آزمون بزرگ آمریکا در مذاکرات

مذاکرات هسته ای ایران با 5 بعلاوه 1

دکتر محمد حسن دریایی

1- مقدمه:

در مورد موضوع جنبه های نظامی پرونده هسته ای ایران یا همان PMD هم در ایران و هم در آمریکا درک قرین به واقعیتی وجود ندارد. تبلیغات آمریکائیها روی این موضوع در سالهای گذشته به حدی بوده است که مانند حکایت ملانصرالدین که به دروغ اعلام داشت در منزل همسایه نذری می دهند و بعد از اینکه مردم جلوی در منزل همسایه صف کشیدند خودشان هم فراموش کردند که از اساس این موضوع دروغ بوده است ولذا کاسه ای دست گرفته و در انتهای صف ایستاده اند. اما داخل ایران هم به قدری در مورد این موضوع داستانسرائی شده است که عده ای نگرانند که الان موقع نذری نیست همسایه باید مراقب باشد کی نذری بدهد به چه کسی بدهد چه طور نذری بدهد. نکندعیالش جلوی در بیاید غیرت محله زیر سوال برود. غافل از اینکه نذری در کار نیست و این پرونده برای هدف خاصی یک زمان ایجاد شد و بعد هم به آن دامن زده شد.

بهترین گواه در خصوص این موضوع صحبتهای اخیر وزیر خارجه آمریکا ، آقای جان کری است. ایشان به صراحت اعتراف کردند که حقایق در مورد پرونده ابعاد نظامی فعالیتهای هسته ای ایران دچار انحراف شده است. لذا اگر اجازه دهید از همین جا شروع کنیم و بررسی کنیم که ماهیت واقعی این پرونده چیست؟

2- ماهیت پرونده موضوعات مربوط به PMD

پرونده موضوعات مربوط به PMD یک پرونده که عمدتا استخراج شده از یک کامپیوتر خیالی تحت عنوان مطالعات ادعائی است که بعدا به آن خیالات و تصورات واهی و داستانسرائیهای سیستمهای جاسوسی هم افزوده شد. در گیر کردن آژانس هم که دنبال این ماجراها است و جمع آوری اطلاعات بعدی به پیچیدگی موضوع افزود. بحث پ ام دی ادعای کشورهای غربی در انجام برنامه نظامی هسته ای به قصد تولید و توسعه سلاح هسته ای میباشد که ریشه تاریخی آن به سالهای قبل از سال هشتاد و دو شمسی و دو هزار و سه میلادی بر میگردد. سرویس های اطلاعاتی آمریکا و کشورهای غربی همواره در سالهای اخیر ایران را متهم نموده اند که طی سالهای قبل از دو هزار و سه بخش نظامی ایران تحت هدایت برخی از فرماندهان خاص کشور درگیری پروژه مخفی گسترده ای برای تولید سلاح هسته ای بوده است. برای آنکه آن کشورها ادعای نادرست خود را نیز اثبات نمایند ملغمه ای از اطلاعات مستند به سرویسهای جاسوسی خود را به آژانس ارائه نموده اند که ایران همه آنها را ساختگی میداند. لازم به توضیح نیست که همان سالها، سالهایی است که دولت جنگ طلب آمریکا بدنبال زمینه سازی جهت دخالت در کشورهای منطقه بود که حمله به عراق نیز دقیقا با همین بهانه تلاش عراق برای دستیابی به سلاحهای کشتارجمعی صورت گرفت. بنابر این جوهره اصلی ماجرا این است که محتویات این پرونده در مقطعی برای اعمال فشار به جمهوری اسلامی ایران توسط سرویسهای جاسوسی غرب استخراج و به آژانس ارائه شد. هدف از این پرونده این بود که نشان داده شود که فعالیتهای هسته ای جمهوری اسلامی ایران صلح آمیز نیست تا از این طریق اعمال فشار شدیدی علیه جمهوری اسلامی صورت گیرد و با ایجاد اجماع جهانی از طریق امنیتی کردن پرونده هسته ای ایران و بزرگنمائی در مورد خطر ان نسخه مورد نظر را برای ایران پیاده نمایند.

آمریکا و متحدین نظامی آنها در ناتو در قالب یک همکاری سازماندهی شده توسط سرویسهای اطلاعاتی سیا وموساد و با سوء استفاده کامل از سازمان منافقین، به این ترتیب پروژه ای را برای متهم ساختن ایران به دستیابی به سلاح هسته ای آغاز نمودند و در این قالب هزاران صفحه سند کتبی و عکس و تصویر ساخته و پرداخته نموده و به مرور زمان آنها رابه آژانس ارسال نمودند. موضوع پرونده ابعاد نظامی با سه محور عمده معروف به پروژه نمک سبز، مربوط به تبدیل دی اکسید اورانیوم (UO2) و به هگزا فلورایداورانیوم (UF4)، آزمون مربوط به چاشنی انفجاری و سوم طراحی یک چیزی شبیه کلاهک هسته ای برای موشک شهاب 3 می باشد. اما بعدا در پرونده آژانس محورهای دیگری به آن افزوده شد. که در قالب چهار محور 1- درگیر شدن افراد نظامی برای خرید کالاهای با کاربرد دوگانه 2- تلاشها برای اقدامات غیر اعلام شده در زمینه تولید مواد هسته ای 3- دستیابی به اسناد مربوط به تولید سلاح هسته ای از یک شبکه غیر قانونی4- کار روی طراحی یک سلاح هسته ای بومی از جمله آزمایش اجزای آن می باشد. در پرونده منتشر شده از سوی آژانس اعلام شده است که طی پروژه AMAD بخشهائی از نیروهای مسلح جمهوری اسلامی درگیر برنامه های مخفی پرونده هسته ای ایران بودند پس نهایتا برنامه هسته ای جمهوری اسلامی ایران دارای ابعاد نظامی می باشد. اما خود آمریکائیها و آژانس هم اذعان دارند که این برنامه ها طی یک دستورالعمل اجرائی از مقامات بالا در سال 2003 متوقف شده است و آیت الله خامنه ای رهبری معظم ایران در این زمینه نقش مهمی داشته اند.

با وجود اینکه ایران همواره این ادعاها را رد کرده است و گفته است که این موارد غیر واقعی است با هدف طراحی یک مدالیته برای حل و فصل سریع پرونده هسته ای خود به عنوان نشان دادن حسن نیت خود برای کذب بودن این موضوعات، در ماه اوت سال 2007، ایران موافقت کرد که در قالب یک مدالیته رسیدگی به سوالات در مورد فعالیت های PMD رابررسی کند و با آژانس ملاقاتهائی دراین زمینه انجام داد. اما بحث در نهایت در سپتامبر 2008 متوقف شد. آژانس به اظهارات مفصل و فنی و دقیق ایران مبنی بر اینکه آزمایشهای ایران روی چاشنیهای انفجاری EBWs برای اهداف نظامی متعارف بوده است هیچ توجهی نکرد و روی ادعاهای بی اساس خود تاکید کرد به همین دلیل موضوع گفتگوها با شکست روبرو شد. جالب اینجا است این برنامه هائی که غربیها معتقدند ایران آنها را پنهانی با هدف نظامی انجام داده است همگی به نوعی تحت عنوان مقالات در کنفرانسهای بین المللی داخلی و خارجی ارائه شده است و یا به عنوان یک تز دانشگاهی ارائه شده اند. به عنوان مثال در سال 2008 ایران مقاله ای از داریوش رضائی نژاد و مجتبی داداش نژاد ارائه کرد که نشان دهنده کارهای علمی در مورد چاشنیهای انفجاری بوده است که در یک کنفرانس مهندسی الکترونیک ارائه شده است و هدف آن مصارف متعارف بوده است. اما متاسفانه سه سال بعد از ارائه این مقاله به آژانس، داریوش رضائی نژاد در سال 2011 درب منزلش به شهادت رسید.

3- پرونده مریلن شاهدی معتبر در زمینه PMD

شواهد منشر شده اخیر که منجر به دادگاهی شدن و محکوم شدن تعدادی از افسران رده بالای اطلاعاتی آمریکا احضار خانم رایس و بسیاری مقامات پیشین آمریکا به دادگاه شد کاملا گویای این ماجرا است که آمریکا در دوران نئو محافظه کاران، همواره دنبال این بودند که به نوعی برای ایران پرونده سازی کند تا زمینه حمله به ایران را فراهم آورد. عملیات مریلن که اخیرا توسط جیمز رایزن خبرنگار نیویورک تایمز فاش شد و در کتاب اسرار تاریخ آن منعکس شده است، بهترین شاهد بر این ماجرای پیچیده است. در این کتاب پرده از یک عملیات پیچیده اطلاعاتی آمریکا برداشته می شود که در سال 2000 با استخدام یک دانشمند روسی، نقشه تهیه بمب هسته ای را به ایران برساند. آنها در این عملیات پیچیده بارها تلاش می کنند که با یکی از مقامات و یا دانشمندان ایرانی تماس فیزیکی برقرار سازند اما ایرانیها که هرگز دنبال این موارد نبودند با فرد مورد نظر ملاقات نمی کنند و از ایشان فاصله می گیرند. نهایتا در کمال استیصال سازمان جاسوسی آمریکا از فرد مورد نظر می خواهد که این نقشه ها را در جعبه پست نمایندگی ایران در وین بیاندازد!! موضوعی که الان رسوائی بزرگ سیستم اطلاعاتی آمریکا در آن دوران است و همه تعهدات و شعارهای عدم اشاعه ای آمریکا را زیر سوال برده است که چگونه برای مدرک سازی آسمان و زمین را به هم می دوزد تا نقشه سلاح هسته ای را به دست کشور ایران برساند و در این زمینه موفق نمی شود.

اما به هرحال طرح این موضوع و دقت به موضوع پرونده مریلن از این نظر اهمیت دارد که بدانیم مدارکی که بعد از بازشدن پرونده هسته ای ایران به آژانس داده است از چه قماشی بوده است و در چه چارچوبی و با چه ذهنیتی طراحی شده است. این موضوع را که بدانیم درک دلایل اظهار نظر آقای کری وزیر خارجه آمریکا در مورد وارونگی حقایق در مورد پی ام دی برایمان قابل درکتر است چون ایشان با آگاهی از ابعاد موضوع به صراحت اعتراف می کند که در مورد موضوع ابعا نظامی پرونده هسته ای حقایق تحریف شده است.

آژانس و پرونده PMD

به هرحال در سال 2002 پرونده هسته ای ایران و ابعاد آماده سازی برای شروع غنی سازی صلح آمیز ایران روشن شد. بعد از بازشدن پرونده هسته ای ایران نئومحافظه کران آمریکا بهترین فرصت را پیدا کردند تا از این طریق نقشه های قبلی خود را برای جمهوری اسلامی ایران عملی سازند. اما نتیجه بازرسیهای اولیه آژانس از ایران و جمعبندی آژانس بین المللی مبنی بر اینکه« تاکنون هیچ شاهدی مبنی بر انحراف برنامه هسته ای جمهوری اسلامی ایران به سمت اهداف نظامی مشاهده نکرده است»، به شدت آمریکا را عصبانی کرد. چون اگر موضوع به همین روال پیش می رفت قصورهای پادمانی ایران هم مانند قصورهای کره جنوبی ظرف یک یا دو جلسه آژانس اصلاح می شد و پرونده ایران به حالت فنی و حقوقی خود ادامه می داد و نقشه ها عملی نمی شد. این عصبانیت در صحبتها و پرخاشهای سفیر آمریکا در آژانس نسبت به البرداعی مدیرکل وقت آژانس که شخصا شاهد آن بوده ام کاملا مشهود بود. این اعمال فشار به مدیرکل وقت آژانس به حدی بود که وی مجبور شد گزارش شفاهی خود در سال 2003 را تا حدودی تعدیل کند و بیان دارد که« هیچ دلیل مستندی مبنی بر انحراف برنامه های هسته ای ایران به مقاصد نظامی نیافته است». و به همین ترتیب سالها فشار آمریکا به آژانس و البرداعی ادامه یافت.

آمریکا به دنبال این بود که با ارائه یک سری مستندات که آمیخته به داستانسرائیهای جاسوسی بود اعلام دارد که فعالیت هسته ای ایران ابعاد نظامی هم دارد و از این طریق بتواند ضمن امنیتی کردن پرونده هسته ای ایران، حمایت سایر کشورها را در مبارزه با ایران جلب نماید. هدف اصلی آمریکا این بود که از این بلوای ایجاد شده حداکثر بهره برداری را به عمل آورد تا اولا حداکثر ضربه را به نظام جمهوری اسلامی ایران وارد کند و ثانیا ریشه همه فعالیتهای هسته ای ایرانی را بخشکاند.

البرداعی هرگز تن به اعمال فشار آمریکا برای انتشار این اسناد نداد و سندیت آنها را به شدت زیر سوال می برد. اما تحت فشار شدید آمریکا ئیها اعلام داشت که محتوای موضوعات را با ایران طرح می کند تا ببیند ایران می تواند پاسخی در این زمینه بدهد یا خیر ؟ این موضوعات با ایران مطرح شد و اکثر قریب به اتفاق این اسناد از طریق ایران ساختگی و جعلی اعلام شد. اما روی کارآمدن آمانو که با حمایت بی چون و چرای امریکا به مدیرکلی آژانس رسیده بود سبب شد که موضوع PMD در گزارشات آژانس درج و منتشر شود . برای آگهی بیشتر در این خصوص به اسناد ویکی لیکس رجوع شود که نشان دهند قول و قرارهای آمریکا و آمانو است. بدین ترتیب با تکمیل ساختن این پروژه، در سال دو هزار و یازده یعنی همزمان با اوج گرفتن خصومت علیه کشورمان با وضع شدید ترین تحریمهای یکجانبه و چند جانبه، با فشارهای سیاسی کشورهای غربی، آژانس بین المللی انرژی اتمی به ارائه یک دادخواست سیاسی علیه ایران پرداخت که در ذیل دوازده بخش اتهامات این کشورها علیه ایران را منظم و طبقه بندی نمود. این کیفرخواست سیاسی که اتهامات گسترده ای را علیه ایران مطرح می نمود در پی اثبات این ادعا بود که ادعای تلاش ایران به دستیابی به سلاح هسته ای را اولا مستند نماید و بعد آنکه آنرا با انتشار آن به صورت گزارش مدیر کل آژانس رسمیت بدهد.

موضوع بازرسی از تاسیسات نظامی و بازی در زمین آمریکا

اما ریشه بحث بازرسی از تاسیسات نظامی و مصاحبه با دانشمندان هسته ای که در داخل ایران مرتب مطرح می شود از کجاست؟ و چرا این موضوع که توسط آمریکا طراحی شده است توسط دوستان داخلی مرتب تکرار می شود؟ پاسخ این سوال را باید در درجه اول از دوستانی در داخل ایران پرسید که بدون توجه به ابعاد این موضوع و زمینه های طرح آن در آژانس و مذاکرات هسته ای، ناخواسته در زمین آمریکا بازی کرده اند. اما به نظر می رسد که دوستان داخلی به دو دلیل روی این موضوع این همه تبلیغات کرده اند دسته اول کسانی هستند که دلیلشان مربوط به دلسوزی برای نظام است اما به دلیل عدم شناخت کافی از همه ابعاد آن، نگران ابعاد امنیتی ناشی از این موضوع هستند اما دسته دوم را معدود افرادی تشکیل می دهند که به دلایل سیاسی، فضا را تیره وآب را گل آلود می کنند تا ماهی خود را از آب بگیرند و در این راستا به صورت هدفمندی این موضوع را که مربوط به فعالیتهای گذشته ایران است با بازرسیهای آینده آژانس در قالب پروتکل در هم می آمیزند تا با اغراق در مورد موضوع دسترسیها ، یک ملغمه پیچیده ارائه دادند که اذهان بسیاری از مردم را دچار تشویش کند. به هرحال باید بیش از گذشته در مورد این پرونده پیچیده اطلاع رسانی کرد تا مبادا در شناخت و تحلیل آن دچار اشتباه شویم.

راه حل موضوع PMD چیست؟

سوال مهم این است که آیا موضوع ابعاد نظامی پرونده هسته ای ایران موضوعی است که در قالب آژانس قابل حل است؟ آیا باید اجازه داد که هر روز به قطر این پرونده واهی افزوده شود یا بایدآن را حل کرد. برای این کار راه حل چیست؟ در پاسخ باید گفت که این موضوع به هیچ وجه راه حل فنی و یا حقوقی در قالب آژانس ندارد و تجربیات قبلی کشورمان در تعامل با آژانس در قالب مدالیته گواه این موضوع است. چون این موضوع اساسا هیچ ارتباطی با پادمان و یا پروتکل الحاقی ندارد. شش موضوع مورد بررسی قرار گرفت و بعد از کلی رفت و آمد نهایتا از پاسخهای ارائه شده تنها روی یک موضوع فرعی مجددا 12 سوال دیگر از سوی آژانس ارائه شد.

به نظر می رسد که برای حل این موضوع دو مسیر قابل تصور است اول اینکه می توان این موضوع را از میز مذاکرات برداشت که در آن صورت به یک پاشنه آشیل برای تعاملات بعدی در اجرا و یا رسیدن به توافق جامع تبدیل می شود و دوم اینکه باید آنرا در قالب فصل نوینی از تعاملات سیاسی در قالب مذاکرات به روش سیاسی حل وفصل کرد. به نظر می رسد راه حل دوم ارزش آزمایش را دارد. اما برای این کار باید ملزوماتی فراهم شود.

پرونده ابعاد نظامی فعالیتهای هسته ای ایران یک موضوع سیاسی و مخدوش است که طراحی امنیتی پشت آن بوده است بنابر این موضوعی پیچیده و مخرب است و شاید بتوان آنرا شبیه یک ویروس دانست که تعامل ایران و غرب و گفتگوها و مذاکرات را آلوده کرده است. آمریکا به عنوان طراح این ویروس نقش کلیدی در مهار این ویروس ایفا می کند چون ویروس ساخته دست اطلاعات و سیستم جاسوسی امریکا است. برخی اظهار نظرهای اخیر مقامات آمریکا ازجمله جان کری نشاندهنده آن است که عزم سیاسی برای مهار این ویروس در حال شکل گیری است. اما برای تبدیل این عزم سیاسی به عمل، آمریکا باید با قاطعیت وارد میدان شده و خود را از حصار اتهامات واهی علیه گذشته هسته ای ایران رها کند. اگر آمریکا در ایجاد یک فصل نوین در رابطه با ایران صادق است نباید بیش از این اجازه دهد که سیاست خارجی امریکا اسیر گذشته باقی بماند.

حل و فصل پرونده اتهامی علیه ایران، بزرگترین آزمون آمریکا دراین زمینه است. ماهیت مخرب این پرونده در مذاکرات به حدی برای همه روشن است که دشمنان توافق با ایران در امریکا و لابیهای فشار در این کشور به راحتی از آن سوء استفاده می کنند تا مذاکرات را دچار مشکل نمایند. آنها به صورت هدفمندی دارند این موضوع را به یک موضوع حیثیتی برای آمریکا تبدیل می نمایند. به نحوی که حتی یک اظهار نظر مثبت کری را برنمی تابند و آنرا عقب نشینی امریکا جلوه می دهند. چون می دانند تغییر رهیافت امریکا در این زمینه نشاندهنده صداقت آمریکا در مذاکرات با ایران و شروع فصل نوینی در تعامل با ایران است.

سوالاتی که باید آمریکائیها به صراحت به آن پاسخ دهند این است که هدف آمریکا از ادامه کنکاش در مورد این پرونده غیر واقعی چیست؟ با این پرونده دنبال چه چیزی است؟ آیا تاریخ مصرف این پرونده تمام نشده است؟ آیا به غلط و در یک فرآیند غیر قانونی سالها ایران را تحت مجازات قرار نداده اید؟ فرض محال که ثابت شود ایران درگیر مقاصد نظامی بوده است مگر مجازات انحراف به مقاصد نظامی غیر از ارجاع موضوع به شورای امنیت است؟ مگر در شرایط فعلی شورای امنیت از همه توان خود علیه ایران استفاده نمی کند؟ آیا ایران به خاطر برنامه صلح آمیز خود چندین برابر بهای ساخت یک بمب را نداده است؟ میزان مجازاتهای اعمالی شما در فصل 7 علیه پاکستان و هند بعد از ازمایش هسته ای چقدر بوده است؟ هدف شما اسارت در بررسی اتهامات واهی در مورد ایران قبل از سال 2003 است و یا اینکه نگاه شما به آینده است؟

هیچ تردیدی در اینکه حل و فصل اتهامات ساختگی علیه ایران فقط در یک تفاهم سیاسی ممکن است، وجود ندارد، وگرنه بحث و بررسی فنی و حقوقی این موضوع در آژانس هر چقدر هم که طول بکشد نمیتواند به رفع این اتهامات کمکی نماید. برخی از طرفهای مذاکرات هسته ای ایران نیز با درک همین اصل، در جریان مذاکرات پیشنهاد نمودند که ایران و ١+٥ راه حلی برای این موضوع بیابند، چون آنها هم انگیزه داشتند که همزمان با حصول تفاهم جامع هسته ای با ایران، موضوع اتهام تلاش برای دستیابی به سلاح هسته ای را نیز حل و فصل نمایند. بر این اساس پیشنهاد نمودند که ایران با اتخاذ برخی اقدامات مشخص، امکان حل و فصل نهایی موضوع و بستن پرونده را فراهم نماید. منظور آنها این بود که ایران به انجام برخی اقدامات مشخص که ایران و اعضای ١+٥ با توافق مشترک در مذاکرات آنهارا مشخص می نمودند، مبادرت نماید و بعد بدون آنکه پیگیری دیگری از سوی آنها صورت بگیرد، پرونده این موضوع برای همیشه در آژانس بسته شود. ایران اعلام کرد که با آنکه ایران مبنای موضوع این پرونده را ساختگی میداند ولی برای کمک به حل موضوعی که چندین سال است که بین ایران و آژانس موضوع مناقشه است، از نظر روش کار این هدف را قابل حصول میداند اما توافق در خصوص آن به این امر بستگی دارد که اقداماتی که از ایران انتظار میرود چه اقداماتی باشد. آنها قول دادند که این موضوع را با توجه به حساسیت ویژه آن در سطح کشورهای ١+٥ بحث و هماهنگ نموده و در موقع مقتضی نظر نهایی خود را به ایران اطلاع دهند. در دوره ماقبل صدور بیانیه مطبوعاتی در لوزان، کشورهای ١+٥ طرحی را به ایران ارائه نمودند که شامل بازرسی از چند نقطه محدود از جمله دو تاسیسات نظامی و انجام مصاحبه با تعدادی از مقامات نظامی و متخصصین هسته ای بود که اسامی آنها به انواع مختلف به صورت مستقیم و غیر مستقیم در گزارش آژانس مطرح شده بود. آنها مطرح نمودند که در صورت اعطای دسترسی به این محلها و امکان فراهم نمودن مصاحبه آژانس با این افراد از نظر آنها پیگیری بحث اتهامات گذشته علیه ایران پایان می یابد.

بنا به گفته اعضای تیم مذاکره کننده هسته ای به محض طرح این پیشنهاد، ایران با شدیدترین وجه ممکن این پیشنهاد را توهین آمیز دانسته و آنرا را رد نمود و اعلام کرد که حتی حاضر به دریافت رسمی آن نیز نیست. در عین حال کشورهای ١+٥ از نمایندگان ایران درخواست نمودند که علیرغم مخالفت صریح خود، نظر ١+٥ را به مقامات ایران ارائه نمایند. تیم مذاکره کننده هسته ای اعلام می دارد که با درک کامل از موضع مخالفت نظام و رهبری، همین موضع را حدود سه ماه پیش از اعلام علنی آن توسط مقام معظم رهبری، بمحض دریافت پیشنهاد به طرف مقابل اعلام نموده بود و این موضوع را یکی دیگر از برگه های افتخار آمیز خود می داند که طرف مقابل مذاکرات، نیز برای چندمین بار برایش ثابت شده است که موضعی که اعضای تیم مذاکراتی به طرف مقابل اعلام می نمایند، برگرفته از برداشتهای شخصی آنها نیست بلکه منبعث از درک عمیق آنان نسبت به مواضع اصولی نظام و رهبری معظم آن میباشد.

اما سوال دیگر در مورد نحوه موضع گیری ایران در خصوص این موضوع است؟ آیا اگر آمریکا و دول غربی با عزم کامل وارد میدان شدند و خواستند موضوع طی یک فرآیند سیاسی مرض الطرفین جمع گردد، ایران نباید از آن استقبال نماید؟ به نظر می رسد که موضع گیری تیم مذاکراتی تاکنون در همین راستا بوده است و تلاش نموده است که با حفظ شان، احترام و کرامت ایران در این خصوص، به یک راه حل سیاسی مبتنی بر منافع ملی دست یابد. لذا بهتر نیست دست تیم را در این خصوص باز گذاشت تا در صورت نیاز تصمیم مبتنی بر منافع ملی کشور را در قالب یک راه حل سیاسی اخاذ نماید.

آیا نباید از کسانی که در این زمینه قلم می زنند انتظار داشت که موضوع PMD را به ناحق با موضوع پروتکل الحاقی ترکیب ننمایند. چون این موضوع هیچ ربطی به موضوع مقررات مربوط به بازرسی و دسترسی در پروتکل الحاقی ندارد؟

آیا از همگان نباید انتظار داشت که با درک شرایط خطیر کشور و در سال همدلی بین دولت و ملت، دست به دست هم دهند و ضمن دفاع از اصول و حقوق اساسی کشور، به مسؤولین کشور یاری برسانند تا در این برهه حساس مذاکرات هسته ای را تحت هدایت مقامات عالی نظام جمهوری اسلامی بویژه مقام معظم رهبری که با دقت و هوشیاری بر جریان مذاکرات اشراف دارند، بطور موثری پیش ببرد تا انشاالله اگر توافقی بدست آید، توافق ضامن حفظ حقوق اساسی ملت بزرگ ایران باشد.

** پژوهشگر ارشد موضوعات خلع سلاح و امنیت بین الملل

4949

کد N872365