۰
/گزارش/

شکست یا امید؛ گفت‌وگوهای ژنو درباره یمن به کجا رسید؟

  • ۱۷بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه

براساس آن چه اسماعیل ولد الشیخ، نماینده سازمان ملل در بحران یمن می‌گوید طرح ارائه شده به منظور آتش بس و ادامه روند گفت‌وگوها در روز جمعه 29 خردادماه مورد استقبال طرفهای درگیر در یمن قرار نگرفته و به همین دلیل سازمان ملل به هدف اصلی‌اش در مذاکرات ژنو یعنی "آتش بس انسانی" در طول ماه مبارک رمضان دست نیافته است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) طرح ارائه شده ولد الشیخ بر هفت اصل استوار بوده است:

- اعلام آتش بس انسانی در ماه مبارک رمضان

- تسهیل ورود کمکهای انسانی به یمن

- تنظیم روش عقب نشینی نیروهای نظامی از شهرها هم زمان با آتش بس

- تنظیم چگونگی روش اجرای توافق و حسن اجرای آن

- آغاز روند سیاسی برای حل بحران از طریق گفت‌وگوی همه نیروهای سیاسی اساسی یمن

- تاکید بر احترام حقوق بشر و حمایت شهروندان عادی و افزایش کمکهای انسانی

- سازماندهی گفت‌وگوها و مشاورات سیاسی از سوی نماینده سازمان ملل اسماعیل ولد الشیخ.

نگاه اسماعیل ولد الشیخ به نتیجه مذاکرات

این طرح در مجموع گفت‌وگوهای مشورتی بین دو هیات که مشهور به هیات اعزامی از ریاض (مجموعه‌ای که خود را نماینده "دولت قانونی" به ریاست منصور هادی می‌دانست) و هیات اعزامی از صنعاء (نماینده مهمترین احزاب و سازمان‌های سیاسی یمن از جمله انصارالله) به جایی نرسید و پس از آن بود که ولد الشیخ هرگونه گفت‌وگوی جدیدی را مشروط به پذیرش اصل آتش بس از سوی دو طرف کرده است و از همین جا است که پای پادشاهی سعودی به میان می‌آید زیرا یکی از معانی آتش بس این است که حمله نظامی سعودی به یمن نیز باید متوقف شود چیزی که در جریان مذاکرات ژنو به هیچ وجه از سوی سعودی با پاسخ مثبت همراه نشد. ولد الشیخ عدم دستیابی به نتایج مطلوب را نتیجه اصرار هر کدام از دو طرف بر خواسته‌های خود توصیف کرده است.

با این حال نماینده سازمان ملل که دوست ندارد نتیجه اقدامات خود را شکست خورده بداند معتقد است همکاری سازنده ای را از هر دو طرف حس کرده است و همچنان در ضمن ارائه گزارش به شورای امنیت در بازگشت به نیویورک تلاش خواهد کرد آتش بس انسانی در ماه مبارک رمضان را در دستور کار اول خویش قرار دهد. وی همچنین معتقد است تنظیم وقتی جدید برای گفت‌وگوها به اراده دو طرف باز می‌گردد و اکنون فهم مشترکی در برخی موضوعات بین طرف ها بر سر مسائلی مثل آتش بس، عقب نشینی از شهرها و کمکهای انسانی ایجاد شده است.

مشکلات اساسی مذاکرات ژنو

از آغاز گفت‌وگوهای مشورتی یمنی یمنی در ژنو چهار مشکل اساسی در آن به چشم می‌خورد:

1 - موضوعی یا طرحی مشخص برای "حل بحران یمن" وجود نداشت و از همان آغاز، موضوع نشست ژنو به "گفتگوهای مشورتی" شهرت یافت. از همین رو دو طرف نیز مبنایی برای گفت‌وگوهای حل بحران به عنوان دستور کار نداشتند.

2- سازمان ملل با آن که میزبان این نشست بود اما مقدمات لازم را برای انجام این گفت‌وگوها درست انجام نداده بود و دستورالعمل روشنی برای گفت‌وگو یا مشورت در دست نداشت و مثل این بود که درصدد است پروژه‌ای بین‌المللی را برای یمن توجیه کند و یا آن که در نتیجه بار سنگین اقدامات جنایات جنگی و کشتار مردم عادی در یمن درصدد آمده بود به افکار عمومی دنیا اعلام کند که به دنبال حل بحران و پایان مصیبت مردم یمن است.

3- مذاکره کنندگان هیات صنعاء اعتقاد راسخی داشتند که اسماعیل ولد الشیخ به سوی هیات ریاض و پادشاهی سعودی گرایش دارد از همین رو ناکارآمدی سازمان ملل در بحران یمن به شدت خودنمایی می‌کند و این بدگمانی از حادثه تاخیر وصول هیئت صنعاء به ژنو با دو روز تاخیر و توقف اجباری هواپیمای حامل هیات صنعاء در جیبوتی در نتیجه اقدامات سودان و مصر به شدت افزایش یافت. این حادثه و عدم پاسخگویی علل آن باعث شد تا این شک قوت گیرد که سازمان ملل در مذاکرات بی طرف نیست.

4- گفت‌وگوهای مشورتی که زیر نظر ولد الشیخ اداره می‌شد در بخشهای مبهم و سوال برانگیزی متوقف شده بود مثل این که چه کسانی و با چه تعداد نماینده در گفت‌وگوهای احتمالی رودر رو پشت یک میز بنشینند. نماینده سازمان ملل اصرار داشت تا هر طرف فقط هفت نماینده به همراه سه مشارو داشته باشند. این در حالی بود که هیات ریاض اصرار زیادی داشت تا فقط با نمایندگان انصارالله و کنگره عمومی مردم وابسته به علی عبدالله صالح پشت میز بنشیند تا نشان دهد که به اصطلاح دولت قانونی یمن به ریاست منصور هادی در حال گفت‌وگو با کودتاگران یمنی است. این برنامه هیات ریاض به منزله یک دام برای انصارالله بود از همین رو از همان اغاز با طرح پیشنهادی هیات‌های هفت نفری مخالفت کرد و این در حالی بود که هیئت صنعاء متشکل از 22 تن از نمایندگان جریانات سیاسی یمن بود که در کنار انصارالله مجموعه متشکلی را تشکیل می‌دادند، مجموعه‌ای که حتی جنبش صلح آمیز جنوب یمن (الحراک الجنوبی السلمی) را در خود جای داده بود. از سوی دیگر جنبش انصارالله حاضر بود با طرف مقابل به عنوان هیئت ریاض و به عنوان بخشی از نیروهای سیاسی یمن گفت‌وگو کند و نه به عنوان نماینده دولت قانونی یمن زیرا این معتقد بود که منصور هادی رییس جمهور مستعفی است و دولت منسوب به وی دولت قانونی یمن نیست پس به عنوان دولت با آنها گفت‌وگو نخواهد کرد.از نظر برخی اعضای هیات صنعاء، پذیرش طرح هفت نفری هیات‌ها از سوی ولد الشیخ به منزله همراهی وی با هیات ریاض بوده است.

چرا طرح آتش بس انسانی شکست خورد؟

گره اصلی در موضوع "آتش بس انسانی" در ماه مبارک رمضان موضوع عقب نشینی از شهرها و به خصوص شهر عدن بود.انصارالله همانطور که اسماعیل ولد الشیخ گفته بود با گفت‌وگو بر سر اصل عقب نشینی از شهرها موافقت کرده بود. هیات یا همان گروه ریاض نیز حاضر بودند تا روی این موضوع در قالب قطعنامه 2216 گفت‌وگو کنند. اما اختلاف اساسی در آن به درخواست هیات ریاض بر می‌گشت که پیشنهاد داده بودند با عقب نشینی نیروهای ارتش و کمیته‌های مردمی یمن از شهر عدن حاضرند اصل آتش بس در ماه مبارک رمضان را بپذیرند به شرط آن که پس از عقب نشینی از عدن، نیروهای مسلح طرفدار منصور هادی که نام خود را نیروهای مقاومت گذارده‌اند کنترل شهر عدن را به عهده بگیرند. هیات ریاض می‌گفت اگر انصارالله با این درخواست موافقت کند آنگاه آنها حاضرند آتش بس در ماه رمضان را بپذیرند.

هیات ریاض و نیروهای وابسته اش که در طول حملات نیروی هوایی ارتش سعودی هیچگونه دستاورد نظامی نداشتند با طرح این درخواست در واقع به دنبال آن بودند تا جای پای خود را در ابتدا در عدن مستحکم کنند و مقدمات بازگشت رییس جمهور مستعفی و کابینه‌اش را که در ریاض مستقر بودند به یمن فراهم کنند و چیزی را که سعودی و شبه نظامیان وابسته‌اش در طول جنگ و در میدان نبرد نتوانسته بودند محقق کنند، در این مذاکرات به دست آورند و از عدن به عنوان پایگاهی برای توسعه برنامه نظامی خود در جنوب و سپس شمال یمن بهره برداری کنند.

با این همه جنبش انصارالله و نمایندگان کنگره عمومی مردم یمن با اصل عقب نشینی موافقت کردند به شرط آن که کنترل و امنیت شهر عدن توسط یک نیروی کاملا مورد اعتماد اداره شود که توسط یک حاکمیت سیاسی جدید (دولت جدید) و براساس یک پیمان جدید سیاسی تشکیل شده باشد و این دولت جدید نه تنها بر عدن که بر کل یمن حاکمیت سیاسی، نظامی و امنیتی داشته باشد.

حتی به عهده گیری امنیت شهر عدن از سوی جنبش صلح آمیز جنوب نیز مطرح شد اما هیات ریاض این نظر را رد کرد و بر تسلیم امنیت شهر به شبه نظامیان طرفداران منصور هادی اصرار داشت و به این شکل بود که برنامه آتش بس انسانی در ماه رمضان در نشست ژنو ناکام ماند. در پی آن، ولد الشیخ اعلام کرد هنوز امیدوار است که در راستای ارائه گزارش به شورای امنیت بتواند با کمک طرفهای بین‌المللی این طرح را در ماه مبارک رمضان عملی کند.

موضع طرفهای خارجی در مذاکرات ژنو

پادشاهی سعودی در این مذاکرات تلاش کرد تا قطعنامه 2216 به عنوان محور اصلی گفت‌وگوها باشد. این قطعنامه بر قانونی بودن ریاست جمهور و دولت منصور هادی و بر عقب نشینی شبه نظامیان از شهرها و بازگشت قدرت به دولت هادی اشاره کرده است و این همان مطالبه هیات ریاض بود. دولت فرانسه و ترکیه نیز از مواضع سعودی در این مذاکرات حمایت کردند. دولت آمریکا که در ابتدای مذاکرات از برقراری آتش بس در ماه رمضان حمایت و بر آن اصرار می‌کرد در پایان مذاکرات به سوی اجرای قطعنامه 2216 رفت. پادشاهی سعودی شکست مذاکرات را متوجه جنبش انصارالله کرد که حاضر به پذیرش قطعنامه 2216 به عنوان موضوع مذاکرات نشدند.

مواضع روسیه که توسط سفیر این کشور در سوییس به اطلاع اسماعیل ولد الشیخ رسیده بود نیز بر سه اصل استوار بود:

- آتش بس کامل در داخل یمن و خارج که اشاره به توقف حملات سعودی داشت

- ارسال کمکهای انسانی به یمن

- آغاز گفت‌وگوهای سیاسی که همه طرفهای یمنی را شامل شود.

دولت روسیه در حالی این چهارچوب را برای حل بحران یمن ارائه کرده است که هنوز این سوال در افکار عمومی و بسیاری از کارشناسان سیاسی منطقه باقی مانده است که با توجه به تجربه‌های سوریه و لیبی چگونه و با چه اهدافی اجازه عبور قطعنامه 2216 را از شورای امنیت داد؟

براساس اعلام رسانه‌های گروهی، ایران نیز خواستار آتش بس و پایان فوری حملات سعودی، ارسال کمکهای انسانی و برقراری گفت‌وگوهای یمنی بدون دخالت خارجی بود.

با این همه آنچنان که روند گفت‌وگوهای ژنو نشان داد هیچ نتیجه مشخصی که میزان توافق طرف‌های شرکت کننده در مذاکرات باشد به دست نیامد. بدون شک این مذاکرات اگر براساس آن چه که ولد الشیخ گفته است در ادامه منجر به تصمیم گیری جدید شورای امنیت برای آتش بس باشد می‌تواند زمینه و توجیهی مناسب برای خروج ارتش سعودی از بن بست نظامی در یمن باشد.

در پایان می‌توان گفت نقشه جاری در کل خاورمیانه نشان می‌دهد پرونده یمن نیز به پرونده‌های دیگر خاورمیانه همچون عراق و سوریه و موضوع مبارزه با تروریسم و اندیشه های تکفیری و القاعده گره خورده است و عوامل اصلی بروز این بحران همچون آمریکا تلاش می‌کنند با پرونده یمن در قالب مصالح و منافع استراتژیک خود رفتار کنند و در شرایط کنونی هرگز نیت جدی برای پایان این بحران در یمن و خاورمیانه ندارند.

انتهای پیام

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.