• ۴۵بازدید

کارکرد ذاتی «برجام» چیست؟

توافق هسته ای ایران و پنج بعلاوه یک

اثراتی که توافق هسته ای یا همان برجام بر کشور گذاشته و می گذارد بیش از آثار ظاهری و کوتاه مدتی است که به راحتی قابل مشاهده است.

حمید احمدی

یک هفته از خبری که بیش از یکصد خبرنگار مستقر در وین از یک توافق تاریخی در حوزه صلح و امنیت بین المللی بین ایران و پنج بعلاوه یک به جهان مخابره کردند، گذشت. توافقی تاریخی برای برداشتن مجموعه ای از تحریم های بهم تنیده، پیچیده و بی سابقه بین المللی، چندجانبه و دوجانبه علیه ایران از یک سو و اثبات صلح آمیز بودن برنامه و کلیه فعالیت های هسته ای این کشور از سوی دیگر. بازتاب مثبت این اتفاق مهم در رسانه ها و افکار عمومی جهان همچنان ادامه دارد و علی رغم گذشت یک هفته از آن روز تاریخی، می توان ادعا کرد هنوز هیچ اتفاقی نتوانسته خبر توافق ایران با پنج بعلاوه یک را به حاشیه براند. تصویب قطعنامه شورای امنیت و لغو شش قطعنامه تحریمی پیشین این شورا و تصمیم اتحادیه اروپایی برای لغو تحریم های اعمالی بر ایران همچنان هیجان رسانه ای ناشی از توافق هفته گذشته را در صدر قرار داده است.

شاید در یک جمله بتوان محصول بیش از دو سال مذاکرات فشرده بین ایران و 6 قدرت جهانی را رفع یک بحران ساختگی و غیرضروری و مهم تر از همه تبدیل پرونده ای امنیتی به یک موضوع اقتصادی و علمی دانست. مطالعه متن منتشر شده از «برجام» نشان از حرکت شانه به شانه و هوشمندانه دو طرف این توافق در تهیه متن آن دارد. می توان به معنی واقعی وصف یک «توافق خوب» و «برد- برد» را بر آن نهاد. قیودی که در سرتاسر متن توافق برای هر تعهد یا امتیازی پیش بینی شده حاکی از آن است که هر دو طرف مذاکره به خوبی به «احتمالات» و «اما و اگر»های دوره اجرای این توافق آگاه بوده و با پیش بینی «کمیسیون حل اختلاف» از حداکثر ظرفیت های ممکن برای جلوگیری از بروز مشکل در سرنوشت سند، بهره برده اند.

برای طرف ایرانی، علاوه بر موضوع تحریم های بین المللی، چندجانبه و دوجانبه مرتبط با برنامه هسته ای، گنجاندن موضوع رفع تحریم های سی و چند ساله ی صنعت هوایی و فراهم شدن امکان خرید هواپیماهای مسافری، یکی از ویژگی ها و دستاوردهای با ارزش این توافق محسوب می شود.

در کنار اهمیت دستیابی به این توافق، نمی توان به سادگی از اهمیت اثرات طبیعی آن بر اوضاع و احوال ایران، خاورمیانه و نظام بین الملل به سادگی گذشت. این توافق از دل کارشکنی ها و مخالفت های هر روزه دلواپسان داخلی (در ایران و آمریکا)، منطقه ای و بین المللی و تردیدها و بی اعتمادی های بعضاً منطقی و ریشه دار طرف های اصلی مذاکرات شکل گرفته است که همین موضوع اهمیت آنچه به دست آمده است را بیش از پیش مشخص می کند.

در هر دو سوی اصلی این توافق و طی روزهای بعد از نهایی شدن آن و در کنار شوق و شعفی که هنوز در بین طرفداران توافق موج می زند، اظهارات تندی در موضوعاتی که به ظاهر ارتباطی به «برجام» ندارد شنیده می شود. اینکه موضوع «حقوق بشر ایران» تحت تاثیر این توافق مورد غفلت جامعه بین المللی قرار نخواهد گرفت و یا اظهارات وزیر دفاع آمریکا که «گزینه نظامی» همچنان در ارتباط با ایران به صورت کامل کنار گذارده نشده است. این جملات دقیقا همان چیزی است که دو گروه از مخالفان جمهوری اسلامی به دنبال آن هستند.

اسرائیل و تعدادی از کشورهای عربی منطقه خلیج فارس به رهبری عربستان سعودی از اینکه آمریکا همچنان از سیاست ماشه علیه ایران صحبت می کند خوشنود خواهند شد و مخالفان و منتقدان ایرانی جمهوری اسلامی در خارج از کشور نیز از اینکه به تعبیر آنها قرار نیست وضعیت حقوق بشر ایران قربانی توافق هسته ای شود، همچنان امیدوار باقی خواهند ماند که فشار حقوق بشری بر ایران حفظ شود.

در داخل ایران نیز احتمال تاثیر این توافق بر دشمنی دیرینه ایران و آمریکا شاید به دلواپسان استراتژی جدیدی بدهد که تمام هم و غم خود را متوجه این کنند که نگذارند ارتباط نزدیک دو کشور ایران و آمریکا طی دو سال گذشته برای رسیدن به توافق هسته ای، موجب فروپاشیدن دیوار بی اعتمادی سی ساله بین دو کشور شود. تردیدی نیست که اگر نبود اراده، عملگرایی و جدیت ایران و آمریکا برای رسیدن به این توافق و عبور از تمام موانع و بی اعتمادی ها، رسیدن به آنچه در وین به عنوان یک روز تاریخی رقم خورد، تحت هیچ شرایطی امکانپذیر نبود.

شاید بخشی از این اظهارات که به ظاهر سنخیتی با رضایت نسبی هر دو طرف در تهران و واشنگتن از حصول به توافق ندارد برای راضی نگه داشتن دلواپسان توافق باشد تا بتوانند اصل توافق را مصون از کارشکنی ها نگه دارند. قطعاً مخالفان و دلواپسان این توافق منتظر کوچکترین لغزش و ناسازگاری یکی از طرفین در مرحله اجرایی توافق خواهند ماند تا تمامیت و موجودیت این توافق را به زیر سئوال ببرند و آینده آن را به مخاطره بیاندازند.

از هر زاویه، منظر و خواستگاه ذهنی و سیاسی که به توافق و تحولات پس از آن نگاه کنیم این یک واقعیت انکار ناپذیر است که تاثیر این توافق بر اصل موضوع مورد توافق (رفع تحریم ها و اثبات صلح آمیز بودن برنامه هسته ای ایران) و در ادامه، بر سایر موضوعات پیرامونی، امری طبیعی است و اصولا کارکرد طبیعی یک توافق بزرگ و تاریخی در این سطح از اهمیت است. اثرات تدریجی این توافق بر محیط اصلی و محیط پیرامونی خود یک اتفاق خودکار و طبیعی است که به نظر می رسد بیش و پیش از آنکه انکار شود، باید مدیریت شود. اثر این توافق بر موضوعات پیرامونی اهمیتی کمتر از اثر آن بر اصل موضوع توافق ندارد که باید مورد توجه و اهتمام جدی قرار گیرد. نفی این اثرات و تلاش برای ممانعت از این اثرگذاری های طبیعی و از کار انداختن این کارکرد ذاتی، اصولا با روح دو سال مذاکره برای رسیدن به توافق و انتخاب مسیر دیپلماسی برای حل این بحران ساختگی و غیرضروری منافات دارد. نفی این کارکرد ذاتی و در نتیجه بستن دوباره گارد سیاست خارجی می تواند اثرات سویی بر آینده اهدافی که کشور از رسیدن به توافق به دنبال آن بوده است، داشته باشد.

با گذشت زمان و و عبور از دوره کوتاه مدت هیجانی ناشی از به نتیجه رسیدن دو سال مذاکرات فنی، حرفه ای و فشرده، به مرحله بلندمدت اثرات تبعی «برجام» بر اقتصاد و سیاست خارجی ایران وارد خواهیم شد. تمامی بخش های اقتصادی ایران چشم انتظار این اتفاق مهم بوده و برای رسیدن به چنین مرحله ای لحظه شماری می کردند. از صنعت نفت از نفس افتاده کشور گرفته تا بازار چاپ و نشر همه و همه خود را آماده جبران سال ها عقب ماندگی می کنند. مدیریت برنامه ریزی شده فصل جدیدی که اقتصاد و سیاست کشور به آن وارد خواهد شد و بهره گیری از فرصتی تاریخ ساز که ایجاد شده حداقل انتظاری است که از مدیریت کلان کشور می رود. سیاست خارجی کشور نیز می تواند از این کارکرد ذاتی در بسیاری از حوزه ها و برای حل و فصل چالش هایی که در منطقه و بین الملل با آن روبروست، بهره ببرد.

دیوار قطور تحریم هایی که یکسال پیش به تعبیر رئیس جمهور ترک برداشته بود با توافق اخیر در حال ریزش است و با فرونشستن غبار ناشی از این ریزش، می توان طرحی و بنایی نو بر ویرانه های آن نهاد.   

49308

وبگردی