندازه ناکارآمد و به ضرر کشورهای اروپایی تمام شده است. تلاش کشورهای گوناگون اروپایی برای روانه کردن هیات های سیاسی، دیپلماتیک و تجاری به ایران نشانگر آن است که این تغییر دیدگاه هم بر اساس خرد جمعی اتحادیه اروپا پیش آمده و هم بر اساس نیاز و به سر عقل آمدن کشورهای گوناگون به طور جداگانه رخ داده است.

برای نمونه می توان به تغییر رویکرد بریتانیا اشاره کرد. کشوری که برای 10 سال پیشگام و مبتکر تلاش برای تحریم و انزوای ایران بود و حتی در مواردی به طور خودسرانه و بدون وجاهت قانونی و تصمیم عمومی در شورای امنیت و اتحادیه اروپا، اعمال فشار علیه ایران را رهبری کرد، از دو سال قبل متوجه شد که از قافله ی عادی سازی روابط با ایران عقب مانده و با در پیش گرفتن سیاست های خصمانه، در عمل متضرر شده و بازار ایران را به شرکا و رقبای ایتالیایی و آلمانی خود واگذار کرده است. از این رو لندن در دو سال گذشته، با آن که روابط حداقلی دیپلماتیک با تهران داشت، در مواردی برای حل مساله ی پرونده هسته یی ایران کوشید یا دست کم برای تحقق توافق و صلح مانع نشد.

با توجه به این موضوع که ایران و اروپا روابطی تاریخی داشته اند و در دوره هایی این روابط افت داشت، شما شرایط کنونی میان دو طرف را چگونه می بینید و چشم انداز آینده روابط را تا چه میزان مثبت می دانید؟
به نظر من شرایط کنونی برای بهبود و ترمیم روابط ایران و اتحادیه اروپا بسیار مهم و از جهاتی یگانه است. اکنون به نظر می رسد که هم ایران و هم اتحادیه اروپا نسبت به سیاست های تنش آفرینی و پرچالش خود علیه دیگری تجدید نظر کرده و خواهان ورود به دوران تازه یی شده اند. به ویژه آن که کشورهای بزرگ اتحادیه اروپا(آلمان، بریتانیا و فرانسه)، افزون بر حفظ مناسبات راهبردی خود با اسراییل و پادشاهی سعودی، نسبت به گذشته کمتر تحت تاثیر ارزیابی و فشار آنان علیه ایران هستند و تصمیم دارند که همه تخم مرغ های خود را در سبد اسراییل و یا عربستان سعودی و متحدان آن نگذارند. این یک تحول راهبردی در روش و منش اتحادیه اروپا و حادثه یی تاریخی است که به ویژه از دیدگاه راهبرد امنیت منطقه یی و بین المللی و ایجاد ثبات و امنیت در چرخه تولید و انتقال انرژی از خاورمیانه و خلیج فارس به اروپا دقیقتر معنا پیدا می کند.

 حوزه های همکاری میان ایران و اروپا چه چیزی است و با توجه به اینکه مقام های کشور ما اعلام کرده اند ایران به بازار کالاهای مصرفی اروپا تبدیل نمی شود نظر اتحادیه اروپا نسبت به بازار ایران چیست؟ آیا اروپا ایران را شریک خود در مباحث تولیدی و زیرساختی خواهد دید؟
تجربه مراحل گوناگون در تاریخ ایران، چه در چند سال قبل از پیروزی انقلاب و چه در 25 سال اخیر، نشان داد که هرگاه برنامه ریزی، درایت، شفافیت و نظارت در اداره ی کشور نبود یا کم فروغ بود، دسترسی به درآمدهای سرشار نفتی و ثروتنمدتر شدن کشور، به طور قطع خبر خوبی نبود و در عمل چالش ها و معضلات کشور بیشتر از پیش بوده است.

تجربه ورود بی رویه کالاهای مصرفی طی این سال ها، در واقعیت دولت کنونی را ناگزیر ساخته است به طور جدی در میان مدت و دراز مدت به مشارکت و خودگردانی مباحث تولیدی و زیرساختی فکر کند. بدیهی است که از یک سو، کشورهای دارای فناوری برتر در جهان علاقمند به صدور اصل فناوری به مصرف کنندگانی چون ایران نیستند. از سوی دیگر موانع موجود در قوانین مشارکت اقتصادی و مالکیت خارجی در ایران، مانعی برای مشارکت در تولید و قلمروهای زیرساختی صنعتی است.

با استفاده از تجربیات دیگر کشورها در این مورد، چنان که در عرصه نفت و گاز و پتروشیمی دولت مشغول یافتن راهکار اجرایی برای برون رفت از این معضل است، می توان به نوعی راه حل میان مدت از طریق توافق سه مرحله یی دست یافت: نخست وارد کردن کالاهای مورد نیاز در کوتاه مدت؛ دوم مشارکت و سهیم شدن در تحقیق و توسعه ی ساخت کالاهای زیربنایی و زیرساختی در میان مدت و سوم خودکفا شدن ایران برای تولید مستقل و کامل این موارد در دراز مدت.

این شیوه در کشورهای دیگر جواب داده و اجرا شده است. در غیر این صورت به ندرت کشورهای دارای فناوری پیشرفته و بی رقیب، حاضر به واگذاری دستاوردهای خود به ایران خواهند بود.

اروپا به همکاری با ایران در چه صنایع و حوزه هایی علاقه مندی بیشتری دارد؟
کشورهای عضو اتحادیه اروپا، علایق و امکانات گوناگونی برای همکاری با ایران دارند. در یک نگاه عمومی و اجمالی می توان گفت که در درجه اول مقوله انرژی (به ویژه گاز)، صنایع هواپیمایی، خودروسازی و سپس همکاری های دارویی و بهداشتی و همچنین مبادلات علمی و دانشگاهی از اولویت های کشورهای عضو اتحادیه اروپا برای مشارکت در بازار ایران هستند.

در همین دو هفته یی که از امضای توافق وین سپری شده، بیش از یک صد مقاله و بیش از دو گزارش تفصیلی جدی و پژوهشی درباره اهمیت کمّی و کیفی بازار ایران برای اتحادیه اروپا به عنوان راهکاری مهم و ثمربخش برای برون رفت اتحادیه اروپا از بحران کنونی اقتصادی و ایجاد ثبات و آرامش در وضع مالی کشورهای مختلف نوشته و منتشر شده است.

در برخی از این گزارش ها ضمن توجه به اهمیت بازار ایران، ایران را نه یک بازار 80 میلیونی که یک بازار چهارصد میلیونی (با احتساب توانایی تبدیل ایران به قطب اقتصادی منطقه یی در آسیای مرکزی، خلیج فارس و دیگر مناطق همجوار) می دانند. از سوی دیگر، برخی از کارشناسان در پاسخ به بروز تردید در همکاری با ایران به دلیل مشکلات جدی اقتصادی و مالی ایران، یادآوری کرده اند اگرچه ایران در کوتاه مدت با بحران نقدینگی مواجه است ولی باید توجه داشت که با وجود این معضلات، ایران یکی از معدود کشورهای جهان است که به طور تقریبی بدهی خارجی ندارد و همین امر از نظر اعتباری ایران را قادر به ورود با قدرت به مشارکت با اتحادیه اروپا خواهد کرد.

آیا نزدیکی ایران و اروپا می تواند تاثیری بر روابط اروپا و آمریکا داشته باشد؟ در چه صورت ایران می تواند از رقابت میان اروپا و آمریکا به نفع خود استفاده کند؟
بی گمان در آینده، صاحبان صنایع آمریکایی، به خصوص در عرصه هایی چون کشاورزی، دارو، انرژی و صنایع هوایی غیرنظامی رقابت سختی با رقبای اروپایی خود برای ورود به بازار بکر ایران خواهند داشت. از همین رو است که در کشورهای اروپایی از هم اکنون هشدارهای جدی به گوش می رسد که در صورت مانع تراشی کنگره و سنای آمریکا بر سر توافق وین و تلاش آنان برای بازگرداندن شرایط ایران به سه سال قبل و پیش از آن، این بار اتحادیه اروپا با نئوکان های (نومحافظه کاران) آمریکایی همراهی نخواهند کرد و دست کم در این مورد خاص، منافع و مصالح خود را قربانی منویات آمریکا نخواهند کرد.

گرچه حدود بیست و هفت سال سیاست ایران در استفاده از اختلاف های اروپا و آمریکا به سود خود مثمر ثمر بود اما پس از آن و در طول هشت سال دولت «محمود احمدی نژاد» رییس جمهوری پیشین، سوء سیاست ایران و اقدامات بدخواهان ایران موجب شد که برای نخستین بار در سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی، آمریکا و اروپا به طور کامل در یک دوره طولانی همگام و متحد علیه ایران عمل کردند.

اکنون با روی کار آمدن «حسن روحانی» رییس جمهوری کنونی و پس از توافق وین، ایران موفق شده است با زبان و روش دیپلماسی در این اتحاد و همگامی مطلق اروپا و آمریکا، شکاف و گسل ایجاد کند. هم اکنون به نظر می رسد که اتحادیه اروپا به دنبال تعامل چند جانبه با کشور ما باشد.

اتحادیه اروپا با بحران هایی دست به گریبان است- همچون اوکراین و به ویژه بحران اقتصادی یونان- شما تا چه اندازه این مسایل را در زمینه اهمیت یافتن اقتصاد ایران برای اروپا مهم می دانید؟ بازار ایران تا چه اندازه می تواند رکود یونان را برای اروپا جبران کند؟
بحران اوکراین و کریمه، اتحادیه اروپا را از اتکای بیشتر از اندازه لازم به نفت و گاز روسیه ترسانده است. چنان که گفته شد، به ویژه در عرصه گاز مصرفی صنعتی و خانگی و همچنین خطوط انتقال نفت و گاز آسیای مرکزی و ایران به اروپا، مسیر ایران جایگزینی مطمئن و راهبردی در کنار یا به جای روسیه خواهد بود. البته نه ایران خواهان جانشینی روسیه در این مورد است و نه اروپا خواهان حذف کامل روسیه از این بازار است ولی هیچ یک از طرفین از اهمیت راهبردی مشارکت بیش از پیش ایران در این زمینه تردیدی ندارد.

چنان که در جریان اوج بحران کنونی یونان نیز مطرح شد، یکی از راهکارهای برون رفت آن کشور از بحران اقتصادی، تعامل با کشورهای خارج از حوزه پولی یورو و به خصوص ایران است. یونان و به خصوص دولت کنونی آن، نسبت به ایران سیاست و احساس منفی نداشته و تعامل با ایران می تواند برای هر دو طرف مفید و موجب بحران زدایی اقتصادی در هر دو سو شود. به ویژه آن که از نظر تاریخی و تمدنی نیز این دو کشور با سابقه دیرین خود، نسبت به دیگر کشورهای اروپایی حرف های مشترک بیشتری با هم دارند.

نزدیکی تجاری و سیاسی ایران به غرب چه تاثیری بر روابط اقتصادی سیاسی گذشته ایران که به کشورهای چین و روسیه متمرکز بود، دارد؟ برخی معتقدند که روسیه با توافق هسته یی ایران و تعاملات پس از آن متضرر می شود نظر شما در این زمینه چیست؟
 ایران در یک دوره سخت و بحرانی چاره یی جز روی آوردن همه جانبه به پکن و مسکو نداشت. حل بحران هسته یی، امضای توافق وین و باز شدن درهای کشورهای اروپایی به سوی ایران، لزوما به معنای بسته شدن بازارهای چین و روسیه و ضرر آن دو کشور در قبال ایران نیست. طبیعی است که در شرایط تازه ایران حق انتخاب بیشتری خواهد داشت و عرصه رقابت در بازار ایران، برای شرکای چینی و روس تنگ تر خواهد شد.

به هر روی روسیه و چین به درستی دریافته اند که دوران تحریم های شدید و گسترده ضد ایران برای همیشه دوام نخواهد داشت و نمی توان ایران را برای همیشه از بازارهای جهانی دور نگاه داشت.

با این همه، چنان که در سفر اخیر رییس جمهور ایران به روسیه و در اجلاس گروه شانگهای هم تاکید شد، ایران خواستار حضور برابر و رقابتی همه کشورهایی است که خواهان مشارکت عادلانه و منصفانه با ایران هستند. روسیه و چین نیز با درک این شرایط تازه، در مجموع در جریان مذاکرات هسته یی اخیر درست عمل کردند. آن ها به جای اندیشیدن به منافع آنی خود به منافع دوجانبه درازمدت و راهبردی فکر و بر اساس آن عمل کردند.

اتحادیه اروپا تا چه اندازه به توان ایران در تامین انرژی اروپا برای مقابله با انحصار روسیه فکر می کند؟
 ایران دارای دومین منابع گاز در جهان است. منابعی که به طور عمده دست نخورده باقی مانده و قابلیت های بالقوه و بالفعل بسیاری را در خود دارد. از سوی دیگر ثبات سیاسی و امنیتی ایران و مرزهای آن، در کنار موقعیت ژئوپلتیکی و ژئواستراتژیکی آن، برای هرگونه تعامل دراز مدت و ایجاد خطوط انتقال انرژی چه از ایران و چه از کشورهای نفت خیز همجوار به اروپا، امری جدی و دست بافتنی است و می تواند رقیبی مهم برای انحصار زدایی از گاز روسیه برای مصرف در اروپا باشد.

علت سفر زود هنگام مقام های آلمانی به تهران در کمترین زمان پس از توافق هسته یی چه بوده است؟
آلمان در گذشته مهمترین و بزرگترین شریک تجاری ایران بود ولی به دلیل اعمال تحریم های ظالمانه ضدایرانی، دست کم 40 درصد از حجم مبادلات بازرگانی و اقتصادی آن کشور با ایران کاسته شده است. از سوی دیگر، در جریان بحران کنونی اقتصاد اروپا، اگرچه اقتصاد آلمان بیشترین مقاومت را در برابر این بحران نشان داد ولی برای آن که برتری خود را در اروپا در برابر دیگر قدرت های اتحادیه (بریتانیا، فرانسه و ایتالیا) حفظ کند، به شدت نیازمند گشایش درهای نوینی برای ممانعت از ورود به منطقه بحران است.

در این شرایط، آلمان بلافاصله پس از توافق وین، بی هیچ آداب و ترتیبی تصمیم گرفت تا قبل از هر حرکت ایذایی و تخریبی از سوی نئوکان های اروپایی و آمریکایی، عربستان سعودی و اسراییل، پیشگام و پیش قراول تعامل و همکاری با ایران شود و قبل از دیگران درهای گفت وگو در مقوله های گوناگون اقتصادی و بازرگانی را با ایران بگشاید.

 قرار است گروه های سیاسی و تجاری دیگری از ایتالیا، فرانسه، اسپانیا و اتریش در آینده نزدیک به تهران روانه شوند. آیا فکر می کنید میان کشورهای اروپایی رقابتی برای حضور و به دست گرفتن بازار صنعتی و تولیدی ایران شکل گرفته است؟
بی تردید این رقابت برای ورود هر چه زودتر به بازارهای ایران، به طرز آشکار و بدون پرده پوشی بین کشورهای اروپایی وجود دارد. برای نمونه، روز دوشنبه، در یک میزگرد تخصصی حقوقی بین المللی در مرکز لندن، لرد «نرمن لمونت» عضو ارشد حزب محافظه کار، وزیر سابق خزانه داری و رییس اتاق بازرگانی ایران و بریتانیا، به شدت دولت «دیوید کامرون» را شماتت کرد. وی ابراز داشت که به دلیل تعلل لندن از بازگشایی کامل سفارت خود در تهران به بهانه های واهی، انگلیس در عمل بار دیگر از قافله مشارکت اقتصادی و تجاری با ایران عقب مانده و عرصه را به رقبای اروپایی خود باخته است. این در حالی است که بجز کشورهایی که در پرسش ذکر شدند، هیات های بلند پایه اقتصادی دیگری از نروژ، سوئد و دیگر کشورهای اروپایی در تدارک سفر هر چه زودتر به تهران و مذاکره با بخش های دولتی و خصوصی در موضوع های گوناگون هستند.

در این میان نروژ که عضو اتحادیه اروپا هم نیست، به طور جدی در زمینه های کشتی سازی، فناوری برتر مدیریت پسماندهای صنعتی، خانگی و بیمارستانی و همچنین صنایع خوراکی -دریایی از یک سو و نفت و گاز از سوی دیگر آماده مشارکت همه جانبه با ایران است.

نزدیکی ایران و اروپا چه تاثیری بر معادلات منطقه یی و بین المللی در حوزه های سیاسی و اقتصادی خواهد داشت؟
بجز جنبه های مهم و انکار نشدنی اقتصادی و تجاری، توافق تاریخی و تاریخ ساز وین از نظر راهبردی، امنیتی و سیاسی فصل نوینی را در مناسبات ایران و غرب گشوده است. آمریکا و اروپا به همراه چین و روسیه با امضای این توافق در عمل اذعان کردند باوجود همه تلاش هایی که در سه دهه گذشته صورت گرفته است تا ایران را منزوی و تضعیف کند یا دور بزند، اهمیت منطقه یی و بین المللی ایران به عنوان کشوری بزرگ، تاثیرگذار و امن در منطقه از نظر ژئوپلتیکی و ژئواستراتژیکی غیرقابل انکار بوده و حل بسیاری از معضلات منطقه یی بدون مشارکت و مساعدت ایران ممکن نیست.

این البته خلاف تلاش اسراییل از یک سو و عربستان سعودی و هم پیمانانش از سوی دیگر بود ولی سیلی روزگار و درس تجربه، جایگاه انکار ناشدنی ایران را به شش قدرت بزرگ جهانی گوشزد کرد.

52261

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.