۱

وقتی ققنوس از خاکستر خویش برمی خیزد

  • ۱۱۳بازدید
  • ۱ رای
  • ۰ دیدگاه
توافق هسته ای ایران و پنج بعلاوه یک

فرایندی که به توافق برنامه جامع اقدام مشترک بر سر موضوع هسته ای بین جمهوری اسلامی ایران و کشورهای 1+5 در وین منتهی گردید و به یکی از بزرگترین چالش های بین المللی خاتمه داد، از شگفتی سازی های ملت ایران است.

دکتر محمدتقی حسینی

فرایندی که به توافق برنامه جامع اقدام مشترک بر سر موضوع هسته ای 23 تیرماه 1394 (14 جولای 2015) بین جمهوری اسلامی ایران و کشورهای موسوم به 1+5 در وین منتهی گردید و به یکی از بزرگترین چالش های بین المللی خاتمه داد، از شگفتی سازی های ملت ایران است. با مروری به سیر حوادث در سیزده سال گذشته و اتفاقاتی که در طول فرایند این بحران طولانی رخ داد شگفتی این کار بیشتر خود را نشان می دهد. این موضوع بارها ایران و مجموعه غرب به سرکردگی آمریکا را تا مرحله برخورد نظامی نزدیک کرد. هربار به گونه ای از این اتفاق اجتناب گردید اما همواره احتمال یک برخورد در فضا نمایان بوده است. بی تردید وجود قطعنامه های ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد و اعمال شدیدترین مجازات ها علیه ایران این زمینه را برای هر حادثه خواسته یا ناخواسته ای فراهم می کرد.

آغاز بحران بر سر موضوع هسته ای ایران درست در زمانی بود که نئومحافظه کاران در آمریکا به رهبری جرج دبلیو بوش دو جنگ خونین را در خاورمیانه به راه انداخته بودند. آمریکای منفور در نگاه بین المللی به ریاست جرج دبلیو بوش اما همچنان به دنبال ماجراجویی های بیشتر بود. در آمریکا افراد و گروههای زیادی بودند که برخورد فوری با ایران را نه تنها اجتناب ناپذیر بلکه ضروری می دانستند. برخی از آنان در این زمینه برای خود وظیفه ای ماورایی و دینی هم قائل بودند. از دیدگاه آنها هر روز تاخیر در حمله نظامی به زیان سیاست های خاورمیانه ای آمریکا و متحدان آن در خاورمیانه بود. با تغییر دولت در آمریکا این کشور رویه ای متفاوت و مورد پسندتر جامعه بین المللی را اتخاذ کرد. به این معنی که در عین اینکه امکان برخورد نظامی را منتفی نکرد، اما برنامه های خود را در قبال موضوع هسته ای ایران به جانب ایجاد فشارهای فلج کننده و بهره گیری از همراهی متحدان بین المللی تغییر داد.

همزمان با این اتفاق، تغییرات سیاسی در ایران نیز به سمت و سویی رفت که جلب همراهی ها برای آمریکا در صحنه بین المللی تسهیل گردید. فرایند ایران هراسی شدت و سرعت زیادی یافت و این فضا موجب شد تا آمریکا به راحتی بتواند بسیاری از کشورها را که در باطن علاقه ای هم به سیاست های فشار آمریکا علیه ایران نداشتند با سیاست های واشنگتن همراه کند. با اینکه کشورهای عضو جنبش عدم تعهد در مقاطع مختلف در بیانیه های خود از حق ایران در داشتن انرژی هسته ای صلح آمیز دفاع می کردند اما آنجا که پای عمل به میان می آمد اکثراٌ ناگذیر بودند تا با خواسته های آمریکا و غرب همراهی کنند. به عنوان نمونه در مورد ارجاع موضوع هسته ای ایران از شورای حکام آژانس به شورای امنیت در سال 1384 (سال 2005 ) رای بسیاری از اعضای عدم تعهد به قطعنامه غربی ها برای ارجاع موضوع هسته ای ایران به شورای امنیت مثبت بود. در هنگام بحث بر سر قطعنامه های مربوط به ایران، اکثر دوستان ایران اعم از اعضای دائم یا غیر دائم شورای امنیت مسیری همراه با خواسته های قطعنامه را اتخاذ کردند.

در تاریخ بررسی قطعنامه های مربوطه در شوای امنیت جز چند مورد استثنایی همیشه همراهی با خواسته آمریکا و متحدانش برای فشار به ایران تامین گردیده است. از جمله موارد استثنا رای مخالف برزیل و ترکیه به قطعنامه 1929 (سال 2010) که ناشی از ناراحتی آنان از بی اعتبار کردن توافق این دو کشور با ایران بر سر انتقال مواد هسته ای و رای ممتنع لبنان به همین قطعنامه، رای منفی دولت قطر به قطعنامه 1696 (سال 2006) و رای ممتنع اندونزی به قطعنامه 1803 ( سال 2008) را می توان نام برد. بجز این چند مورد، مورد دیگری را نمی توان یافت که اعضای شورای امنیت اعم از اعضای دائم یا غیر دائم در مقابل قطعنامه های متعدد ضد ایرانی ایستاده باشند. سایر قطعنامه های ضد ایرانی در شورای امنیت با اتفاق آرای همه اعضا تصویب شده اند. رای اعضای دائم از جمله کشورهای روسیه و چین به قطعنامه ها همواره مثبت بوده است.

گزارش های کشورهای دوست ایران اعم از اعضای جنبش عدم تعهد و غیره از اجرای قطعنامه های تحریم ایران به کمیته تحریم ایجاد شده توسط شورای امنیت به خوبی نشان می دهد که در این زمینه هیچ کشوری انگیزه ای برای ایستادن در مقابل مطالبات ظالمانه شورای امنیت ندارد. اکثر گزارش های اجرای قطعنامه ها از جانب کشورهایی به کمیته تحریم ارائه شده اند که با جمهوری اسلامی ایران رابطه حسنه ای دارند و قلبا آرزو می کردند که موضوع هسته ای ایران به گونه ای حل شود که آنان مجبور نباشند عملی انجام دهند که ترجمان آن عمل اقدام در مقابل ایران باشد. در این زمینه کشورهای دوست ایران قابل سرزنش نیستند. اشاره به این موارد هم به این معنی نیست که آنها واقعا با ایران دشمن هستند. زیرا سازو کار بین المللی به گونه ای است که هیچ کشوری نمی خواهد خود را در مقابل خواسته های شورای امنیت قرار دهد. به موجب ماده 25 منشور ملل متحد اجرای تصمیمات شورای امنیت برای همه کشورهای عضو الزامی است. این به کشورهای عضو بستگی دارد که خود را در موقعیتی قرار ندهند که حتی دوستانشان ناگذیر از همراهی با دشمنان آنان گردند. واقعیت این بود که در این مسیر دشمنان ایران توانسته بودند اجماعی را فراهم کنند که همه کشورها را در جهتی مخالف منافع ملی و خواسته های ایران به دنبال خود بکشند. این مسیر بی تردید خطرناک بود. اگر چه به این نکته نیز باید تاکید کرد که همان معدود کشورهایی که مورد اشاره قرار گرفتند و در مقاطعی به قطعنامه های ضد ایرانی شورای امنیت رای منفی یا ممتنع دادند کاری خطیر و ارزشمند انجام دادند و دستگاه دیپلماسی کشور بایستی آن اقدامات را در نظر داشته باشد و در مواقع لزوم جبران کند.

تاریخ شورای امنیت نشان نمی دهد کشوری ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد قرار گرفته باشد و بتواند بدون رنج و کم هزینه از آن خارج شود. به عنوان مدرسی که درس نظام امنیت بین المللی و نظام کنترل تسلیحات را بارها در کلاس های درس تدریس کرده است و سال هاست که با این موضوعات از نزدیک سرو کار دارد، باید به این نکته تاکید کنم که هیچ تهدیدی برای امنیت ملی یک کشور بزرگتر از این نیست که به عنوان ناقض صلح و امنیت بین المللی ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد قرار گیرد. موضوع این نیست که آیا چنین وضعیتی عادلانه است یا نیست. بلکه واقعیت این است که قرار گرفتن در چنین موقعیتی کشور را به شرایطی محکوم می کند که اعمال تنبیهات سیاسی، اقتصادی و نهایتا کاربرد زور علیه آن کشور مشروعیت و توجیه بین المللی پیدا می کند. باید به این نکته اشاره کرد که حداقل به لحاظ تئوری کاربرد زور برای اهداف سیاست خارجی در جامعه بین المللی کنونی مشروعیت ندارد. تنها زمانی که کاربرد زور علیه یک کشور می تواند مشروعیت پیدا کند زمانی است که شورای امنیت ذیل فصل هفتم منشور اجازه آن را داده باشد و یا در موارد استثنایی بر اساس ماده 51 منشور کشوری برای دفاع مشروع از خود آن هم با شروطی که تعیین شده است، از کاربرد زور استفاده کند. در اینجا صحبت از عادلانه و یا بر مبنای حق بودن یا نبودن این وضعیت نیست بلکه صحبت از این است که حتی در مواردی که این وضعیت بطور ظالمانه تحمیل می گردد، همه اعضای جامعه بین المللی موظفند از این وضعیت ظالمانه متابعت کنند. آنگاه حتی دوستان نیز صف خود را جدا می کنند و ناچارند تا از سازو کار ایجاد شده از سوی شورای امنیت تبعیت کنند. نیاز به تاکید نیست که چنین وضعیتی تهدید جدی برای منافع ملی کشوری است که در آن وضعیت قرار گرفته است و هر کشوری همه تلاش خود را بکار می گیرد تا از چنین وضعیتی اجتناب کند.

قطعنامه های متعدد شورای امنیت ساختار یک رژیم فشار و تحریم بسیار شدید و منحصر بفرد را برای جمهوری اسلامی ایران فراهم کرد. بویژه قطعنامه 1929 (مصوب سال 2010) یک مکانیزم فلج کننده اقتصادی را در بر می گرفت. این قطعنامه دقیق ترین و شدیدترین مکانیزم تحریم ها را در کنار هم قرار داد. به عبارت دیگر تمامی آنچه که در بضاعت فصل هفتم منشور ملل متحد تا انتهای ماده 41 برای تنبیه یک کشور وجود داشت با قطعنامه های شورای امنیت علیه ایران بکار بسته شد. تنها ظرفیت استفاده نشده فصل هفت که شورا آن را بر علیه ایران بکار نگرفت اقدامات ماده 42 یعنی بکار بردن نیروی نظامی و استفاده از زور بود که علت این بکار نبستن ماده 42 را جداگانه باید مورد تحلیل قرار داد. در عین حال قطعنامه 1929 (مصوب سال 2010) به نحو بارزی زمینه های لازم برای برخورد نظامی و توسل به ماده 42 را در آینده ای دور یا نزدیک در خود ایجاد کرده بود. علاوه بر قطعنامه های شورای امنیت تحریم های یکجانبه یا چندجانبه آمریکا و سایر کشورهای اروپایی نیز هرکدام عناصر جدیدی را به ساختار تحریم افزودند و در نتیجه همه اینها یک ساختار تحریم محکمی بر علیه جمهوری اسلامی ایران بوجود آمد که در طول تاریخ مقابله با یک کشور در نظام بین المللی کنونی بی سابقه یا کم سابقه بوده است. مقاومت مردم ایران در مقابل این ساختار ظالمانه تحریم نیز در جهان مثال زدنی و بی نظیر است. ایران در مقابله با این شرایط قابلیت هایی را از خود به نمایش گذاشت که آموزنده و ستودنی است. اما به هر حال از این ناحیه آسیب هایی نیز متحمل شد که آن هم انکار ناپذیر است.

جمهوری اسلامی ایران در انتخابات سال 1392 که از سوی مقام معظم رهبری به عنوان "سال حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی" نامگذاری گردید، انتخابات پر شوری را برگزار کرد و در آن انتخابات کاندیدایی حائز رای اکثزیت مردم قرار گرفت که هدف گذار ی خویش را پایان دادن به بحران پدید آمده در مورد موضوع هسته ای و شکستن تحمیل ها و تحریم های شورای امنیت ملل متحد قرار داد. رسیدن به چنین هدفی طبیعتا آسان نبود و دشواری های آن بر اهل فن نیز پوشیده نبود. کم نبودند کسانی که دستیابی به این هدف را با تردید می نگریستند و آن را ماموریتی ناممکن می پنداشتند. اما از همان ابتدای شروع کار دولت یازدهم این مسیر دشوار آغاز گردید و با تلاش سخت و طاقت فرسایی که صورت گرفت سرانجام این امر فوق العاده دشوار تحقق پیدا کرد. این اراده دولت ابران در زمانی بود که فضای بین المللی مناسبی نیز برای تحقق این هدف فراهم شده بود و همه طرف های درگیر در این فرایند شامل کشورهای عضو گروه 1+5 این موقعیت را مغتنم شمردند و به خوبی متوجه بودند که اگر قرار باشد تحول مثبتی برای حل این موضوع رخ دهد، زمان آن همین مقطع کنونی است. آنها نیز به نوبه خود تلاش کردند تا این موقعیت خاص از دست نرود. بنابراین ایران با توافق وین در مورد موضوع هسته ای خود یک استثنا و شگفتی بزرگ را در تاریخ روابط بین الملل معاصر پدید آورد. اکنون مفهوم حماسه سیاسی که در نامگذاری سال 1392 درج گردید بیشتر قابل درک است. ایران نه تنها توانست از طریق مذاکره و با بهره گیری از تمام ظرفیت ها و امکانات خود تحریم های ظالمانه را کنار بزند بلکه استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای و از جمله حفظ چرخه سوخت هسته ای که به عنوان نمادی از غرور ملی مردم ما شناخته شده است و در مسیر آن جان های عزیزی فدا شده اند، و فقط کشورهای انگشت شماری از آن برخوردارند را نیز مشروعیت بین المللی داده و به جامعه جهانی بقبولاند. چنین اتفاقی به یقین یک حماسه سیاسی بزرگ و در نوع خود بی نظیر است. چنین دستاوردی نشان از عظمت ایران و هوشمندی و مقاومت مدبرانه مردمانی دارد که در طول تاریخ بارها و بارها دچار بندهای بدخواهان شده اند و توانسته اند با بردباری و ایستادگی و تلاش و تدبیر بندهای پدیدآمده بر دست و پای خویش را گسسته و راه خود را به سوی تعالی و شکوه ادامه دهند. با در نظر گرفتن آنچه در این فرایند صورت گرفته است شاید این بیان زیبای حافظ که چندین قرن پیش فرمود : برو این دام بر مرغی دگر نه / که عنقا را بلند است آشیانه، شرح حالی عینی از آن چیزی است که ایران در طول حیات پر فراز و نشیب در تاریخ پر افتخار خویش و بویژه در تاریخ معاصر از سر گذرانده و خواهد گذراند. به چنین توانایی باید افتخار کرد. یقینا عقلای عالم به احترام این صبر و ایستادگی و موقعیت شناسی، انعطاف پذیری و تدبیر ایران کلاه از سر برمی دارند.

دستاورد توافق وین بی گمان متعلق به همه مردم ایران است و باید تلاش کرد آن را به عنوان محوری برای وحدت ملی و پیش برد اهداف کلان نظام جمهوری اسلامی ایران تبدیل کرد. در این مسیر باید مراقبت کرد تا کسی یا کسانی این موضوع را دستمایه بحث های جناحی قرار ندهند و از این رهگذر بنیانی برای اختلاف و تفرقه بوجود نیاورند. منافع همه جناح ها و گروهها تنها در صورتی تامین می شود که منافع عالیه نظام جمهوری اسلامی ایران تامین گردد و همگان حول یک محور به آینده بیندیشند و وحدت ملی را حفظ کنند.

اکنون با توافق وین راه برای فعالیت های ایران در صحنه بین المللی هموار گردیده است. خروج از زیر فشار قطعنامه های شورای امنیت فرصت های دیگری را فراروی ایران قرار داده است. این همان چیزی است که استراتژیست های آمریکایی بدخواه ایران و لابی صهیونیست ها و سران برخی از همسایگان کینه توز در حاشیه جنوبی خلیج فارس از آن به شدت آزرده و نگرانند. آنها به خوبی می دانستند که ایران دنبال ساختن بمب اتم نخواهد بود. اما آنها ارزش قطعنامه های شورای امنیت را در راستای اهداف خصمانه و ایران هراسی خود به خوبی درک می کنند. از نظر آنان ایران در وضعیت قرار گرفتن ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد همانند نهنگی است که در تور گرفتار شده است. به گمان آنها چرا باید این تور را از دست و پای این نهنگ باز کرد؟ آنها بارها دولت اوباما را مورد سرزنش قرار داده اند که دارد با دست خود ایران را از چنین مخمصه ای رها می کند و ایران رها شده از بند، قوی تر از قبل در عرصه منطقه ای و بین المللی عرض و اندام خواهد کرد. هنوز هم آنها تلاش خواهند کرد تا آنجا که بتوانند این توافق را به هم بزنند. به هرحال به رغم چنین بدخواهی هایی ایران از زیر فشار قطعنامه های شورای امنیت رها شده است. اما پر واضح است که کار خاتمه پیدا نکرده است. ایران هنوز راه دشواری را در پیش دارد. بنابراین بایستی خود را برای تداوم این راه آماده کند. دستیابی به توافق مجوزی برای راحت طلبی و یا بی تفاوتی فراهم نمی کند. تلاش زیادی نیاز است تا بتوان نیمه دوم نام گذاری سال 1392 یعنی "حماسه اقتصادی" را تحقق بخشید. تحقق حماسه سیاسی به عبارتی قائم به ذات و مستقل نیست و مقدمه ای برای تحقق حماسه اقتصادی است که نیاز حتمی و فوری امروز و فردای کشور است.

با توافق وین فرصت ها و چالش های جدیدی برای ایران در حال پدیدار شدن است. این دوره همانگونه که فرصت هایی را فراهم کرده است البته چالش هایی نیز به همراه دارد که بایستی مواظبت کرد تا کشور در این چالش ها گرفتار نشود. بسیاری از مسائل منطقه ای اکنون نیازمند مدیریتی هوشمندانه هستند تا مهار شده و یا وضعیت وخیم تری بوجود نیاورند. سیاست خارجی ایران در این زمینه اقدامات زیادی را بایستی انجام دهد.

این تفاهم فرصت دوباره ای برای اقتصاد ایران فراهم کرده است. در مورد وضع اقتصاد ایران و نیاز آن به این فرصت فراوان می توان نوشت. اما در یک بیان مختصر باید اشاره کرد که اقتصاد ایران در حال حاضر دچار تنش های زیادی است. کشور برای چند سال متوالی رشد اقتصادی منفی را تجربه کرده است. پول ملی مرتبا ارزش خود را از دست داده است. تورم توام با رکود به عنوان عارضه ای بر اقتصاد این کشور مدت ها غالب بوده است. میزان جذب سرمایه گذاری ها به حداقل خود رسیده است. این میزان سرمایه گذاری اعم از سرمایه گذاری داخلی یا جذب سرمایه بین المللی کفاف اقتصاد تشنه سرمایه ایران را نمی دهد. بحران اشتغال جوانان اکنون چالش بزرگی پیش پای دولت و ملت است. تولید داخلی با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می کند. بهبود فضای کسب و کار نیازمند انجام تغییرات اساسی، اصلاحات و روان سازی مقررات موجود است. مبارزه با فساد و بستن راههای سو استفاده از منابع عمومی نیازمند اصلاح مقررات و کاربست سیاست های موثر است. از ویژگی های فضای تحریم این است که در کنار آن روابط فسادآلود بوجود می آیند. تحریم موجب شده است تا طی سال های پیاپی برخی رویه ها در مناسبات اقتصادی شکل بگیرند که مانع جدی برای توسعه و پیشرفت کشور هستند.

تحریم همچنین موجب می شود که برخی ناکارآمدی های مدیریتی در پرتو آن توجیه شوند. تغییر در شرایط اقلیمی و وخامت وضعیت محیط زیست چالش بزرگ دیگری فرا روی کشور قرار داده است. پرداختن به این امور اکنون دارای اولویت و فوریت هستند. کشور ایران برای اینکه بتواند همپای اقتصادهای نوظهور در جهان جایگاهی فراخ برای خود به دست آورد و در داخل به اهداف سند چشم انداز دست پیدا کند بایستی با استفاده از عزم ملی، سیاست های کارآمد و فراگیری را به مرحله اجرا بگذارد. فائق آمدن بر بحران اشتغال و رونق بخشیدن به تولید داخلی و غلبه بر بحران های زیست محیطی اکنون بایتسی در صدر اولویت های جامعه ایرانی قرار گیرند. امید است که با همان عزم و تدبیری که کشور در حل بحران هسته ای بکار برد و حماسه سیاسی بزرگی را رقم زد، در این زمینه ها نیز عمل کند و حماسه بزرگ اقتصادی را برای کشور به ارمغان آورد. و این کار یقیناٌ با عزم ملی و همدلی و هم زبانی شدنی است. ایران ثابت کرده است که همیشه مانند ققنوس از خاکستر خود جوان بر می خیزد. این یک راز شگفت در حیات دیرپای و کهن تمدن ایران است.

4949

 

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.