اوباما برای رسیدن به توافق با ایران چه ابتکاراتی طراحی کرده؟

مذاکرات هسته ای ایران با 5 بعلاوه 1,باراک اوباما

رضا نصری حقوقدان بین المللی و عضو موسسه حقوقی و بین المللی ژنو در گفتگو با خبرآنلاین می گوید: اوباما برای حصول توافق با ایران بارها قوانین داخلی آمریکا را دور زده است.

سعید جعفری پویا - وین - موضوع توافق هسته ای صرف نظر از مباحث سیاسی پیوستگی های حقوقی فراوانی هم دارد که بررسی و مطالعه این قرارداد و معاهده بدون رصد و واکاوی این ابعاد امکانپذیر نیست. دکتر رضا نصری حقوقدان بین المللی و عضو موسسه حقوقی بین المللی ژنو یکی از متخصص ترین افراد در این زمینه است. نصری در گفتگو با خبرآنلاین تاکید می کند تمام حقوق بین الملل با همه قوا پشت این قرارداد است. این حقوقدان بین المللی همچنین تاکید دارد که اوباما و دولت آمریکا برای اینکه بتواند این قرارداد را با ایران به سرانجام برساند ابتکارات و طرح های نوینی را خرج کرده است.  با دکتر رضا نصری دقایقی در لابی هتل ماریوت هم صحبت شدیم تا آخرین وضعیت مذاکرات هسته ای را با او مورد بررسی قرار دهیم.

[span]

 قرار است توافقی که صادر می شود در چارچوب یک قطعنامه فصل هفتمی منشور مورد توجه قرار گیرد. اساسا اهمیت این قطعنامه در چارچوب یک قطعنامه فصل هفتمی چیست؟

هم از نظر سیاسی و هم از حیث حقوقی صدور این قطعنامه مهم است. از نظر سیاسی اهمیت قضیه اینجاست که این اولین قطعنامه ای خواهد بود که یک کشوری که مورد شش قطعنامه الزام آور قرار گرفته، قطعنامه ها را غیر قانونی می دانسته و به اجرا نگذاشته موفق شده اعضای دائمی شورای امنیت را سر میز مذاکره بنشاند و تعهداتی هم برای آنها ایجاد کند. این در تاریخ سازمان ملل بی نظیر است که کشوری با این سابقه بتواند چنین دست آوردی داشته باشد. در موارد مشابه درافتادن با شورای امنیت ختم به خیر نشده است. از این جهت هم مهم است که اصلی در منشور سازمان ملل تحت عنوان ۲۵ و ۱۰۳ وجود دارد که ترکیبی از این تاثیر را دارد که هیچ قراردادی نمی تواند ناقض شورای امنیت باشد. یعنی اگر قراردادی یک قطعنامه شورای امنیت را نقض کند آنجا تفوق همیشه با شورای امنیت است. در واقع این تنها موردی است که سلطه شورای امنیت به نحوی به چالش کشیده شده و کشوری موفق شده قرارداد و معاهده اش را بر قطعنامه های شورای امنیت برتری دهد.

از نظر سیاسی این موضوع در چه قالبی حائز اهمیت است؟

از نظر سیاسی مهم است چرا که دفعه اولی است که آمریکا مخاطب یک قطعنامه فصل هفتمی سازمان ملل قرار گرفته. در تاریخ سازمان ملل بوده مواردی که اعضای دائم این شورا مخاطب قرار گیرند اما این نخستین باریست که آمریکا مورد خطاب قرار می گیرد. موضوع دیگر حائز اهمیت این است که اگر شورای امنیت این قرارداد را احراز و تایید کند، کنگره آمریکا و در مجموع قوه مقننه این کشور که می گویند می خواهند قرارداد را لغو کنند دیگر به آسانی نمی توانند این کار را انجام دهد. چرا که در واقع حقوق بین الملل با تمام قوا پشت سر این قرارداد است و این هم یک دست آورد خوب و البته قدم بزرگی است که ایران با مدیریت دکتر ظریف به دست آورده است.

گفتید رای شورای امنیت بر هر قراردادی تفوق دارد، ضمن اینکه فرمودید بر اساس قوانین حقوق بین الملل دولت های آتی آمریکا نمی توانند این توافق را زیر سوال ببرند. بر این اساس اگر دولت آینده آمریکا خواست این توافق را باطل کند از حیث حقوقی چه اتفاقی می افتد؟

در درجه اول اگر چنین کاری را انجام دهند از نظر سیاسی برایشان سخت تر خواهد بود چون آن زمان آمریکا ناقض قطعنامه شورای امنیت خواهد بود. در روابط قدرتی که امروز در جهان دیده می شود، این انتظار وجود ندارد که اقدام قهر آمیزی علیه آمریکا رخ دهد و واقع بینانه هم نیست که قوه ای در سطح بین المللی یا پلیس بین المللی باشد که مانع از قانون شکنی ایالات متحده شود ولی فراموش نکنید این نقض هزینه هایی دارد. اینکه کشوری بخواهد قطعنامه شورای امنیت را نقض کند و زیر امضا و قراردادش بزند، متحدین و کشورهایی که می خواهند با او وارد قرارداد شوند را دچار تردید می کند و طبعا آنها هم با ملاحظات بیشتری وارد قرارداد با آن کشور می شوند. این قرارداد با پشتوانه های حقوقی محکمی که دارد هزینه را برای لغو آن بسیار بیشتر می کند. ضمن اینکه تنها آمریکا طرف مذاکره نیست؛ فرانسه، انگلیس، آلمان، روسیه و چین هم برای امضای خود احترام قائلند. وقتی پای سندی را امضا می کنند و یکی از طرفین که در واقع طرف خود اینها هم هست و در کمپ مقابل ماست باعث لغو قرارداد شود طبعا برایشان ناخوشایند خواهد بود. در نتیجه قابل انتظار است که آنها هم به آمریکا فشار بیاورند.

با این تفاسیر جمع بندی شما این است که کنگره به این توافق احتمالی رای منفی نمی دهد؟

من فکر می کنم از نظر داخلی این کار برایشان سخت باشد چون آقای اوباما قول وتوی این رد کردن کنگره را داده. حزب دموکرات هم شاید تمایلی نداشته باشد طوری رای دهد که قدرت وتو را از اوباما بگیرد. مضاف بر اینکه ۱۵۰ نماینده کنگره تا کنون در حمایت از اوباما در مقابل ۴۷ سناتوری که آن نامه معروف را به رهبران ایران نوشتند، نامه داده اند. در نتیجه دو سومی که اینها برای رد وتوی اوباما نیاز دارند حاصل نشده است. از نظر داخلی هم خیلی محتمل نیست که رد کنند. ولی به هر حال بازی سیاست است و هیچ چیزی قابل پیش بینی نیست.

بحث بازگشت پذیری تحریم ها چگونه دنبال خواهد شد؟ در لوزان غربی ها و به ویژه فرانسه خواهان بازگشت اتوماتیک وار تحریم ها در ساز و کاری خارج از شورای امنیت شدند این در حالی است که کشورهای روسیه و چین و همچنین ایران با این رویه مخالف بودند. این مسئله چگونه حل می شود؟

این موضوعی است که باید بین خود کشورهای ۵+۱ حل شود. اگر چین و روسیه حاضر شدند به نوعی از حق وتوی خود بگذرند که سیستم Snapback را کنار بگذارند در نهایت به ضرر خودشان خواهد بود. شاید وزن بین الملی که فکر می کنند دارند را از دست می دهند.

الان اخباری دارید مبنی بر اینکه موضوع بازگشت پذیری تحریم ها به اجماع در شورای امنیت بدون حق وتو موکول شود؟

 من خیلی در جریان جزئیات نیستم ولی موضوعات امنیت سازمان ملل قائدتا باید با ارزیابی از اوضاع امنیت منطقه ای و بین المللی مد توجه قرار گیرد و نباید بر اساس ملاحظات سیاسی در دستور کار قرار گیرد. در مورد ایران اما همیشه مسائل سیاسی اولویت قرار گرفته. یک موردش همین محاصره تسلیحاتی است که علیه ایران گذاشتند. بنا به دلایل سیاسی این را وضع کردند و هیچ کدام از تبعات امنیتی این محدودیت را در نظر نگرفتند. الان اگر ایران بخواهد برای دفع داعش در عراق با دولت این کشور همکاری کند و سلاح انتقال دهد و بفروشد نقض قطعنامه شورای امنیت است. یعنی می بینید تدابیری به اجرا گذاشته شده که واقعیت های امنیتی منطقه را در نظر نمی گیرد و صرفا بر اساس عداوت بی منطق با ایران اجرا می شود.

چه ابتکارات ویژه ای از نظر حقوقی از سوی ایران مد نظر قرار گرفته و می شود آنها را در قرادادها و مذاکرات بین المللی در زمره اولین ها قرار گیرد.

فارغ از بحث شورای امنیت که به آن اشاره کردم ایران باعث شده دولت آمریکا اقدامات استثنایی در داخل این کشور انجام دهد. بقیه کشورها که با هم وارد جنگ و تحریم شدند و چه بسا سی و چهل سال باهم جنگیدند، خیلی راحت بعد از آن با هم معاهده امضا کردند و این پروسه اینقدر پیچیده نبوده است. ولی در مورد ایران و آمریکا به ویژه داخل آمریکا این خصومت خیلی جدی بود، حتی پروسه معاهده نویسی هم پیچیده شده. اینطور نیست آقایان ظریف و کری متنی را بنویسند و به راحتی در مجالس تصویب شوند. می بینید که آقای اوباما ابتدا به خاطر ملاحظات داخلی گفت این معاهده نیست. چون اگر بگوید معاهده است باید دو سوم سنا آن را تصویب کند. نگفت دستور اجرایی است که مجبور نشود با رای مثبت کلیت کنگره مواجه شود. گفت تفاهم سیاسی. بعد کنگره پاتک زد و گفت باید همین تفاهم سیاسی هم به مجلس بیاورید که ما بازبینی کنیم و به آن رای دهیم. ابتدا آقای اوباما قبول نکرد. در ادامه زمانی قبول کرد که قرار شد بتواند مخالفت کنگره را هم وتو کند. یعنی ببینید چه مراحلی تعریف شد و چه خلاقیت هایی طراحی شد که فقط یک معاهده به دست آید. این هم شاید گفت نخستین باری باشد که چنین رویه ای برای ایران که ۳۵ سال سابقه خصومت با آن وجود دارد طراحی می شود. آن هم برای اینکه بتوانند با تهران به یک قرارداد برسند.

30849

کد N880285

وبگردی