۰

دلایل و اهداف سفر فابیوس به ایران در گفتگو با پیروز ایزدی

  • ۶۰بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
ایران و فرانسه

«پیروز ایزدی» عضو هیات علمی مرکز تحقیقات راهبردی (استراتژیک) بر این باور است که سفر وزیر امورخارجه ی فرانسه به تهران با هدف سنجش امکانات برای بازیابی جایگاه این کشور به عنوان یکی از شریکان تجاری ایران انجام می گیرد.

به گزارش خبرآنلاین به نقل از خبرگزاری ایرنا نمودار مناسبات ایران و فرانسه طی سال های گذشته نقطه های فرازین و فرودین زیادی داشته است. فرانسه از جمله کشورهای اروپایی است که در دهه های پیشین روابط اقتصادی گسترده یی با کشورمان برقرار ساخت. با این حال رهبران پاریس در سال های اخیر با حضور فعال در جبهه ی ضد ایرانی نقش مهمی در اعمال فشار بر تهران در عرصه ی بین المللی ایفا کردند و همچنین روز به روز بر سطح اختلاف های پاریس و تهران بر سر مسایل گوناگون منطقه یی و بین المللی افزوده شد.

در فضای تازه یی که پس از توافق هسته یی در وین شکل گرفت و یک روز پس از این توافق، «لوران فابیوس» وزیر امورخارجه ی فرانسه از سفر خود به تهران خبر داد تا امروز چهارشنبه هفتم مرداد برای گسترش همکاری های سیاسی و اقتصادی به ایران سفر کند.

گروه پژوهش و تحلیل خبری ایرنا در گفت وگویی با ایزدی عضو هیات علمی مرکز تحقیقات استراتژیک و تحلیلگر مسایل اروپا، به بررسی و ارزیابی روابط دوجانبه ی جمهوری اسلامی ایران و فرانسه، نقش فرانسه در گفت وگوهای هسته ای و آینده ی مناسبات 2 کشور در سطح منطقه یی و بین المللی پرداخت.

ایزدی بر این باور است که سفر وزیر امورخارجه ی فرانسه به ایران پس از یک دهه با این هدف انجام می شود که سنجشی از امکانات برای بازیابی جایگاه فرانسه به عنوان یکی از شریکان تجاری ایران صورت گیرد.

 مناسبات جمهوری اسلامی ایران و فرانسه طی چند دهه ی گذشته در حال دگرگونی اما دارای پیشینه یی مشخص بوده است. تحلیل شما از این پیشینه و بستر تاریخی روابط 2 کشور چیست؟

 پس از آن که انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 رخ داد، با توجه به حضور امام خمینی (ره) در «نوفل لوشاتو» و نیز میزبانی فرانسه از ایشان انتظار می رفت روابط ایران و فرانسه روبه گرمی بگذارد. از دیگر سو، بسیاری از روشنفکران فرانسوی از ایران پشتیبانی کرده بودند اما این انتظارها به وقوع نپیوست و اندکی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، روابط 2 کشور رو به تیرگی گذاشت.

این موضوع به ویژه پس از آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و پشتیبانی هایی که دولت فرانسه از رژیم «صدام حسین» از طریق ارایه ی تسلیحات به عمل آورد، باعث شد که ایران و فرانسه روابط خوبی با یکدیگر نداشته باشند و باز هم روابط رو به تیرگی بگذارد. دلیل چنین شرایطی نیز آن بود که فرانسه و عراق از سال های پیش از آغاز جنگ روابط ویژه یی را برقرار کرده بودند و در چارچوب سیاست عربی فرانسه، عراق یکی از کشورهایی به حساب می آمد که روی آن سرمایه گذاری های گسترده یی را انجام داده بود و فرانسه روابط بسیار نزدیکی با رژیم صدام داشت.

پس از پایان جنگ و آغاز دوره ی بازسازی در ایران، به هر حال بسیاری از شرکت های فرانسوی تجارت با ایران را آغاز کردند و روابط سیاسی نیز بهبود پیدا کرد و به ویژه هنگامی که در دوره ی ریاست جمهوری «بیل کلینتون» رییس جمهوری پیشین آمریکا، این کشور تلاش کرد که تحریم های یکجانبه یی را علیه ایران به اجرا در آورد و به تحریم ها جنبه ی فرامرزی بدهد.

در این میان، شرکت های فرانسوی به ویژه شرکت نفتی «توتال» زیر بار این تحریم ها نرفتند و با ایران قراردادهای نفتی امضا کردند و در منطقه ی «پارس جنوبی» سرمایه گذاری های گسترده یی انجام دادند. در دوره ی «ژاک شیراک» رییس جمهوری پیشین فرانسه در چارچوب سیاست عملگرایانه تلاش شد فرانسه تا حدودی در سیاست خارجی از آمریکا استقلال داشته باشد که بارزترین نمود آن را در حمله به عراق دیدیم. در آن سال ها فرانسه و آلمان مخالفت خود را با حمله ی آمریکا به عراق اعلام کردند.

در آن زمان، روابط ایران و فرانسه کمی بهبود یافت به ویژه اینکه شرکت های خودروسازی «پژو» و «رنو» در ایران فعال شدند و شرکت های دیگری مانند برق «آلستوم» در ایران حضور یافتند.

با آغاز ریاست جمهوری «نیکلا سارکوزی»، در سیاست خارجی فرانسه چرخش گسترده یی به وجود آمد و آن اصول استقلال در سیاست خارجی که در چارچوب های عمل گرایانه انجام می شد، جای خود را به «آتلانتیک گرایی» و همسویی با آمریکا داد که به با تحریم هایی علیه ایران از سوی شورای امنیت، اتحادیه ی اروپا و آمریکا همراه شد.

همچنین با توجه به سخنان و مواضع تندی که از سوی مقام های بلندپایه ی فرانسوی حتی از سوی خود سارکوزی و وزیر امور خارجه ی وقت فرانسه بر پایه ی لزوم بمباران ایران شنیده شد، روابط دوجانبه به پایین ترین سطح خود کاهش پیدا کرد به طوری که در سال های گذشته هیچ گونه رفت و آمد دیپلماتیک در سطح مقام های بلندپایه صورت نمی گرفت.

با روی کار آمدن دولت یازدهم و پیگیری سیاست تعامل سازنده از سوی ایران به نظر می آید این روابط با دگردیسی هایی روبه رو شد. شما روابط ایران و فرانسه طی 2 سال گذشته را چگونه ارزیابی می کنید؟

روابط جمهوری اسلامی ایران و فرانسه در 2 سال گذشته زیر تاثیر گفت گوهای هسته یی بود و فرانسوی ها در انتظار بودند تا این گفت وگوها به نتیجه ای برسد.

پس از آنکه شرکت هایی مانند رنو و پژو فعالیت های خود را در دوره ی تحریم در ایران محدود کردند و حتی شرکت توتال همکاری خود را قطع کرد، فرانسه اکنون تلاش می کند دوباره بازار ایران را به دست آورد. پس از آنکه توافق مقدماتی در ژنو (آذرماه 1393) انجام گرفت، شاهد بودیم یک هیات 100 نفره از سوی اتحادیه ی کارفرمایان فرانسوی برای ارزیابی های اولیه وارد ایران شد تا با مثبت شدن دورنمای اقتصادی ایران و رفع تحریم ها، بنگاه های اقتصادی فرانسوی بتوانند جایگاه پیشین خود را در ایران به دست آورند. اکنون نیز که روی «برجام» توافق شده است فرانسوی ها با جدیت بیشتری وارد شده اند تا اهداف اقتصادی خود را دنبال کنند. نمونه ی آن نیز سفر وزیر امورخارجه فرانسه است که پس از یک دهه به ایران انجام می شود. در این سفر مقام های فرانسوی در حقیقت، به دنبال سنجش امکانات برای بازیابی جایگاه فرانسه به عنوان یکی از شرکای تجاری ایران هستند.

 

 نظر شما درباره ی سفر فابیوس به تهران و اهداف و تاثیرگذاری آن بر آینده ی روابط دوجانبه چیست؟

با توجه به اینکه فابیوس طی گفت وگوهای هسته یی مواضع تندی را در پیش گرفته بود به نظر می رسید که مواضع فرانسه به نمایندگی از جانب کشورهای عرب خلیج فارس انجام می گیرد چرا که فرانسه با این کشورها پیوندهای اقتصادی محکمی دارد. طرح های تسلیحاتی هنگفتی با قطر و حتی عربستان اجرا می شود و فرانسه پایگاه نظامی در امارات متحده عربی مستقر کرده است. لابی اسراییل هم در دولت فرانسه فعال است و به نظر می رسد که علت مواضع سختگیرانه ی فرانسه راضی نگه داشتن طرف هایی مانند کشورهای عربی خلیج فارس و رژیم صهیونیستی بود.

با وجود همه ی اختلاف ها و مواضع سختگیرانه ی فرانسه، اکنون وزیر امورخارجه ی این کشور به ایران سفر کرده و به دنبال پیگیری منافع سیاسی و اقتصادی این کشور خواهد بود.

 رفتار فرانسه در طول مذاکرات هسته یی از مهمترین بحث هایی است که در بسیاری از محافل سیاسی و رسانه یی کشور مورد توجه است. به نظر شما این رفتار می تواند چه تاثیری در روابط ایران و فرانسه در دوره ی پساتحریم داشته باشد؟

ایران بازار بزرگی است و فرانسه نمی خواهد این بازار بزرگ را در خاورمیانه از دست بدهد زیرا وضعیت کنونی اقتصاد فرانسه به گونه یی است که هر قرارداد بزرگی که پاریس بتواند با کشورهای خارجی امضا کند و هرگونه همکاری اقتصادی به اقتصاد فرانسه به لحاظ اشتغال زایی و افزایش صادرات کمک خواهد کرد. بنابراین، مقام های این کشور نمی خواهند این فرصت را از دست بدهند.

دولت فرانسه در گفت وگوهای هسته یی تنها می توانست نقشی حاشیه یی ایفا کند چرا که در 2 سوی گفت وگوها ایران و آمریکا قرار داشتند و دولت فرانسه باید واقعیت ها را می پذیرفت. حال که توافق هسته یی انجام گرفته، فرانسه در پی بهره برداری سیاسی و اقتصادی از آن برآمده و اکنون تلاش می کند تا بهره ی خود را از اقتصاد ایران به دست آورد.

 

 بیایید از روابط اقتصادی ایران و فرانسه صحبت کنیم. 2 کشور طی سال های گذشته مناسبات اقتصادی گسترده و متنوعی در حوزه های اقتصادی داشته اند. باتوجه به خروج بسیاری از شرکت های فرانسوی از ایران طی سال های گذشته چشم انداز همکاری های اقتصادی را در دوره ی پسا تحریم به چه شکل می بینید؟

 فرانسه در برخی حوزه ها می تواند همکاری داشته باشد چه اینکه پیش از این نیز همکاری هایی در حوزه هایی مانند خودروسازی، صنایع نفت و برق یا داروسازی داشته و می تواند در سال های آینده و دوره ی پسا تحریم نیز داشته باشد. به هرحال باید دید شرایط در آینده چگونه خواهد بود. اگر فرانسه بتواند در آینده شرایطی را فراهم کند که انتقال فناوری های تازه به ایران انجام شود و تنها همکاری ها در حوزه ی تجارت انجام نگیرد، چنین شرایطی می تواند به اقتصاد ایران کمک کند.

 

جمهوری اسلامی ایران و فرانسه در حوزه های منطقه یی دارای اشتراک ها و اختلاف هایی هستند. نظر شما در باره ی مهمترین محورهای اشتراک و اختلاف نظرهای تهران و پاریس چیست؟

فرانسوی ها دوست دارند ایران علاوه بر همکاری های اقتصادی در حوزه ی سیاسی نیز نقش ایفا کند. مساله ی لبنان برای فرانسوی ها مهم است. ایران با توجه به حضور «حزب الله» در لبنان تاثیرگذار است. اکنون بحران ریاست جمهوری در این کشور وجود دارد که ایران و فرانسه می توانند برای مدیریت این بحران نقش عمده یی ایفا کنند.

موضوع دوم، مساله ی گروه تروریستی داعش است. ایران به عنوان یک نیروی منطقه یی که جدی تر از دیگر کشورهای منطقه وارد مبارزه با افراط گرایی و داعش شده است، برای پاریس مهم است. همچنین فرانسوی ها از این امر آگاه هستند که گسترش افراط گرایی، پیامدهای منفی گسترده یی برای امنیت داخلی فرانسه ایجاد می کند و به طور کلی نبود صلح و ثبات در خاورمیانه می تواند مشکلات بسیاری در پیوند با مساله ی مهاجران برای این کشور به همراه داشته باشد. این موضوع می تواند به لحاظ امنیت و به لحاظ اقتصادی پیامدهایی منفی داشته باشد.

به این ترتیب، زمینه های مشترک برای همکاری میان 2 کشور وجود دارد چرا که به سود 2 طرف است که به نوعی صلح و ثبات را در منطقه ایجاد کنند و به سرکوب گرایش های افراطی کمک کنند و شرایطی به وجود آید تا منافع 2 طرف تامین شود.

 

به نظر می رسد در حوزه ی منطقه یی فرانسه به دنبال ایجاد موازنه میان ایران پساتحریم و کشورهای عربی خلیج فارس است. نظر شما در این زمینه چیست؟

اگر از این دیدگاه به موضوع همکاری های منطقه یی فرانسه نگاه کنیم باید گفت به سود فرانسه خواهد بود که میان ایران و کشورهای عربی خلیج فارس نوعی تفاهم ایجاد شود چون اگر وضعیت به شکل کنونی مورد تحلیل قرار گیرد، وزنه ی مبادلات تجاری میان کشورهای عربی خلیج فارس و فرانسه سنگینی می کند. این کشورها به لحاظ ذخایر ارزی قدرتمند هستند و می توانند همکاری تجاری گسترده یی با فرانسه داشته باشند. البته پاریس نوعی آینده نگری را هم در سیاست های اقتصادی دنبال می کند و متوجه شده که بازار ایران یک بازار بزرگ و پرکشش است چرا که در ایران نیروی انسانی تحصیل کرده و قدرتمندی رشد یافته و به طور کلی زمینه برای آینده ی روابط ایران و فرانسه نسبت به کشورهای عربی که از خیلی جهت ها دارای ضعف های ساختاری هستند، فراهم تر است.

اکنون اگر فرانسوی ها در این شرایط بخواهند عاقلانه رفتار کنند به دنبال سیاستی خواهند رفت که نوعی تفاهم و آشتی میان ایران و کشورهای عربی حاشیه ی خلیج فارس به وجود آورد. البته این امر مستلزم آن خواهد بود که این کشورها نیز از برخی رفتارهای تشدید کننده ی تنش ها دست بردارند.

 

به طور کلی آینده ی مناسبات ایران و فرانسه در دوره ی پسا تحریم در حوزه های اقتصادی و سیاسی را چگونه می بینید؟

با توجه به اینکه محدودیت های پیشین در آینده ی روابط وجود نخواهد داشت، فرانسه هم می تواند در اقتصاد ایران نقش ایفا کند. البته این کشور رقبای سرسختی در عرصه ی اقتصاد ایران دارد؛ کشورهایی مانند آلمان که پیش از این نیز از فرانسه سهم بیشتری داشته و در عوض مواضع سیاسی تند فرانسه را هم را نداشته است. در همین زمان، چین بسیاری از بازارهای ایران را در اختیار خود گرفته و در آینده نیز تا حدودی این نقش را حفظ خواهد کرد. به این ترتیب چین نیز یکی از رقبای جدی فرانسه در ایران است.

فرانسه می تواند در بعضی از صنایع و فناوری ها که پیشتاز است با ایران به توافق هایی برسد. اکنون شاید فرانسوی ها مانند گذشته نتوانند روابط را احیا کنند اما در سطح محدودتر، همکاری های اقتصادی و تجارتی توسعه پیدا خواهد کرد.

فرانسه اگر بتواند نقش سازنده تری را در حوزه منطقه یی و نیز در کمک به ایران در مبارزه با افراط گرایی و مبارزه با داعش داشته باشد، می تواند زمینه های اشتراک گسترده تری را ایران ایجاد کند تا در فرجام، روابط در همه ی زمینه ها اعم از سیاسی، اقتصادی و امنیتی گسترش یابد.البته این مشروط به آن است که فرانسه سیاستی عقلانی و خردمندانه را در حوزه ی منطقه یی پیگیری کند.

49261

 

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.