۱
یادداشت مهر؛

توافق از نگاه عربی؛ برندگان و بازندگان توافق وین

  • ۸۸بازدید
  • ۱ رای
  • ۰ دیدگاه

توافق هسته ای ایران و ۱+۵ برندگان و بازندگانی را به همراه داشته است که از نگاه مقالات عربی پنهان نمانده است.

بین الملل- محمد عبدالخانی: «عبدالباری عطوان» نویسنده فلسطینی و سردبیر سابق روزنامه القدس العربی در تحلیل اخیر خود در پایگاه خبری رأی ألیوم از توافق وین، موضع گیری های عربی را نسبت به این توافق مدنظر قرار داده است. مطلب زیر با تأمل در بخش هایی از تحلیل مذکور ضمن اینکه برندگان و بازندگان واقعی این توافق را از نگاه آنسوی آب های خلیج فارس بررسی می کند، تأثیر این نوع نگاه نوین را در میان مدت و دراز مدت بر روابط این جوامع و قدرت های بزرگ مورد واکاوی قرار می دهد.

سه تصویر، علیرغم اینکه ارتباط مستقیم به مفاد و امتیازات توافق ژنو نداشته اند می توانند ارزیابی واقعی توافق ایران و شش قدرت جهان را تبیین نمایند. اولین تصویر مربوط به لبخند پیروزمندانه محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران طی امضای توافق بود که اوج فراست  و زیرکی این مرد را نمایان می کرد. دومین تصویر مربوط به برانگیختگی هیستریک بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی بود که به وضوح از چهره عصبانی وی هنگام تعبیر از این توافق به خطای تاریخی هویدا می کرد. سومین تصویر، تصویر شوک وارده به اکثر پایتخت های عربی و رژیم های هم پیمان آمریکا به ویژه کشورهای حاشیه خلیج فارس بود. سردرگمی همراه با سکوت سیاسی و رسانه ای که به «سکوت گورستان» قابل تشبیه بود نشانه آشکار این شوک به شمار می آید.

صرفنظر از جزئیات دهها صفحه متن اصلی و ضمائم، آنچه به صورت کلی از این توافق قابل استنتاج است را در نکات ذیل می توان خلاصه کرد:

۱- این توافق ایران را از دستیابی به آنچه طرف مقابل سلاح هسته ای ادعا می خواند باز نمی دارد، بلکه صرفا این فرایند را به تاخیر انداخته مکانیزم هایی را برای کنترل آن فراهم می کند. به عبارتی تلاش برای خرید زمان است، توافق، حق غنی سازی و استفاده از راکتورهای هسته ای با بیش از بیست هزار سانتریفوژ را به رسمیت شناخته و به مصونیت از بازرسی بر مراکز نظامی برای ایران اذعان کرده است.

۲- دانش و تجربه هسته ای به دست آمده در ایران این فرصت را برای این کشور مهیا کرده که به صورت بالقوه امکان بهره مندی از این دانش را برای سالهای پس از عمر این توافق نامه ده ساله فراهم می کند. ضمن اینکه ایران توانست در تلاش برای عدم تکرار تجربه تلخ بازرسی از مراکز نظامی کشور همسایه عراق و اشغال این کشور مواضع خود را در خصوص بازرسی از مراکز نظامی و مصاحبه با دانشمندان هسته ای خویش حفظ نماید.

۳- ایران با خروج از آنچه به ادعای طرف های توافق بازیگران متمرد و دولتهای حامی تروریسم و محور شرارت است، در زمره دولت های طبیعی و چه بسا هم پیمان اروپا و غرب در خواهد آمد. دستیابی ایران در مدت زمان کوتاه چند ماهه به ۱۲۰ میلیارد دلار درآمدهای بلوکه شده خود، لغو تحریم های اقتصادی و رفع موانع موجود در مسیر صادرات همزمان به شرق و غرب، بدون شک این کشور را به قدرت اقتصادی بزرگ منطقه تبدیل خواهد کرد. این فرایند به تدریج به رونق بازار کار و توسعه طرح های تجاری این کشور خواهد انجامید. لازم بذکر است سهم صادرات نفت و مشتقات آن در درآمد ناخالص ملی ایران کمتر از ۳۰ درصد است. این در حالی است که درآمدهای حاصل از صادرات نفت ۹۰ درصد درآمد ناخالص ملی کشورهای عربی همسایه این کشور در حاشیه خلیج فارس را تشکیل می دهد.

اردوگاه کشورهای حامی ایران به ویژه روسیه و چین و کشورهای گروه«بریکس»را باید دیگر برندگان این توافق تلقی کرد. علاوه بر این که کشورها و گروه های مورد حمایت جمهوری اسلامی ایران را بایستی از این پیروزی بهره مند دانست چرا که ایران را به عنوان قدرت سیاسی و اقتصادی آینده قلمداد خواهند کرد.

پرسشی که در این میان به صورت جدی مطرح می شود این است که: چه عواملی باراک اوباما رئیس جمهوری آمریکا را به امضای چنین توافقی واداشته است؟ اقدامی که به نوبه خود ماجراجویی و عقب نشینی اوباما از سیاست های قبلی خود در بازداری برنامه های هسته ای ایران در قالب استقرار ناوهای جنگی و ارسال زیردریایی های هسته ای و تفنگداران دریایی در خلیج فارس قلمداد می گردد. پاسخ این پرسش را می توان در نکات زیر خلاصه کرد:

۱- گزینه جایگزین این توافق، جنگ خواهد بود و آمریکا تمایل به این جنگ و تبعات آن ندارد. این عدم تمایل در راستای برنامه ریزی این کشور برای خروج تدریجی از خاورمیانه قابل تفسیر است.

 ۲- به نظر می رسد دولت اوباما از حمایت های خود از رژیم های عربی که قادر به حمایت و دفاع از منافع خود نیستند خسته شده است به علاوه اینکه این دولت تمایلی به ورود به جنگ های نیابتی در این راستا نداشته و منافع مالی خود و حفظ جان سربازان خود را در اولویت اول قرار داده است. فراتر از این مسائل آمریکا از مدت ها قبل و با رسیدن به خودکفایی در زمینه نفت به دنبال حوزه های نفوذ دیگر از جمله جنوب شرق آسیا و آفریقا برای تامین مصالح آینده خود است.

 ۳- باراک اوباما که در اوایل ریاست جمهوری خود برنده جایزه صلح نوبل شد تلاش دارد دستیابی به این جایزه را توجیه و خود را به عنوان مرد صلح طلب در تاریخ معرفی کند. بر این اساس سیاست سازش با کوبا و سپس برداشتن تحریم های این کشور را دنبال کرد و در نهایت نیز در راستای همین خط مشی به سازش با ایران و تلاش برای عادی سازی روابط گام برمی دارد. اگر چه ناکامی وی در تشکیل دولت فلسطین نقطه سیاه در تاریخ سیاسی وی خواهد ماند.

 ۴- با اذعان به این واقعیت که در حال حاضر جنگ اصلی آمریکا در خاورمیانه علیه داعش است نه ایران، تصمیم گیرندگان داخلی آمریکا به این باور رسیده اند که پیروزی در این جنگ بدون همکاری ایران و هم پیمانانش امکان پذیر نخواهد بود. در واقع بدون کمک ایران که توانایی بالفعل خود را در مقابله با این گروه های تروریستی ثابت کرده است، آمریکا قادر به خروج سلیم از مبارزه با داعش نخواهد بود.

براساس منطق برد و باخت می توان گفت کشورهای عربی بازنده این توافق، عربستان سعودی، کویت، بحرین و بخشی از امارات متحده عربی (صرفنظر از دبی) هستند. اما کشورهای برنده در وهله اول عمان و دبی هستند، چرا که پایان تحریم های اقتصادی علیه ایران به سود آنها خواهد بود.

 - عمان که موضع بی طرف را در موضوع هسته ای ایران در پیش گرفته است در مراحلی نیز میزبانی مذاکرات محرمانه را برعهده داشت مذاکراتی که نقش بسزایی در دستیابی به توافق کنونی ایفا داشت. این موضع گیری به طور قطع روابط این کشور را با دو طرف غربی و ایرانی تحکیم خواهد کرد.

  - اما دبی که در طول دوران تحریم و همانند جنگ تحمیلی هشت ساله، رگ حیاتی اقتصاد ایران و خارج به شمار می آمد پیش بینی می شود آزادسازی ۱۲۰ میلیارد دلار درآمدهای بلوکه شده ایران در وضعیت فعلی کاهش حجم سرمایه گذاری در منطقه حاشیه خلیج فارس ناشی از افت ۵۰ درصدی درآمدهای نفت تاثیر بسزایی در رونق تجارت و سرمایه گذاری بخش مسکن و... در این منطقه داشته باشد.

برندگان دیگر این توافق در وهله اول کشورها و گروه های مورد حمایت ایران به ویژه سوریة، عراق، حزب الله لبنان، و در وهله دوم کشورهایی هستند که وارد تقابل با ایران نشدند، به طور مثال الجزائر، مصر و در درجات کمتر تونس و موریتانی. براساس آنچه گفته شد باید اذعان داشت که لبخند ظریف، عصبانیت نتانیاهو و شوک کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس طبیعی است. توافق «شب قدر» به معنای واقعی کلمه پیروزی دیپلماتیک و سیاسی بزرگی را حداقل تا این لحظه برای ایران مقدر ساخت. اگرچه بایستی منتظر آینده و تحولات آن بود. به هرحال ایران بارها اعلام کرده است که به هیج وجه تمایلی برای دستیابی به سلاح هسته ای ندارد ضمن اینکه از ابزار فناوری هسته ای خود برای لغو تحریم ها بهره جست و در نهایت نیز به پیروزی بزرگی دست یافت.

اما تامل برانگیزترین سناریوی عربی را برخی تحلیل گران قومیت گرا در قالب این فرضیه ترسیم می کنند که با فرض اینکه این توافق راه را برای رقابت هسته ای در منطقه باز می کند درجای خود خوشایند است. چه بسا این رقابت به دستیابی به این فن آوری و بازگشت به آنچه هیبت از دست رفته جامعه عربی بر می شمارند بینجامد. علاوه براینکه توان بالقوه این کشورها را در مهار قدرت نظامی و هسته ای سنتی رژیم صهیونیستی تحکیم خواهد کرد سناریویی که این تحلیل گران از آن به عنوان پایان سلطه و نفوذ منطقه ای و بین المللی این رژیم یاد می نمایند.

برخی دیگر از تحلیل گران عرب نیز با تاکید بر ضرورت بهره مندی از این تجربه اذعان می کنند ایران با ۱۲ سال مقاومت و شکیبایی و با اتخاذ رویکرد دیپلماتیک درس بسیار بزرگی را برای کشورهای عربی و تمام جهان برجای گذاشت. بخش اعظم این قابلیت ها در حوزه مدیریت مذاکرات و ایستادگی در برابر قدرتهای جهانی مرهون نهادمندی واقعی، شایسته سالاری، تولید علم و توسعه مراکز مطالعاتی و ارتباط این مقولات با منافع ملی این کشور در قیاس با وضعیت حاکم بر کشورهای عربی اعم از فقدان نهادسازی، نبود عدالت اجتماعی، گسترش فساد و تکیه بر کمک های خارجی است.    

این تحلیل گران ابراز امیدواری می کنند توافق اخیر به منزله «بیداری برای اهل کهف» برای جوامع عربی و در راستای نگاه هوشیارانه این جوامع به جهان اطراف باشد بلکه این کشورها به خود آمده و به جای طائفه گری و منازعات نژادی و مذهبی، واقعیت ها و ضرورت های جهان کنونی را درک نمایند. به طور یقین همچنانکه این توافق جشن پیروزی را برای ایرانی به ارمغان آورد، عزای واقعی را برای کشورهای مستأصل به دنبال خواهد داشت که با عدم اعتماد به نفس داشته های خود را به آمریکا باخته و همچنان بر طبل خطای گذشته می کوبند. کشورهایی که اخیرا با توسل به اسرائیل چشم امید پیدا کرده اند این رژیم بعد از آمریکا بتواند آغوش خود را برای حمایت از آنها در برابر اوجگیری قدرت ایران در منطقه باز نماید قدرتی که هیچ گاه از طرف صاحبان آن در راستای تهدید منطقه ای علیه همسایگان به کار نرفته است. مهمترین سند این مدعا اصل مهم سیاست خارجی ایران در رابطه با حفظ امنیت منطقه خلیج فارس است که اعتقاد دارد دستیابی به این مهم صرفا با همکاری کشورهای خود منطقه امکان پذیر است نه دخالت خارجی.

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.