۱

تحلیل محسن رضایی از مذاکرات: آمریکا زیر یک خم ما را با تحریم گرفت/ فابیوس دلال شرکت ها است

  • ۱۵۳بازدید
  • ۱ رای
  • ۱ دیدگاه
محسن رضایی

محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام که چند روز پیش دوباره در لباس مقدس پاسداری حضور داشت، این بار باز هم با کت و شلوار در تلویزیون حاضر شد تا نظراتش را درباره اقتصاد مقاومتی و مذاکرات بیان کند.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، محسن رضایی در ابتدای سخنانش با اشاره به این که بحث اقتصاد مقاومتی، موضوعی چند بعدی و چند لایه است، به تبیین نظرات خود در این باره و در خصوص مذاکرات هسته ای پیش رو پرداخت. آنچه در ادامه می خوانید، متن پرسش و پاسخ او در برنامه نگاه یک دیشب است که تا 7 دقیقه بامداد امروز به طول انجامید.



چه لزومی دارد اقتصاد مقاومتی را برای کشور ترسیم کنیم؟
ما در هر جایی مسئله را مردمی کردیم موفق شدیم. هر گام امنیت و دفاع را مردمی کردیم، موفق شدیم. بحث اقتصاد مقاومتی این است که چرا وقتی در کاری موفق بودیم کنار بگذاریم ولی دنبال راهی برویم که دولتی است. در اقتصاد مردم، بخش خصوصی هم هست، تعاونی نیز هست، کارآفرینی های فردی نیز هست. یک فرد پشت کامپیوتر می نشیند و یک بنگاه را شکل می دهد و اداره می کند.


یک سال و 4 ماه از ابلاغ سیاستهای اقتصادمقاومتی می گذرد. از شما نقل شده از سال جاری نظارت بر این سیاستها به دبیرخانه مجمع واگذار شده، تا الان اجرای این سیاستها از سرعت کافی و لازم برخوردار بوده؟
اولین گزارشهای ما طی ماههای آینده بیرون می آید که در اختیار مجمع قرار می گیرد. آمار و اطلاعات دقیقی را در این رابطه خواهیم داد. تا الان جمع بندی ما این است که دولت در زمینه های ابلاغ بخشنامه ها و توجیه فرمانداران و استانداران تلاش خوبی انجام داده. هیچ استانی نیست توجیه نشده باشد و هیچ بخشی نیست که در دولت بخشنامه نگرفته باشد. اما در بعدا اجرا اجازه بدهید تا گزارشهای ما تکمیل شود.


در این مدت چه کارهایی باید انجام می شده که انجام نشده؟
یک ضعف اساسی در کشور را باید گفت و از همه خواهش می کنم دلسوزانه راهی دبرای آن پیدا کنند. در کشور ما افکار درست خیلی زیاد است، ولی اجرا نمی شود. در مدیریت یک بحثی داریم به نام اداره و مدیریت. در بعد اقتصاد کشور را خوب داریم اداره می کنیم ولی مدیریت نمی کنیم. در اداره، که عرصه سیاست کلان است و این باید تعیین شود که هر وزارتخانه ای کارش چیست، خوب عمل می کنیم و خوب می فهمیم و بخشنامه می دهیم. ولی این سیاستها و این محدوده ها تا بخواهد تبدیل به اجرا، درآمد کالا و خدمات شود، شکاف داریم.


این شکاف از چیست؟
از خیلی مسایل است، از فرهنگ گذشته که به ارث رسیده، دیگر اینکه نحوه تعامل دولتمردان ما با اقتصاد اشتباه است. برخی مردم را منتظر دولت نگه می دارند. به جای بسیج توانمندی مردم، آنها را به یارانه و کالا و خدمات دولتی وعده می دهند. برخی نیز به آسمان آمریکا نگاه می کنند و می گویند همین فردا کالا و خدمات آمریکایی وارد خانه شما می شود.


این مسئله ناشی از چیست؟
این بخشی اش فرهنگی است. طوری در جامعه فرهنگی ما کار شده که نوعی خودباختگی پیدا شده و باور نداریم به خود. اعتماد به نفس در اقتصاد ما ضعیف شده. در ذهن برخی هست که امکان ندارد ما بتوانیم کالای باکیفیت تری از غرب درست کنیم. اینطور تبلیغ می کنند. این سیر تاریخی دارد و 200 سال است این نوع تفکر در اقتصاد کشور شکل می گیرد. بخشی نیز رفتار دولتی ها و مجلسی ها وما دولتمردان است. به جای تقوت اعتماد به نفس و دادن امکانات به جوانان، آنها را می رانیم. ما در زمان جنگ یک جوان 19 ساله را فرمانده لشکر کردیم و او 10 هزار نفر را اداره می کرد. الان به جوان 30 ساله و 40 ساله نیز اعتماد نمی کنیم. چون خودباوری نداریم از بیرون می آیند تا وضع ما را درست کنند. ما حرف خوب زیاد می زنیم ولی این سیاستها باید تبدیل به اجرا شود. هر کدام از روسای عزیز کشور که باید سیاستهای مقام معظم رهبری را اجرا کنند تا فرمانداران و استانداران، وقتی با مردم حرف می زنیم، مردم می گویند عجب آدمهای خوبی هستند و چه حرفهای خوبی می زنند. خب از این حرفهای خوب باید عمل دربیایدو اینجا ما اشکال داریم. این اشکال در سیاست و امنیت و دفاع حل شده ولی در اقتصاد و فرهنگ ما نتوانستیم مدیریت را پابه پای اداره کشور بالا ببریم.

 

برخی می گویند تحریمها این فرصت را پیش آورده، نظر شما در این باره چیست؟
اقتصاد مقاومتی اصلا ناشی و محصول یک بیداری است.اگر تحریمها به این صورت نمی شد، نخبگان کشور به اقتصاد مقاومتی روی نمی آورند. این سنگر بیدارباش بود. ما متوجه شدیم که امکانات درونی ما بسیار گسترده است. قبلا هم این حرفها را می زدیم ولی بعد از تحریم بیشتر متوجه شدیم امکانات درونی ما، نیروی انسانی،؛ منابع، معادن، ظرفیتهای فیزیکی ما چقدر گسترده است.
ما از داخل با تحریم مواجه شدیم. ما 80 به 20 مشکل داخلی داریم. یکی از این مشکلات نظام اداری کشور است که 80 درصد بودجه دولت خرجش می شود و 20 درصد خرج کارهای عمرانی می شود. این نظام اداری که از زمان رضاشاه درست شده، تحول در آن شکل نگرفته، فساد آلود است و فساد را در درون خود گسترش می دهد. اگر این را برطرف کنیم، همین می تواند وضع ما را بهتر کند.

 

ما با این سئوال مواجهیم که چرا اینقدر سفته بازی و واسطه گری رواج دارد؟
اقتصاد طبیعتی اش است که وقتی تولید کم می شود سفته بازی افزایش می یابد. وقتی تولید افزایش می یابد، سفته بازی کم می شود. وقتی تولید نباشد، پول به سمت سفته بازی و دلالبازی می رود. در اقتصاد مقاومتی برای خلاص شدن از دست دلالها باید زنجیره ارزش را تکمیل کرد. این زنجیره از تولید است تا بازاریابی. از علم و فناوری تا بسته بندی و فروش در بازار است. اگر این وسط، 20 دست قرار بگیرند، مانند این است که عسل یک کندو را برای اینکه به دو خانواده بدهید به 10 خانوار می دهیم. ولی وقتی بازارها را درست تعریف کنید، سهم هر خاتوار بیش از گذشته می شود. اقتصاد مقاومتی این ظرفیت را ایجاد می کند تا درآمدهای خانوارها هم بیشتر شود.


نیروی انسانی ما ظرفیت این تغییر را دارد؟
ببینید اکثر تحصیل کرده های ما که مدرک گرفتند در ارتباط با علوم انسانی است که دکترا و فوق لیسانس گرفته اند. علوم انسانی ظرفیت محدودی دارد، نیازهای کشور به تحصیل کرده های علوم انسانی، محدود است ولی اگر کار و تولید باشد بسیاری از کسانی که فارغ التحصیل علوم انسانی هستند در عمل ازطریق یادگیری ضمن عمل، می توانند دانش تجربی به دست بیاورند. باید متناسب با برنامه ریزی، کار کنیم. در یکی از بندهای اقتصاد مقاومتی این آمده. الان خیلی از استانداران کشور اختیار ندارند.


ولی شما گفنتید که بخشنامه ها به خوبی در کشور صادر شده؟
وقتی یک استاندار برای یک کار باید برود تهران، این شدنی نیست. استاندار سابق یزد می گفت برای زدن یک دکل برق در یزد، تا نیامدیم از تهران از وزیر مجوز نگرفتیم، این درست نشد. این نظام اداری کشور را قفل کرده. وقتی شما به استانداران، فرمانداران و مردم اختیار بدهید، شروع به برنامه ریزی می کنند.


شما قرار بود اقدامات اقتصاد مقاومتی را پایش کنید، این موضوعات چه شد؟
این حرفهایی که الان می زنیم نتیجه نظارتهاست. به مسئولان منعکس می کنیم که اگر می خواهید اقتصاد مقاومتی اجرایی شود باید اختیار داد. بدون اختیار دادن به مردم، فرمانداریها و استانداریها، اقتصاد مقاومتی یک کاغذ مقدس در تاقچه می ماند. یکی از راههای عملیاتی کردن، رقابتی کردن است. آذربایجان و با اصفهان و خوزستان رقابت کند. در انقلاب و جنگ اینطور بود. بدون ایجاد رقابت بین استانها و شهرستانها و بخشهای مردم نمی شود اقتصاد مقاومتی را در کشور درست کرد. اگر آذربایجان کالایی برای عرضه به اصفهان نداشته باشد، بازاری شکل نمی گیرد و اگر بین شهرهای اصفهان، کالایی برای مبادله با همدیگر نداشته باشند، این اقتصاد راه نمی افتد. اگر اقتصاد را درست تعریف کنیم، با همین تولیدها، درآمد مردم 2 تا 3 برابر خواهد شد.

 

این که می گویند ایران بازار 80 میلیونی دارد پس چیست؟
این بازار فعال نیست. باید شهرستانها تولید داشته باشند. اگر استانها کالایی داشته باشند با همدیگر مبادله کنند، خیلی وضع اقتصاد مردم تغییر می یابد. نباید همه بحثها را به تحریمها مربوط کنیم. اگر همین فردا تحریمها برطرف شد، یک خوشحالی زیادی به وجود می آید و 3-4 ماه بعد، دوباره اوضاع مانند همین وضعیت می شود و مردم می گویند چرا اتفاق مهمی نیفتاد. اتفاق مهم این است که باید دست به زانوی خود بگیریم. باید تحریمها را بردارند. اگر بردارند، فضای بین المللی برای ما باز می شود. بخش اعظم بازار منطقه دست خودماست و هیچ کس نمی تواند چیزی بگوید چون کنترل داریم. بازار بین المللی با تحریم مواجه شده، ولی بازارهای غیرفعال زیادی داریم که باید فعال کنیم، همین درآمد مردم 2-3 برابر می شود.

 

رقابت مقدسی در دوران دفاع مقدس بر اساس باور و ایمان شکل گرفت. برای اقتصاد مقاومتی این باورها چگونه تعریف شده؟
علت اینکه باور اینطوری شکل نگرفته، جای دیگری است. جامعه ما آمادگی دارد. الان ماه رمضان است و خیلی از مردم روزه می گیرند. آنهایی که روزه نمی گیرند، نیز احترام می گذارند. در ایام محرم و صفر ایران چه وضعی پیدا می کند. مردم آمادگی حرکت جمعی را دارند. در چین و کره جنوبی، می بینید مردم وقت خود را تلف نمی کنند. جوامع آمادگی حرکت جمعی را دارند، ولی یک جامعه ای را در تردید و ابهام و سردرگمی نگه می دارند. امروز رابطه برقرار می شود، فردا برقرار می شود؟ جامعه ایران 200 سال است در تردید است. در سیاست، امنیت، دفاعی و هسته ای، این تردید راکنار گذاشتیم. این تردید در اقتصاد نیز باید کنار برود. یعنی عده ای که در صدر اقتصاد ایران نشسته اند و اقتصاد را با تردید مواجه کرده اند، باید پایشان را بیرون بکشند. باید صادقانه دست به دست هم بدهیم و وضعیت اقتصاد کشوررا درست کنیم. رهبر انقلاب با زحمتی که کشیدند و 24 بندی که در اقتصاد مقاومتی نوشتند، ملت را می تواند دور هم جمع کند تا پیشرفت کشور سر و سامان یابد و مشکلات کشور نیز حل و فصل شود.


در اقتصاد مقاومتی از استعدادها و ظرفیتهای کشور چطور بهره برداری می شود؟
اقتصاد مقاومتی حرفش این است که ما منابع را خام فروشی نکنیم. یعنی معادن کشور باید تبدیل به فرآورده و محصول یا حداقل مواد واسطه ای شود. وقتی معدن را خام می فروشید یک ششم قیمت آن را عرضه می کنید. اگر نفت و گاز را تبدیل به محصول نهایی کنیم از هر بشکه نفت یا هر متر مکعب گاز، 10 تا 15 برابر بیش از خام فروشی درآمد به دست می آید. مسئله بعدی استفاده بهینه از منابع است. از آب و خاک و طبیعت ما خوب استفاده نمی کنیم. اقتصاد مقاومتی استفاده حداکثری از منابع است. یکی از دوستان در کرمان گفت در 40 سال گذشته 40 میلیارد دلار پسته فروخته اند. ولی آبی که برای این صرف شده بالای 50 میلیارد دلار است.و اکثر این پول نیز وارد کشور نشده. اقتصاد مقاومتی می گوید این کار درست شود. چرا سرمایه به بیرون برود. اگر محیط کسب و کار ما درست شود، خیلی از کسانی که درآمدها داخلی از زمین و پول مردم برمی دارند و به خارج می برند، ناچار می شوند به داخل بیایند و سرمایه گذاری کنند.

این خیلی زمان می طلبد؟
ما ایرانیها دیر راه می افتیم و دقیقه 90 ده تا گل می زنیم. اگر تردید به کمک سند اقتصاد مقاومتی کنار برود، بسیاری از مسایل شتاب می گیرد.


درباره قطع وابستگی به اقتصاد نفتی کشور می خواستم سئوال کنم. اما سئوالم این است که اقتصاد ایران به سمت سایر درآمدها و قطع وابستگی به نفت حرکت می کند. نقش تحریمها در قطع وابستگی به نفت چطور ارزیابی می کنید؟
تحریمها دو اثر داشت یکی تخریبی یکی سازنده. ما یک بار برای همیشه می توانیم نفت را از اقتصاد ایران جدا کنیم. نفت دو اثر زیان بار دارد. یکی دلارهای نفتی است که وارد اقتصاد می شود و تورم زاست. از سال 52 تا امروز که 42 سال می شود تورم وارد زندگی ما شده و بیرون نرفته. یکی از دلایلش دلار نفتی است. این دلارها خامفروشی است و هر چه در دولت تلاش می کنند تورم برود پایین باز هم می رود بالا، در خردادماه، یک دهم درصد تورم بالا رفته. این خیلی کم است ولی دولت دارد تلاش می کند این را کنترل کند. یکی از دلایلش دلارهای نفتی است. در سایر کشورها دلارهای نفتی را وارد اقتصاد نمی کنند. تبدیل به کالا و خدمات یا سرمایه می کنند و این سرمایه ها را وارد اقتصاد می کنند.


یعنی باید دلار نفتی کمتر دریافت کرد؟
هم این که باید دلار نفتی را کم کرد و دلیل دیگر این است که اقتصاد ما را تک پایه ای کرده است. ساختمانی که باید روی 10 ستون باشد، روی یک ستون بنا شده و اگر این تک پایه اقتصاد بلرزد، مشکل به وجود می آید. اگر ایران اقتصاد تک پایه ای نداشت که قابل تحریم نبود. ما اگر بتوانیم نفت را از اقتصاد کنار بگذاریم و تبدیل به فناوری و کالا و خدمات کنیم، مشکل حل می شودو نفت یک نعمت می شود.


بیان این مسئله که تحریمها فرصتهایی را برای کشور ایجاد کرده، بیان نادرستی نیست. یک توافق خوب برای کشور ما چه مشخصاتی دارد؟
اولا پیشرفت هسته ای باید حفظ شود. یعنی به عنوان یک کشور هسته ای مطرحیم و درصددیم انرژی هسته ای تولید کنیم. این باید تثبیت شود. نباید جلوی تحقیق و توسعه رابگیرند. این یک امر علمی و پیشرفت فنی است و دلیلی ندارد این پیشرفت را روی ما ببندند. آرژانتینی ها وبرزیلی ها تا 70 درصد غنی سازی می کنند. سوم نیز تحریمها باید همه برداشته شود. این اشتباه آقای اوباما بود که سنگی در چاه انداخت و باید درش بیاورد. در جریانات 88 اینها گول خوردند و شتاب زده کاری کرد و فکر کرد جمهوری اسلامی امروز و فرداست که برود، دو سه سال تحریمها را دست نزده بودند، بوش حتی دست به تحریمها نزد، ولی اوباما خامی کرد. ما نیز قصد جنگ نداریم و برخی از محدودیتها را پذیرفته ایم. تمام اینها در محضر رهبر انقلاب بحث شده و امیدواریم تیم هسته ای که جوانهای خوب و قابل اعتمادی هستند، کار را درست پیش ببرند و به توافق خوب برسیم.


آمریکایی ها هم روی توافق خوب حرف می زنند. آنها با چه انگیزه ای وارد مذاکرات شدند و توافق خوب برای آنها چیست؟
آمریکایی ها اگر می دانستند بعد از تحریم ما و مقاومتمان، اگر می توانستند حمله نظامی به ایران می کردند ومسیر تحریمها را با جنگ ادامه می دادند. آنها مذاکرات را جدی گرفتند چون می دانند از این جلوتر نمی توانند بروند. آنها 5 سناریو داشتند، یکی تشدید تحریمها، حمله هوایی، محاصره حوزه خلیج فارس و پنجم نیز مذاکره بود. تشدید تحریمها 20 میلیارد دلار هزینه دارد، حمله هوایی 500 میلیارد و جنگ کامل با ایران بالای 2 هزار میلیارد دلار هزینه دارد ولی مذاکره 96 میلیارد دلار هزینه ارد. این کم هزینه ترین شکل است. دلیل دیگر هم منطقی برخورد کردن ایران است. ایران می گوید برخی از محدودیتهای کوتاه مدت را می پذیرم. البته خط قرمزها نیز هست. کشورهای بزرگ ایران نیز دیدند ایران منطقی است. ناامیدی آمریکایی ها برای کاری جز مذاکره، دست به دست هم داد به مذاکره دست بزنند.


توافق خوب آنها چیست؟
این که یک چیز ظاهری برای ما درست کنند و در عمل ما را از پیشرفت هسته ای کامل بازدارند. اگر بتوانند این کار را می کنند و اگر نتوانند تا یک جایی همراهی می کنند. در تعداد سانتریفیوژها بحث است. ما باید محدودیتها را کوتاه مدت داشته باشیم. مذاکرات هسته ای یک بعد دارد که دستیابی به یک فناوری هسته ای است که برای ما سرمایه و امکان است و می توانیم برق تولید کنیم یا موارد پزشکی داشته باشیم. در محیط زیست می شود استفاده کرد و منافعی که ما در این انرژی داریم، سرمایه ای است که در اکثر کشورهای دنیا استفاده می شود. ما اگر در مذاکرات به نتیجه ای برسیم این مقدار استفاده مردم از انرژی هسته ای تعیین می شود.و هر مقدار بیشتر به دست بیاوریم برای ما پیروزی است. اما مهمتر از این، این است که برای اولین بار سنگ بنای سیاست خارجی ایران در مذاکرات گذاشته می شود. هر نوع رویه ای که گذاشته می شود درباره پرونده های بعدی نیز اینطور خواهد بود. متاسفانه برخی در کشور به این نکته توجه ندارند. ما هیچ وقت در این سطح با کشورهای بزرگ وارد گفتگو نشده ایم. هنوز روسها قرارداد 30 ساله خود را به ما تحویل نداده اند. این باید از موضع برابری باشد. دنیا باید ما را به عنوان یک قدرت برابر بپذیرد. اگر برای خودشان احترام قائلند باید برای مردم ما نیز احترام قائل شوند. ما نیز باید احترام و کرامت و آزادی عمل برای استفاده از فضای تجارت بین الملل بدهند. این در مذاکرات تعیین تکلیف می شود.
تمام اینها در مذاکرات تعیین می شود. یک مسئله این است که ما چه تعداد سانتریفیوژ داشته باشیم. و از آن مهمتر این است که سنگ بنای رابطه ما با دیگران بر این اساس گذاشته می شود. ما موافق توافقیم منتهی توافقی که این سنگ بنا را به خوبی جایگذاری کند. هر آن ممکن است رابطه ما با کشوری به هم بخورد. آیا ما باید برگردیم به دوران قاجار و پهلوی یا باید سنگ بنای جدیدی را در جمهوری اسلامی ایران بگذاریم. هیچ گاه سطح مذاکرات ما پس از انقلاب اسلامی به این سطح نرسیده بود. این اولین سنگ بنایی است که پس از 35 سال بعد از درگیری و چالش با غرب می خواهد به یک جایی برسد. اینجا سنگ بنا گذاشته می شود. البته باید قبول کرد از یک حدی نیز نباید جلوتر رفت.هر مقدار می توان جلو رفت تا توافق صورت گیرد ولی نباید از یک حدی عقب نشست. اگر از این مذاکرات عقب بنشینیم مشکلات ما تازه شروع می شود.


آمریکایی ها چه مشکلاتی با ما دارند؟
آمریکایی ها چند مسئله جدی با ما دارند، یکی اسراییل است، یکی می گویند باید در مرزهایتان محدود شوید، سپاه پاسداران را منحل کنید و دست از جمهوری اسلامی بکشید. اینها هنوز باد زمان پهلوی در سرشان است. پس از این مذاکرات، آمریکاییها ما را به عنوان یک قدرت منطقه ای می پذیرند. ایران لنگرگاه منطقه است. اگر ما جلوی داعش نبودیم که خود آمریکایی ها را در فرودگاه بغداد می کشتند. اگر در مقابل تروریسم در برخی از کشورهای منطقه نبودیم، ناامنی ها به سمت اروپا می رفت. آنها چاره ای به جز تمکین در مقابل ایران ندارند.


این که می گویند بازرسی از هر مکان و هر زمان دلیلشان چیست؟
می خواهند حیثیت ما را در مذاکرات پایین بیاورند و دارند راهشان را درست می کنند به ایران برگردند.


امروز فابیوس (رئیس جمهور فرانسه) گفته بود حتما ایران باید اجازه بازرسی بدهد.چرا این حرف را زد؟
او دنبال امتیاز گرفتن از ماست تا به برخی از شرکتهای فرانسوی را اولویت بدهیم. آدم خاصی است و هر حرفی بیاید از دهنش می زند. اما عمدتا دنبال دلالی می گردد تا شرکتهای فرانسوی از شرکتهای آمریکایی عقب نیفتند. اصولا غرب می خواهد ما خیلی سربلند از مذاکرات بیرون نیاید و بگویند دیدید ایران به کنترل ما درآمد. سنگ بنای سیاست آینده خارجی کشور همین مذاکرات است. اگر ما را تحقیر کنند، ما به راحتی فرو می ریزیم و فردا آنها به رفتارهای قدیم خود برمی گردند.


بحث بازجویی از دانشمندان هسته ای را داشتیم. چرا آمریکاییها اصرار می کنند؟
این اقدام تحقیر آمیزی است و بیشتر جنبه روانی دارد و دنبال این هستند اراده شان را در مذاکرات تحکیم و اعمال کنند. از سوی دیگر دنبال اطلاعات بیشتر هستند تا بدانند توانایی های ما چیست. شاید هم می خواهند عضوگیری از بین دانشمندان ما کنند.


آخر فقط دانشمندان نبودند،؛ بلکه مقامات امنیتی نیز بودند از جمله آقای شمخانی در این باره گفت او نیز در لیست بوده. از افراد حاضر در این لیست اطلاع دارید؟ خودتان هم جزو لیست هستید؟
من را جرات نمی کنند داخل لیست بازجویی بگذارند. اینها اشتباهی کردند و وقتش است این مسایل را بگذارند کنار. اگر قرار است با ملتی دوست باشند، باید این مسایل را بگذارند کنار. این نشان می دهد نمی خواهند به ما اعتماد کنند و دنبال حل مسئله اساسی نیستند.


هدف آنها چیست که می خواهند خواسته شان را به ما تحمیل کنند؟
این ها نمی خواهند ما در مسئله هسته ای پیشرفت کنیم. روشن است آنها دنبال تقویت تحقیق و توسعه در کشور ما نیستند.


تحریمها نیز با همین منطق ادامه می یابد؟
تحریمها تنها زیر یک خمی است که اینها از اول انقلاب از ما گرفته اند. اگر این را از دست بدهند، دیگر نمی توانند کاری کنند. مانند دو کشتی گیر که روی تشک آمده اند، آنها زیریک خمی از ما گرفته اند و می گویند این را ول نکنید. این نشان دهنده ضعف آنهاست که دیگر چاره ای ندارند. اگر به سر عقل بیایند و این پرونده را درست حل کنند، می توان پرونده های دیگر را نیز صحبت کرد. اگر بی اعتمادی نشان دهند، به فضل الاهی نه تنها زیر خم را از آنها می گیریم، بلکه خواهند دید تحریمها، نقطه اتکای ما می شود.
در دفاع مقدس تحریمهایی بود و اگر نبود هیچگاه سپاه و ارتش ایران اینقدر پرقدرت نمی شد. الان نیز باید ملت باید در صحنه بیایند و از این فرصت تاریخی بزرگترین فرصت را برای شکوفای ایران بسازیم.

البته به نظر می رسد یک فرصت دیگر باید روی بحثهای اقتصاد مقاومتی بگذاریم تا راهکارها و استراتژیها را بازکاوی کنیم. این که اقتصاد مقاومتی را برای تحریم می خواهیم یا کارهای دیگر مانند وضعیت محیط زیست را هم باید در نظر گرفت. اگر فرصتی باشد، باز هم در این باره صحبت خواهیم کرد. در سالهای آینده 10 میلیون جوان بیکار و تحصیل کرده به جمعیت کشور اضافه می شوند که باید یک فکر اساسی و سریع برای آنها بشود.

 

17231

 

نظر شما چیست؟

تاکنون ۱ دیدگاه برای این مطلب ثبت شده است.شما هم نظری دارید؟


شما درست می گویید هرگاه مردم باشند، کارها درست می شود و آنها عقب می کشند. یک بار حکومت را به مردم واگذار کنید. انتخابات درست برگزار کنید تا آنها دولت و رییس جمهور را نماینده واقعی مردم بدانند. مطمئن باشید کوتاه می آیند.

۱ سال پیش   |   azadeh1347   |     |  
۰