۰

معاون گردان غواصی یاسین:رمز ایستادگی شهدا همدلی بود/ با کم کردن توقعات،به دولت کمک کنیم

  • ۶۸بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
شهیدان دفاع مقدس و انقلاب اسلامی

یکی از رزمندگان گردان غواصی یاسین لشکر21 امام رضا (ع) می گوید: غواصان با کمترین امکانات به دل دشمن زدند و امروز ما هم باید با همدلی و امکاناتی که در اختیار داریم برای پیشرفت کشور تلاش کنیم.

عبدالله احمدي : وصفش را زیاد شنیده ام و در فضای مجازی که نام «علیرضا دلبریان» را جستجو می کنی، با کلیپ های مختلف صوتی و تصویری از روایت گری او از روزهای دفاع مقدس و جبهه روبرو می شوی. لهجه خراسانی و لحن ساده و صمیمی و صراحتش، او را از دیگران متمایز کرده است و زمانی که از بچه هایی می گوید که به اروند می زدند، صدایش می لرزد صدای گریه اش را از پشت تلفن نیز نمی تواند پنهان کند، ساکن مشهد است و متولد کاشمر در خراسان رضوی، امسال 50 ساله شده و می گوید 17- 16 سالش بوده که به جبهه رفته است. عکس هایش نیز همین سن و سال را نشان می دهد. با اینکه جانباز 51 درصد است، کارش شده حضور در مراسم ها، محافل دانشگاهی و اردوهای راهیان نور برای روایت روزهای حماسه و معتقد است که تاریخ جنگ را باید درست، دقیق و بدور از افراط و تفریط برای نسل امروز بازگو کرد. البته خودش را رسانه ای می داند و با سایت " روایت فابریک جنگ" خاطرات در سینه مانده اش را مکتوب کرده و به اشتراک می گذارد.


به مناسبت تشییع با شکوه و حماسی شهدای غواص و گمنام در تهران با او هم کلام شده ایم تا برای مان از "گردان غواصی یاسین" بگوید که خودش معاون گردان و مسئوال آموزش غواص های بوده است و بگوید که در عملیات کربلای 4 چه اتفاقاتی رخ داد.

مشروح این گفتگو به شرح زیر است:

تشییع شدای غواص در تهران با شکوه خاصی برگزار شد، و این شهدا پس از این همه سال آمدند که به ما چه بگویند؟ و شما به عنوان یک همرزم ، پیام آن ها را چه می دانید؟

مردم در تشییع شهدای غواص که بیشتر آن ها کمتر از 25 سال هم سن داشتند، سنگ تمام گذاشتند و همه آمده بودند تا برای این غواصان دل بسوزانند و می دانم که دل شان برای مظلومیت این بچه ها که مظلومانه و با دست بسته به شهادت رسیده اند، به رحم آمده است اما روی صحبتم با همه جوانان عزیز کشورمان این است که این احساسات و دل رحمی باید در عمل هم خود را نشان بدهد.
ما باید بدانیم که این شهدا از همه وابستگی ها بریدند و رفتند برای آنکه هدف شان محقق شود و آن هدف حفظ اسلام، نظام اسلامی و کشور بود و امروز ما باید برای رسیدن به این هدف و آرمان که رشد و پیشرفت کشور در همه عرصه هاست، همت کنیم.

* شهدا خون دادند ما عرق بريزيم و كار كنيم

بدانیم که غواصان برای دفاع از این کشور خون دادند اما ما بیائیم کار کنیم و عرق بریزیم و کشور خود را آباد کنیم. بدانیم که رزمنده های ما با کمبود امکانات رفتند و به دل دشمن زدند ولي ما بیایم با امکانات که امروز در اختیار داریم و به اندازه توان مان کار کنیم. آن ها شبانه روز کار کردند، ما در ساعت کاری مان، درست کار کنیم و تنبلی نکنیم. آن ها با یکدیگر مهربان بودند و برای هم می مردند ما بیائیم برای هم غصه بخوریم و این پیام واقعی غواصان شهید است.

همان هایی که در میدان بهارستان تهران به صف شدند و فردای قیامت نیز به خط خواهند شد و ما باید از پیش چشمان آن ها عبور کنیم پس باید طوری به گونه ای کار و زندگی کنیم که در آن لحظه شرمنده آن ها نباشیم.

بدانیم اگر شهدا نبودند و در میدان نبرد فداکاری نمی کردند امروز نه اسلام بود، نه ایران ، نه کارخانه و اقتصاد و چاه نفت چون صدام همه جا را ویران کرده بود و همه با هر تفکر و مرامی متفق القول هستند که اگرشهدا نمی رفتند امروز مشخص نبود که ما در چه وضعیتی قرار داشتیم؛ پس امروز که این آرامش و امنیت را داریم وظیفه ما این است که تلاش کنیم و بدانیم که آن ها جز تلاش برای پیشرفت کشور و ادامه راهشان چیزی از ما نمی خواهند. همانطور که امام(ره) آن روز اولویت را دفاع از کشور می دانست امروز دانشجوی ما نیزباید اولویت خود را در دانشگاه درس خواندن و کار علمی بداند و وارد حاشیه های و سیاست بازی ها نشود. شهدای با دست خالی ایستادگی کردند و خدا هم کمک کرد و سربلندی امروز ما به دلیل مقاومت است و امروز هم باید جلوی دشمن بایستیم.

همین کشورهایی که امروز بر سر میز مذاکره با دیپلمات های ما نشسته انددر زمان جنگ مقابل ما بودند وتمام ابرقدرت ها به صدام کمک مالی و تسلیحاتی می کردند اما چون آنجا توانستیم، در این عرصه هم می توانیم کشور را سرفراز کنیم .شهد ای ما مظهر اقتدار هستند و شکی نیست که اینها تنها استخوان ویا کشته جنگی نیستند بلکه سندهای افتخار، مقاومت و ایستادگی این کشور هستند.

دشمن در این سال ها تلاش کرده است که فرهنگ ایثار و شهادت را در جامعه ما کمرنگ کند اما در روز تشییع شهدا که همه آمده بودند، دشمن خیره شده بود و به مردمی نگاه می کرد که هنوز شهدای خود را که فرزندان این ملت هستند را فراموش نکرده اند و این سرمایه و پتانسیل است که می تواند ما را پیروز کند چراکه اگر بهترین تجهیزات و امکانات وجود داشته باشد اما روحیه ایثار وجود نداشته نباشد، نتیجه بخش نیست و ما امروز نیازمند روحیه و فرهنگ ایثار و گذشته در جامعه هستیم.

یکی از خاطرات خودتان از روزهایی که با غواص ها بودید را برای مان بگویید؟

.jpg' /]

از راست شهيد نظري. عليرضا دلبريان. حميدآقا. حاج مهدي سعيدي

شهید حمید غفوری یکی از غواصان، فارغ التحصیل دانشگاه امام صادق (ع) بود. به زبان مسلط بود و حتی به او پیشنهاد سفارت شده بود اما او گفت امروز امام می گوید راس امور جنگ است و به جبهه آمد البته نه در عقبه جنگ و اهواز بلکه در خط مقدم و این دانشجویی که بهترین موقعیت و پست و مقام برایش فراهم بود ، در خرمشهر لباس غواصی به تن کرد. تمرین غواصی شوخی نیست. شب ها داخل آب سرد رفتن با آن سختی ها. اما یک دانشجو از پشت میز دانشگاه به جبهه آمد و با اراده و ایمانی که داشت، سختی ها را تحمل کرد و در عملیات کربلای 4 به اروند زد و روی سیم خاردارهای جزیره ماهی و با دشمن درگیر شد و به شهادت رسید.

شب عملیات کربلای 4 تنها آتش بود که بر سر بچه ها می بارید و چه کسی می توانست از زیر آتش دشمن بیرون بیاید اما این شهدا راه خود را انتخاب کرده و با اراده وارد میدان نبرد با دشمن شدند و اگر چه امکانات نداشتند اما به همان امکانات کم اکتفا کرده و حماسه آفریدند. در کنار یک سکوی سیمانی لباس غواصی را از تن بیرون می کردند و با اینکه زمستان سال 65 بود و در زیر باد سرد از سرما به خود می لرزیدند دوباره لباس های نخی را در می آوردند و لباس های یخ زده و سرد غواصی را به تن می کردند. و خدا می داند وارد آب که می شدند در روزهای ابتدایی یک یا دو کیلومتر و در روزهای اخر تمرین غواصای در زیر پل مارد تا 10 کیلومتر در زیر آب غواصی می کردند.

مصداق این شعر حافظ که:شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین حایل/ کجا دانند حال ما سبک بالان ساحل ها.

خود فرمانده اولين نفري بود كه به آب مي زد

واقعا نمی دانید این بچه ها چه سختی هایی کشیدند و من که مسئول آموزش آن ها بودم می دانم که چه سختی هایی را تحمل کردند اما هیچ گاه دم بر نمی آوردند. روزهای آخر برای ما یک کانتینر آورد بودند که به عنوان حمام استفاده کنیم. یک تانکر آب بود که برای گرم کردنش در سرما جعبه های خالی مهمات را زیرآن آتش می زدیم که گرم شویم. در همان شرایط بچه ها ایستادند ما برای بنزین قایق های مان مشکل داشتیم و حتی با یک قایق 300 نیروی غواص را آموزش می دادیم و این طوری کار می کردیم و کوتاه نمی آمدیم.

شهید جلیل محدثی فر که خودش به عنوان فرمانده گردان بود با ما داخل آب می آمد و غواصی می کرد این ها امروز برای ما درس است و باید الگو باشد اگر جلیل محدثی نمی آمد کنار آب شما قطعا بدانید خیلی از آن بچه های غواص در آن شرایط سخت می بریدند اما رمز ایستادگی غواص ها همدلی بود و بی عدالتی نبود؛ یعنی این طور نبود که فرمانده خودش کنار بخاری گرم بنشیند و به نیروها بگوید جلو بروید اما خودش اولین نفری بود که به آب می زد.

شهدای عملیات کربلای پنج بیشتر غواص بودند، خیلی از بچه‌ها اسیر شدند و 2 هزار غواص ما در عملیات کربلای 4 رفتند و برنگشتند اما اين عدم موفقيت ما درعمليات كربلاي 4 مقدمه فتح و پيروزي ما در عمليات كربلاي 5 شد كه رزمندگان ما با توكل و اميد به خدا به آن دست يافتند.

* امروز براي رفتن به ماموريت ماشين كولردار مي خواهيم!/ شهيدان خدايي همين جا هستند، بايد ببينيم

شما به عنوان یک رزمنده وظیفه امروز ما را چه می دانید تا با عمل به آن بتوانیم واقعیت های دفاع مقدس را برای نسل امروز تشریح کنیم؟

ما متاسفانه از کنار تاریخ دفاع مقدس رد می شویم و طی این سال ها فقط حرفش ر ازده ایم و البته قشنگ هم نگفته ایم، علمی نگفته ایم و جنگ را تحلیل نکرده ایم بلکه تنها گذرا و با احساساتی که برما غلبه کرده تنها و دائم شعارمی دهیم که "کجائید ای شهیدان خدایی" و بعد ازآن به دنبال کار خودمان رفته ایم اما نرفته ایم ببینیم که این بچه ها که بودند و چه کردند. "شهیدان خدایی" همین جا هستند باید ببینیم که چقدر این ها کار کرده اند و زحمت کشیدند و ما می توانیم زندگی خود را شبیه به آن ها کنیم اما متاسفانه می بینیم فلان مدیربرای رفتن به یک ماموریت می گوید من با ماشینی که کولر نداشته باشد نمی روم در حالیکه بچه های ما در قسمت بار کامیون می نشستند و به خط مقدم می رفتند امروزباید به روحیه دوران دفاع مقدس برگردیم و از توقعات خود کم کنیم و در این عرصه و در این شرایط سخت به دولت کمک کنیم. امروز اگر همه مسئولان ما در این عرصه اقتصادی رهنمودهای رهبری را ملاک عمل قرار دهند، مشکلات حل می شود چون کشورما سرمایه های عظیمی دارد اما باید بتوانیم از آن به درستی استفاده کنیم.

پشيمان نيستم/ زمان برگردد، باز هم رزمنده گردان یاسین مي شوم

مي‌خواهم صادقانه پاسخ دهید که از این راهی که رفته‌اید و سختی‌هایی که در زمان جنگ و بعد از جنگ چشیده‌اید، پشیمان نیستید؟

اصلا و ابدا هیچ‌گاه پشیمان نشدم و اگر دوباره زمان به عقب برگردد، باز هم رزمنده گردان یاسین خواهم بود. من با شهدا زندگی می‌کنم و به عشق آن‌ها نفس می‌کشم. بهترین روزها و لحظات عمر من همنشینی با شهدا بوده است و یاد یاران سفرکرده به نماز و دعا و مناجات من روح و رنگ و لعاب می‌دهد و هرگاه نماز می‌خوانم، به یاد نماز خواندن شهید ‌هاشم امینی در سایت 4و 5 فکه می‌افتم که هرگاه به نماز می‌ایستاد، از اول تا آخر نماز صدای هق‌هق گریه‌اش بلند بود. شما نماز جماعتی سراغ دارید که در آن امام و ماموم گریه کنند. این‌ها را من دیدم و حاضر نیستم با هیچ چیز دیگری آن را عوض کنم. حتی حاضرم هرچه دارم بدهم و دوباره به آن زمان برگردم. سخت اما شیرین بود. معتقدم روز قیامت تنها چیزی که بتواند مرا نجات دهد، همین شب‌ها و روزهایی است که در کنار شهدا بوده‌ام. در جبهه صداقت، راستی و پاکی دیدم و هیچ گاه دروغ و حرف بی‌ربط و یا توهینی نشنیدم. همه به تکلیف عمل می‌کردند و هرکسی کار خودش را به نحو احسن انجام می‌داد. نشاط جبهه و آن دوستان را بعد از جنگ در هیچ جا ندیدم که امیدوارم خدا کمک کند تا بتوانم همین چند قدمی‌که برای خدا برداشتم، حفظ کنم.

29220

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.