۰

ماراتن هسته ای وین: جنگ اراده و اجماع

  • ۲۳بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
مذاکرات هسته ای ایران با 5 بعلاوه 1

علیرضا میر یوسفی

ماراتن مذاکرات هسته ای ایران و کشورهای غربی به روزهای پایانی خود نزدیک می شود. هرچند افق های روشنی از حصول به یک توافق برد-برد دیده می شود، ولی هیچ تضمین قطعی هم از سوی طرفین در این رابطه ارائه نشده است که مهمترین دلیل آن ملاحظات داخلی است. این ملاحظات هنوز هم می توانند سرمایه‌گذاری های سنگینی که دو طرف برای این مذاکرات انجام داده اند، تهدید کند. به ویژه این که مخالفان توافق به ویژه در طرف آمریکایی، علاوه بر کارشکنی های داخلی سعی دارند مانع اجماع سازی طرف مقابل هم شوند که نمونه بارز آن نامه سناتورهای آمریکایی به مقامات ایرانی بود.

رابطه سیاست داخلی و سیاست خارجی از مهمترین موضوعات مورد بحث در روابط بین الملل بوده است. برخی اعتقاد دارند که سیاست خارجی چیزی جز امتداد سیاست داخلی نیست و برخی بر ماهیت مستقل سیاست بین الملل تاکید دارند. آنها هرچند برخی تفاوت ها را میان کشورها قبول دارند، ولی اساس روابط بین الملل را مبتنی بر معادلات قدرت و منافع ملی کشورها تحلیل می کنند. بدون شک مذاکرات هسته ای بین ایران و 1+5 نمی تواند از این جنبه ها تهی باشد و به احتمال زیاد این مذاکرات به زودی بعنوان نمونه ای عملی از این رابطه متقابل در کتاب ها و کلاس های روابط بین الملل تدریس خواهد شد.

انعکاس موضوعات داخلی در مذاکرات هسته ای را می توان در دو محور خلاصه کرد: اراده سیاسی و قابلیت اجماع سازی داخلی.

در مورد اراده سیاسی طرفین اصلی مذاکرات، شک و تردید زیادی وجود ندارد. از منظر ایران کل پرونده هسته ای ایران، یک پرونده ساختگی است و ایران در طول دوازده سال مذاکره گذشته به صراحت و بارها اعلام کرده است هیچ علاقه و قصدی برای استفاده غیرصلح آمیز از تکنولوژی هسته ای ندارد و با راه حلی که منافع ملی و حقوق ایران را در بهره برداری مناسب از این تکنولوژی راهبردی محترم بشمرد، موافقت خواهد کرد.

در طرف مقابل، مقامات آمریکایی که به مدت چند دهه و به ویژه در یک دهه اخیر، تمام تلاش خود را بر تخریب تک تک پیچ و مهره های برنامه هسته ای ایران را متمرکز کرده بودند، ادعا کرده اند که با توجه به بی نتیجه و مخرب بودن این تلاش های غیرمنطقی، غیرحقوقی و نامعقول، قصد تغییر مسیر و اتخاذ رهیافتی متفاوت را دارند. این موضوع بارها هم در نامه های خصوصی آن ها به رهبران عالی نظام تکرار شد و هم در نطق های عمومی و مصاحبه های مقامات آمریکایی بارها تکرار شد. از آن پس شاهد سرمایه گذاری سنگین این مقامات بر توافق هسته ای بوده ایم و این مساله تا آنجا پیش رفت که باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا چندی پیش در مصاحبه با آتلانتیک صراحتا توافق احتمالی هسته‌ای با ایران را مهمترین میراث ریاست جمهوری اش دانست.

با این حال، اراده سیاسی صرفا یک شرط لازم و نه کافی برای حصول به توافق توصیف شده است. عامل مهم دیگر توانایی طرفین برای ایجاد اجماع داخلی برای حمایت عمومی از توافق احتمالی است. قبلا برخی رسانه های آمریکایی از جنگ در چهار جبهه متفاوت برای حصول به توافق صحبت کرده بودند: جنگ بر سر میز مذاکره، جنگ بر سر ایجاد اجماع در دو کشور و جنگ با مخالفین توافق در نظام بین الملل. به نظر می رسد دو طرف به پیشرفت های مهمی در جبهه های اول و چهارم دست یافته اند، ولی در اجماع سازی داخلی با دشواری هایی روبرو هستند. به همین خاطر می توان خبرهایی را که از ادامه برخی زیاده خواهی ها بر سر میز مذاکرات به گوش می رسد، به همین ناتوانی های اجماهع سازی داخلی نسبت داد.

این زیاده خواهی ها با انتقادات تند برخی چهره ها و شخصیت های برجسته دانشگاهی و سیاسی در داخل آمریکا هم مواجه شده اند. به عنوان مثال پال پیلار درمقاله اخیرش در نشنال ایتنرست به این موضوع اشاره کرده است و ضمن انتقاد از روش مذاکراتی یکجانبه آمریکایی ها از آنها خواسته است حساب مذاکرات را از مسایل داخلی جدا کنند.

از دیگر سو، اکثر کارشناسان سیاست و حکومت در آمریکا ادعا می کنند که سنت و روال حکومت در این کشور بر اساس اجماع و اقناع داخلی بنا گذاشته شده است و روسای جمهور٬ کمتر سعی می‌کنند با اتکای صرف به اختیارات قانونی خود سیاست هایشان را پیش ببرند. با این حال در داخل آمریکا لابی‌های قدرتمند عبری - عربی وجود دارند که فشارهای بسیاری به دولت این کشور وارد می‌کنند و یقینا بخشی از مواضع غیرمعقول مذاکراتی ناظر به این وضعیت است. نکته تاسف بار این است که این گروه ها با منابع مالی و رسانه ای وسیع خود سوء استفاده های زیادی از هرگونه اظهارات مقامات ایرانی و یا اخبار مربوط به تشکیک در اجماع داخلی در ایران می کنند.

در طرف مقابل و در داخل ایران، علی رغم عزم و اراده ای که نزد مقامات عالیه نظام وجود دارد وبا وجود پیشرفت های چشمگیر مذاکراتی، در عرصه عمومی نظرات متفاوت و بعضا متعارضی مطرح می شود که هرچند وجود درجه ای از آن با توجه به ماهیت چندصدایی جامعه ایران طبیعی و مثبت است، ولی زیاده روی در این زمینه می تواند به اجماع ملی در این رابطه لطمه‌ای بزند و پرونده مهم و غیرجناحی هسته ای کشور را در آخرین مراحل آن دچار سیاست زدگی نماید.

این وضعیت فرصت مناسبی هم به لابی های عبری و عربی داخل آمریکا برای ایجاد تزلزل در اراده سیاسی مقامات این کشور برای نشان دادن شجاعت و انعطاف در مذاکرات خواهد شد. بدون شک برخی از کشمکش‌های افراطی داخلی و گره زدن موضوعات ملی به مسائل جناحی به نفع مذاکره کنندگان کشورمان در این مرحله نیست.

بدون شک چالش اصلی دوطرف در روزهای آینده در توانایی آن ها برای اجماع سازی داخلی خواهد بود. با وجود بخت قابل ملاحظه ای که برای حصول به توافق وجود دارد، ولی اگر به هر علتی توافقی حاصل نشد، بهتر است این موضوع به طور کامل به ناتوانایی طرف آمریکایی در اجماع سازی داخلی مربوط گردد تا مشکلات طرف ایرانی. این موضوع مستلزم حمایت کامل و یکپارچه از تیم مذاکراتی کشورمان است. تیمی که در آخرین گام‌های این ماراتن 12 ساله نفس‌گیر به این حمایت نیاز مبرم دارد.

4949

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.