۱

چرا سفر روحانی به روسیه مهم است؟

  • ۱۴۹بازدید
  • ۱ رای
  • ۱ دیدگاه
سازمان همکاری شانگهای,ایران و روسیه,ایران و چین

عباس ملکی دیپلمات کهنه کار کشورمان معتقد است حتی اگر همه تحریم های غرب برداشته شود بازهم ایران نیاز دارد که عضویت در سازمان همکاری های شانگهای را پیگیری کند.

محمدرضا نوروزپور:
https://twitter.com/noroozpour 

رئیس جمهوری برای شرکت در اجلاس سازمان همکاری شانگهای عازم روسیه است. آنچه این سفر را نسبت به سایر سفرهای مقامات عالی رتبه کشورمان در این اجلاس متمایز کرده است همزمانی آن با دور آخر مذاکرات هسته ای ایران و پنج بعلاوه یک و بلکه روزهای سرنوشت ساز آخر آن است. بدون تردید نتایج مثبت احتمالی در این مذاکرات فشرده و طاقت فرسا تاثیرات بی بدیلی بر راه یافتن کشورمان به سازمان همکاری شانگهای خواهد داشت. سازمانی که سالها است ایران را صرفا به عنوان عضو ناظر در اجلاس های خود می پذیرد و هنوز رأی به عضویت دائم آن نداده است. یکی دیگر از ویژگی های این دور از اجلاس همکاری شانگهای تقارن آن با برگزاری کشورهای گروه بریکس و اتحادیه اوراسیا است که همگی سبب می شود سفر دکتر روحانی به اوفا  برای شرکت در این اجلاس مهمتر از سایر سفرهای مشابه وی و سایر مقامات کشورمان به این منظور، جلوه گر باشد. دلایل اهمیت و درستی این سفر را با دکتر عباس ملکی، دیپلمات، استاد دانشگاه و معاون مرکز بررسی های استراتژک بررسی کرده ایم که از نظر می گذرانید. 

*****

 

اما در خصوص اینکه ایران هنوز به عضویت دائمی این سازمان در نیامده است باید عرض کنم از ابتدا به نظر من، چین بود که با عضویت دائم ایران مخالفت می کرد.  به دلیل اینکه چینی ها به شدت از اینکه سازمان همکاری شانگهای بعنوان بدیل یا مقابل ناتو مطرح بشود احتراز می کردند و همین حالا هم چنین تحفظی را دارند. چینی ها از اینکه شانگهای همان معاهده ورشو در زمان جنگ سرد باشد نگران بودندو تمایل داشتند این تقابل با غرب از این سازمان برداشت نشود دلیل آن هم روشن بود چرا که چینی ها همکاری های نزدیکی با آمریکایی ها در حوزه های اقتصادی آغاز کرده بودند و توافق کامله الودادی که با آمریکا در خصوص مسائل اقتصادی و بازرگانی داشتند سبب می شد که چنین ملاحظه ای را جدی بگیرند.  در یک دوره ای نظر روسیه هم به نظر چینی ها نزدیک شده بود و آن زمان ریاست جمهوری مدودیف بود که در واقع نوع نگرش وزارت خارجه روسیه به جهان و خصوصا غرب تغییرات جدی کرده بودو در واقع تیم حاضر در سیاست خارجه و حکومت روسیه در آن موقع جزو پان آنتلانتیست ها بودند که بیشتر به جریان غرب توجه می کردند.  ولی الان که داریم صحبت می کنیم روسیه به هرحال و بار دیگر نگرش سیاست خارجه متفاوتی را اختیار کرده است و در دوران پوتین و خصوصا پس از بحران اوکراین و شبه جزیره کریمه، به شدت متمایل به ایران و شرق شده است و من گمان می کنم روس ها این بار خیلی مایل هستند که ایران به عضویت سازمان همکماری های شانگهای در بیاید و به نظر من نقطه عطف تحول سیاست خارجه روسیه در مسائل اوکراین نهفته است و از بعد از آن سیاست خارجه اش عوض شده است.

آیا چنین تغییراتی در سیاست خارجه چین هم رخ داده است؟ یا آنها همچنان با عضویت دائمی ایران مخالفت می کنند؟

متاسفانه به نظرمن چینی ها هنوز تغییری در نگرش خود نسبت به ایران نداده اند و همچنان نظر قبلی خود را حفظ کرده اند. به نظرم می رسد که روحیات غرب ستیزانه ایران خصوصا در زمان دولت قبلی که با پروپاگاندا و سرو صدای زیادی دنبال می شد همچنان بازدارنده است. البته این احتمال هست که در صورتی که مذاکرات هسته ای به نتیجه برسد چینی ها نیز تجدید نظر کنند و راه را برای ورود ایران به سازمان همکاری های شانگهای باز کنند.

یکی از آخرین دلایلی که برای نپذیرفتن ایران در سازمان همکاری شانگهای مطرح می شد وجود تحریم ها بود و پیشتر مطرح شده بود که اگر تحریم های ایران در فرایند مذاکرات لغو شود راه برای ورود ایران به سازمان همکاری شانگهای با می شود. دراینجا این سوال مطرح است که اگر توافقی حاصل شود که براساس آن تحریم های ایران لغو شود و راه تعاملات گسترده ایران با غرب و خصوصا اتحادیه اروپا باز شود دیگر چه نیازی به عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای خواهد بود. در واقع این چه سازمانی است که در روزهای سخت ایران را نپذیرفته اما در زمان گشایش که راه های دیگر هم به روی ما باز است پذیرای ما خواهد شد؟ اگر به فرض همه این تحریم ها هم برداشته شود ابتدا ما  باید تلاش زیادی بکنیم تا بتوانیم بازارهای از دست رفته خودمان را در اروپا به دست بیاوریم چون در همه این سالهایی که ما به هر دلیلی غایب شدیم از این بازارها، رقبای ما تلاش کرده و جای ما را پر کرده اند. رقبایی که از ضعف ما و از شرایط بدی که برما حاکم شد نهایت استفاده را بعمل آوردند و بهره ها برده اند و به این زودی حاضر نیستند صحنه را ترک کنند. 

آیا بیان این نیاز به عضویت در سازمان همکاری شانگهای دور از شأن ما نیست؟ به هرحال عضویت در سازمان همکاری شانگهای هرچقدر هم که مفید باشد باید دید به چه قیمتی قرار است به دست بیاید. ما سال ها است که پشت در مانده ایم و در حالیکه شما فرمودید چینی ها روی خوش نشان ندادند، حقیقت این است که روس ها نیز از نفوذ و اعتبار سیاسی خود در این سازمان برای متقاعد کردن چینی ها به پذیرش کشورمان در سازمان استفاده ای نکردند. اینکه ما همچنان به عنوان یک کشور ناظر در سازمان منتظر بازشدن درها بمانیم خوب است؟  

شما تردید نداشته باشید که آنها به خوبی نسبت به عظمت و توانمندی های ایران واقف هستند.  ایران یکی از کشورهای مهم سازمان همکاری شانگاهای هست و من این برداشت شما را که می گویید ما پشت در مانده ایم را خیلی قبول ندارم، اینگونه نیست و تاکید دارم که ایران یکی از کشورهای مهم سازمان همکاری های شانگهای است.

شما می گویید روس ها چرا حاضر نشدند برای ما بلیط خرج کنند. من می گویم کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من. وقتی ما خودمان دنبال منافع خودمان نیستیم چرا باید توقع داشته باشیم روس ها به دنبال منافع ما باشند. وقتی ما در یک دوره ای در شانگهای شعارهایی دادیم که بیشتر آنها جنبه ضد امریکایی داشت و دائما جنبه های ضد غربی سازمان شانگهای را برجسته  می کردیم حال آنکه هم چین و هم روسیه در پی تقویت روابط خود با آمریکا بودند، باید به این روزها فکر می کردیم. باید درک می کردیم که چین با عضویت ما مخالفت خواهد کرد. 

 

ولی ما هنوز عضو دائم نیستیم و عضو ناظریم و حتی روس ها حاضر نشدند برای ما بلیطی خرج کنند.

نه ولی ما مهم هستیم. ما ایران هستیم. به قول معروف فیل مرده و زنده اش یک قیمت است درست است که ما در سالهای گذشته به دلیل اشتباهات بسیار زیاد، با مشکلاتی رو برو شدیم اما همچنان قدرتمند هستیم. ایران برای کشورهای عضو شانگهای یعنی دروازه ورود به کشورهای بزرگ اسلامی، ایران یعنی ورود به خاورمیانه، ایران یعنی ورود به مجموعه کشورهای صاحب ذخایر بزرگ انرژی. شما از روسیه که بگذرید بقیه کشورهای عضو شانگهای در مسئله انرژی حرفی برای گفتن ندارند.  مثلا ازبکستان یک مقداری گاز دارد اما گاز ازبکستان کجا و گاز پارس جنوبی کجا؟ ایران برای شانگهای یعنی بهترین راه دسترسی به بازارهای بین المللی. این ها همه مسائلی است که برای کشورهای عضو شانگهای محرز است اما اینکه چرا ما تا کنون عضو دائم نشده ایم بخشی از دلایل آن را سربسته به شما عرض کردم. ببینید همه تقصیرها را نمی توان به گردن این و آن انداخت. وقتی شما آنقدر در برخی سیاست های غرب ستیزانه افراط می کنید که حتی کشورهای عضو شانگهای هم نگران می شوند این دیگر تقصیر چین و روسیه نیست. من از کشورهایی صحبت می کنم که همگی در وجه مخالفت با غرب با هم مشترکند، یعنی یکی از وجوه گردهم آمدن این کشورها همین غرب ستیزی است اما ما آنقدر در سالهای گذشته در این بعد افراط کردیم که چینی ها حاضر نشدند تبعات این رفتار را بپذیرند و لذا مانع عضویت ما در این سازمان شدند.

شما می گویید روس ها چرا حاضر نشدند برای ما بلیط خرج کنند. من می گویم کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من. وقتی ما خودمان دنبال منافع خودمان نیستیم چرا باید توقع داشته باشیم روس ها به دنبال منافع ما باشند. وقتی ما در یک دوره ای در شانگهای شعارهایی دادیم که بیشتر آنها جنبه ضد امریکایی داشت و دائما جنبه های ضد غربی سازمان شانگهای را برجسته  می کردیم باید به این روزها فکر می کردیم. بله در یک دوره ای این حرف ها خریدار داشت اگرخاطرتان باشد در دوره بوش واقعا این شعارها دنباله رو داشت مثلا در سال 2001 تا سال 2005 که بحث پایگاه های نظامی آمریکا در کشورهای آسیای میانه و لزوم خروج آمریکا از این پایگاه ها مثل خان آباد، بدخشان، طالقان و یا در قرقیزستان مطرح بود، شعارهای ضد امریکایی ایران خیلی طرفدار داشت. اما در دوره بعد و با روی کار آمدن اوباما و تغییر سیاست آمریکا سیاست شانگهای هم تغییر کرد و ما نتوانستیم به تناسب این تغییرها خود را تغییر دهیم. در این دوران بحث اصلی در شانگهای به سمت انرژی سوق پیدا کرده بود و بیشتر ناظر بر توسعه همکاری های شرق و غرب بر پایه انرژی بود. لذا در دوره ای که همه نگاه ها به سمت انرژی بود، متاسفانه دولت قبلی ایران همچنان این شعارها را در پکن، در دوشنبه و در جاهای دیگر تکرار می کرد و همه این ها سبب همان چیزی می شد که شما الان به آن ایراد می گیرید.

با این حساب شما امیدوارید در طول دولت تدبیر و امید و با توجه به تغییر رویکردی که در سیاست خارجه کشورمان پدید آمده - اگرچه شما تعبیر من را قبول ندارید ـ درها به روی ما باز شود و ما وارد سازمان همکاری شانگهای شویم؟

 بله با این واقع گرایی که اکنون به آن رسیده ایم ورود ایران به سازمان همکاری های شانگهای خیلی سخت نباید باشد. عرض کردم بسیاری از این موضوعات به نوع تلاش و رفتار خود کشور هم ربط دارد. مثل این می ماند که شما در یک کلاس درس می توانید روی صندلی بنشینید و صحبت کنید و می توانید ایستاده باشید و صحبت کنید. این بستگی به توانایی ها و خواست شما دارد. لذا با توجه به ابتکارات و خلاقیت ها و نحوه تعاملات، ایران می تواند خیلی موثر باشد.

حرف های کلی و فلسفه بافی هایی که در گدشته بود دیگر باید کاملا کنار گذاشته شود. باید یک نمونه از کارهایمان را اجرایی کنیم و مدل آن را به کشورهای منطقه پیشنهاد کنیم و میدان دار باشیم . به نظرم می رسد این طرح توسعه سواحل خلیج فارس و دریای عمان و همین طرح مکران که در آغاز دولت آقای روحانی مطرح شد برای نمونه بسیار خوب باشد. 

 

پس شما در کل به اجلاس پیش رو در اوفا که رئیس جمهوری هم در آن قرار است شرکت کنند خوشبین هستید. آیا فکر می کنید در همین اجلاس عضویت ایران در سازمان مطرح و درباره آن تصمیم گیری شود؟

بله من خوشبین هستم. در این اجلاس قرقیزستان ممکن است یک مقدار تحفظ نشان بدهد که البته مشخص است که تحت تاثیر دیگران است اما آن خیلی مهم نیست موضوع اصلی روسیه و چین هستند که به نظرم هر دو و هر یک به دلایل خاص خود هم اکنون موضعی نرم تر از گذشته دارند. موضع روسیه، بعد از تحولات مربوط به شبه جزیره کریمه کاملا عوض شده و روسیه به این نتیجه رسیده است که اگر سریع اقدام نکند، ممکن است مزیت های ژئوپلیتیکی و قدرتی را که به هرحال به عنوان یک قدرت نظامی جهانی دارد  از دست بدهد.  بنابراین با تحولی که در روسیه پیش امده از یک سو و نیازی که این کشور به ایران حس می کند از سوی دیگر و تحولات مثبتی که در مذاکرات هسته ای ایران به چشم می خورد از بعدی دیگر می تواند روسیه را وادار به تحرک بیشتری در این زمینه کند و این کار ایران را راحت تر می کند. موضع چینی ها را هم که عرض کردم. با این همه اینکه در این جلسه اوفا، عضویت ایران مطرح و تصویب بشود، من فکر می کنم این امکانش کم است.  یک مقدار هنوز کارکارشناسی با بقیه کشورها دارد که دوستان ما در وزارت خارجه باید با تلاش جدی روی آن کار کنند.  اما در کل راه برای ایران هموار تر شده است. یقینا اولین کشوری که بزودی در سازمان همکاری شانگهای پذیرفته خواهد شد، ایران هست.

شما در بالا ازتوسل به ابتکارات از سوی کشورمان سخن گفتید، چه ابتکاری در این خصوص به ذهنتان می رسد؟

 ابتکاری که من فکر می کنم اهمیت دارد توجه ایران به مسئله منطقه گرایی است. اگر ایران روی منطقه گرایی بیشتر توجه کند خیلی فواید در انتظار منافع ملی ما خواهد بود.  حرف های کلی و فلسفه بافی هایی که در گدشته بود دیگر باید کاملا کنار گذاشته شود. باید یک نمونه از کارهایمان را اجرایی کنیم و مدل آن را به کشورهای منطقه پیشنهاد کنیم و میدان دار باشیم . به نظرم می رسد این طرح توسعه سواحل خلیج فارس و دریای عمان و همین طرح مکران که در آغاز دولت آقای روحانی مطرح شد برای نمونه بسیار خوب باشد. اگر این طرح به درستی ارائه شود هم بخش های اقتصادی منتفع می شوند و هم از لحاظ انرژی جلب توجه می کند و هم ابعاد سیاسی و ژئوپلیتیکی آن برای ما موثر خواهد از سوی دیگر خواست جریان های استقلال طلبانه و نبودن نیروهای خارجی و کم کردن حضورنیروهای غربی در منطقه را که خواست ودغدغه کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای است را نیز تامین می کند.

4949

نظر شما چیست؟

تاکنون ۱ دیدگاه برای این مطلب ثبت شده است.شما هم نظری دارید؟


باز هم نفهمیدم شانگهای از نظر اقتصادی برای ما چه ارزشی دارد،اگر قرار باشد با برداشته شدن تحریم های هسته ای راه تجارت با اروپا و حتی آمریکا برای ایران باز شود؟

۱ سال پیش   |   azadeh1347   |     |  
۰