۰

آرین منش: زیاده‌خواهی برخی اصولگرایان، مانع وحدت می‌شود/ هنوز زمان جرزنی‌ها نرسیده است

  • ۱۹بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
اصولگرایان

نماینده ادوار مجلس گفت: زیاده‌خواهی‌ها، تمامیت‌خواهی‌ها، حب نفس و عدم رعایت اخلاق ازجمله مشکلاتی هستند که باعث ایجاد مانع بر سر راه وحدت و انسجام اصولگراها می‌شود.

مریم محمدپور: هشت ماه به برگزاری دو انتخابات مهم در کشور باقی مانده است. احزاب و گروه‌های مختلف سیاسی چندی است به تکاپو افتاده‌اند تا با تدوین سازوکارهایی تعداد کرسی‌هایی که از پارلمان کسب می‌کنند را بالا ببرند. یکی از مشکلاتی که عموما سر راه این احزاب و تشکل‌ها قرار می‌گیرد موانعی است که بر سر راه به وحدت رسیدن‌شان قرار دارد. این چندصدایی احتمال موفقیت را پایین می‌آورد. درباره موانع و راهکارهای به وحدت رسیدن اصولگرایان با جواد آرین‌منش، نماینده ادوار مردم مشهد در مجلس به گفت‌وگو نشستیم. آرین‌منش از چهره‌های اصولگرای نزدیک به غلامعلی حداد عادل است و حتی یک بار حداد عادل در حمایت از شخص او سخنرانی کرده است. آرین منش که سابقه نایب رئیسی کمیسیون فرهنگی مجلس در دوره های هفتم و هشتم را دارد، اکنون رئیس منطقه2 کشوری دانشگاه فرهنگیان است. مشروح این گفت و گو در ادامه می‌آید:

آقای آرین منش، از منظر شما مهمترین موانع بر سر راه اصولگرایان برای رسیدن به وحدت در انتخابات مجلس دهم را چه می دانید؟

در بدو امر تعدد و تنوع گروه‌ها و تشکل‌های سیاسی اصولگرا و اختلاف سلیقه و دیدگاهی که بین تشکل‌های اصولگرا وجود دارد، می‌تواند به عنوان یک مانع در سر راه وحدت اصولگرایان تلقی شود. عامل دومی که ممکن است موانعی را بر سر راه وحدت اصولگراها ایجاد کند، ترجیح مصالح حزبی و گروهی بر منافع ملی است. سومین عامل زیاده‌خواهی‌ها، تمامیت خواهی‌ها و حب نفس و عدم رعایت اخلاق است که باعث می‌شود وحدت در بین اصولگرایان صورت نگیرد. همچنین عدم از خودگذشتگی افراد و گروه‌ها در به وحدت نرسیدن موثر است، چراکه لازمه وحدت و همگرایی کوتاه آمدن و انعطاف نشان دادن و در واقع پرهیز از تمامیت خواهی است. البته اگر آثار و پیامدهای عدم وحدت مورد توجه اصولگراها قرار بگیرد و رقبای سیاسی دیده شوند طبیعتا زمینه برای رسیدن به وحدت فراهم می‌شود.

فرمودید تنوع گروه‌ها و اختلاف سلیقه. چطور همه این گروه‌ها با سلیقه‌های مختلف همگی زیر پرچم اصولگرایی جمع می‌شوند؟

در شرایطی که احزاب بزرگ و فراگیر  کم داریم و معدود احزاب بزرگی هم که هستند هر کدام از حوزه نفوذ و تاثیر محدودی برخوردار هستند، بنابراین تشکل‌ها و احزاب سیاسی ناگزیرند به تشکیل جبهه‌هایی که از تشکل‌ها و احزاب کوچک‌تر تشکیل شده باشند. برای اینکه وزن سیاسی جریان اصولگرا بالا رود این تشکل‌ها ناگزیر به در کنار هم قرار گرفتن، همگرایی و وحدت هستند، اما توجه به تجربیات، ناکامی‌ها و پیروزی‌های گذشته و عبرت گرفتن از آنها می‌تواند اصولگرایان را دور هم جمع کند. توجه داشتن به شکستی که اصولگرایان در انتخابات اخیر ریاست جمهوری خوردند اتفاق مهمی است. آنها با تعدد کاندیداها وارد میدان شدند و هیچکدام از کاندیداهایی که مورد توجه اصولگرایان بودند موفق به اخذ اکثریت آرا نشدند.

حال با این شرایط راهکار اصولگرایان برای رسیدن به وحدت چیست؟

ابتدا باید اشاره کنم که در گذشته وقتی اصوگرایان دور هم جمع شدند، منشور 24ماده‌ای تهیه شد تحت عنوان «منشور اصولگرایان» و این منشور به ابتکار جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم تهیه شد و به امضای دو شخصیت برجسته یعنی مرحوم آیت الله مهدوی کنی و آیت الله یزدی رسید. در این منشور شاخص‌هایی برای تعریف اصولگرایی مشخص شده است. اصولگرایان بر اساس این منشور یک بار تجربه وحدت داشتند. آنها دور هم جمع شدند و به پیروزی در انتخابات هم رسیدند.

من پنج معیار و شاخص را ذکر می‌کنم که اگر اصولگرایان به آنها توجه کنند می‌توانند پیروز انتخابات باشند.

اول مبنا قرار دادن مفاد منشور اصولگرایی که شاخص‌هایی مانند التزام عملی به ولایت فقیه، اعتقاد به اسلام، پایبندی به قانون اساسی و... در آن ذکر شده است.

دوم پذیرش حکمیت و سازوکاری است که ازسوی جامعتین مشخص می‌شود، به عنوان مثال در یک نوبت فرمولی تحت عنوان 6+5 را مطرح کردند و قرار شد 11نفر از نمایندگان احزاب و تشکل‌های مختلف و افراد مرضی الطرفین و بی‌طرف در استان‌ها دور هم جمع شوند و درنهایت این ترکیب تصمیم‌گیری برای تدوین فهرست کاندیداها کردند.

سومین نکته که باید به آن توجه شود، رعایت اعتدال در گزینش افراد و انتخاب افرادی که مشهور به افراط و تفریط و تندروی نباشند، چراکه مردم از افراط گرایی ذهنیت بسیار منفی دارند. بنابراین اصولگرایان برای انتخابات مجلس باید به سراغ افراد معتدل، منطقی و به دور از افراط و تفریط بروند.

چهارمین نکته‌ای که باید به آن توجه کنند، عملیاتی کردن نامگذاری امسال است. «دولت، ملت همدلی و همزبانی» در جاهای مختلف می‌تواند مصادیق داشته باشد. این شعار برای اجرا ازسوی رهبری تعریف شده و نه برای تکرار و یکی از مصادیق عمل به آن انتخاب افرادی است که در جهت وحدت و همدلی دولت و ملت گام برمی‌دارند. این شعار می‌تواند یک شاخص برای انتخاب کاندیداهای مطرح ازسوی تشکل‌هایی باشد که خود را پیرو ولایت فقیه می‌دانند.

پنجمین شاخصی که باید در انتخاب افراد و تدوین لیست‌ها باید مورد توجه قرار بگیرد، سنجش مقبولیت افراد از طریق نظرسنجی‌های علمی است. طبیعی است باید فردی را انتخاب کنیم که از مقبولیت نسبی بین مردم برخوردار باشد، این طور نیست که هر کسی که یک جمع کوچکی او را انتخاب کرد، گزینه خوبی برای مجلس بدانیم. مردم در صورتی به آن فرد رأی می‌دهند که از او زمینه مقبولیت و خوشنامی و حسن سابقه در ذهنشان داشته باشند و در غیر این صورت مردم راه خودشان را خواهند رفت.

آقای حداد عادل اخیرا یک سخنرانی داشتند و در آن به موضوع وحدت اصولگرایان پرداخته بودند، در یکی از بخش‌ها گفته بودند که یکی از مشکلات اصولگرایان نحوه هماهنگی با جامعتین و روحانیت است. به نظر شما این هماهنگی باید به چه صورتی انجام شود؟

من معتقدم تشکل‌های متنوع و متعدد اصولگرایان باید خودشان را با شاخص‌هایی که ازسوی جامعتین ارائه می‌شود و سازوکارهایی که ازسوی آنها تنظیم می‌شود هماهنگ کنند. البته جامعتین روی افراد نظر نمی‌دهند و نمی‌گویند چه کسی باشد و چه کسی نباشد. آنها معمولا شاخص‌های کلان و وسیله ارزیابی را برای افراد تعریف می‌کنند و مثلا می‌گویند در هر استان یک ترکیب 11نفره ای با این شکل انتخاب شود و هر چه که خروجی نظرهای آن 11نفر بود، نظر ما هم هست و فصل الخطاب است.

پس چرا آقای حداد عادل از عبارت «مشکل» برای این شرایط استفاده کرده‌اند؟

از نظر من نقش جامعتین «مشکل» نیست، بلکه «راه‌حل» است. یعنی هر زمان جامعتین به میدان آمده و حکمیت کرده‌اند، کار را برای جمع‌بندی و اتخاذ تصمیم تسهیل کرده‌اند.

از منظر شما، چه کسی محور اصلی اصولگراها برای انتخابات مجلس دهم باشد احتمال موفقیت این جریان برای کسب کرسی‌های بیشتر بالاتر می‌رود؟

همانطور که عرض کردم اگر محور جامعتین باشد، توفیقات بالا می‌رود، جامعتین شامل دو تشکیلات بزرگ دینی و سیاسی است که مورد تایید امام و رهبری بوده و هستند بنابراین اگر احزاب اصولگرا زیر چتر جامعتین قرار بگیرند می‌توانند به وحدت و همگرایی برسند. اما اگر بخواهیم شخصیت‌ها را نام ببریم، شخصیت‌هایی که باید در رأس قرار بگیرند، قاعدتا روسای جامعتین، یعنی آقای موحدی کرمانی که رئیس جامعه روحانیت مبارز هستند و آقای یزدی که رئیس جامعه مدرسین قم هستند در این جایگاه قرار دارند و اگر آقای آیت الله مصباح یزدی هم در کنار این افراد باشند، این ترکیب کامل‌تر می‌شود.

یکی از مشکلاتی که در برخی انتخابات‌ها موجب وحدت‌شکنی می‌شود و بیشتر هم در جبهه اصولگرایان دیده می‌شود، حضور افرادی با احساس تکلیف شرعی است. عده‌ای که می‌گویند تکلیف شرعی دارند، اما حاضر نیستند در بزنگاه‌ها کنار بروند تا منافع حزبی تامین شود، این تکلیف تا چه حد با اخلاق انتخاباتی سازگاری دارد؟

اگر گزینش بر اساس معیار و شاخص صورت گرفته و خرد جمعی در آن موثر بوده باشد، دیگر تک‌روی است ناشی از حب نفس است. مگر اینکه خدای نکرده لابی‌های تاثیرگذاری که ممکن است حق را باطل و باطل را حق کند، در گزینش تاثیر گذار بوده باشد.

اگر رقیب اصولگرایان به وحدت برسد، احتمال به وحدت رسیدن این جناح سیاسی نیز بالا می‌رود. به نظر شما چقدر احتمال به وحدت رسیدن اصلاح طلب‌ها وجود دارد؟

من معتقدم هر گاه شرایط انتخابات، رقابتی باشد و شرایط برای ورود همه احزاب سیاسی و سلایق مختلف فراهم شده باشد، انسجام در میان اصولگرایان نیز افزایش پیدا می‌کند، یعنی حضور موثر رقیب اصلاح‌طلب باعث انسجام اصولگرایان می‌شود و بالعکس حضور موثر اصولگرایان باعث انسجام اصلاح‌طلبان می‌شود. الان بحث بر سر این است که آیا اصولگرایان، اصلاح طلبان و اعتدال گرایان به سه قطب تقسیم می‌شوند یا اینکه اصلاح طلبان و حامیان دولت در یک سمت قرار خواهند گرفت. این دو شرایط متفاوتی بر احتمال به وحدت رسیدن رقیب اصولگرایان اثر دارد.

اصولگراها چطور؟ فکر می‌کنید چند درصد احتمال دارد به وحدت برسند؟

هنوز برای قضاوت زود است، باید یک مقداری کار جلوتر برود. در حال حاضر هنوز صحبت از کلیات و ضرورت وحدت است و همه متفق‌القول هستند اما وقتی به انتخابات نزدیک‌تر شویم و زمانی برسد که قرار است افراد مشخص شده و لیست‌های انتخاباتی بسته شود، آنجاست که معمولا جرزنی‌ها و تمامیت خواهی‌ها و حب نفس‌ها مداخله می‌کند.

29213

 

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.