• ۶۹بازدید

تهران ـ پکن؛ نگاهی به روابط شیر غران و اژدهای محتاط بعد از توافق هسته‌ای

توافق هسته ای ایران و پنج بعلاوه یک,ایران و چین,چین

پس از توافق هسته ای ایران و شش قدرت برتر جهان هم اکنون توجهات جهانی به چگونگی ادامه روابط ایران و شریک اصلی اقتصادی او در دوران تحریم دوخته شده است.

به گزارش خبرآنلاین وب سایت ایران رو در مقاله ای به قلم نویسنده و تحلیلگر برجسته روسی ایگور پانکراتنکو به بررسی روابط اقتصادی ایران و چین و دورنمای این روابط پس از توافق هسته ای پرداخته است.

ایگور پانکراتنکو

چین در واقع تنها کشوری بوده و هست که طی ده سال اخیر نسبت به ایران سیاست مستقلی دنبال کرده است. درست است که پکن اوضاع جاری بین المللی را در نظر می گرفت ولی به اندازه یک گام هم از حسابگری عادی خود منحرف نمی شد. هر موقعی که منافع اقتصاد ملی دنبال کردن سیاست ویژه چین نسبت به ایران را می طلبید، چین موضع گیری غرب نسبت به ایران و تحریم های ضد ایرانی را نادیده می گرفت. امروزه، بعد از امضای موافقتنامه نهایی در وین، دو کشور از فرصت واقعی برای تبدیل شدن به شرکای راهبردی برخوردار شده اند. آیا این فرصت تحقق خواهد یافت؟

چین در دشوارترین مرحله برای ایران و اقتصاد آن یعنی در زمان جنگ تحریم های غربی علیه ایران، یک حد نصاب ثبت کرد. در حالی که تبادلات بازرگانی ایران با شرکای اساسی آن کاهش می یافت و با روسیه تا حد اقل تاریخی افت کرده بود، تبادلات بازرگانی میان تهران و پکن مرتباً رشد می کرد. در سال 1997 این رقم برابر 12 میلیارد دلار بود، در سال 2009 در آستانه تحریم های فلج کننده معادل 28 میلیارد بود، در اوج تحریم ها در سال 2012 بالغ بر 36 میلیارد بود، در سال 2013 به 40 میلیارد رسید و در سال گذشته با احتساب صادرات نفتی معادل 47.5 میلیارد دلار اعلام شده است.

به عبارت دیگر، رشد تبادلات بازرگانی بین دو کشور از سال 2009 به بعد یعنی در شرایط تشدید رژیم تحریم های واشنگتن و اتحادیه اروپا علیه جمهوری اسلامی، به 60% نزدیک شد که این ارقام به بهترین وجه ثابت می کند که پکن در توسعه شراکت اقتصادی با تهران از تحریم ها حساب نبرده و اینکه تحریم ها به عامل بازدارندگی از توسعه شراکت بازرگانی چین با ایران تبدیل نگردیده است.

چین بدون اینکه حرف های هیجان انگیزی بر زبان آورد، از هر فرصتی برای «رقیق کردن» تحریم ها و پیشبرد محتاطانه این اندیشه در میان اعضای گروه 1+5 استفاده می کرد که موافقتنامه درباره برنامه هسته ای ایران باید به امضا برسد و اینکه سیاست منزوی کردن تهران سیاست سازنده ای نیست و به امنیت منطقه لطمه جدی می زند. پکن به طور جامع بر اذهان شرکای خود اثر می گذاشت و در این زمینه به تلفیق انعطاف پذیر تصمیمات اقتصادی و گام های نمایشی نظامی و سیاسی دست می زد.

به عنوان مثال، ایران در سال 2009 حدود 12% نیازهای چین به واردات نفت را تأمین می‌کرد و از این نظر در لیست صادر کنندگان بعد از آنگولا و عربستان سعودی در مقام سوم قرار داشت. پکن بدون اینکه به رویارویی مستقیم با قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل متحد و تحریم های یکجانبه ایالات متحده و اتحادیه اروپا دست بزند، در سال های 2012-2010 حجم نفتی را که می خرید، کاهش داد. ولی به محض اینکه در ماه نوامبر سال 2013 تحریم های ضد ایرانی بر اثر مذاکرات ژنو تضعیف شد، چین فوراً به افزایش واردات پرداخته و تنها طی شش ماه اول سال 2014 خریدها از ایران را به میزان 48% افزایش داد.

در خصوص گام های نظامی و سیاسی باید یادآوری کرد که در سال 2010 که واشنگتن و متحدانش جد و جهد می کردند تا اندیشه «اجبار تهران به مذاکرات» از طریق ایجاد رژیم انزوای بین المللی دور و بر آن را پیش ببرند و حتی با کنایه به تدابیر احتمالی نظامی اشاره می نمودند، یک دسته از جنگنده های شکاری نیروی هوایی چین به انجام دیدار نمایشی دوستی از یک پایگاه نیروی هوایی ایران دست زد. در سال 2014 سلسله تماس های ایرانی - چینی در سطح سران نهادهای نظامی برقرار شد. وزیران دفاع چین و ایران درباره مسایل همکاری در زمینه امنیت و دورنمای شراکت دوجانبه گفتگوی پر محتوایی داشتند. طرفین به تبادل هیأت های معتبر نظامی پرداخته و در خاتمه ناوهای نیروی دریایی چین از بندر عباس دیدار به عمل آوردند.

نکات ظریف پیچیده شراکت ایرانی - چینی
ولی کاری بچگانه و دور از صداقت خواهد بود چنانچه مناسبات تهران - پکن را به عنوان راه هموار به سوی قلل درخشان شراکت راهبردی زیر آسمان همیشه بی ابر و در نور آفتاب دوستی ایرانی - چینی معرفی کنیم. تاریخچه بیست سال اخیر روابط بین این دو کشور شاهد شکست ها و طرح های اجرا نشده بوده است. هیچ زمینه راهبردی همکاری بین تهران و پکن وجود ندارد که ریگی در کفش نداشته باشد.
اوایل سال های 1990 چین و ایران چند پروتکل درباره همکاری در عرصه هسته ای منعقد کرده بودند. در سال 1993 قرارداد شرکت پکن در تکمیل ساخت نیروگاه اتمی بوشهر و ساخت یک نیروگاه دیگر با ظرفیت 300 مگاوات در قسمت جنوب غربی ایران به امضا رسید. علاوه بر آن، طرفین در سال 1995 توافق کردند که چین در حومه اصفهان یک واحد غنی سازی اورانیوم بسازد. توافقات مذکور با واکنش عصبی واشنگتن روبرو شد که چین ترجیح داد زیر بار فشار آن برود. در سال 1999 همکاری بین ایران و چین در زمینه انرژی اتمی قطع شد.

پکن تا زمان معینی نه تنها سلاح های ساخته شده بلکه برخی فناوری های صنایع دفاعی در زمینه وسایل موشکی، توپخانه و ساخت شناور های جنگی را در اختیار ایران گذاشته بود. در نتیجه همکاری فضایی بین دو کشور در ماه سپتامبر سال 2008 ماهواره ساخت مشترک دو کشور به نام Environment-1 به کمک حمل کننده چینی به مدار فضایی پرتاب شد.
ولی ایالات متحده موفق شد چین را به گذشت دوم وادار کند. در سال 2009 قطعنامه شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی صادر شد که تهران را به خاطر پنهان کردن اطلاعات درباره ساخت واحد دوم غنی سازی اورانیوم در نزدیکی شهر قم محکوم کرده و بهانه ای برای اعمال تحریم های شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران فراهم کرد. البته طرف آمریکایی به این منظور مجبور شد به شانتاژ پنهان نشده متوسل شود. واشنگتن ابتدا تصمیم گرفت به تایوان اسلحه صادر کند و سپس در کاخ سفید پذیرایی با شکوه از دالای لاما رهبر معنوی تبت را بر پا نمود.

بعد از این گام های نمایشی، دو هفته قبل از سفر رسمی باراک اوباما رئیس جمهور ایالات متحده به چین که در روزهای 18-15 نوامبر سال 2009 صورت گرفت، دنیس راس و جفری بادر فرستادگان شورای امنیت ملی آمریکا وارد پکن شدند. آنها صریحاً فهماندند که اگر چین که با موضع گیری خود نسبت به ایران در حالت انزوای راهبردی باقی ماند - روسیه تا آن موقع قواعد بازی آمریکایی را قبول کرده بود - به تشدید موضع گیری نسبت به ایران تن نداده و اجرای برنامه همکاری نظامی فنی را متوقف نکند و قطعنامه ضد ایرانی شورای امنیت سازمان ملل را وتو کند، گام های غیردوستانه ایالات متحده نسبت به پکن ابعاد به مراتب گسترده تری خواهد داشت.

مسئولین چین همه نقاط ضعف و قوت را سبک و سنگین کردند و تصمیم گرفتند از مناقشه آشکار با آمریکایی ها و متحدان اروپایی آنها منصرف شوند. ولی در عین حال از همه سوراخ ها در رژیم تحریم ها استفاده نمودند تا به همکاری های متقابلاً سودمند با ایران ادامه دهند. تغییرات در زمینه تبادلات بازرگانی نشان می دهد که چین در عمل سیاست دور زدن تحریم ها را دنبال می کرد. ولی طرف ایرانی مزه تلخ آن تصمیمات را فراموش نکرده است.

اختلاف نظرهای اقتصادی بین تهران و پکن که هر از گاهی در زمینه طرح های مشترک نفتی و گازی، مشکلات با سرمایه گذاری های چینی در اقتصاد ایران و سیاست حمایت شدید تهران از بازارهای خود در برابر کالاهای چینی بروز می کند، شایان بحث جداگانه ای است. مسئولین ایرانی از منافع تولید کنندگان داخلی دفاع می کنند و قصد ندارند همه درها را برای ورود کالاهای مصرفی ساخت چین باز کنند. بدیهی است که این امر با ناراحتی آشکار تجار چینی روبرو شده و بر سوء تفاهم در روابط بین دو کشور می افزاید.

انتظارات تهران
ولی تهران در زمینه های غیر از اقتصاد نیز هر از گاهی مراتب ناراحتی خود را از سیاست طفره رفتن پکن از موضع گیری در قبال یک سری مسایل ابراز می کند که مهم ترین آنها مسأله شناسایی ایران به عنوان «شریک استثنایی» چین است. مقامات ایرانی اعتقاد دارند که با توجه به اینکه ایران مواضع پیگیرانه ضد آمریکایی اتخاذ می کند، باید به طور اتوماتیک توسط پکن در ردیف «اولویت سیاست خارجی» گذاشته شود و همه امتیازات مربوطه اقتصادی، سیاسی و نظامی - فنی را دریافت نماید. این روحیات بخشی از نخبگان سیاسی ایران در شرایط جاری بعد از امضای پیمان وین شدت یافته است. به نظر می آید که تهران اصول بنیادین سیاست خارجی چین را درست درک نمی کند.
پکن از اهرم های اقتصادی که به علایق سیاسی وابسته نیست، به منظور پیشبرد منافع خود در منطقه استفاده می کند و سعی می کند این منطقه را به یک نوع شرکت سهامی عام تبدیل نماید. عضویت در این شرکت باید برای اقتصاد چین سود به بار آورد و نباید به منبع مشکلات ناشی از گرفتن طرف یکی از کشورها در کلاف مناقشات محلی تبدیل شود. امروزه پکن به برکت همین سیاست در آفریقا، آسیای مرکزی و خاور میانه به اهداف سیاسی و اقتصادی خود می رسد. رفتار آن کمتر به چشم می خورد ولی از ایالات متحده، روسیه یا ایران نتیجه بهتری می دهد.

تکرار می کنم که این امر با سوء تفاهم فزاینده تهران روبرو می شود. یکی از علل این ناراحتی آن است که چین موقتاً منابع دریافت حامل های انرژی را متنوع کرد که در نتیجه این اقدام عربستان سعودی، حریف اساسی ایران در رویارویی منطقه ای، به یکی از سه صادر کننده اساسی نفت به چین تبدیل شد در حالی که تهران جای خود را در میان سه صادر کننده اول از دست داد. علت ناراحتی دیگر ایران آن است که پکن ضمن پایبندی به سیاست محکم تأمین حقوق حقه فلسطینی ها، به یکی از وارد کنندگان اساسی اسلحه اسراییلی تبدیل شده است. علاوه بر آن، در سال 2013 صادرات چین به اسراییل بدون احتساب الماس، برای اولین بار از واردات اسراییل از ایالات متحده سبقت گرفت و حالا پکن یکی از صادر کنندگان اساسی کالاها و خدمات برای «رژیم صهیونیستی» می باشد.

به عقیده تهران، گسترش همکاری های پکن با بغداد در زمینه بهره برداری از میادین نفتی جنوبی عراق با خطر تضعیف نفوذ ایرانی در عراق توأم است. مسئولین ایرانی که فعالیت پکن را رصد می کنند، جداً نگران آن هستند که بزودی مجبور شوند کلمات از مقاله روبرت کاپلان در روزنامه «وال استریت ژورنال» را تکرار کنند که نوشت: «ما عراق را آزاد کردیم تا شرکت های چینی بتوانند بلامانع از آنجا نفت استخراج کنند».
فعالیت چین در بلوچستان پاکستان که یکی از گره های کلیدی فضای اقتصادی جدید راه ابریشم است، باعث نگرانی تهران می شود. پکن پنهان نمی کند که تمام پاکستان و از جمله این استان را پایگاه آینده صنعتی خود محسوب می کند. تهران سئوال می کند که آیا توسعه سریع بلوچستان پاکستان می تواند موجب رشد جدایی طلبی در بلوچستان ایران شود زیرا جمهوری اسلامی نمی تواند به اندازه چین در این منطقه سرمایه گذاری بکند.

در خاتمه یک علت دیگر نارضایتی ایران شایان ذکر است و آن موضع گیری نسبتاً شدید چین در قبال تلاش های سازمان های مذهبی ایرانی مبنی بر پرداختن به تبلیغ ارزش های اسلامی در نزدیکی بلافصل مرزهای غربی چین است. یادآوری می شود که وقتی محمد خاتمی رئیس جمهور سابق ایران به پکن کمک روحانیون شیعه جهت حل مشکلات با مسلمانان منطقه شین کیانگ را پیشنهاد کرد، طرف چینی با ادب ولی با قاطعیت توصیه کرد که این موضوع بیش از این هرگز مطرح نشود.

حرکت از بوته آزمایش به سوی شراکت راهبردی
پکن از امضای موافقتنامه نهایی درباره برنامه هسته ای ایران در وین به عنوان فرصت جدید جهت تقویت شراکت راهبردی با تهران استقبال کرد. تازه طرف چینی برای پایان موفقیت آمیز مذاکرات سیزده ساله تلاش های هر چه بیشتری به عمل آورده است.
امروزه مقامات چین موقعیت کلیدی ایران در منطقه، اهمیت همکاری های تمام عیار و گسترده با ایران در اجرای طرح عظیم فضای اقتصادی راه جدید ابریشم و برنامه های تأمین امنیت منطقه ای، مقابله مشترک با قاچاق مواد مخدر و افراطی گری را درک می کنند. مقابله با افراطی گری هم برای تهران اهمیت مبرم دارد و هم برای پکن.
چین، ایران را عضو مهم تلاش ها در جهت تأمین امنیت در بخش انرژی تلقی می کند زیرا اولاً، ایران حتی با عنایت به متنوع شدن منابع واردات، یکی از مهم ترین صادر کنندگان نفت برای اقتصاد چین می باشد. ثانیاً، خطوط لوله که در آینده از ایران به چین ساخته خواهد شد، در برابر گام های غیردوستانه کشورهای ثالث آسیب پذیری کمتری دارد تا مسیرهای دریایی فعلی پکن که از تنگه های هرمز و ملاکا می گذرند.

به همین علت مقامات رسمی چین قبل از پیمان وین و بعد از امضا آن آمادگی خود را برای کمک به تهران در جهت حل و فصل مهم ترین مسایل دوگانه اقتصاد ایران یعنی دریافت فناوری ها و سرمایه گذاری ها، ابراز کرده اند. تازه چین حاضر است زودتر از جدول زمانبندی رفع تحریم ها که سازمان ملل تأیید کرد، اقدام نماید. پکن با عنایت به نتایج مذاکرات وین بر سه اصل همکاری با تهران تأکید کرده است. اصل اول، آمادگی برای سرمایه گذاری در ایجاد کریدور اقتصادی از ایران به پاکستان (که شامل ساخت خط لوله انتقال گاز است). اصل دوم ناظر بر ارائه پول بانک آسیایی سرمایه گذاری های زیرساختی جهت به روز آوری اقتصاد ایران است. و بالاخره اصل سوم ناظر بر آن است که اگر موافقتنامه درباره شرکت تهران در ایجاد فضای اقتصادی راه جدید ابریشم منعقد شود، پکن حاضر است در سال های آینده سرمایه گذاری های خود در ایران را تا 52 میلیارد دلار بالا ببرد.

چین طبیعتاً درصدد است همکاری ها در زمینه حمل و نقل را گسترش داده و بدین وسیله به اجرای «پروتکل درباره تعامل در بخش حمل و نقل» که در سال 2003 امضا شد، ادامه دهد. این طرح خود به خود بسیار جدی است و دربرگیرنده ادامه توسعه بزرگراه تهران - شمال و ساخت مترو در اصفهان، مشهد و تبریز است. شرکت چینی China National Heavy Truck Corporation همراه با شرکت ایرانی Iran Khodro Diesel در ایران واحدهای مونتاژ کامیون و مینی بوس را ایجاد خواهد کرد که بعداً این خودروها در بازارهای خاور میانه و آسیای مرکزی به فروش خواهند رسید.

******

ایران و چین طرفین بسیار دشوار مذاکرات هستند. در روابط بین آنها نکات مورد اختلاف و سوء تفاهم متقابل به اندازه کافی وجود دارد. تحقق عملی شراکت راهبردی بین شیر پر ادعا و اژدهای محتاط خزنده در حد زیادی به رفع این مشکلات بستگی دارد. و این در حالی است که شراکت آنها قادر است واقعیت جدید سیاسی و اقتصادی مشرق زمین از ترکیه و عراق تا پاکستان و از آسیای مرکزی تا منطقه شین کیانگ را به وجود آورد.

4949

وبگردی