• ۱۷۷بازدید

خارقانی: آلمان می خواهدمرکزیت منطقه برای ایران باشد/ ما دنیا را با مذاکره وادار به تعظیم کردیم

توافق هسته ای ایران و پنج بعلاوه یک,مذاکرات هسته ای ایران با 5 بعلاوه 1,ایران و آلمان,آلمان

سفیر پیشین کشورمان در آلمان معتقد است آلمان خواهان گسترش روابط با ایران است با این هدف که مرکزیت منطقه ایران باشد تا آنها بتوانند اقتصاد کشورشان را از طریق همسایگان ایران مرتفع کنند.

زهره نوروزپور- شاید بتوان گفت حتی دقایقی هم از اعلام توافق ایران با پنج کشور قدرتمند جهان نگذشت که برخی رسانه ها اعلام کردند: المان و فرانسه در راه ایران. این تیتری بود که رسانه های غربی برای این سفرهای مهم و دیپلماتیک انتخاب کرده بودند.

روز گذشته  زیگمال گابریل قائم مقام صدراعظم آلمان در صدر یک هیئت بلند پایه تجاری به دعوت وزیر نفت کشورمان به ایران آمد اون که دارای نفوذ سیاسی بسیار است باعث شد که رسانه ها اهم اخبار خود را به موضوع اختصاص دهند. سفیر پیشین کشورمان در آلمان می گوید: «جنس این روزها با 8 سال پیش خیلی متفاوت است. ایران ما شکوهمند شده است و بار دیگر به روزهای اوج گذشته بازگشته است.» 

مشروح گفتگوی خبرآنلاین با سید شمس الدین خارقانی را از نظر می گذرانید:

پیشینه روابط ایران و آلمان به چه زمانی باز می گردد؟
روابط ایران و آلمان به دوران صفویه باز می گردد. از زمان صفویه به بعد یک شکل منظم تر پیدا می کند. روابط بیشتر تجاری بوده است، ما هیچ گاه روابط سیاسی به معنای واقعی خودش نداشته ایم. روابط ما خصومت امیز نبود، یک روابط عادی اقتصادی و تجاری که بیشتر شامل کالاهایی مثل ابریشم و کالاهای سنتی، که مواد جایگزین این کالاها هم به طور طبیعی به ایران می آمد. این روابط تا زمان پهلوی ادامه داشت به دلیل مسائل المان نازی، تمایلاتی که در ایران به المان نازی وجود داشت،  نگرانی ایرانی ها از روس ها و انگلیس ها که همه این موارد سبب شده بود ارتباطات نزدیکتری  بین ایران المانی ها شکل بگیرد.

خیلی از ساختمان هایی که در ایران ساخته شده است تقریبا در ان بازه زمانی کمی زودتر و کمی دیرتر باز سوی آلمانی ها ساخته شده است. ما روابط سیاسی و تجاری نسبتا خوبی با آلمان ها داشتیم که در زمان پهلوی دوم کمتر شد به دلیل اینکه با آمریکایی ها روابطمان را گسترش دادیم.

در آن زمان المان ها تحت نظارت آمریکا بودند و وطبیعتا این روابط تجاری را به صورت صفر، یا از طریق مستقیم یا از طریق اروپا با ما داشتند، در زمان انقلاب هم ما روابطمان همیشه روابط مبنی بر مساله اقتصاد بود و ارام ارام بعد از جنگ این روابط شکل سیاسی هم به خود گرفت .

اما این رابطه به خصوص در دولت های نهم و دهم، شکل امنیتی هم گرفت، یعنی نگاهی که المان ها به ما داشتند مبتنی بر تجارت و اقتصاد بود به یک نگاه امنیتی بدل شد و بر ان سایه افکند. ما را به عنوان کشوری که می تواند در امور امنیتی دیگر کشورها دخالت کند نگاه کردند و برای همین روش برخوردشان هم مقداری تغییر کرد. که این نگاه بعد از مساله هسته ای به نوعی پردازش شد.

چه در زمانی که ما با اروپایی ها ارتباط داشتیم، چه بعد از ان کم کم نگاه امنتیی هم، به نگاه سیاسی و اقتصادی وارد شد. همیشه روابط اقتصادی ما با المان خوب بود، تا دولت نهم و دهم و به طور کلی سیاست خارجی ما شرق محور شد و از اروپا و غرب فاصله گرفت. ضررهایی که به این رابطه داشتیم بسیار است. تا سال 84 رقمی حدود ده میلیارد دلار برآورد تجاری ما بود. حدود 10 میلیارد یورو از المان گرفتیم ولی در حال حاضر روابط بسیار کاهش پیدا کرده است. حدود 2 میلیارد در سال 2013 روابط تجاری ما بوده است. در حال حاضر، بیشتر از ان مقدار نیست .در انتهای دولت دهم حدود 4 میلیارد روابط تجاری با المان داشتیم ان هم به دلیل مساله تحریم ها و قطعنامه ها به حدود دو میلیارد رسید.

اهمیت این سفر را چه طور ارزیابی می کنید؟
روز گذشته با یک فاصله زمانی بعد از توافق هسته ای، هیئت وزیر اقتصاد انرژی، اقای زیگمال گابریل به ایران امد. این هیئت به دعوت وزیر نفت ما صورت گرفته است و چیزی حدود 60 شرکت قدرتمند و المانی در این سفر ایشان را همراهی می کنند به نظر می آید که ترکیب هیئت به طور ویژه انتخاب شده است.

کمی درباره این ترکیب ویژه توضیح دهید.
اقای گابریل شخصیت ویژه ای دارند،  اول اینکه، رئیس حزب سوسیال دموکرات است که یکی از دو حزب قدرتمند آلمان محسوب می شود البته به همراه حزب دیگر که حزب خانم مرکل است. گابریل بخش قوی قدرت اصلی سیاسی المان را به عهده دارد و یک شخصیت بسیار سیاسی و محبوب در المان است. او وجهه بسیار بالا و قدرتمندی دارد.

دوم اینکه ایشان معاون صدر اعظم هستند که در مقام اصلی ترین معاون مرکل جای دارد. در سیستم سیاسی و امنیتی آلمان، معاون اصلی که در حال حاضر اقای گابریل است دارای قدرت سازمان دهی و تصمیم گیری بسیار بالا هستند. و روی تصمیم سازی های دولتی و نظام  کشور بسیار مدخل هستند. بنابراین علاوه بر ویژگی حزبی، ایشان دارای ویژگی نظام مملکتی است.
سوم اینکه، وی از قدرتمندترین وزیر های کابینه آلمان، وزیر اقتصاد و انرژی است.

بعد از وزیر امور خارجه و و دارایی وزیر اقتصاد سومین وزیر قدرتمند محسوب می شود. چرا که نبض بازار و چرخش مالی در دست این وزیر است.معاون صدر اعظم آلمان دارای یک شخصیت اروپایی است. در اروپا، به دلیل حزب و وزارتی که در اختیار دارد و قدرت شخصی که در تنظیم امور دارا است، بسیار خوب او را به عنوان یک سیاستمدار می شناسند، او یک شخصیت حزبی سیاسی و اروپایی است.

بنابراین دارای وجوه مختلف است و به طور هوشمندانه برای سفر به ایران و همراهی با این هیئت آلمانی انتخاب شده است چرا که به تمام مسائل سیاسی ،اقتصادی و فرهنگی اشراف کامل دارد. او می تواند از کیان کشورش دفاع کند.
این سفر می تواند یک نوع علامتی برای ایران باشد. برای بازگشت به دوران خوب گذشته این دو کشور.
ترکیب هیات نشان می دهد که تا چه اندازه عالی رتبه است. از لحاظ اقتصادی شرکت هایی که داخل این هیات هستند، بزرگترین شرکت های آلمانی محسوب می شوند. افرادی که بسیار دقیق انتخاب شده اند، حتی صنایع کوچک و متوسطی که همراه هیات هستند با ایران رابطه نزدیکی داشته اند.
این هیئت اقتصادی به طور کلی با یک ظرافت و دقت خاصی انتخاب شده است و  این نشان دهنده این است که دولت و نظام آلمان به طور کلی و مشخص می خواهد به ایران نشان دهد که علاقمند است با کشور ما رابطه برقرار کند و من آینده این روابط را درخشان می بینم.

این هیئت اقتصادی چرا الان به ایران آمده است؟
ما فقط سه دهم درصد صادرات المان را در حال حاضر به خودمان اختصاص داده ایم. با رابطه ای که با المان ها داریم از لحاظ صادراتی، این مقداربسیار ناچیز است.

در صورتی که شرایط ما در منطقه و ثروت بالقوه ای که داریم، المانی ها این مقدار تجارت را بیشتر از این متصور هستند و می تواند بالاتر ببرد اگر ما به گرفتاری که در زمان دولت نهم و دهم داشتیم بر نمی خوردیم، چه بسا بعد از 84 می توانستیم رشد چشمگیری در روابط تجاری با المانی ها داشته باشیم والان یکی از اصلی ترین شرکای تجاری ما باشند. متاسفانه در ان زمان انتخابی که در اقتصاد مملکت شد اشتباه بود، انتخاب به سوی شرق، یعنی رفتن به سمت چین و روسیه، که این خود بخشی از مشکلاتی که ما در مسائل اقتصادی،تجاری و صنعتی کشور داریم به دلیل  کیفیت بسیار پایین آن هستند یعنی هم از لحاظ تسلیحاتی هم تکنولوژی، این دو مساله باعث شد ما افت بسیار شدیدی در مسال اقتصادی داشته باشیم. از طرف دیگر امکان دسترسی به بازارهای تامین مالی و تامین کنندگان مالی در اروپا بسیار زیادتر بود. در ان زمان تا شرق چین و روسیه ما از این هم بی بهره شدیم، برای همین مجبور شدیم خیلی از بودجه نفتی و درامد نفتی خودمان را استفاده کنیم، به جای اینکه بتوانیم از بازار خوب تامین کنندگان مالی در ان زمان بهره ببریم، المان یکی از کشورهای بزرگی است که دارای شرکت های بزرگ تامین کننده مالی است.

شرکت های بسیار زیادی در المان،کوچک و متوسط هستند که یا با ما شراکت داشتند یا صادر می کردند. این ها ضرر بسیاری خوردند. و آنها شرکت هیی هستند که در حال حاضر به دولت المان فشار می آورند برای بازگشت به ایران.
درست بعد از امضای توافق نامه، المانی ها هیئت خودشان را فرستادند که نشان می دهد که این هئیت از خیلی وقت قبل امادگی دارد و در پی این بودند که ما چه زمانی به این توافق خیره کننده می رسیم. به محض اجرای توافق اولین هیئت را در هفته اول میزبان بودیم و بعد هم این هیئت با این عظمت، به ایران اعزام شدند.

لوران فابیوس وزیر خارجه فرانسه هم قصد سفر به کشورمان را دارد، گمان می کنید این یک رقابت است؟
نشان دهنده این است که آنها می خواهند از رقبای سنتی، غیر سنتی جلو بزنند. در اروپا فرانسه هم علاقمند است با ایران همکاری کند علی رغم مشکلات سیاسی که با ما دارد، همین طور انگلیس و حتی کشورهای کوچک دیگر مانند هلند، ایتالیا توی صف هستند.  اما کشورهایی مثل المان و فرانسه می توانند رقیب بلقوه ایران و آمریکا باشند. زیرا امریکایی ها بسیار خواستار این هستند که با ما ارتباط برقرار کنند و رفتار و اشتباهات گذشته را جبران کنند و از این راه به یک روابط سیاسی مناسب برسند. یک رقابتی بین این کشورها ایجاد شده است، ما در حال حاضر باید از این فرصت استفاده کنیم و این فرصت هم برای ما پیش آمده است که از این رقابت بهره برداری کنیم و یک رقابت سالم ایجاد کنیم. ما کمتر توانسته ایم یک رقابت سالم بین کشورهای اروپایی برای روابطمان ایجاد کنیم به خاطر اینکه همیشه یک نگاه سیاسی در این رقابت ها بوده است و ما نگاه سیاسی را علیه خودمان به کار بردیم و رقابت انها به نوعی هماهنگی تبدیل شد و طبیعتا به ضرر ما، اگر ما بتوانیم این رقابت سیاسی سالم را با تصویر و برنامه ریزی که خیلی هم سخت نیست ایجاد کنیم برنده این رقابت ما خواهیم بود و استفاده بسیار زیادی ما از این رقابت خواهیم کرد.

چگونه می توانیم از این فرصت به دست امده استفاده کنیم و مثل گذشته به فرصت سوزی نکنیم؟
این سوال بسیار مهمی است که فکر می کنم از این به بعد ما هیئت های اقتصادی زیادی خواهیم داشت. همیشه مد نظرمان باشد که مسائل اقتصادی کاملا ربط مشخصی به مسائل سیاست خارجی و داخلی ما دارد.
بعد از این توافقی که بسیار بسیار شکوهمند بود و بعد از صدور قطعنامه شورای امنیت واقعه مهمی را به دنیا نشان داده ایم و ان این که ایران خواستار صلح و امنیت است.

ما نشان دادیم این صلح و امنیت را نه از طریق جنگ،  بلکه از طریق مذاکره می توان به دست اورد. این که ما اهل مذاکره هستیم. مذاکرات تیم ما گاهی اوقات به مویی بند می شد، ولی با رفتار بسیار خوب، طراحی بسیار عالی در طی دو سالی که در اروپا داشتند این مذاکرات را نجات دادند. ما الان به یک دست آورد بسیارخوب و بالایی رسیده ایم، باید در منطقه این شیوه را ادامه وگسترش دهیم، یعنی به حتی به کشورهای داخل منطقه که بسیاربا نفوذ هستند، انها را مطلع کنیم که تنها راهی که برای منطقه و نجات آن وجود دارد این است که ما اسلحه و تفکر لیبرالیستی را کنار بگذاریم و مذاکره کنیم، مذاکره برد-برد نه برد-باخت، منطقه را اداره کنیم. اگر این کار و کنیم، اروپا جذب ما خواهد شد. و ما این فرصتی که به دست اورده ایم را به یک بهره و به یک تفکر توسعه بسیار بالا در مملکت خودمان تبدیل خواهیم کرد و در اینده یکی از مهمترین کشورها خواهیم شد. دنیا بعد از این توافق شکوهمند نظاره گر قدم هایی که برمی داریم خواهد بود.

باید از این فرصت پیش آمده بهرمند شویم و روابطمان را پیش ببریم و گسترش دهیم ، این فرصت پیش آمده با المان بسیار خوب است ما نباید مثل یک هیئت عادی تجاری به آنها نگاه کنیم بلکه یک علامت سیاسی بسیار ظریف و قدرتمند در داخل این هیئت نهفته است که باید این را ما کار کنیم و بهره گیری و  استفاده کنیم.

 پشیینی شما از  رویدادهای اخیر چیست؟
ما یک دستاورد عام داریم، که تنها با المان نیست با تمام کشورهای بزرگ دنیایی است که با آنها مذاکره وآنها را وادارشان کردیم سر تعظیم فرود بیاورند به عظمتی که مذاکره کنندگان ایران به وجود اوردند. ما نشان دادیم که آنها باید مارا یک کشور اهل مذاکره ببینند. نوع نگرش آنها همیشه امنیتی بود، بعد از انقلاب به خصوص در 10 و 12 سال گذشته که خیلی زیادتر هم شده بود نگرشی که به ما داشتند نگرشی امنیتی بود. ما را به عنوان یک کشور اهل مذاکره حساب نمی کردند، فکر آنها همیشه این بود که ایرانی باید به یک نقطه بن بست برسد تا مجبور شود بر سر میز مذاکره بنشیند.

الان این تصور متفاوت شده است. در خبری خواندم که اقای جانی کری معتقد بود اقای ظریف یکی از بهترین مذاکره کنندگان در بین دیپلمات های دنیا است، این نشان می دهد که ما توانستیم خیلی موارد را به این ها ثابت کنیم، از جمله اینکه ما یک کشور و یک گروه مذاکره کننده هستیم. کشوری هستیم که اگر تصمیم بگیریم میتوانیم به خوبی خودمان را به دنیا نشان دهیم. بنابراین اولین دستاوردی که ایران پس از توافق داشت این بود که تفکرجهان نسبت به ما تغییر کرده است. تفکری که در این 8 سال اخیردر ذهن آنها بود دیگر نیست و ما آن را تغییر دادیم  به اینکه ما می خواهیم با جهان تعامل کنیم. بنابراین این درآینده روابط اقتصادی و سیاسی ما با دنیا تاثیر می گذارد.

اینکه آلمان اولین کشوری بود که بعد از توافق به ایران آمد می تواند ارتباطی با وضعیت اروپا و منطقه یورو داشته باشد؟
المانی ها در حال حاضر از وضعیت روابطی که با اقتصاد اروپا دارند نگران هستند. به خاطر مشکلات بسیار عدیده ای که با اقتصاد کشورهای در حال رکود اروپا دارند، از جمله یونان و همین طور ایتالیا، پرتغال و ... حتی کشورهای مرکزی و شمالی اروپا، مثل لهستان و... دارای مشکلات اقتصادی بسیار بزرگ هستند. المانی ها به عنوان یک کشور قدرتمند اقتصادی مجبورند ریاضت اقتصادی دیگر کشورهای عضو منطقه یورو را یدک بکشند. 75 درصد تجارت کشورهای اروپایی داخل خود این قاره و کشورهایی که شامل یورو و اتحادیه اروپا می شوند در گردش است.  المانی ها خواستار این هستند که به نوعی خودشان را از این مخمصه نجات دهند. برای همین به طرف چین، جنوب شرقی آسیا و آمریکای لاتین رفته اند. به این خاطر علاقمند هستند به سرعت روابطشان را با ما گسترش دهند. قصد آنها این است که این روابط را گسترده کنند چرا که از طریق ایران با کشورهای همسایه ما رابطه برقرار کنند. المان با کشورهای منطقه رابطه خوبی دارد ولی اگر ایران در این میان نقش کلیدی ایفا کند و قدرت بلقوه خودش را نشان دهد، المانی ها تمایل بسیار زیادی دارند که یک رابطه بسیار گسترده با مرکزیت منطقه یعنی ایران داشته باشند.

مدلی که آلمان ها در ترکیه اجرا کردند؟
 بله همان مدل است، آنها می خواستند با ترکیه این طرح را اجرایی کنند و این کشور را مرکزیت منطقه به حساب بیاورند،  متاسفانه یا خوشبختانه این طرح اجرایی نشد. ترک ها نتوانستند این طور که المانی ها میخواهند منطقه را اداره کنند. ترک ها قابلیت این مهم را ندارند ولی ایران این قدرت را دارد، هم قابلیت هم توانایی و ما می توانیم مرکزیت منطقه باشیم که نه تنها المان نه تنها اروپا حتی امریکا هم بتواند در آیند  ما را به عنوان مرکزیت بسیار قوی در منطقه روی ما حساب کند. یا این روند ایران قطب سیاسی و اقتصادی منطقه می شود که طبیعتا اروپا روی آن سرمایه گذاری های کلان خواهد کرد.
با توجه به مطالبی که عرض کردم اگر ایران این مقوله را در منطقه اجرایی کند، قدرتمند ترین قدرتهای منطقه خواهیم شد و می توانیم این فرصت جدی و مهم را از بالقوه به بلفعل تبدیل کنیم.

49310

وبگردی