۱

راه بی بازگشت تهران - واشنگتن

  • ۱۹بازدید
  • ۱ رای
  • ۰ دیدگاه
محمدجواد ظریف,ایران و آمریکا

یک مشکل اساسی در مناسبات میان تهران و واشنگتن همواره آن بوده که خصومت و مشکل آنها به خودشان محدود نمی شود .با هر معیار و استانداردی مسائل و موضوعات بیش از خود آنها، دامن دیگران را می گیرد. این به قدرت نفوذ و تاثیر شگفت آور در منطقه ایران باز می گردد؟شاید!.اما هرچه هست این موضوع ،متحدان منطقه ایی ایالات متحده را آزار میدهد

نتیجه مذاکرات ایران وقدرت های جهانی بر سر پرونده اتمی این کشورکه قرار است تا روز سه شنبه 7 جولای اعلام شود،از دوحال خارج نیست.یا به نتیجه نمی رسد که می توانید آن را یک شکست تمام عیار ،نه فقط برای تهران که برای جامعه بین المللی ،خصوصا ایالات متحده توصیف کنید.یا توافقی به دست می آید وهمه نفس راحتی خواهند کشید.در این صورت کاملا حق دارید این توافق را یک پیروزی مشترک بزرگ میان ایران و جامعه جهانی بخوانید.کالین کال، مشاور امنیت ملی جو بایدن با مهم خواندن توافق میان ایالات متحده و تهران، ضمن تشابه مذاکرات منع اشاعه هسته ای با ایران با مذاکرات میان واشنگتن و مسکو در دهه 1980 و 1990 میلادی میگوید"این نمونه نشان می دهد که چگونه توافقات هسته ای می تواند از سایر موضوعات جدا باشد. ما تجربه راه رفتن و آدامس جویدن را در زمانی که به آن جنگ سرد می گفتیم، داشته ایم. اتحاد جماهیر شوروی بازیگر بسیار بدتر و تهدید بزرگتری برای ایالات متحده در مقایسه با ایران بود".
به همین دلیل همان قدر که حق دارید این موفقیت را یک پیروزی مهم برای دیپلماسی و صلح جهانی بدانید ،در شکست توصیف کردن مذاکرات در صورت عدم حصول نتیجه، چندان محق نیستید. در دیپلماسی شکست و بن بست بی معنا و البته خطرناک است!. چراکه جایگزین دیپلماسی ، چیزی جز جنگ و خصومت نیست.آیا به دنبال چنین جایگزینی هستیم؟آنگونه که ناتانیاهو آرزوی آنرا دارد؟.یا سناتور های تند رو کنگره ،منندز،کاتن، مک کین،کروز و دیگر حامیان آنها برای آن روز شماری کرده و دعا می کنند؟بسیار عجیب تر، واکنش حیرت آور بسیاری رهبران مسلمان عرب خلیج فارس سرخورده از پیشرفت مذاکرات ژنو و امروز وین است که اقدام به دعای مشابه تداوم خصومت و آغاز جنگ با ایران را می کنند. حیرت آور به نظر می رسد،آنها همواره ایالات متحده و جامعه جهانی را متهم به کوتاهی در مذاکره با ایران برای قبول تعهدات و الزامات بازگشت به جامعه بین المللی و ثبات در خاورمیانه و خلیج فارس می کردند، اما امروز که در آستانه یک تفاهم جامع و تضمین کننده ثبات و آرامش قرار گرفته ایم ،نه تنها ایالات متحده مورد نفرین آنها قرار می گیرید،که مانند بچه های لجوج و کینه ایی خیابان پنجم هارلم نیویورک سیتی که هنگام دعوا پنجره های همسایگان را می شکنند ،شروع به سنگ پراکنی به پنجره های کاخ سفید کرده اند.
اکنون در میان محافل دیپلماتیکی واشنگتن این سوال مطرح شده،"دلیل اینهمه تاکید بر جنگ و خصومت چیست؟در حالی که همه چارچوب های یک توافق خوب و تضمین شده با تهران در حال تکمیل  است و این کشور عملا به عنوان یک عضو متعهد و بزرگ جامعه جهانی در حال بازگشت به مسئولیت های سنتی و تاریخی خود در منطقه و بین الملل ست. آیا در ارزیابی های خود نسبت میزان تعهد متحدانمان در همپیمانی و درک مسئولیت های جهانی ایالات متحده از سوی آنها دچار اشتباه شده ایم؟".
مشکل بتوان به سوالاتی از این دست پاسخی ساده و روشن داد .صرف یک رابطه طولانی ،منافع مشترک و امنیت متقابل اگرچه پاسخ را منفی نمی کند ،اما گزینه مثبت هم خیلی دقیق به نظر نمی رسد.در حالی که محمد جواد ظریف وزیر خارجه ایران که اکنون در حال تبدیل شدن به یک شخصیت رویایی در نگاه ایرانیان است 2 روز پیش با صراحتی تعجب برانگیزو جذاب از ضرورت همکاری مشترک میان تهران با جامعه بین المللی برای مبارزه با افراط گرایی و توهمات سخن گفت (نکته ایی که جهت مخاطب آن کاملا روشن است)، مستقل از نوع رابطه و نگاه واشنگتن به متحدان عرب و یا حتی اسرائیل، باید اذعان کرد نوعی دیگر از دیپلماسی از جنس ایرانی در منطقه در حال شکل گیری ست که در میان مدت و با قدری تامل، جهش به سوی یک استراتژی بلند مدت ،منطقه خلیج فارس وخاورمیانه عربی تا غرب آسیا را تحت تاثیر خود قرار خواهد داد. این البته الزاما به آن معنا نخواهد بود که تهران به عنوان یک متحد واشنگتن در منطقه سر بر خواهد آورد،آنگونه که اعراب خلیج فارس تصور کرده و از هم اکنون احساس جاتنگی می کنند. خیر!،چه بسا میان ایران وآمریکا در آینده برسر بسیاری از مسائل مشترک اختلاف نظر های جدی بروز کند.اما اختلاف نظر های آینده هیچیک نه به غامضی و نه به عنوان یک تهدید مانند پرونده اتمی ،آنها را به رویارویی و تداوم خصومت ها سوق نخواهد داد. یک مشکل اساسی در مناسبات میان تهران و واشنگتن(دستکم طی 36 سال گذشته غیر از این نبوده) همواره آن بوده که خصومت و مشکل آنها به خودشان محدود نمی شود .با هر معیار و استانداردی هم که کیفیت رابطه میان آنها را مورد ارزیابی قرار دهیم متوجه خواهیم شد مسائل و موضوعات بیش از خود آنها، دامن دیگران را می گیرد. این به قدرت نفوذ و تاثیر شگفت آورایران باز می گردد؟ نمی دانم،شاید!.اما هرچه هست این موضوع ،متحدان منطقه ایی ایالات متحده را آزار میدهد.آنها مشکل بتوانند عادت دیرینه 36 سال گذشته خود را به کنار بگذارند.چندی پیش در یکی از مطالبم به نکته ایی اشاره کردم که نوشتن مجدد را اکنون خالی از مناسبت نمی دانم. یک دیپلمات عرب شمال آفریقا مقیم امارات به شرط عدم افشای نامش گفته بود" فردی ازمقامات بسیار سطح بالای وزارتخارجه امارات چندی پیش و پس از بازگشت از واشنکتن  به یک دیپلمات فرانسوی گفته است" واشنگتن بزودی ازما خواهد خواست اتاق روبه آفتاب زیر شیروانی خاورمیانه را برای اقامت ایرانی ها خالی کنیم".matinmos@gmail.com

 

 

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.